برآمد مجدد اعتراضات مردمی گفتگو با شهلا دانشفر

انترناسیونال: همان‌طور که در جریان هستیم پس از پایان جنگ ۱۲ روزه، جامعه به‌مرور وارد فاز اعتراضی جدیدی شده است. خواستم پیش از هر چیز لطف کنید و تصویری از سیر وقایع و اعتراضات را تا به این لحظه برای خوانندگان ما ارائه دهید.

شهلا دانشفر: یک ماه از آتش‌بس می‌گذرد. اوضاع سیاسی ایران تحولی کیفی پیدا کرده است و مهم‌ترین واقعیت جامعه امروز به دنبال آتش‌بس، جلوتر آمدن گفتمان سرنگونی و امید مردم به آن به‌خاطر شکست‌های سختی که حکومت متحمل شده و نیز تأکید بر ادامه انقلاب برای رهاشدن از شر جهنم جمهوری اسلامی است. مردمی که بعد از آتش‌بس جوهر حرفشان این بود که جنگ آتش‌بس شد، اما جنگ مردم بر سر معیشت و زندگی آتش‌بس ندارد.

همانطور که اشاره کردم جمهوری اسلامی که در جنگ ۱۲ روزه‌اش با اسرائیل ضربات مهلکی خورده بود و با خفت و خواری تسلیم به آتش‌بس شده بود، در مقابل مردم در موقعیتی ضعیف‌تر و در هم ریخته‌تر قرار گرفت و درحالی‌که خود را در لبه پرتگاه می‌دید تلاش کرد انتقام شکست در جنگ را از مردم بگیرد و با تشدید سرکوبگری‌هایش مانع از فوران خشم و اعتراض جامعه و سربلند کردن دوباره اعتراضات مردمی شود.

از همین رو حکومت فضا را به‌شدت امنیتی کرد. گشت‌ها و ایستگاه‌های بازرسی در همه‌جا و در تمام شهرها مستقر شدند. دستگیری‌ها تحت عنوان شناسایی جاسوسان اسرائیل وسعت گرفت. مصوبه‌ای تحت عنوان “تشدید مجازات جاسوسی” به تصویب مجلس رسید و بعد هم شمار احکام زندان و اعدام و طناب‌های دار را بالا بردند و وقتی در نهم تیرماه در همدان دو جوان آفرود سوار به دست نیروهای تروریست بسیج به قتل رسیدند، مردم همدان به پا خاستند و با فریاد “دشمن ما همین‌جاست، دروغ میگن آمریکاست، مرگ بر ستمگر” پاسخ محکمی به حکومت جنایت‌کار و جنگ‌افروزی‌هایش دادند. امروز نیز یک خواست مردم جمع‌کردن فوری این ایستگاه مرگ از دروازه شهرهاست.

بعلاوه در برابر سرکوبگری‌های حکومت اعتراض علیه زندان و اعدام به یک کارزار سراسری و مردمی تبدیل شد. کارزاری که امروز دارد خود را با گفتمان “هم‌صدا شویم” در داخل کشور و در خارج کشور بیان می‌کند. ضمن اینکه ما شاهد اعتراضات زندانیان در زندان و بلندشدن فریاد اعتراض خانواده‌های زندانیان به دنبال حمله اسرائیل به اوین و برخورد وحشیانه حکومت با زندانیان دربند در انتقال آنان به زندان‌های دیگر بودیم و کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام و تجمعات خانواده‌های زندانیان سیاسی محکوم‌به‌اعدام بدون وقفه جریان داشت و الان دامنه این کارزار به ۴۸ زندان کشیده شده است.

در دل چنین جدال سختی بود که مردم پس از آتش‌بس و مکثی کوتاه برای صف‌آرایی‌های جدید مبارزاتی خود و اخطار دادن‌هایشان در قالب بیانیه‌هایشان صف‌آرایی کرده و به‌تدریج به میدان آمدند.

از سوی دیگر در متن همین اوضاع‌واحوال شاهد تحرکاتی از سوی جریانات دوم خردادی و ملی اسلامی‌ها و طرح‌ها و آلترناتیوهای مختلف آنان از طریق بیانیه‌هایشان بودیم. بیانیه موسوی با هفتاد امضا و بیانیه هفده فعال سیاسی تحت عنوان “ما نگران سرنوشت ایرانیم” دو نمونه از این طرح‌ها هستند که از رفراندوم و تشکیل مجلس مؤسسان و “تغییر و یا تدوین یک قانون اساسی جدید برای “گذار مسالمت‌آمیز و خشونت‌پرهیز” سخن می‌گویند. جماعتی که صدای خیابان را شنیده و برای حفظ نظامشان به تکاپو افتاده‌اند و معنای واقعی شعار نخ‌نمای “خشونت پرهیزی” شان چیزی جز قیچی‌کردن روند انقلاب مردم نیست و این گفتمان‌ها راهکاری در چارچوب همان گفتمان ورشکسته اصلاح‌طلبی حکومتی، از طریق تغییراتی تدریجی و نهایتاً تلاشی برای استحاله درونی رژیم و در چارچوب همان نظام موجود نیست.

جلو آمدن چنین گفتمان‌هایی و از سوی دیگر سخنان پزشکیان مبنی بر امکان‌پذیری “گفت‌وگو با اپوزیسیون” در صورت لزوم که در واقع تلاشی برای کنارزدن همین طیف‌ها و یارگیری‌هایی از درون خود حکومت است، گوشه‌ای دیگری از توازن قوای امروز جامعه و زبونی حکومت را نشان می‌دهد و این در حالی است که دولت پزشکیان هم‌زمان لایحه دوفوریتی سرکوب معترضینش را به مجلس فرستاده است.

همه این تقلاها در شرایطی است که گفتمان جامعه سرنگونی است و جامعه با امیدواری بیشتری از به پیروزی رساندن انقلاب سخن می‌گوید و بیانیه‌های منتشر شده از سوی نهادهای کارگری و اجتماعی با تأکید بر پایان‌دادن به کل بساط توحش و بربریت حاکم و به هرگونه اعمال قدرتی از بالای سر مردم و با تأکید بر به پیروزی رساندن انقلاب پاسخ روشنی به همه این تقلاهاست.

با این مقدمه و نگاهی مختصری که به اتفاقات سیاسی در بعد از آتش‌بس داشتیم، اجازه بدهید تصویری هم از اعتراضات مردمی در همین ایام بدهم. بحثم را از اتفاقات هفته اخیر شروع می‌کنم. بحران آب و بحران برق باروتی شد بر شعله‌ورتر شدن خشم و نفرت مردم از جنگ‌افروزی‌ها و سرکوبگری‌های حکومت که اولین طلایه‌اش را در سبزوار شاهد بودیم. دو شب تحصن مردم این شهر و حرکت اعتراضی آنها در کف خیابان با شعار “آب، برق، زندگی، حق مسلم ماست”و فریاد “نترسید، نترسید ما همه با هم هستیم” یک نقطه عطف در اوضاع سیاسی جامعه و نشانه‌ای از عبور از گفتمان‌هایی که جنگ با خود جلو کشیده، بود. این اعتراضات چالش مستقیم حکومت بر سر زندگی بود. اعتراضی در راستای تداوم بخشیدن به انقلاب زن زندگی آزادی که یک بازتاب دیگرش شعاردهی‌های شبانه در نقاطی از تهران و شیراز و در مترو با فریاد مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر جمهوری اسلامی است و امروز مردم با شعارنویسی‌هایشان بر دیوارها و اعلام اینکه سبزوار تنها نیست، و با هم‌صدایی با شعار “آب، برق، زندگی، حق مسلم ماست” نوید گسترش این حرکت و تصرف دوباره خیابان‌ها را می‌دهند. از جمله به دنبال سبزوار ما شاهد تجمعات اعتراضی مردمی در کوچصفهان به‌خاطر قطعی‌های برق و در روستای ورزنون و نیشابور و صالحیه تهران علیه بحران آب بودیم و این اعتراضات گسترش می‌یابد.

بحران آب بحران زندگی است و در برابر چنین بحران عظیمی است که پزشکیان رئیس‌جمهور مستأصل این کشور در جلسه هیئت دولت با اشاره به بحران‌های فزاینده کشور از جمله آب و برق هشدار داده و می‌گوید: «در تمام زمینه‌ها در لبهٔ پرتگاه هستیم.» و رسماً از ناتوانی دولت در تأمین آب شرب مردم سخن می‌گوید. این گفته‌ها بازتابگر گرفتن خیابان است. قبل از آن نیز او در گفته‌ای از امکان‌پذیری «گفت‌وگو با اپوزیسیون» در صورت لزوم خبر داد درحالی‌که هم‌زمان لایحه‌ای دوفوریتی برای سرکوب معترضین توسط دولت به مجلس فرستاد شد.

در سطح میدانی نیز اعتراضات بر سر معیشت گسترده است. هشتم تیرماه بود که بازنشستگان تأمین اجتماعی در رشت با فریاد “درد ما درد شماست مردم به ما ملحق شوید” تجمع کردند و مردم را به پیوستن به صف اعتراض خود علیه فقر و بی‌تامینی و جنگ‌افروزی‌های حکومت و بساط سرکوب و جنایتش فراخواندند و اعلام کردند که یکشنبه‌های اعتراضی تعطیل‌شدنی نیست. این بازنشستگان در تهران نیز همین هفته تجمع داشتند و در کرمانشاه هم برای یکشنبه پنجم مرداد فراخوان داده‌اند. به‌این‌ترتیب بازنشستگان این بخش نقش‌آفرین معترض جامعه نیز تجمعات گسترده خود را از سر می‌گیرند.

ما در این مدت همچنین دو اعتصاب مهم کارگران آلومینیوم و ماشین‌سازی اراک، هر کدام با چهارهزار کارگر را داشتیم که بر فضای اعتراض در دیگر مراکز کارگری این شهر تأثیرگذار بود. اعتصاب آلومینیوم اراک در یازدهم تیرماه آغاز شد و نکته قابل‌توجه زبان تعرضی این اعتراضات در برابر ضعف حکومت است. از جمله وقتی کارگران را تهدید به احضار کردند آنها ایستادند و خواستار استعفای مدیریت شدند. اعتصابی که بیش از دو هفته ادامه داشت و بالاخره زیر فشار آن مدیریت فرصتی یک‌ماهه خواست که به خواست کارگران پاسخ دهد.

اتفاق دیگر در این مقطع اخراج هزاران نفر از شهروندان افغانستانی همراه با توحش و وحشیگری توسط جمهوری اسلامی بود. اقدامی در ادامه سرکوبگری‌های حکومت و یک فاشیسم تمام‌عیار که با موجی از اعتراض مردمی روبرو شد. از جمله ما شاهد صحنه‌های زیبایی از کمک‌رسانی از سوی مردم بلوچستان و کرمان بودیم و بیانیه‌های بسیاری از سوی تشکل‌ها و نهادهای مختلفی از کارگران، معلمان، مدافعین حقوق کودک و دیگر نهادهای اجتماعی علیه این سیاست فاشیستی بودیم. بیانیه‌هایی که حمله به شهروندان افغانستانی را حمله به کل جامعه دانسته و آن را شدیداً محکوم می‌کرد. بیانیه ۱۳۰۰ نفر از کنشگران اجتماعی و سینماگران و هنرمندان و بیانیه ۲۸۵ نفر از فعالان زنان ایران نمونه‌هایی از آنها هستند.

در این مدت همچنین نانوایان به میدان آمدند و در چندین شهر تجمع داشتند. نانوایان در روزهای قبل از جنگ نیز تجمعات بسیاری برپا کرده بودند و موردحمایت وسیع قرار گرفتند. نانوایان اولتیماتوم به اعتراض سراسری دادند. حکومت محتاط شد و فوراً اعلام کرد که محدودیت سهمیه آرد را بر می‌دارد و بعد نان را گران کرد تا مردم و نانوایان را مقابل هم قرار دهد. اما نانوایان اعتراضشان را به مافیای نانینو گسترش دادند و وقتی پاسخ نگرفتند خود مستقیماً وارد عمل شدند و کارت‌خوان‌های نانینو را پس دادند. نانوایان همچنان پیگیر مطالبات خود هستند.

بخش معترض دیگر پرستاران هستند و ما تجمع پرستاران یاسوج را داشتیم. پرستاران در بیانیه‌ای تحت عنوان “ما مرعوب نمی‌شویم، متحد می‌شویم” و با اولتیماتوم به پیگیری قدرتمندتر اعتراضاتشان پاسخ محکمی به سرکوبگری‌های حکومت دادند. همین اخطاردادن‌ها را در نفت و یا از سوی رانندگان کامیون که قبل از جنگ اعتصاب بزرگی را به‌پیش بردند و گفتمان اعتصابات سراسری را داغ کردند، داده‌اند. در همین مدت ما همچنین شاهد اعتراضاتی از سوی کارگران نفت در عسلویه و ماهشهر بوده‌ایم. همچنین رانندگان کامیون در جاهایی تجمعاتی داشته‌اند. ضمن اینکه هزاران راننده در سراسر کشور با پیوستن به کارزاری سراسری، خواستار آن شدند که شغل آنها رسماً در فهرست مشاغل سخت و زیان‌آور قرار گیرد.

علاوه بر اخبار اعتراضی پر صدایی که اشاره شد، در همین مدت اعتراضاتی نیز در دیگر مراکز کارگری از شهرداری‌ها و راه‌آهن و نیروگاه دالاهو گرفته تا تراکتورسازی تبریز که بعد از ده روز بالاخره مدیریت عقب نشست و معوقات مزدی کارگران را پرداخت کرد و اعتراضاتی در شماری از کارخانجات در شهرهای مختلف را داشتیم. یک نمونه قابل‌توجه از این اعتراضات تجمع اعتراضی کارگران اخراجی پروژهٔ زمزم ۳ صنایع فولاد خوزستان، با خواست بازگشت به کار در سی‌ام تیرماه است که همراه با خانواده‌های خود تجمع کردند و به‌رغم ممانعت نیروهای حراست، برای پیگیری خواسته‌شان وارد محوطه مجتمع شدند. شرکت خانواده‌ها در این حرکت اعتراضی، اقدامی مهم به‌ویژه در این مقطع سیاسی است که راه نشان می‌دهد.

بعلاوه اینکه مال‌باختگان مسکن و بورس و سایپا و غیره نیز تجمعات بزرگی در این مدت داشته‌اند و در بساط دزدسالار حاکم امروز ما شاهد جنبش بزرگ مال‌باختگان در ایران هستیم.

نگاهی به این تصویر به‌روشنی پاسخ سؤال شما را می‌دهد و من سربلند کردن قدرتمندتر انقلاب را در چشم‌انداز نزدیک جامعه می‌بینیم و این بسیار نویدبخش است.

انترناسیونال: باتوجه‌به شرایطی که رژیم در آن قرار دارد آیا اعتراضات اخیر را می‌توان ادامه گفتمان و جنبش زن، زندگی، آزادی دانست یا باید آن را در غالب آغاز فصل جدیدی از خواست‌ها و مبارزات مردم بررسی کرد؟

شهلا دانشفر: اعتراضات اخیر مستقیماً به انقلاب زن زندگی آزادی وصل است و به طور واقعی راه به پیروزی رساندن آن را طی می‌کند. اما به لحاظ عمق و تعین‌یافتگی خواست‌ها و به لحاظ درجه سازماندهی شاید بشود از یک تفاوت کیفی و یا به گفته شما از سرآغاز فصل جدیدی از مبارزات مردمی صحبت کرد.

به عبارت روشن‌تر همانطور که بارها تأکید کرده‌ایم جنبش زن زندگی آزادی، جنبشی رادیکال، انسانی و سازمان‌یافته و قدرتمند است و این‌ها همه دستاوردهای انقلابی است که در سال ۱۴۰۱ فوران پیدا کرد. این دستاوردها آن‌هم در شرایط امروز که حکومت رو به فروپاشی کامل است و توازن قوا بیش از هر وقت به نفع گسترش اعتراضات مردمی است، افق روشن‌تری برای به پیروزی رساندن انقلاب را مقابل جامعه قرار می‌دهد. به این اعتبار این انقلاب را نمی‌شود در نیمه‌راه سر برید. منشور بیست تشکل بر سر خواست‌های حداقلی و منشور خواست‌های پیشرو زنان این دو سند تاریخی انقلاب زن زندگی آزادی همچنان بر روی میز جامعه قرار دارد و فعالین و اکتیویست‌های اجتماعی که صف پیشتاز اعتراضات را تشکیل می‌دهند در مناسبت‌های مختلف با تأکید بر این که می‌خواهند بر صدسال حاکمیت استثمار و بردگی و اعمال اراده از بالای سر جامعه پایان دهند، راه به پیروزی رساندن انقلاب را دنبال کرده‌اند.

این‌چنین است که جنبش زن زندگی آزادی امروز در بعدی عمیق‌تر و با چشم‌اندازی روشن‌تر در حرکت است و سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی را نوید می‌دهد.

انترناسیونال: باتوجه‌به شمشیر داموکلس جنگ که همچنان بر فراز سر مردم و جامعه قرار دارد، توصیه شما به فعالین عرصه‌های مختلف اعتراضی در این شرایط مشخص چیست؟ چه باید کرد تا این‌بار این اعتراضات بتواند ضربه نهایی را به رژیم وارد کند؟

شهلا دانشفر: تا جمهوری اسلامی هست سایه شوم جنگ و ناامنی بر سر مردم باقی است و سرنگونی جمهوری اسلامی پاسخ مردم ایران برای رهایی از جنگ و جنگ‌افروزی‌های حکومت و کل بساط جهنمی آن است. توصیه من به فعالین عرصه‌های مختلف اعتراضی، محاصره حکومت در حلقه تنگ اعتراضاتشان است.

در این راستا تأکید من بر اتحاد مبارزاتی همه فعالین و دست‌اندرکاران جنبش زن زندگی آزادی و اتحاد نهادها، تشکل‌ها و شبکه‌های اعتراضاتی مردمی برای جلو آوردن آلترناتیو جنبش انقلابی خود در برابر طرح‌های خیال‌پردازانه رفراندوم، گذار مسالمت‌آمیز، مدیریت دوران گذار و تحرکاتی دیگر ازاین‌دست از سوی جریانات راست است.

تأکید من بر تکثیر اعتراضاتی است که در سبزوار شاهدش بودیم در تمام شهرها و فریاد آب برق زندگی حق مسلم ماست، در برابر بحرانی به نام آب و جهنمی است که در این گرمای سوزان تابستانی حکومت برای کل جامعه ایجاد کرده است.

تأکید من بر گسترش شعاردهی‌های اعتراضی شبانه و به هراس انداختن بیشتر رژیم و ناامن‌کردن فضا برای بساط گشت‌های بازرسی و نیروهای تروریست بسیجی حکومت است و بالاخره اینکه تأکید من بر گسترش اعتراضات خیابانی برای به عقب زدن گفتمان‌های جنگ‌افروزانه حکومت و فریاد رساتر زن زندگی آزادی است و همه اینها بستری برای شکل‌دادن به تظاهرات‌های توده‌ای و اعتصابات قدرتمند سراسری و به تصرف در آوردن دوباره خیابان‌ها برای خاتمه‌دادن به بساط جهنمی جمهوری اسلامی است.

جمهوری اسلامی از هر وقت دیگر درمانده‌تر است. با تمام قوا به میدان بیایم.

به نقل از نشریه انترناسیونال ۱۱۳۹

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *