موصل چند روز است که از چهارطرف مورد هجوم نیروهای ائتلاف ضد داعش قرار گرفته است. این شهر که زمانی حدود سه میلیون نفر جمعیت داشت، به مرکز و پایتخت خبیث ترین و بیرحم ترین نیروی اسلامی و متحجر قرن تبدیل شد. این شهر صحنه های فجیعی را به چشم دید. از سر بریدن در ملاء عام، تا از پرتاب از ساختمان و سوزاندن در قفس و به بردگی گرفتن زنان و دختران و بسیاری از وحشی گری ها که بازگویی آنها نیز حال انسان را بهم میزند.
موصل داستان قرن وارونه ماست. قرنی که قرن جهش های عظیم علمی در فضا، در تکنولوژی، در اینترنت، در ارتباطات، در پزشکی و در تولید و در همه زمینه هاست. قرنی که میتوانست با رفاه بیشتر برای همه، با خنده بشتر بر لبهای همه کودکان، با شادی و امید آینده بهتر برای همگان شروع شود. اما موصل در دست داعش یعنی جرثومه وسمبل بیشترین ارتجاع و تحجر و عقب ماندگی و بیرحمی و ضدیت با نفس انسانیت و منطق انسانی، دنیای دیگری را نمایندگی کرد. تباهی و ناامنی و عقبگرد و ضدیت با منطق انسانی. و موصل تنها نبود و نیست. چند سال است که دنیا در کابوس جنگ و تروریسم و وحشیگری خواب و آرام ندارد. یکه تازی گرگان دینی، در سوریه، در آفریقا و حتی در پاریس و مادرید و لندن و شهرهای دیگر جان بسیاری از انسانهای بیگناه را گرفت و زندگیهای بسیاری را نابود کرد و یا به تلخی همیشگی کشاند.
اکنون میگویند موصل به زودی آزاد میشود. میگویند به زودی داعشی ها از این شهر بیرون رانده میشوند. این خبر خوشحال کننده ای برای همه است. آیا این شروع پایان یکه تازی دشمنان علم و انسانیت است؟ آیا پایان میدانداری داعش و بدنبال آن پایان امثال بوکوحرام و القاعده و طالبان و جمهوری خمینی و کل ارتجاع اسلامی و مذهبی را در این قرن خواهیم دید؟ آیا میتوان امیدوار بود که بشریت در این قرن نفس راحتی بکشد؟
نیروهایی که اکنون حمله به موصل را آغاز کرده اند خود از خالقین و حامیان داعش بوده اند. از دولت قومی مذهبی عراق گرفته، تا دولت آمریکا تا ترکیه و متحدینش، در رقابتهایشان داعش و یک مشت دستجات آدمکش قومی و اسلامی دیگر را ایجاد کردند و به جان مردم انداختند. و اکنون نیز در دل جنگی که برای آزادی موصل شروع شده، جنگها و کشاکشهای دیگری میان همین نیروها دارد پرورده میشود. ترکیه با دولت عراق کشاکش و اختلاف دارد و حاضر نیست نیروهایش را از عراق بیرون ببرد. جمهوری اسلامی هم با بر پا کردن دستجات مزدور و مرتجع حوزه های نفوذ خودرا در عراق پیدا کرده است و با عربستان وترکیه و آمریکا سر جنگ دارد. آمریکا و عربستان و بارزانی نیز هر کدام به سهم خود نقشی در پروراندن کشاکشهای بعدی دارند. از این نظر گرچه شکست احتمالی داعش امید بخش و بسیار مثبت است، اما امید چندانی به آرامش و زندگی امن برای مردم در چشم انداز نزدیک نمیتوان داشت.
اگر امیدی به بهبود باشد، این امید از نیروی مردمی می آید که با دست خالی در دل بغداد فریاد زدند “نه قومی، نه دینی، مدنی”. این امید از بهم پیوستن صفوف مردمی می تواند تحقق پیدا کند که در خیابانهای پاریس در صفوفی چندین میلیونی به حرکت در آمدند و علیه ارتجاع و ترور و توحش شعار دادند و از شارلی ابدو و قربانیان تروریسم دفاع کردند. از این نمونه ها نیز در این اوایل قرن کم نداشته ایم.
قرن ما میتواند قرن خوبی باشد. میتواند واقعا قرن فتح قلل تازه تحول و بهبود در زندگی انسانها باشد. حقیتا دوره کنونی دوره مذهب و قومیگری و ارتجاع و عقب گرد نیست. اگر وحشی ترین جناحها و جنبشهای مذهبی بی خیال نفرت مردم، دست به توحش میزنند، از این روست که دیگر مردم را عملا از دست داده اند. خودرا در حال اضمحلال و مرگ می بینند. پول و اسلحه ای از دولتهای امثال عربستان و ترکیه و جمهوری اسلامی میگیرند و چند صباحی یکه تازی میکنند. اینها باید بروند و خواهند رفت. تمام کردن هرچه سریعتر این کابوس و توحش لازمه اش اینست که ما مردم محکمتر از همان چیزهایی که اینها میخواهند نابود کنند دفاع کنیم. یعنی از منطق انسانی و رفاه و آزادی و منزلت و اختیار. امید قرن ما میل سوزان اکثریت مردم به همین چیزها و شکل گرفتن اتحادها و جنبشهای گسترده در این راستاست. موصل نه بزودی اما در آینده ای نه چندان دور از دست داعش خلاص میشود. و باید از این رویداد خوشحال بود. اما بدون هیچ توهمی باید این را ببینیم و بدانیم که جنگ ما با آزاد کنندگان موصل خیلی زود شروع میشود و باید شروع شود.