جنایات ساواک: نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم!

حمید تقوائی

اخیرا سه ایرانی مقیم آمریکا از پرویز ثابتی مقام امنیتی و سرشکنجه گر معروف و منفور ساواک به دادگاهی در ایالت فلوریدا شکایت کرده اند. شاکیان خود از قربانیان ساواک هستند و در شکایت نامه شان از جمله به ” آویزان کردن از سقف با مچ‌های بسته، بستن وزنه به اندام جنسی، شلاق، ضرب‌ و شتم و شکنجه با شوک الکتریکی و دستگاه  آپولو (صندلی برقی با ماسک فلزی برای پژواک فریاد شکنجه شده در گوش خودش) اشاره کرده اند. آنها خواهان غرامت شده اند ولی اعلام کرده اند که  “هدفشان تنها دریافت غرامت نیست، بلکه جلوگیری از عادی‌سازی جنایات گذشته و افشای نقش افرادی مانند ثابتی در تاریخ معاصر ایران است”. در دادخواست این سه تن  از ارتباط احتمالی ثابتی با شبکه‌های مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سخن گفته شده. شاکیان می‌گویند که “او پس از انقلاب روابط خود را با برخی از عوامل امنیتی حفظ کرده و این شبکه همچنان برای تهدید مخالفان فعال است”.

یک بُعد مساله جنبه قضایی- حقوقی آنست. اینکه  دادگاهی در آمریکا به شکایت از یک مقام حکومت شاه برای جرمی که حدود ۵۰ سال قبل اتفاق افتاده چه برخوردی خواهد داشت بحث بازی است که بسیاری از کاربران در چند روز گذشته به آن مشغول بوده اند. باید تلاش کرد تا این دادگاه تشکیل بشود و پرویز ثابتی را محکوم کند.

اما جنبه مهمتر قضیه جنبه سیاسی-اجتماعی آنست. دستگاه جهنمی ساواک تنها موضوعی مربوط به ۴۶ سال قبل نیست، بلکه مساله امروز جامعه ایران است. هم از این نظر که جمهوری اسلامی بدنه ساواک را همراه با شیوه های بازجوئی و شکنجه آن به ارث برد و در سرکوب مردم بکار گرفت و هم بویژه از این لحاظ که سلطنت طلبان از تخت افتاده در خارج کشور با شروع انقلاب زن زندگی آزادی  به اعاده حیثیت از ساواک پرداختند و در تجمعاتشان در خارج کشور از پرویز ثابتی بعنوان “قهرمان ملی” رونمائی کردند. این تقدیس و بزرگداشت ساواک و سرشکنجه گر آن، به همراه قمه چرخانی اوباش “پادشاهی خواه” علیه نیروهای چپ و مترقی در جوامع غربی و در مدیای اجتماعی،  تنها یک نوستالژی ارتجاعی نیست، بلکه خوابی است که برای آینده ایران دیده اند. درسی که اینان از گذشته گرفته اند جمع کردن بساط شکنجه و سرکوب و اعدام  نیست بلکه برعکس اینست که ساواک باندازه کافی نکشت و اعدام نکرد! موضعی که پرویز ثابتی در آخرین ماههای حکمت شاه داشت. آنها خواهان اعاده سلطنت هستند با تمام دستگاه شکنجه و زندان و اعدام اش و با قاطعیت بیشتر علیه همه مخالفین سلطنت! از نظر سلطنت طلبان  “آویزان کردن از سقف با مچ‌های بسته، بستن وزنه به اندام جنسی، شلاق، ضرب‌ و شتم و شکنجه با شوک الکتریکی و دستگاه  آپولو” علیه مخالفین سلطنت نه تنها محکوم نیست بلکه میبایست بیشتر و شدیدتر اعمال میشد تا بزعم آنان از “فتنه  ۵۷ ” جلوگیری میشد! از این نقطه نظر دادگاه رسیدگی به شکایتنامه قربانیان ساواک و پرویز ثابتی میتواند افشاگر نه تنها جنایات سلطنت طلبان در قدرت، بلکه افشاگر مواضع و سیاستها ی فوق ارتجاعی آنها در اپوزیسیون نیز باشد. طرح شکایت قربانیان ساواک از پرویز ثابتی در آگاهی و هشیاری جامعه علیه هر نوع دیکتاتوری و سرکوب قدم مهمی بجلوست و جا دارد که همه قربانیان زندان و شکنجه ساواک به این حرکت بپیوندند. نسل ما ۵۷ ای ها هم باید با صدای رسا اعلام کند که نه میبخشد و نه فراموش میکند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *