حقوق جهانشمول انسان

مصوب کنگره چهارم حزب  –  دسامبر ٢٠٠٣

 

مقدمه

جامعه بايد آزادى انسان را تضمين کند. آزادى به معنى آزادى از سرکوب و اختناق سياسى، آزادى از اجبار و انقياد اقتصادى، آزادى از اسارت فکرى، آزادى در تجربه ابعاد مختلف زندگى انسانى، آزادى در شکوفائى خلاقيت هاى بشرى و آزادى در تجربه ابعاد عظيم عواطف انسانى.

جامعه بايد تضمين کننده برابرى انسانها باشد. برابرى نه فقط به معنى برابرى در مقابل قانون بلکه برابرى در برخوردارى از امکانات و نعمات مادى و معنوى جامعه. برابرى در حرمت و ارزش همه انسانها در پيشگاه جامعه.

اکثريت عظيم مردم جهان اما نه از آزادى بهره مند هستند و نه به امکانات و نعمات مادى و معنوى جامعه، که خود خالق آن هستند، دسترسى دارند. مقدرات زندگى مادى و معنوى انسان به توليد براى سود وابسته است. استثمار و انقياد اقتصادى توده عظيم انسانى قانون حاکم بر جهان است و مقتضيات توليد سود و سود آور نگاه داشتن صدها ميليون انسان منطق نظام سرمايه دارى است. فقر و محروميت، تبعيض و نابرابرى، اختناق و سرکوب سياسى، جهل و خرافه و عقب ماندگى فرهنگى، بيکارى، بى مسکنى، ناامنى اقتصادى و سياسى، فساد و جنايت همگى مصائب و محروميت هائى هستند که هر روز از نو در متن سرمايه دارى مدرن امروز، به عنوان اجزاء لايتجزاى اين نظام، باز توليد ميشوند.

آزادى بشر از نظر بورژوازى، در اساس، آزادى استثمار کردن و استثمار شدن است. آنجا هم که پاى حقوق بشر به ميان کشيده ميشود در بهترين حالت حقوق سياسى مشروط و محدودى تصوير ميشود که استفاده از آن براى اکثريت کسانى هم که شامل آن شده اند ممکن نيست. آزادى و برابرى با انقياد اقتصادى متناقض است. حقوق بشر سرمايه دارى با مسکوت گذاشتن اين واقعيت نميتواند پاسخگوى نياز انسان باشد. بيانيه حقوق بشر تضمين کننده آزادى و برابرى انسانها نيست. ابزار جلوگيرى از طغيان مردم آزاديخواه و برابرى طلب است. وسيله اى براى ممانعت از جلب مردم و متفکرين و آزاديخواهان به ابعاد عميقتر حقوق بشر و درک تناقض حقوق انسان با ماهيت نظام سرمايه دارى است.

حزب کمونيست کارگرى ايران با انتشار بيانيه حقوق جهانشمول انسان تصوير روشنى از مبناى حقوق انسان را بدست ميدهد. حزب کمونيست کارگرى ايران اين حقوق را حقوق همه انسانها در هر نقطه جهان ميداند و براى تحقق آن ميکوشد.

اعلام حقوق جهانشمول انسان بعلاوه در متن تحولات سياسى و اجتماعى ايران و نقشى که حزب کمونيست کارگرى بر عهده دارد اهميت ويژه خود را دارد. جامعه ايران دستخوش يکى از عظيم ترين تحولات تاريخ خود است. جمهورى اسلامى در شرف سرنگونى است و مردم ايران ميتوانند و بايد علاوه بر سرنگونى جمهورى اسلامى نظامى را بنا نهند که در آن آزادى و برابرى در عميق ترين و وسيعترين سطح فردى و اجتماعى متحقق گردد.

حزب کمونيست کارگرى ايران اعلام ميکند که مواد حقوق جهانشمول انسان را حقوق تخطى ناپذير مردم ميداند و با تصرف قدرت سياسى و اعلام جمهورى سوسياليستى همه اين حقوق را بعنوان مبناى قوانين و سياست هاى جامعه اعلام ميکند.

حزب کمونيست کارگرى ايران کليه احزاب سياسى و کليه مردم در ايران و جهان را به حمايت جدى از بيانيه حقوق جهانشمول انسان دعوت ميکند.

بيانيه حقوق جهانشمول انسان

مواد زير حقوق جهانشمول و انکار پاپذير انسان است. هيچ قانون، سياست و مقرراتى در جامعه نميتواند حقوق و بندهاى اين بيانيه را نقض کند. هيچ فرد يا بخشى از جامعه را از هيچ يک از حقوق اين سند نميتوان محروم کرد يا مورد تبعيض قرار داد. دولت و ارگانهاى اداره جامعه موظف به تضمين تحقق اين حقوق و بندهاى اين بيانيه هستند.

١- حيات پايه اى ترين حق انسان است. جسم و روح افراد از هر نوع تعرض مصون است.

٢- استثمار انسان ممنوع است. کار مزدى، که اساس استثمار انسان در دنياى امروز است، و همچنين هرنوع انقياد، بردگى و بيگارى در هر پوشش و با هر توجيهى ممنوع است.

٣- مالکيت خصوصى بر وسائل کار و توليد ، چه فردى و چه دولتى ، ممنوع است. وسائل کار و توليد دارائى جمعى کل جامعه است.

٤- کار فعاليت آزاد و خلاق انسان است. هر کس حق دارد خلاقيت هاى فکرى و عملى خود را گسترش داده و بکار اندازد.

٥- هرکس مستقل از نقش او در توليد ميتواند از نعمات مادى و معنوى موجود در جامعه برخوردار گردد. همه انسانها در برخوردارى از نعمات مادى و معنوى موجود در جامعه داراى حق برابر هستند.

٦- همه انسانها حق فراغت، تفريح، آسايش و امنيت دارند. هر کس حق دارد از مسکن مناسب و از ضروريات زندگى متعارف در جامعه امروزى برخوردار باشد.

٧- هر کودک حق يک زندگى شاد، ايمن و خلاق را دارد. تضمين رفاه و سعادت هر کودک، مستقل از وضعيت خانوادگى، با جامعه است. همه کودکان و نوجوانان بايد استاندارد واحدى از رفاه و امکانات رشد مادى، در بالاترين سطح ممکن، را داشته باشند.

٨- هر فرد، بدون قيد و شرط، در داشتن هر عقيده و بيان آن در شکل نوشتارى، شفاهى، هنرى، يا هر شکل ديگرى چه بصورت فردى و چه جمعى آزاد است. نقد هر چيز و انتقاد به کليه جوانب سياسى، فرهنگى و اخلاقى و ايدئولوژيکى جامعه، همچنين اعتراض و اعتصاب کردن بصورت فردى يا جمعى حق بى قيد و شرط هر فرد است. هر فرد ميتواند هر حزب يا تشکلى را ايجاد کند و يا به چنين نهادهائى بپيوندد.

٩- داشتن حرمت و شخصيت حق هر انسان است. هر نوع افترا، هتک حرمت ممنوع است. هر نوع تبليغ نفرت يا برترى مذهبى، ملى، قومى، نژادى و جنسى ممنوع است.

١٠- تفتيش عقايد و تحميل عقايد ممنوع است. هر کس آزاد است که درباره نظرات و اعتقادات شخصى خود سکوت کند. هر نوع تحريکات و تهديدات عليه بيان آزادنه نظرات افراد ممنوع است.

١١- شرکت مستقيم و مستمر در امر حاکميت حق هر فرد است. مقامات و نهاد هاى دولتى و ارگانهاى اداره امور از بالا تا پائين بايد منتخب مردم باشند. مردم حق انتخاب و عزل کليه مقامات و پست هاى سياسى و ادارى در کشور را دارند. کليه افراد بزرگسال از حق راى همگانى و برابر برخوردارند و حق دارند براى هر نهاد و ارگان نمايندگى و يا احراز هر پست و مقام انتخابى کانديد شوند.

١٢- دولت، ارگانهاى اداره امور يا مقامات مختلف به خودى خود هيچ حقى در مقابل مردم، چه بصورت فردى و چه بصورت جمعى، ندارند مگر اينکه مردم اين حق را به صراحت به آنها داده باشند.

١٣- دولت و نظام اداره جامعه بايد تماما غير مذهبى و غير قومى باشد. هرنوع کمک دولت به اشاعه هر مذهب يا دادن هر نوع مضمون يا ارجاع مذهبى، قومى و يا ملى به قوانين ممنوع است. هر نوع ارجاع به مذهب، قوميت يا مليت افراد در قوانين و در اوراق هويتى و ادارى مربوط به آنها ممنوع است.

١٤- داشتن يا نداشتن مذهب، بى قيد و شرط آزاد است. مذهب از دولت و آموزش و پرورش جداست. هرنوع اجبار فيزيکى و روحى براى پذيرش مذهب ممنوع است. انتخاب يا عدم انتخاب مذهب امر بزرگسالان است. کودکان و نوجوانان از هر نوع دست اندازى مادى و معنوى مذاهب و نهادهاى مذهبى مصون بايد باشند. جلب افراد غير بزرگسال به فرقه هاى مذهبى و مراسم و اماکن مذهبى ممنوع است. تدريس دروس مذهبى، احکام مذهبى و يا تبيين مذهبى موضوعات در مدارس و موسسات آموزشى ممنوع است.

١٥- تعيين مذهب رسمى و زبان رسمى اجبارى ممنوع است.

١٦- سلامتى حق هر فرد است و هر کس حق دارد از کليه امکانات جامعه امروزى براى مصون داشتن خود از صدمات و بيمارى ها برخوردار گردد و از امکانات بهداشتى و درمانى در جامعه استفاده کند.

١٧- برخوردارى از يک محيط زيست سالم و ايمن حق هر انسان است.

١٨- معاشرت و زندگى اجتماعى حق هر انسان است. هر نوع جداسازى و محروم سازى افراد از محيط اجتماعى و امکان معاشرت با ديگران ممنوع است.

١٩- جستجو و اطلاع از حقيقت در مورد کليه جوانب زندگى اجتماعى حق هر کس است. سانسور، و کنترل بر اطلاعاتى که در اختيار شهروندان قرار ميگيرد ممنوع است.

٢٠- آموزش حق هر فرد است. هر کس حق دارد از امکانات جامعه امروزى براى ارتقاى دانش و تخصص خود و يا آشنائى با دست آوردهاى فکرى و عملى بشريت زمان خود برخوردار شود. دسترسى به کليه امکانات آموزشى موجود درجامعه و استفاده از آنها حق هر کس است.

٢١- هر سالمند حق يک زندگى شاد، خلاق و ايمن را دارد. هرکس حق دارد در دوره سالمندى، مستقل از موقعيت مادى خود، از بهترين امکانات زيستى، درمانى و بهداشتى بهره مند گردد. تضمين اين حقوق براى سالمندان با جامعه است.

٢٢- آزادى بى قيد وشرط سکونت، سفر و نقل مکان حق هر فرد بزرگسال است. هر کس بدون قيد و شرط حق دارد به هر کشور سفر کند و يا در هر کشورى اقامت گزيند.

٢٣- هرکس ميتواند با پذيرش تعهدات حقوقى شهروندى، شهروند جامعه شود.

٢٤- زندگى خصوصى افراد، محل زندگى، مکاتبات و مراسلات و مکالمات فرد از هر نوع دخالت توسط هر مرجعى مصون است.

٢٥- هرکس در انتخاب لباس آزادى بى قيد و شرط دارد. هر نوع شرط و شروط رسمى و يا ضمنى بر پوشش مردم، از زن و مرد، در اماکن عمومى ممنوع است.

٢٦- هر کس حق دارد از شرکت در جنگ و يا هر فعاليت نظامى که با اصول و اعتقادات وى مغايرت داشته باشد امتناع نمايد.

٢٧- برقرارى رابطه آزاد و داوطلبانه جنسى حق انکار ناپذير همه کسانى است که به سن قانونى بلوغ جنسى رسيده اند. روابط جنسى داوطلبانه افراد بزرگسال با هم، امر خصوصى آنهاست و هيچکس و هيچ مقامى حق کنکاش و دخالت در آن و يا اعلان عمومى آن را ندارد.

٢٨- رابطه جنسى افراد بزرگسال (بالاى سن قانونى بلوغ)، با افراد زير سن قانونى، ولو با رضايت آنها، ممنوع است.

٢٩- قضات، دادگاه ها و سيستم قضايى بلحاط حقوقى مستقل هستند. انتخاب و عزل قضات و ساير مقامات قضايى حق مردم است.

٣٠- برپائى دادگاه هاى ويژه ممنوع است. کليه محاکمات بايد علنى برگزار گردند.

٣١- همه افراد در مقابل قانون مساوى هستند. هيچ مقام يا فردى مصونيت قانونى ندارد. هر کس بى قيد و شرط حق دارد عليه هر مقام دولتى در دادگاههاى عادى اقامه دعوا کند.

٣٢- هرکس حق دارد از اداى شهادت عليه خود يا اعتراف خوددارى کند.

٣٣- اصل در کليه محاکمات بر برائت متهم است. برخوردارى از امکان رسيدگى و محاکمه منصفانه حق هر فرد است. هر نوع شکنجه، ارعاب، تحقير و اعمال فشار فکرى و روانى بر افراد بازداشتى، متهمين و محکومين مطلقا ممنوع است و مبادرت به آن جرم جنايى محسوب ميشود. کسب اعتراف با تهديد و تطميع ممنوع است. ٣٤- مجازات اعدام و حبس ابد يا هر نوع مجازات متضمن تعرض به جسم افراد تحت هر شرايطى ممنوع است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *