اهداف شرم‌الشیخ، پشت پرده صلح در غزه- مهران محبی

روز دوشنبه بیست و یکم مهر سرانجام با آزادی گروگان‌های اسرائیلی در دست حماس و آزادی ۲۵۰ زندانی فلسطینی از زندان‌های اسرائیل و به دنبال آن با امضای طرح صلح ترامپ برای پایان‌دادن به جنگ در غزه توسط ترامپ و رهبران ترکیه، قطر و مصر به مرحله اجرا گذاشته شد.

گذشته از اینکه صلح میان دولت اسرائیل و حماس باتوجه‌به شروطی که در خود طرح صلح از جمله خلع سلاح حماس وجود دارد و می‌تواند به دولت اسرائیل بهانه‌ای برای شعله‌ور کردن مجدد آتش جنگ را بدهد چندان امیدوارکننده نیست، اما تا همین حد هم برای مردم امری غزه حیاتی و ضروری است. آن مردم جنگ‌زده و زجردیده باید از کابوس مرگ و نیستی هر روزه خلاص شوند و به‌فوریت و بدون هیچ قید و شرطی موردحمایت‌های غذایی و دارویی و غیره سازمان ملل قرار گیرند تا در مراحل بعدی به چگونگی اداره زندگی خود با تشکیل یک دولت سکولار و خلاصی از شر تروریست‌های اسلامی در یک کشور مستقل بیندیشند. پایان جنگ و نسل‌کشی در غزه فوری‌ترین حق مردم آن است و دنیای متمدن و انسان‌دوست حامی راستین این حق است، و آنچه که امروز با هر درجه از بی‌اعتمادی نسبت به پایدار بودن آن تحت نام صلح در غزه اتفاق افتاده، حاصل همان حمایت‌ها است. به این اعتبار نقض آتش‌بس توسط هر یک از طرفین و ازسرگیری کشتار و گرسنگی‌دادن مردم غزه بهای سنگینی خواهد داشت. میلیون‌ها انسانی که با اعتراضات خود در بخش‌های مختلفی از جهان پایان جنگ در غزه را به ترامپ و نتانیاهو و حامیانشان تحمیل کردند، حالا جسارت و اعتمادبه‌نفس بیشتری کسب کرده‌اند تا هر ناقض آتش‌بسی و حامیان آن را زیر فشار بیشتر بگذارند.

طرح صلح ترامپ که “طرح جامع برای پایان جنگ در غزه” نام دارد، طرحی برای آتش‌بس میان دولت اسرائیل و تروریست‌های حماس بوده است. دولت‌های غربی و آمریکا که با ارسال کمک‌های جنگ‌افزاری برای دولت اسرائیل در دوران جنگ دوساله در غزه خود شریک جنایات علیه مردم بی‌دفاع منطقه بوده‌اند حالا با به‌رسمیت‌شناسی حماس به‌عنوان طرف توافق صلح، این جریان تروریستی را عمداً نماینده مردم فلسطین و غزه به‌حساب می‌آورند تا در برابر افکار عمومی جنایات خود را مشروع جلوه دهند.

حماس نه نماینده مردم فلسطین و غزه، بلکه دشمن و قاتل آن مردم است و این واقعیت را همه مردم متمدن و متنفر از جنگ و کشتار مردم بی‌دفاع در سراسر جهان می‌دانند. دنیای صلح‌طلب خواهان پایان کشتار در غزه توسط دولت اسرائیل است و نه پایان جنگ با حماس. جنگ با حماس را باید به مردم و نیروهای آزادی‌خواه فلسطین واگذار کرد. معلوم است که برای برگرداندن آرامش و پایان‌دادن به آدمکشی در فلسطین باید تروریست‌های حماس و جهاد اسلامی و غیره خلع سلاح شوند و دستشان از جنایت قطع شود. این جانوران درنده هرآن که دستشان باز باشد و امکانش برایشان فراهم شود، همانطور که در همین روزهای بعد از آتش‌بس ده‌ها نفر در غزه را کشتند و ۷ نفر دیگر را به اتهام جاسوسی برای اسرائیل در ملأعام به شیوه اعدام صحرایی تیرباران کردند، دست به قتل و جنایت می‌زنند و مشروط کردن پایان نسل‌کشی توسط دولت اسرائیل به پایبندی به آتش‌بس توسط همین تروریست‌ها خاک پاشیدن در چشم بشریت است.

راه‌حل خلع سلاح حماس، ادامه حملات نظامی و بمباران مناطق مسکونی غزه نیست. ادامه بمباران‌ها در غزه به بهانه خلع سلاح یا نابودی حماس فقط یک بهانه برای توجیه پاک‌سازی قومی در راستای طرح “اسرائیل بزرگ” است. از طرف دیگر هم واضح است که رهاکردن مردم غزه به دست تروریست‌های حماس با امید به اینکه مردم غزه خود باید دست حماس را از سرنوشتشان قطع کنند، حداقل در کوتاه‌مدت و حتی میان‌مدت راه‌حلی عملی نیست. در شرایط حاضر تنها راه‌حلی که می‌تواند حماس را به حاشیه براند و زمینه حذفش از عرصه سیاسی و نظامی در غزه و کل فلسطین را مهیا کند، حضور و فعال‌شدن نیروهای حافظ صلح سازمان ملل است. ارتش اسرائیل باید فوراً از سرزمین‌های اشغال شده بیرون برود و سازمان ملل موظف است که امنیت مردم غزه در برابر حماس را بر عهده بگیرد.

به‌هرحال فعلاً یک آتش‌بس شکننده میان دولت اسرائیل و حماس برقرار شده است. اما هم مفاد طرح صلح ترامپ و هم آنچه که در جریان نشست شرم‌الشیخ اتفاق افتاد حکایت از دنبال‌کردن اهدافی مهم‌تر از موضوع پایان کشتار مردم غزه برای ترامپ و دولت‌های غربی و عربی و منطقه‌ای دارد. ادامه جنگ و کشتار در غزه زیر تشدید فشارهای اعتراضات بین‌المللی و موضع‌گیری‌های اخیر دولت‌های غربی و عربی برای ترامپ به‌عنوان اصلی‌ترین متحد نتانیاهو با پرداخت هزینه‌های سیاسی مواجه شده بود و ترامپ نمی‌توانست به خواست متحدان غربی و عربی خود پاسخ ندهد و فقط بر حمایت از دولت اسرائیل متمرکز شود. به همین خاطر مجبور شد از موضع قبلی خود عقب‌نشینی کند. ولی این عقب‌نشینی و تن‌دادن ظاهری به خواست متحدان خود مبنی بر پایان جنگ در غزه را به ابزاری برای به نقطه تلاقی رساندن طرف‌های دارای اختلاف در میان هم‌پیمانان خود تبدیل کرد.

ترامپ برای نشست شرم‌الشیخ از جمهوری اسلامی حامی حماس و پایگاه اصلی تروریسم اسلامی دعوت به حضور کرد و این اقدام او موردتأیید و استقبال سران دولت‌های شرکت‌کننده در نشست قرار گرفت که نشان می‌دهد در اصل اهداف دیگری دنبال می‌شوند. همانطور که گفته شد، نزدیک‌کردن فاصله حامیان دو طرف کشتار در غزه به یکدیگر که از مدت‌ها پیش در پیمان ابراهیم دنبال می‌شود، از اهداف طرح ۲۰ ماده‌ای و نشست شرم‌الشیخ است و هدف دیگر، نگرانی از اوضاع درونی ایران و موقعیت جمهوری اسلامی است. درست است که جمهوری اسلامی موقعیت قابل‌اعتنایی در سطح بین‌المللی ندارد و چندان در معادلات متعارف و معمول فعلی جهانی به‌حساب آورده نمی‌شود، اما به‌کلی نادیده‌گرفتنش به تضعیف‌شدن آن در برابر جامعه در داخل منجر می‌شود که خطر انقلاب و سرنگون‌شدن جمهوری اسلامی به دست مردم را به‌طورقطع به دنبال خواهد داشت. این همان خطری است که ترامپ در رأس اردوگاه غرب و متحدان منطقه‌ای‌اش را به تکاپوی کشاندن رژیم اسلامی به‌سوی خودکرده است.

ترامپ و نتانیاهو طی چند ماه گذشته بارها اعلام کرده‌اند که اگر جمهوری اسلامی بر تداوم سیاست‌ها و پیگیری پروژه‌های مخاطره‌آمیز تاکنونی‌اش برای اسرائیل و منطقه و غرب ادامه دهد، با حملات نظامی قدرتمندتر از جنگ دوازده‌روزه مورد حمله‌اش قرار خواهند داد که ممکن است به فروپاشی‌اش بینجامد و این خود گواه آن است که جمهوری اسلامی برای ترامپ و متحدانش به‌عنوان یک حکومت که قابلیت مورد اهمیت و توجه قرارگرفتن داشته باشد را ازدست‌داده است، اما واقعیت این است که به حکومت اسلامی همچنان برای سرکوب مردم در داخل تا زمانی که آلترناتیو موردنظر خود را برای جایگزینی بیابند، نیاز دارند. تردیدی نیست که انقلاب مردم به‌جان‌آمده در داخل کشور و سرنگونی حکومت اسلامی به این وسیله، تمامی این محاسبات و معادلات را به هم خواهد زد.

به نقل از نشریه انترناسیونال ۱۱۵۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *