موضوع حجاب اسلامی بسر کردن وزرای سوئدی در تهران جنجالی به پا کرده است. و این جالب است. حتی در درون حزب حاکم سوئد اعتراضات بلند شده است که شما که خودرا “کابینه فمینیست” میخواندید چگونه حاضر شدید حجاب اسلامی که توهین به زنان است را به سر کنید. مردم پیشرو صدایشان در آمده است که چگونه دولت سوئد با یک عالمه ادعای مدرن بودن به زنان ایران خیانت کرده است و حجاب اجباری را قبول کرده است. در افکار عمومی جهان با این سفر و این چادر جمهوری اسلامی ایران بیش از پیش بعنوان سمبل عقب ماندگی و تحجر و بیربط به قرن بیست و یکم معرفی شد. در مقابل این موج مخالفت کسانی هم جواب داده اند که خب ملکه سوئد هم هنگام ملاقات با پاپ در واتیکان قبلا چادر بسر کرده است! عجب جواب جالبی. این جواب در واقع دو طرف را در برابر سکولار ها و مردم مترقی و پیشرو خلع سلاح کرده است. هم چادر بسر کردن ملکه کودن سوئد در مقابل پاپ و هم چادر سر کردن جماعت وزرای سوئدی مقابل آخوندهای ایران، نشان دهنده اوج ریاکاری و عقب ماندگی و ضدیت این نیروهای لیبرال و مدعی مدرن بودن با ارزشهای انسانی است. هم پاپ و واتیکان و هم خامنه ای و حکومت اسلامی ضد ارزشهای مدرن انسانی هستند و ربطی به قرن حاضر ندارند.
ارزشهای انسانی ای که از آن صحبت میکنیم منشائش در همین غرب است. اما در جنبش مردم پیشرو غرب و نه سرمایه داری غربی. مثل سکولاریسم، مثل ازادی عقیده و بیان. مثل برابری زن و مرد. اینها را اگر کسی واقعا قبول داشته باشد مقابل هر جانور عقب مانده مسیحی و اسلامی که زن را با حجاب تحقیر میکند می ایستد. اما فمینیست نان به نرخ روز خوری که میخواهد تجارت کند و سود شرکتهایش برایش از حقوق انسانی مهمتر است، حاضر است کف پای کثیف روحانی و پاپ و هر جانوری را بلیسد تا بتواند دو دلار پول به جیب بزند. زن و مرد مفتخورش هم با هم فرقی ندارند. اینجاست که هر انسانی متوجه میشود و باید متوجه شود که این تحجر اسلامی و مذهبی از کجا آب میخورد. حکومت اسلامی و گروههای اسلامی و دم و دستگاه واتیکان را سرمایه داری دقیقا لازم دارد تا بتواند بشریت را مدام زیر سیطره و حاکمیت اقلیت مفتخور بی خاصیت در زنجیر نگه دارد. ما مردم تا زمانی که همین حقیقت ساده و روشن را متوجه نشویم کلاهمان پس معرکه است.
آیا حجاب غیر اجباری قابل دفاع است؟
در جریان بحث در مورد حجاب به سر کردن وزرای سوئدی در ایران بحثی هم پیش آمد که گویا حجاب بسر کردن ملکه سوئد در برابر پاپ از جنسی دیگر است و فقط به قصد احترام به مردم مسیحی انجام شده و ایرادی ندارد. دلیل اصلی ای که مطرح میشود اینست که اگر حجاب اجباری نباشد ایراد ندارد و قابل دفاع است. بنظر ما حجاب در هیچ شکل آن قابل دفاع نیست. روشن است که حجاب اجباری با غیر اجباری فرق میکند. حجاب اجباری روشن است که از نظر هیچ انسان متمدنی قابل دفاع نیست. و فقط انها که بهر دلیلی به قانون و حکومت اسلامی و دخالت اجباری مذهب در زندگی افراد معتقدند از آن دفاع میکنند. اما ظاهرا حجاب غیر اجباری یک پوشش ساده است و ایرادی ندارد. من این را بهیچ وجه قبول ندارم. نه صرفا به این دلیل که مذهب و دین را کلا قبول ندارم. بلکه اساسا به این دلیل که حجاب چه اجباری چه غیر اجباری یعنی توهین به زنان. حجاب زن یعنی اینکه زن موجودی است که باید از وجود و تن خود شرم کند. زن باید خودرا بپوشاند. چرا؟ زیرا از نظر سنت عقب مانده و زن ستیز و مذهبی قدیمی زن وسیله لذت بخشی مردان است نه یک انسان معمولی. بنابرین فقط اجازه دارد در برابر مردانی که با او محرم هستند صورت و مو و تن خودرا نشان دهد. اما برای مرد این معادله صدق نمیکند. چون مرد حاکم و تصمیم گیرنده و صاحب زن و صاحب جامعه است.
حقیقت اینست که تا زمانی که زنان از سیطره مردسالاری و مذهب خلاص نشوند نمیتوانند آزاد و انسانی زندگی کنند. مذهب بدترین نوع تحقیر زنان را نمایندگی میکند. مذهب مدام علیه فحشا تبلیغ میکند اما بدترین نوع فحشا همان ازدواجها و مناسباتی است که مذاهب و بویژه اسلام به زنان تحمیل میکند. چونکه زن اساسا اختیاری برای انتخاب ندارد. باید در چارچوب سنتهای تحمیلی تصمیم بگیرد و رابطه ای را قبول کند. حال یا بخاطر تصمیم پدر و مادرش یا بخاطر سنت و مذهب و شرایط اجتماعی ای که به او تحمیل شده است. یا بخاطر مزایای اقتصادی. هر کدام از اینها که باعث رابطه زناشویی بین زن و مرد شود به معنای فحشا است. چون فحشا یعنی رابطه ای که اجباری و اقتصادی است و عاطفه طرفین در آن نفش اساسی را یفا نمیکند. این ناسالمترین و میتوان گفت غیر اخلاقی ترین رابطه میان زن و مرد است.
نکته آخر اینکه این بحث به معنای تحمیل بی حجابی به زنان نیست. ما نمیخواهیم و نباید بی حجابی را هم قانون اجباری کنیم. پوشش باید آزاد باشد. زنان و مردان باید آزاد باشند که در اماکن عادی هر لباسی میخواهند به تن کنند. اما اگر زنی با اختیار خود حجاب یعنی پرچم تحقیر زنان را به تن میکند باید بداند که دارد عقب ماندگی خودرا اعتراف میکند. الان اگر من و شما زنی را با حجاب می بینیم میدانیم که به احتمال زیاد مجبور به این کار شده است و از قانون و مذهب عصبانی میشویم. اما اگر زنی از ته دل اعلام کند که من خودم حجاب را انتخاب کرده ام آنگاه به دلیل عقب ماندگیش قابل ترحم است، نه قابل دفاع