کاظم نیکخواه – پاسخ به یک سؤال
دوست عزیزی از ایران پرسیدهاند: آلترناتیو راست یا چپ، کدام را در چشمانداز میبینید؟
کاظم نیکخواه: سؤال مهم و قابلتوجهی است. دوست عزیز برای اینکه بدانیم کدام آلترناتیو در چشمانداز جامعه قرار دارد، باید اول ببینیم راست و چپ یعنی چه و از کدام راست و کدام چپ صحبت میکنیم و جامعه نسبت به سیاستهای آنها چه میگوید.
بهطورکلی در سطح جامعه راست یعنی جریاناتی که اساساً به دنبال حفظ وضع موجودند، به این مفهوم محافظه کارند. میخواهند سنتهای موجود، سیاستهای موجود و سیستم موجود را حفظ کنند. برعکس، چپ، خواهان تحول است. خواهان زیرورو کردن وضع موجود است. میخواهد اوضاع به نحو دیگری بهجز وضع موجود باشد. وابسته و دلبسته وضع موجود نیست. اینها تعاریف کلیای از چپ و راست در یک سطح اجتماعی است.
طبعاً چپ و راست مفاهیمی نسبی است و ممکن است به مفهوم محدودتری هم به کار رود. مثلاً از جناح چپ حکومت یا جناح چپ فلان حزب و غیره هم صحبت میشود. اما سؤال شما روشن است که در مورد چپ جامعه یعنی کمونیستها و سوسیالیستها، و راست یعنی نیروهای سلطنتطلب، جریانات مذهبی و اسلامی نظیر مجاهد، جریانات موسوم به جمهوریخواه و طرفدار سرمایهداری و غیره هستند. برایناساس به فضای جامعه نگاه کنیم ببینیم به چه نتیجهای میرسیم.
از نظر من خواستهایی که در جامعه ایران در شعارها، بیانیهها، و گفتمانهای اجتماعی موج میزند کاملاً در چهارچوب چپ و سوسیالیستی قابلتوضیح است. برابریطلبی، دفاع از حقوق زنان و کودکان، مخالفت با مفتخوران سرمایهدار، مخالفت با دستگاه مذهب و خرافهپرستی، منزلتطلبی و انسانگرایی و کارگردوستی، آزادیخواهی و ضدیت با دیکتاتوری و امثال اینها همه در کانتکست و متن چپ قابلتوضیح است.
بگذارید به طور مشخص به نمونههایی اشاره کنم:
۱- در ایران مردم وسیعاً ضد دستگاه مذهب و آخوندند و برای نمونه شعارشان اینهاست: “اسلام را پله کردید مردم را ذله کردید” یا “حسینحسین شعارتون دروغ و دزدی کارتون” و امثال اینها. یعنی مذهب را در خدمت مفتخوری حاکمین و در خدمت ذله کردن مردم میدانند. ممکن است خودشان هم هنوز تهماندهای از مذهب را داشته باشند. این مهم نیست. مهم این است که فهمیدهاند و لمس کردهاند که مذهب در خدمت مفتخوران و ستمگران است. فهمیدهاند که دستگاه اسلام و مذهب و آخوند در خدمت سرمایهداران و نجومیبگیران است. این یکی از معیارهای چپ جامعه است. کمونیستها تنها جریانی هستند که مذهب را از موضع طبقاتی مورد نقد قرار میدهند و آن را در خدمت استثمارگران و مفتخوران میدانند. این تلقی، امروز در ایران به دلیل بیش از چهل سال جنایات و چپاول حاکمین اسلامی به وسط خیابان آمده است و این مهم است. امروز در ایران مخالفت با مذهب وسیع است و حتی در میان جریانات راست هم ضدمذهبی بودن عادی است؛ اما درست از موضعی متفاوت به مذهب و آخوند حمله میکنند. “آخوند دوزاری” یکی از حملات راستها و سلطنتطلبها به حکومت است. یعنی با یک تبختر اشرافگونه فقط با آخوند بدبختی که دو ریال میگرفت و روضه میخواند مخالفت میکنند نه با کل دستگاه مذهب. یا صرفاً از سر خرافهپرستی با مذهب مخالفاند نه از سر خدماتش به استثمارگران و مفتخوران. نقد مذهب بهعنوان ابزار مفتخوری تلقی و نقطه عزیمت کمونیستهاست و این امروز بهصورت میلیونی در ایران جریان دارد و این را باید دید. بعضیها میگویند این به دلیل چپاولگریهای حاکمین است نه نفوذ چپ. انگار چپ تلقیات و نظراتش را از آسمان آورده است! کمونیستها اساساً با ارزیابی آنچه در واقعیت یعنی در جامعه میگذرد بهنقد مذهب رسیدهاند. مذهب همیشه و همهجا در خدمت مفتخوران و حاکمین است و امروز به دلیل عملکرد جمهوری اسلامی و کل دستگاه مذهب، خیابان در ایران موضعش با کمونیستها یکی شده است.
۲- در ایران مردم وسیعاً ضد حقوقبگیران نجومی و سرمایهداران مفتخور هستند و این را در شعارهایشان فریاد میزنند، در بیانیههایشان بیان میکنند و در گفتمانهایشان جاری است که مثلاً “سرمایهدار مفتخور نمیخواهیم، نمیخواهیم”، “ملک نجومی تو، ما را بیمسکن کرده”، “اختلاس نجومی، فلاکت عمومی” و یا “آقازاده اروپاست، تورمش مال ماست” و “نابود باد بندگی، زندهباد زندگی” و امثال اینها. ضدیت با مفتخوران و نجومیبگیران و اقلیت مفتخور نیز یکی از خصوصیات کمونیستها و چپهاست. تمام راستها میخواهند همین سیستم تبعیضآمیز طبقاتی را حفظ کنند و در بهترین حالت زیر فشار افکار عمومی اصلاحاتی در آن وارد کنند.
این هم از جهتگیریهایی است که با چپ تداعی میشود نه با راست. ضدیت با مفتخوران و سرمایهداران، ضدیت با مافیای سرمایهداری و مخالفت با تبعیضات طبقاتی که این هم در بیانیهها و شعارها بیان میشود و یا فریاد زده میشود. حتی به طور مشخص معلمان در اعتراضاتشان میگویند “آموزش طبقاتی نمیخواهیم”، یا “مدارس طبقاتی لغو باید گردد”، “اختلاف طبقاتی ملغا باید گردد” و امثال اینها.
۳- دفاع از حقوق کودکان، زنان، اقلیتهای قومی و مذهبی و امثال اینها جزئی از جهتگیری چپهاست. شما وقتی به جریانات راست توجه کنید متوجه میشوید که مشغلههایشان حول پرچم، میهن، تمامیت ارضی، و امثال اینها دور میزند. به چپها و کمونیستها و به طور مشخص حزب کمونیست کارگری که توجه کنید متوجه میشوید که مدام دارد علیه اعدام، برای آزادی زندانیان سیاسی، برای حقوق کارگران و زنان و مردم، علیه تبعیضات طبقاتی، ضدیت با سرکوب پناهندگان و اقلیتهای قومی، دفاع از رفاه برای همه کارگران و مردم دم میزند و کارزار میگذارد و بحث میکند. هویت ما اینهاست. فضای جامعه هم تماماً در این جهت دارد سیر میکند.
دراینرابطه میشود ساعتها حرف زد و بحث کرد و نوشت. مثلاً در مورد جایگاه شورا در ذهنیت و خودآگاه جامعه میشود نمونههای ملموسی را ذکر کرد. نکته اصلی من این است که آنچه در جامعه ایران جاری است و در وسط خیابان و در اعتراضات معلمان و بازنشستگان و کارگران و زنان و دیگر بخشهای معترض جامعه فریاد زده میشود و از آن دفاع میشود، ارزشها و سنتهای چپ و کمونیستی است. خود همین که کارگر و پرستار و بازنشسته و کارکنان و زحمتکشان یعنی بخشهای مختلف طبقه کارگر آگاهاند، و میداندار اصلی اعتراضات هستند خودش به فضای جامعه رنگوبوی چپ میدهد. به طور خلاصه همینها که مردم میگویند و میخواهند اگر عملی شود، ما راضی و خشنود هستیم. یعنی اعدام لغو شود، آزادی و برابری زن و مرد و بخشهای مختلف مردم عملی شود، رفاه حق همه مردم باشد و به آن دست یابند، کودکان شاد باشند، کارگران از استثمار و فقر و بیحقوقی خلاص شوند، مذهب از دخالت در آموزش و قوانین و دستگاه اداری جامعه بیرون انداخته شود، سرکوب و دیکتاتوری از جامعه رخت بربندد و سیستم حاکم از چنگ مفتخوران و نجومیبگیران خارج شود و در اختیار مردم و شوراهای مردم قرار گیرد. اینها را اکثر مردم میخواهند و هر روز دارند به شکلی بیان میکنند و فریاد میزنند. اهداف و معیارهای ما برای تحولات اجتماعی آتی هم همینهاست و همینها را دنبال میکنیم. به این مفهوم محتملترین آلترناتیو آینده در ایران، آلترناتیوی چپ و انسانی و سوسیالیستی خواهد بود.
به نقل از نشریه انترناسیونال ۱۱۴۸
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران