مرگ جمعی پناهجویان: چه کسی مسئول است؟

در سال ۲۰۱۴ نزدیک به ۱۷۰ هزار پناه جو از طریق آبهای مدیترانه خود را به سواحل ایتالیا رسانده اند. بیش از ۲۵۰۰ نفر در این مسیر، به دلایل مختلف دچار سانحه شده و در دریا غرق شده اند.

یورونیوز

این آمار تکاندهنده ای است که هفته گذشته بعد از فاجعه غرق شدن نزدیک به هشتصد نفر مهاجر در مدیترانه در رسانه ها منعکس شد. ۲۵۰۰ نفر در طی یکسال! بعضی رسانه ها این رقم را تا ۵۰۰۰ نفر ذکر کرده اند. اما حتی بر مبنای کمترین رقم حداقل ۷ نفر در روز در تلاش برای رهائی از جنگ و دیکتاتوری و نا امنی اقتصادی و سیاسی در کشورهایشان در آبهای مدیترانه غرق شده اند. در سال جاری نیز تا کنون بالغ بر ١۶۰۰ نفر از مهاجرین در همین مسیر جان خود را از دست داده اند. اگر این روند ادامه پیدا کند تعداد قربانیان در سال جاری نزدیک به دوبرابر سال گذشته خواهد بود. و این تنها آمار رسمی و اعلام شده در مورد مهاجرین به یک کشور اروپائی است.

به گزارش خبرگزاریها تعداد پناهجویان در سال گذشته بیش از ۵۰ میلیون نفر بوده است که بالاترین تعداد بعد از جنگ دوم جهانی است. آماری از تعداد مهاجرینی که در طی مسافرت یا در اردوگاههای پناهندگی جان خود را از دست میدهند در دست نیست اما تعداد قربانیان هر چه باشد بشریت با یک فاجعه تکاندهنده روبروست. نفس این موج عظیم مهاجرت و سیر صعودی آن بیانگر سیر نزولی و بدتر شدن روز افزون شرایط مشقت بار زندگی در بخش وسیعی از کشورها است. اکثریت این پناهجویان از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا، یعنی از جوامعی هستند که جنگهای مذهبی- قومی بین نیروها و دولتهای اسلامی در آنها بیداد میکند. این شرایط به نوبه خود یکی از پیامدها و نتایج سیاست دولتهای آمریکا و اروپاست که نه تنها با استراتژی تامین هژمونی و نظم نوین جهانی میدان را برای افسارگسیختگی نیروهای اسلامی باز کردند بلکه همین امروز خود، بطور مستقیم یا غیر مستقیم، یک پای ائتلافها و جنگهای قومی مذهبی در خاورمیانه و شمال آفریقا هستند.

آمار اعلام شده حاکی است که “هشتاد درصد پناهجویان در سراسر جهان از کشورهای در حال توسعه هستند”. و “افزایش درگیری و جنگ در سوریه و عراق و افغانستان” یک عامل موثر در افزایش بیسابقه تعداد مهاجرین در سال گذشته بوده است.

گزارشگر یورونیوز می نویسد: “در نهایت باید به این مسئله هم فکر کرد که اتحادیه اروپا چه مسئولیتی در قبال افرادی دارد که قربانی درگیریهای منطقه ای و رژیمهایی هستند که دولتهای اروپایی از آنها حمایت می کنند.”

برای یافتن پاسخ فکر چندانی لازم نیست. دولتهای اروپائی از یکسو از رژیمهای ارتجاعی حمایت میکنند و از سوی دیگر مرزها را بروی قربانیان این رژیمها می بندند. سیاست دولتهای غربی در قبال دولتها و نیروهای قومی مذهبی در “کشورهای در حال توسعه” را باید درکنار سیاستهای ارتجاعی آنان در رابطه با پناهنده پذیری – که خود یک عامل مستقیم گرم شدن بازار قاچاقچیان انسان و رخ دادن فجایعی نظیر غرق شدن کشتی پناهجویان است- قرار داد تا تصویر روشنی از زمینه های سیاسی این فجایع بدست آورد. مهاجرت و پناهندگی در کنه خود یک مساله سیاسی است و فجایعی که در این رابطه رخ میدهد را باید بپای دولتهای فوق ارتجاعی که در کشورهائی نظیر ایران شرایط زندگی غیر قابل تحملی برای مردم ایجاد کرده اند، و سیاستهای ارتجاعی دولتهای غربی هر دو نوشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *