قطعنامه در مورد حزب و قدرت سياسى بعد از جمهورى اسلامى

مصوب کنگره پنجم حزب (به اتفاق آرا)  –  سپتامبر ٢٠٠٤

سرنگونى جمهورى اسلامى بوسيله يک انقلاب توده اى محتمل ترين حالت سقوط جمهورى اسلامى است. اما اين امکان نيز، هر چند ضعيف، وجود دارد که رژيم به طرق ديگرى نظير کودتا، حمله نظامى آمريکا، و يا هر شکل ديگرى که از حالا قابل پيش بينى نيست توسط خود بورژوازى کنار زده شود و سقوط کند. از سوى ديگر سقوط جمهورى اسلامى بسته به هريک از حالات فوق ميتواند بقدرت رسيدن حزب، شرکت در قدرت، و يا شکل گيرى يک دولت جديد بدون شرکت حزب منجر شود. مبانى سياستهاى حزب در قبال اين احتمالات چنين است:

الف) بقدرت رسيدن حزب

١- حزب پس از کسب قدرت سياسى فورا جمهورى سوسياليستى و کليت برنامه و سياستهاى اين جمهورى را بر مبناى برنامه يک دنياى بهتر اعلام ميکند، براى عملى کردن آن دست بکار ميشود و تلاش ميکند موانع اجراى آنرا از ميان بردارد. حقوق و آزاديها و اقدامات رفاهى و اقتصادى اعلام شده در برنامه فورا بايد بعنوان قانون رسميت پيدا کنند و به مرحله اجرا گذاشته شوند. چنانچه بخشهايى از برنامه بعلت عدم تثبيت سياسى قدرت جمهورى سوسياليستى فورا قابل اجرا نباشد علل آن بروشنى بمردم توضيح داده شود.

٢- بقدرت رسيدن حزب ممکن است با و يا بدون شوراها صورت بگيرد. در هر صورت نام حکومت ما جمهورى سوسياليستى است و نه حکومت حزب و يا حکومت موقت و نظاير آن. صرفنظر از هر خصوصيتى که حکومت کارگرى بلافاصله پس از استقرارش داشته باشد، حزب موظف است که سازماندهى شوراهاى مردم و تقويت و ارتقاى آنها به عنوان ارکان حکومت را در دستور فورى خود قرار بدهد.

٣- باحتمال زياد بين تصرف قدرت بوسيله حزب و تثبيت قدرت سياسى جمهورى سوسياليستى دوره اى از مبارزه سياسى و کشاکش طبقاتى وجود دارد (تز دولت در دوره هاى انقلابى) که بسته به شرايط ميتواند کوتاه و يا بلند مدت باشد. در اين دوره وظيفه اصلى حکومت جمهورى سوسياليستى تثبيت قدرت سياسى خود خواهد بود. اين شرايط نبايد موجب خوددارى حزب از ناميدن و معرفى حکومت بعنوان جمهورى سوسياليستى و اعلام برنامه و سياستهاى سوسياليستى شود. حزب بايد برنامه هاى خود را بمحض کسب قدرت سياسى اعلام دارد و هرجا که بورژوازى داخلى و بين المللى مانع عملى شدن برنامه حزب ميشوند صريحا توطئه هاى بورژوازى را افشا کند و مردم را براى خنثى کردن توطئه و مقاومت نيروهاى ضد انقلاب بسيج کند. اين تنها راه در هم شکستن توطئه ها و مقاوتهاى بورژوازى و تثبيت جمهورى سوسياليستى است.

ب) حزب خارج از قدرت

در شرايطى که برکنارى و يا سرنگونى جمهورى اسلامى به قدرت گيرى حزب نيانجامد نحوه رابطه و سياست حزب در برابر دولت تازه مساله مشخصى است که در همان شرايط بايد به آن جواب داد و از هم اکنون پاسخگوئى دقيق به آن ممکن نيست. اما على الاصول ميتوان به فاکتورهاى زير اشاره کرد:

١- باحتمال زياد با سقوط جمهورى اسلامى عملا نوعى فضاى باز در جامعه ايجاد خواهد شد (حتى اگر سقوط رژيم در اثر کودتا و ضد کودتا صورت بگيرد باحتمال زياد اختناق حاصل از آن دير پا نخواهد بود) و شرايط مساعدى براى رشد مبارزات کارگران و مردم و پولاريزه شدن جامعه ايجاد خواهد شد. در اين شرايط اساس سياست حزب گردآورى قوا و تقويت نفوذ حزب در ميان مردم و تبديل شدن به چنان وزنه سياسى است که ناديده گرفتن آن براى حکومت غير ممکن باشد (ايجاد نوعى قدرت دوگانه در جامعه).

٢- رابطه دولت تازه با حزب مستقيما تابعى از درجه نفوذ و قدرت حزب در جامعه خواهد بود. قدرت بسيج توده اى حزب يگانه تضمين ابراز وجود سياسى حزب، ناتوان کردن حکومت در سرکوب و يا محدود ساختن فعاليتهاى حزب و قرار دادن حزب در يک موقعيت قدرتمند در تعيين تاکتيک در قبال حکومت است. در هر صورت استراتژى حزب براى تصرف قدرت سياسى همچنان بر در ميدان نگاهداشتن کارگران و مردم انقلابى و تعميق و ادامه انقلاب در برابر دولتهاى غير کارگرى جانشين جمهورى اسلامى استوار خواهد بود. ٣- تبليغات و فعاليت هاى حزب بايد، مستقل از سير محتملى که پيش بينى ميکنيم، بر جمهورى سوسياليستى بعنوان يگانه دولت ذيصلاح و پايدار جانشين جمهورى اسلامى و يا هر نوع دولت ديگر جانشين آن، تنها دولتى که ما و مردم بعنوان حکومت و نظام جديد برسميت ميشناسيم، متمرکز شود. حزب در هر شرايطى، در برابر جمهورى اسلامى و يا ديگر دولتهاى بورژوائى جانشين آن هدف خلع يد سياسى و اقتصادى از بورژوازى را دنبال ميکند و تمام کوشش خود را به کار ميبرد که با سازماندهى انقلاب و سرنگون کردن جمهورى اسلامى به اين هدف دست پيدا کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *