هیچ شکی نیست که اکثریت مردم ایران جمهوری اسلامی را نمیخواهند. این رژیم زندگی و هستی مردم و کل جامعه را به تباهی کشانده و با ویرانی و نابودی مواجه کرده است. جمهوری اسلامی باید برود و سرنگون شود. اکنون نیز که سایه جنگ بر سر جامعه ایران سنگینی میکند، مردم بیش از پیش میخواهند از شر این رژیم خلاص شوند و اجازه ندهند که جمهوری اسلامی با سیاستهای جنگافروزانه خود، ویرانی و خرابی بیشتری بر جامعه تحمیل کند.
اینکه عدهای چشم امید به دخالت نظامی آمریکا و اسرائیل دوختهاند تا از شر جمهوری اسلامی خلاص شوند، چیزی جز امیدی واهی نیست. جمهوری اسلامی علیرغم وضعیت بشدت تضعیف شده اش همچنان همچون بختکی بر زندگی و هستی مردم ایران چنگ انداخته و سرنگونی اش بیش از گذشته به اراده میلیونی مردم ایران گره خورده است.
یکی از سلاح ها مهم ما در مبارزه علیه جمهوری اسلامی که میتواند مسیر سرنگونی این رژیم جنایتکار را هموارتر کند اعتصاب عمومی است.اعتصابی که بخشهای مختلف جامعه را دربر بگیرد و نیروی عظیم و متحد مردم را در برابر حکومت به میدان بیاورد. اعتصاب عمومی یعنی مراکز مهم تولیدی و خدماتی، صنایع نفت، گاز و پتروشیمی، حملونقل، بازار، مدارس و دانشگاهها و دیگر بخشهای جامعه، بهطور همزمان و با مطالباتی واحد و همگانی، دست از کار بکشند و حکومت را زیر فشار گسترده قرار دهند. اعتصاب عمومی در کنار سایراشکال مبارزه نظیرتجمع و اعتراض خیابانی میتواند ضربات مهلکی بر رژیم اسلامی وارد کند.
طرح اعتصاب عمومی در فضای سیاسی ایران البته موضوع تازهای نیست. این ایده همواره بهصورت گفتمانی در جنبش اعتراضی مطرح بوده و در مقاطع مختلف، در عمل نیز شکلهایی از آن را شاهد بودهایم. تجربههایی که نشان دادهاند وقتی بخشهای مختلف جامعه دست به اقدام جمعی میزنند، چه ظرفیت و نیروی بزرگی برای مقابله با حکومت وجود دارد.از جمله این تجربهها میتوان به چندین مورد اعتصاب عمومی در کردستان، در اعتراض به اعدامها و جنایات جمهوری اسلامی، اشاره کرد که کسبه و بازاریان در آنها نقش مهمی داشتهاند. همچنین اعتراضات و اعتصابهای سراسری رانندگان کامیون، معلمان و اعتصاب کارگران در بخش نفت در مقاطع مختلف، نمونههای دیگری از حرکتهای جمعی هستند. که ابعاد مهمی از قدرت و ظرفیت سازمانیابی و همبستگی اجتماعی را به نمایش گذاشتهاند.
قدرت اعتصاب عمومی در این است که چرخهای اقتصادی و بخشهای مهمی از فعالیتهای اجتماعی و اداری جامعه را مختل میکند و توان حکومت را بهشدت کاهش میدهد. البته میزان تأثیر اقتصادی اعتصاب به گستردگی مشارکت مردم، بخشهای درگیر و مدت ادامه آن بستگی دارد. هرچه اعتصاب گستردهتر و طولانیتر شود، فشار اقتصادی بر حکومت افزایش مییابد و توان حکومت را بهشدت مختل میکند. جمهوری اسلامی در برابر اعتصابی سراسری و گسترده، بهدلیل نقش تعیینکننده اعتصابکنندگان در گردش امور جامعه، با دشواری بسیار بیشتری برای مهار اعتراضات و ادامه حاکمیت خود روبهرو خواهد شد.
اما اعتصاب عمومی صرفاً دستکشیدن از کار، متوقفکردن چرخهای تولید و واردکردن ضربات اقتصادی به حکومت نیست. اعتصاب عمومی به معنای به میدان آمدن نیروی جمعی جامعه برای تغییر توازن قوا به سود مردم است. هنگامی که بخشهای مختلف جامعه همزمان دست از کار میکشند و اعتصاب با اعتراضات خیابانی، همبستگی اجتماعی و دیگر اشکال مبارزه مردم پیوند میخورد، مبارزه از سطح اعتراضات پراکنده فراتر میرود و به نیرویی گسترده و سراسری تبدیل میشود. نیرویی که میتواند حکومت را در موقعیتی بهمراتب ضعیفتر قرار دهد و زمینه را برای پیشروی مبارزه مردم و سرنگونی جمهوری اسلامی فراهم کند.
از این نظر، جنبش اعتراضی اخیر در صربستان میتواند نمونهای قابلتوجه از قدرت همبستگی و مبارزه جمعی مردم باشد. این جنبش که با اعتراض دانشجویان به فساد و فاجعه مرگبار فروریختن سایبان ایستگاه راهآهن نوویساد آغاز شد، بهتدریج بخشهای گستردهای از جامعه را به میدان آورد. در این جنبش، اعتراضات وسیع خیابانی با اعتصاب و دیگر اشکال مبارزه جمعی پیوند خورد.
در ژانویه ۲۰۲۵، دانشجویان فراخوان اعتصاب عمومی دادند. معلمان، وکلا، برخی کسبوکارها، کتابفروشیها، تئاترها، سازمانهای مدنی و گروههایی از کارکنان و هنرمندان به این فراخوان پیوستند. بسیاری از مدارس تعطیل شدند و هزاران نفر در تجمعات اعتراضی شرکت کردند. پیوند اعتراضات خیابانی با اعتصاب و مشارکت بخشهای مختلف جامعه، ظرفیت جنبش را در طول چند ماه متوالی بهطور چشمگیری افزایش داد. این جنبش، با وجود فقدان رهبری سیاسی واحد، توانست با تکیه برمشارکت مستقیم مردم و تصمیمگیری جمعی، همبستگی گستردهای حول مطالبات مشترک ایجاد کند و سرانجام به استعفای نخستوزیر و تضعیف دولت حاکم بینجامد.
حرکت بهسوی اعتصاب عمومی علیه جمهوری اسلامی، به کار و فعالیتی فشرده، پیگیر و هدفمند نیاز دارد. این فعالیت طبعا از بطن مبارزات جاری جامعه آغاز میشود و در آن، فعالان کارگری و اجتماعی در محل کار و زندگی، نقشی مهم و تعیینکننده ایفا می کنند. تحقق چنین هدفی مستلزم ایجاد سازوکاری برای گردهمآوردن رهبران عملی و چهرههای مورد اعتماد در مراکز تولیدی و خدماتی و فعالان عرصههای مختلف مبارزه، در قالب نهادی به نام شورای هماهنگی فعالان اعتراضی و نظیر آن است. طرحی که پیش از این از سوی فعالین و نهادهای کارگری نیز مطرح شده است.
چنین شورایی میتواند با ایجاد ارتباط و هماهنگی میان بخشهای مختلف جامعه، به پیوند خوردن مبارزات پراکنده، نزدیکشدن مطالبات، شکلگیری خواستههای مشترک و فراهمکردن مقدمات یک اعتصاب عمومی گسترده کمک کند. اهمیت این شورا در آن است که بتواند صدای بخشهای مختلف جامعه را به یکدیگر برساند، از حرکتهای اعتراضی حمایت کند و زمینه همبستگی و اقدام مشترک را فراهم آورد. روشن است که چنین نهادی باید از دل فعالان و مبارزات واقعی جامعه شکل بگیرد و از اعتماد و حمایت بخشهای مختلف جنبش اعتراضی برخوردار باشد.
در این میان، تجربه ایجاد و فعالیت نهادهای هماهنگکننده متشکل از فعالان اجتماعی در خارج از کشور نیز حاوی درسهای ارزشمندی است. این تجربهها نشان دادهاند که گردهمآوردن فعالان، ایجاد شبکههای ارتباطی و هماهنگی میان نیروهای مختلف، تا چه اندازه میتواند به تقویت و گسترش اعتراضات علیه جمهوری اسلامی در کشورهای مختلف و شهرهای جهان کمک کند. این تجربه را میتوان در مسیر ایجاد ارتباط و همبستگی گستردهتر میان فعالان و جنبشهای اعتراضی در داخل و خارج کشور نیز به کار گرفت.
البته اعتصاب عمومی را نمیتوان صرفاً با ایجاد یک سازوکار هماهنگی راه انداخت. شکلگیری چنین اعتصابی به زمینههای سیاسی و اجتماعی، گسترش اعتراضات، میزان آمادگی و مشارکت بخشهای مختلف جامعه و توازن قوا میان مردم و حکومت نیز بستگی دارد. تضعیف حکومت در نتیجه بحرانها و گسترش نارضایتی و اعتراضات اجتماعی میتواند شرایط مساعدتری برای حرکت بهسوی اعتصاب عمومی فراهم کند. از سوی دیگر، ایجاد ارتباط و هماهنگی میان فعالان و مبارزات بخشهای مختلف جامعه میتواند به تقویت همبستگی، گسترش آمادگی برای مبارزه مشترک و شکلگیری همان شرایطی کمک کند که اعتصاب عمومی را به امکانی واقعی تبدیل میکند. آنچه مسلم است این شرایط خود بخود بوجود نمی آید بلکه با فعالیتی آگاهانه و پیگیر برای پیوندزدن مبارزات موجود و آمادهکردن زمینههای سیاسی و اجتماعی لازم برای اعتصاب عمومی گره خورده است.
همه ما شبوروز در آرزوی سرنگونی جمهوری اسلامی هستیم. رژیمی که هر روز ادامه حیاتش، آسیبهای جدیتری به زندگی و هستی مردم وارد میکند. سرنگونی این رژیم با نیروی آگاهانه و متحد خود ما مردم میتواند به واقعیت تبدیل شود. تجربههای تاریخی بسیاری نشان دادهاند که به میدان آمدن میلیونی مردم و گسترش مبارزه جمعی آنان میتواند خشنترین و سرکوبگرترین حکومتها را نیز به زیر بکشد. اعتصاب عمومی، یکی از مهمترین ابزارهای مبارزه جمعی مردم و گامهای مؤثر در مسیر به میدان آوردن این نیروی عظیم است.
پیش بهسوی اعتصاب عمومی و به امید سرنگونی جمهوری اسلامی!
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران