سه سال پس از انقلاب زن، زندگی، آزادی- مصطفی صابر

گفتگو با مصطفی صابر

انترناسیونال:با گذشت ۳ سال از انقلاب ۱۴۰۱ و اتفاقات مهمی که در عرصه داخلی و سیاست خارجی طی این فاصله زمانی روی داده است، شرایط رژیم را نسبت بهپیش از آغاز انقلاب زن، زندگی، آزادی چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مصطفی صابر:همه ابعاد زندگی سیاسی و اجتماعی در ایران پس از انقلاب زن زندگی آزادی تغییر کردهاست؛ چه تحت‌تأثیر مستقیم و یا غیرمستقیم آن انقلاب. هم اکنون هم که انقلاب در خیابان جاری نیست، اما حضور بالقوه آن همه‌جا حس می‌شود و نمی‌توان اوضاع ایران، عملکرد و سیاست‌های داخلی و خارجی حکومت، نیروهای مختلف اپوزیسیون و یا دولت‌های خارجی را بدون واردکردن فاکتور زن زندگی آزادی در تحلیل، توضیح داد.

 سه سال پس از انقلاب ۱۴۰۱، جمهوری اسلامی در ضعیف‌ترین و بحرانی‌ترین وضعیت طول تاریخ خود قرار دارد. برای مثال یک سنگر اصلی و تاریخی این بختک اسلامی برای بقا و ابراز وجود، یعنی حجاب، با قهرمانی مردم ایران به‌ویژه زنان که انقلاب زن زندگی آزادی را برپا داشتند از او پس گرفته شده است. در سطح جهانی جمهوری اسلامی رسواتر و منزوی‌تر از همیشه شده و در عوض جهان به احترام “اولین انقلاب زنانه تاریخ بشریت” از جای برخاست.اینکه سیاست خارجی و هویتی جمهوری اسلامی، مبنی بر غرب‌ستیزی، مرگ بر آمریکا و اسرائیلو تکیه بر تروریسم اسلامی، به آخر خط رسیده و در واقع سنگر مهم دیگری از جمهوری اسلامی در حال فروریختن کامل است، منشأ آن سقوط اسد و ضربات نظامی که اسرائیل به حزب‌الله و حماس و سران سپاه و غیره وارد کرد، نیست. بلکه منشأ آن نه گفتن مردم به جمهوری اسلامی و شعارهای پیگیر بازنشستگان و معلمان و کارگران و کامیون‌داران و کشاورزان و سایر بخش‌های مردم ایران در سال‌های اخیر بوده که “دشمن ما همین‌جاست، دروغ میگن آمریکاست”.

در یک‌کلام سه سال پس از انقلاب زن زندگی آزادی، جمهوری اسلامی اکنون درگیر عمیق‌ترین و بی‌سابقه‌ترین بحران چندوجهی اقتصادی، اداری، حکومتی، امنیتی، فرهنگی، هویتی و وجودی است. بوی الرحمانرژیم از همه سو به مشام می‌رسد. این وضعیت در تحلیل نهایی محصول “اجرای وصایای انقلاب” (اگر بخواهم عبارت مارکس را به عاریت بگیرم) در حالی است که گرچهآن انقلاببا تمام قوا و فعال در صحنه حضور ندارد؛اماهمهمی‌دانند در اعماق جامعه “در حال نقب‌زدن است”.

انترناسیونال:پس از فروکش‌کردن اعتراضات خیابانی، شاهد فضای اعتراضی در میان فعالین عرصه‌های مختلف اجتماعی و تجمعات روتین آن‌ها بر سر خواست‌هایشان هستیم. از نظر شما اهمیت این اعتراضات چقدر است؟ آیا برای زنده نگه‌داشتن گفتمان و فضای انقلابی در جامعه همین میزان از اعتراضات کافی است؟ برای تدارک‌دیدن فاز بعدی تظاهراتهای خیابانی چه تلاش‌هایی لازم است و چگونه باید به استقبال آن رفت و آن را سازمان داد؟

مصطفی صابر:قبل از اینکه به قول شما به “فضای اعتراضی” بپردازم می‌خواهم بر این تأکید کنم که انقلابپدیده‌ای عینی و خارج از اراده همه است. خارج از اراده دولت حاکم، دول خارجی، احزاب اپوزیسیون و بخش فعال جامعه وحتی خارج از اراده طبقات اجتماعی است. مثل آتشفشان اجتماعی عظیمی یکباره فوران می‌کند و یا مثل زلزله اجتماعی ۸ ریشتری حادث می‌شود. نکته اینجاست که وضعیت ایران یک وضعیت انقلابی است. هرکسی می‌تواند پیش‌فوران‌های کوچک آن آتشفشانرا ببیند و پیش‌لرزه‌ها را حس کند. اما کسی نمی‌داند فوران زیروروکننده کی و یا در چه ابعادی رخ می‌دهد. کسی نمی‌تواند آینده را پیش‌بینی کند. در نتیجه من هم نمی‌خواهم و نمی‌توانم پیشگویی کنم. اما باتوجه‌به تجربه گذشته جامعه ایران، مثلاً اگر سیر تحولات دی ۹۶، آبان ۹۸ و انقلاب ۱۴۰۱ را در نظر بگیریم، می‌شود انتظار داشت که فوران بعدی حتی عظیم‌تر و زیروروکننده‌تر از همه فوران‌های قبلی باشد.

اگر از این منظر نگاه کنیم به نظر می‌رسداعتراضات فعلی، از اعتراضات به نبود آب و برق و یا تحرکی که بین فعالین زن زندگی آزادی وجود دارد، اعتراضات بازنشستگان و معلمان و زندانیان سیاسی و دیگر بخش‌های جامعه و همین‌طور در پس سیاست‌های رژیم، مثلاًاین‌همهاعدام‌های وحشیانه ویا از آنطرفسردرگمی‌هایی که مثلاً در جریان کنسرت گذاشتن اخیر و لغو آن دیدیم، همه‌وهمهنشانه‌های این است که فوران انقلابی نزدیک است. حال سؤال این است که چه باید کرد که با آمادگی به استقبال انقلابی که به نظرمی‌رسد سر بلند می‌کند برویم؟ به نظر من جواب در این است که اولاً اعتراضات موجود را تا می‌توانیم گسترش دهیم. باید به اعتصابات و اجتماعات اعتراضی ابعاد وسیع‌تر و سراسری‌تر داد. باید به این سمت رفت که همه بخش‌های جامعه در شکل اعتصاب عمومی و اجتماعات عظیم با خواسته‌های روشن به میدان بیاید.ثانیاً و برای همین کار باید صفوف فعالین انقلاب را هرچه متحدتر و متشکل‌تر کرد. باید شبکه‌ها و ارتباطات را وسیع‌تر کرد.ثالثاً باید تصویر روشنی از معنای سرنگونی جمهوری اسلامی و پیروزی انقلاب زن زندگی آزادی را وسیع‌تر بین مردم برد. باید به یک رهبری سیاسی و انقلابی سراسری شکل داد.رابعاً از همین حالا باید برای هجوم نهایی به جمهوری اسلامی و سرنگونی آن و تصرف قدرت توسط خود مردم در همه‌جا تدارک دید وآماده شد.

انترناسیونال:نقش حزب کمونیست کارگری را در روندی که گفتید چگونه می‌بینید؟ آیا به نظر شما حزب آماده ایفای نقش تاریخی در اوضاع ایران هست؟

مصطفی صابر:مایلم ابتدا جوابی بدهم شبیه آنچه منصور حکمت در سخنرانی “آیا کمونیسم در ایران پیروز می‌شود” داد. ما “شانس کوچکی” داریم که به قول شما نقش تاریخی در تحولات آتی ایران ایفا کنیم. اما همین‌قدرش هم آن‌قدر شورانگیز و ارزشمند است که باید همه حزب چه اعضا و چه دوستدارانش تمام همت و تلاش خود را معطوف به بالابردن همین شانس کنند. اما درعین‌حال لازم است فوراً اضافه کنم که ما نسبت به ۳۰ پیش که منصور حکمت آن سخنرانی را کرد در وضعیتبه‌مراتب بهتری قرار داریم. آن‌وقت منصور حکمت مثلاًمی‌گفت که جنبش آزادی زن و جنبش سکولاریستی و ضدمذهبی دو متحد جدی کمونیسم کارگری هستند. او پیش‌بینی کرد که انقلاب آتی ایران رنگی زنانه خواهد داشت. اکنون ما داریم بعد از وقوع آن انقلاب زنانه و تأثیراتزیروروکننده‌اش صحبت می‌کنیم. جنبش سکولاریستی و ضدمذهبی هم در ایران دیگر چیزی از جمهوری اسلامی و اسلامش باقی نگذاشته و نه فقط جمهوری اسلامی که سرتاپای اپوزیسیون راست را هم عقب رانده است. آن‌وقت منصور حکمت می‌گفت جنبش کارگریضعیف است و رهبر سرشناس ندارد. اکنون می‌دانیم که وضع بسیار عوض شده است. در نتیجه خیلی از فاکتورها آشکارا به نفع جنبش ما، چپ، عدالت‌خواهی و سوسیالیسم تغییر کرده و البته فعالیت‌های حزب یک فاکتور مهم در ایجاد این تغییرات بوده است.حتی بیش از این، به نظر من تحولات چند سال گذشته به‌ویژهانقلاب زن زندگی آزادی جواب مثبت جامعه آن‌هم با فریادی بلند و رسا به جنبش کمونیسم کارگری و حزب ما بوده است. اگر کسی فکر می‌کند که دارم اغراق می‌کنمو یا برای حزب تبلیغات می‌کنمکافی است که شعارهای خیابان از انقلاب زنانه و اعدام قتل عمد دولتی و علیه آپارتاید جنسیتی و غیره، و همچنین منشورها و بیانیه‌های کارگران و زنان و دانشجویان و معلمان و بازنشستگان در جریان انقلاب زن زندگی آزادی را با برنامه “یک دنیای بهتر” و ادبیات حزب کمونیست کارگری مقایسه و خود قضاوت کند. در نتیجه جواب من این است: این حزب امید جدی برای آینده آزاد و برابر در ایران است!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *