ترامپ و کل حزب جمهوریخواه آمریکا در انتخابات میان دوره ای متحمل شکستی بی سابقه شدند. این شکست به دلائلی که می شود برشمرد و مفصلا در موردشان توضیح داد، برای کسانی که عمیقا به شرایط اجتماعی جامعه آمریکا و رابطه اکثریت مردم با حاکمیت آن در مدت دو سال ریاست جمهوری ترامپ، می نگریستند، و همچنین برای خود ترامپ و هم حزبی هایش قابل انتظار بود.
تحمیل ریاضت کشی بیشتر بر مردم و حمله فاشیستی به مهاجران مکزیکی و اخراج آن ها، و ادامه فشارهای پلیسی بر مهاجران تا قبل از وارد شدن به جنگ نظامی با جمهوری اسلامی، و سپس تحمیل گرانی های بیشتر ناشی از جنگ، مردم آمریکا را به تنگ آورده و این مجموعه ناهنجاری ها و مشکلات اجتماعی در تشدید نارضایتی عمومی نسبت به ترامپ نقش بسزائی داشته است. خود ترامپ مدام از نارضایتی های اجتماعی در آمریکا به خاطر بالا رفتن روز به روز هزینه های زندگی صحبت کرده بود و پاسخ ریاکارانه و غیر قابل قبول برای جامعه این بود که گرانی بنزین و سخت تر شدن شرایط زندگی مردم، هزینه ای است که باید برای از بین بردن تهدید بمب هسته ای جمهوری اسلامی و تأمین امنیت پرداخته شود.
حالا اکثریت مردم آمریکا با رأی دادن به دمکرات ها بر پایه وعده هائی که “نو دمکرات ها” برای حل مشکلات اقتصادی و افزایش خدمات اجتماعی و پایان دادن به اذیت و آزار و اخراج مهاجران، ترامپ و فاشیسمی که او نمایندگی می کند را شکست داده و خوشحال هستند. با این رای مردم در عین حال امیدوارند شاید بتوان از روزنه ای که ایجاد شده، پنجره ای به سوی برخورداری از رفاه بیشتر و تضمین حقوق اجتماعی و شهروندی برای هر کسی که در آمریکا کار و زندگی می کند باز کرد.
اما در این سوی جهان، سران جمهوری اسلامی نیز از شکست ترامپ خوشحال هستند و جشن می گیرند. ترامپ و نتانیاهو در مدت کمتر از یک سال دو بار به جمهوری اسلامی حمله نظامی کرده و ضمن آسیب رساندن به سایت ها و تجهیزات هسته ای و موشکی و نظامی، رهبر و تعداد زیادی از سران و فرماندهان رده بالای رژیم را کشته اند. به همین خاطر مقامات رژیم اسلامی طی این مدت مدام اربده های توخالی انتقامگیری کشیده اند. (البته در کنار این آسیب رسانی ها به ارکان سیاسی و نظامی رژیم، باعث کشتار بسیاری از شهروندان نیز شدند که این خود، ارتکاب به جنایت جنگی علیه مردم عادی به حساب می آید.)
رجزخوانانی که از تریبون های رسمی و غیر رسمی، مدعی ادامه جنگ تا گرفتن انتقام خون رهبرشان با ریختن خون ترامپ بودند، حالا شکست ترامپ را به حساب تقاص خون خامنه ای! گذاشته اند و به نوعی در صدد توجیه ناتوانی از ادامه جنگ با اعلام یک پیروزی کاذب برای خود هستند. این یک اعتراف به شکست در عرصه جنگی و نظامی در پوشش پیروزی دروغینی است که هر ادمی غیر از طرفداران حکومت مفلوک و بی اعتبار شده جمهوری اسلامی را به خنده می آورد. مقامات درمانده حکومت که توان جبران شکست نظامی شان از ترامپ را ندارند، چرندبافی های تبلیغاتی راه انداخته اند تا شکست انتخاباتی ترامپ را نشانه ای از تأثیر مزخرفات ایدئولوژیکی چند دهه گذشته جمهوری اسلامی مبنی بر سلطه گری و جهانخواری و شیطان بزرگ بودن آمریکا بر آن مردم تعبیر کنند و ادعا می کنند که جامعه آمریکا به خاطر ضدیت شان با جنگ طلبی ترامپ ” که ما هم آن را تأئید می کنیم” (نقل قولی از قالیباف) به او رأی “نه” داده است! روشن است که بخشی از علت نارضایتی و اعتراض مردم آمریکا، هزینه های جنگی ای است که دولت ترامپ با افزایش گرانی بر جامعه تحمیل کرده است، اما قالیباف و بقیه سران چرندگوی حکومت نمی توانند از حقیقت مبارزات مردم آمریکا به نفع خود اعتبار بخرند.
با اینحال فعلا سران حکومت بهانه ای گیر آورده اند که از شکست انتخاباتی ترامپ برای خود پیروزی جعل کنند و چند روزی اطرافیان و مزدوران شان را خوشحال و تقویت روحیه کنند. خودشان هم به خوبی می دانند که تأثیر این قلب حقیقت کردن حتی بر روی طرفداران شان هم زیاد دوام نخواهد آورد. می دانند با تضعیف ترامپ، خطر جنگ مجدد منتفی نیست و تهدید جنگی هر روز جدی تر می شود. مهمتر این است که می دانند حتی به فرض منتفی بودن حمله مجدد نظامی از طرف آمریکا و اسرائیل، بقیه مخمصه ها و گرفتاری های داخلی و بین المللی، از جمله خطر سرنگونی حکومت شان توسط مردم در داخل سر جای شان هستند و شبح وحشت و کابوس دست بردارشان نخواهد بود.
سران رژیم می بینند که بیش از یک ماه است در اروپا و آمریکا و بخش هائی از آسیا جنبشی اعتراضی و رادیکال و چپ سربلند کرده و تا حالا باعث تغییراتی در حاکمیت ها شده است. نوشته های روی پلاکاردهای این جنبش را می بینند و شعارهای شان را می شنوند که پیوند عمیقی با جنبش های اعتراضی و در کل با جنبش سرنگونی طلبی در ایران دارد و می دانند هر درجه از پیشروی و موفقیت ان در هر یک از کشورهای درگیر می تواند در تقویت روحیه و امیدواری بخشیدن به مردم برای گام برداشتن به سوی پیشروی های بیشتر و اساسی تر مؤثر باشد. “نه” گفتن مردم آمریکا به ترامپ هم جلوه ای از مبارزات جنبش جاری جهانی علیه جنگ طلبی و سودپرستی دولت ها و میلیاردرها و تحمیل ریاضت کشی بر اکثریت جوامع است. دروغگوئی و جعل حقیقت مقامات حکومتی تلاش بیهوده برای پرده کشیدن بر روی این پیوند است. این ها در آئینه شکست ها و عقب نشینی های دولت هائی مانند فرانسه و صربستان و آمریکا در برابر جنبش های علیه تبعیض و ناکارآمدی های خدماتی و رفاهی، و علیه اقتصاد و تجارت جنگی و جنگ طلبی، بن بست همه جانبه خود و نهایتا سرنگونی رژیم شان به دست مردم را می بینند.
تضعیف موقعیت ترامپ ممکن است اندکی از فشار بین المللی تحت تأثیر جنگ و فضای جنگی را بر جمهوری اسلامی کم کند، اما هیچ روزنه ای برای برون رفت از هیچیک از بن بست هایش را به رویش باز نخواهد کرد. بحران مشروعیت و انزوای بین المللی اش سر جایش باقی خواهد ماند و مهمتر از همه دشمن اصلی اش یعنی مردم ایران با آمادگی بیشتری برای سرنگون کردنش در میدان جنگ سنگر گرفته اند. مردم ایران تماما دشمن جمهوری اسلامی هستند و حتی با دست یافتن به بمب هسته ای هم سرنگونش خواهند کرد.
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران