جنبش های اجتماعی در مسیر پیشروی
یکی از وجوه برجسته جنبش کارگری و جنبشهای اجتماعی در ایران، پیشروی روزافزون آنها در عرصه سازمانیابی است. امروز بخشهای مختلف جنبشهای اجتماعی، با اتکا به شبکههای ارتباطی گسترده در مدیای اجتماعی، گروههای مبارزاتی خود را شکل دادهاند و در کف خیابان به جنبشهایی پرتوان و سازمانیافته تبدیل شدهاند.
این پیشروی را میتوان بهروشنی در جنبش کارگری و عرصههای مختلف مبارزات اجتماعی مشاهده کرد؛ از جمله در اعتراضات دانشجویان و دانشآموزان، بازنشستگان، معلمان و پرستاران، جنبش دفاع از حقوق کودکان، جنبش رهایی زن و مبارزه علیه آپارتاید جنسی، و حتی جنبشهای دفاع از محیط زیست و اعتراضات مالباختگان. نگاهی به روند این پیشرویها و موقعیتی که امروز در آن قرار داریم، میتواند به روشنتر شدن چشمانداز مبارزات و شناخت گامهای بعدی برای پیشروی بیشتر کمک کند.
نقش تحولآفرین مدیای اجتماعی در سازمانیابی
نقشتحول بخش مدیای اجتماعی در پیشروی جامعه در عرصه سازمانیابی، شگرف است. نگاهی به وضعیت امروز نشان میدهد که بخشهای مختلف جنبش کارگری و جنبشهای اجتماعی، در قالب گروههای مبارزاتی شکلگرفته در مدیای اجتماعی، عملاً همچون تشکلهایی گسترده و سراسری عمل میکنند.
این گروهها به دفتر کار دائمی این جنبشها تبدیل شدهاند. هر روز مهمترین مسائل، اخبار و گزارشها و موضوعات اعتراضی در آنها به بحث گذاشته میشود و در جریان همین ارتباط و تبادل نظر مستمر، اعضا بر سر خواستها، مطالبات و شکلهای اعتراض به توافق و همنظری میرسند. نتیجه این روند را در فراخوانهای اعتراضی برای تجمع و پیگیری مطالبات میبینیم؛ فراخوانهایی که در نهایت به حرکتهای اعتراضی در کف خیابان تبدیل میشوند.
در همین بستر، بیانیهها، قطعنامهها و پتیشنهای اعتراضی با امضاهای مشترک و مشارکت گسترده اجتماعی شکل میگیرند و حول خود حرکتهای اعتراضی به راه میاندازند. موضوعات مطرحشده در این بیانیهها و کارزارها نیز بهتدریج به گفتمانهای اعتراضی سراسری در جامعه تبدیل میشوند.
به این ترتیب، فضای مجازی هرچه بیشتر به خیابان پیوند میخورد و نقش اتاق فکر جنبشهای اعتراضی مختلف را پیدا میکند. فعلوانفعالهای جاری در این گروهها، خود شکلی از مبارزه علنی است. در این بستر، چهرهها، شخصیتها و فعالانی را میبینیم که با نام و نشان خود سخن میگویند، نظر میدهند و ایدههایشان را با جامعه به اشتراک میگذارند. یکی از نتایج این روند، جلو آمدن صف گستردهای از رهبران و فعالان شناختهشده و محبوب در جنبش کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی در سطح سراسری است.
همچنین، همین ارتباطات زمینهساز شکلگیری همبستگیها و اتحادهای عملی در میدان مبارزه میشوند. اتحاد عملهایی که مضمون دارد و حول خواستها و گفتمانهای جاری در همین بستر شکل میگیرد.
این چنین است که گروههای مبارزاتی جنبشهای اجتماعی در مدیای اجتماعی به بستری برای مشارکت فعال و گسترده بدنه این جنبشها در روند مبارزه تبدیل شدهاند؛ بستری که تا تبدیل شدن به مجامع عمومی، بهعنوان هستههای اولیه شکلگیری شوراها، فاصله چندانی ندارد. منظور، مجامعی است که از سازمان و روال مشخص برخوردار باشند، بهطور منظم تشکیل شوند و به محل تصمیمگیری، انتخاب نماینده و اعمال مستقیم قدرت کارگری و اجتماعی تبدیل گردند.
گفتمان تشکلیابی و پیشروی های عملی در این عرصه
پیشروی در عرصه سازماندهی و تعمیق گفتمان های آن، بهجنبش انقلابی جاری در جامعه قدرت میبخشد. در مقطعی، جلوه برجسته آن را در فریاد سراسری”زن، زندگی، آزادی” و انقلاب سال ۱۴۰۱ شاهد بودیم. و متقابلا انقلاب نیز به این روند قدرت بیشتری بخشید. از جملهیکی از دستاوردهای مهم آن در عرصه سازمانیابیبود و دستاورد دیگرش تقویت اتحاد و همبستگی مبارزاتی میان مردم. در این دوره، شاهد شکلگیری شبکههای سراسری فعالان زن، زندگی، آزادی بودیم. شوراهای سازماندهی اعتراضات در صنعت نفت و در میان پرستاران شکل گرفتند و نهادهایی در میان دادخواهان و فعالان جنبش علیه زندان و اعدام، جنبش دانشجویی، جنبش دانشآموزی و دیگر عرصههای مبارزه سر برآوردند.
امروز همه این تحولات در دل جامعهای ملتهب و پرتلاطم و در متن اعتراضات گسترده، در سطحی فراتر ادامه دارد.
امروز شعار “تشکل، اعتراض حق مسلم ماست”، آنچنان نهادیه شده که به شعار اعتراضی کف خیابانی تجمعات هفتگی بازنشستگان تبدیل شده است. و یک خواست فوری همین امروز کارگران و فعالین اجتماعی به رسمیت شناخته شدن تشکلهای مبارزاتی آنهاست و همین خواست، بندی از قطعنامه پیشنهادی شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان در دهمین کنفرانس منطقهای آموزش بینالملل آسیا و اقیانوسیه بود. قطعنامه ای که توقف سرکوبگری های حکومت و آزادی فوری معلمان زندانی و پایان دادن به اعدامها، تحصیل رایگان، با کیفیت، غیر ایدئولوژیک و غیر کالایی و حق داشتن معیشت انسانی محورهای مهم آن بودند که در این کنفرانس به اتفاق آرا تصویب شد.
و بالاخره اینکه امروز ما شاهد این هستیم که بازنشسته معترض در کف خیابان از ضرورت تشکل و تحزب صحبت میکند. تاکید خیابانی بر ضرورت تشکل و تحزب است. از جمله در تجمع روز یکشنبه۱۲ مهر در رشت یونس آزادبر فعال کارگری و زندانی سیاسی سابق در سخنرانی خود با اشاره به تلاش حکومتهای مستبد برای از بین بردن فرهنگ تحزب و مقابله با تشکل و سازمانیابی، بر اهمیت تحزب و تشکل تاکید کرد و با این گفته دورنمای روشنتری از امر سازمانیابی و متشکل شدن را در مقابل جنبش کارگری و کل جامعه قرار داد.
چنین ابعادی از گفتمان بر سر سازماندهی و پیشروی های عملی جنبش کارگری و جنش های اجتماعی در حرکت رو به جلوی خود میتواند به قدرتی تبدیل شود که درهمشکستن آن، حتی برای جمهوری اسلامی با دستگاه سرکوب بیرحمانهاش، کار سادهای نباشد.
برای مثال همه شاهد بودیم که در جریان جنگ با آمریکا و اسرائیل، حکومت به مدت سه ماه اینترنت را قطع کرد و در سایه جنگ و با استفاده از این شرایط، کشتار دیماه و کشتارهای بعدی را سازمان داد. اما سرانجام ناچار شد دسترسی به اینترنت را دوباره برقرار کند. با باز شدن اینترنت، فعالیتهای گسترده و سازمانیافته مبارزاتی در مدیای اجتماعی نیز از سر گرفته شد و اعتراضات بار دیگر هرچه بیشتر به خیابان کشیده شد.
پیشروی جامعه در عرصه سازماندهی، زیرساخت مهمی برای مقاومتر شدن آن در برابر سرکوب، شرایط جنگی و تلاش حکومت برای بهرهبرداری از این شرایط است؛ شرایطی که حکومت میکوشد از طریق آن، فشارها و مصائب بیشتری را بر جامعه تحمیل کند.
وجود چنین زیرساختی است که به جامعه امکان میدهد، با وجود کشتار هزاران معترض در دیماه، تداوم سرکوبهای بیرحمانه جمهوری اسلامی و تعرض روزمره به زندگی و معیشت مردم در سایه فضای جنگی، همچنان سر پا بماند. شیرازه جامعه از هم نپاشیده است؛ مردم هر روز در شکلهای تازهای از مبارزه به مقابله با حکومت برمیخیزند و بازگشت دوباره آنان به میدان مبارزه، به کابوسی برای حکومت تبدیل شده است.
بنابراین، همه پیشرویهایی که به آنها اشاره شد، از نقش شگرف مدیای اجتماعی در سازمانیابی و دستاوردهای حاصل از آن گرفته تا دستاوردهای انقلاب زن، زندگی، آزادی در همین عرصه و تجربههایی که در نبردی سخت و خونین با جمهوری اسلامی و دستگاه سرکوب آن به دست آمده است، ما را در موقعیتی قرار داده که میتوانیم با دیدی روشنتر به مسئله سازمانیابی و راههای تقویت صف مبارزاتمان نگاه کنیم.
گامهای بعدی کداماند؟
با پیشروی جنبش کارگری و جنبشهای اجتماعی در عرصه سازمانیابی، صف گستردهای از رهبران، فعالان و کنشگران مبارز به میدان آمدهاند؛ صفی که در جریان نبردی سخت با حکومتی بیرحم و سرکوبگر، تجربه اندوخته و آبدیده شده است.
این رهبران و فعالان، حلقههای پیوند میانبخش های مختلف طبقه کارگر در جنبش کارگری و نیز در دیگر جنبشهای اجتماعی هستند. آنها اعتراضات را از سطح محلی فراتر برده و به آنها ابعادی سراسریتر بخشیدهاند. اعتراضات بازنشستگان، معلمان، دانشجویان و دیگر بخشهای اجتماعی نمونههای روشنی از این روند است. بسیاری از این رهبران و فعالان به چهرههایی محبوب در میان مردم تبدیل شدهاند و فراخوانهایشان با پاسخ اجتماعی روبهرو میشود.
منشور مطالبات حداقلی بیست تشکل، بهعنوان سندی تاریخی در انقلاب زن، زندگی، آزادی، و نیز منشورها و بیانیههای دیگری که پس از سال ۱۴۰۱ در مقاطع مختلف سیاسی با امضای مشترک نهادها و گروههای مبارزاتی کارگری و اجتماعی منتشر شدهاند، جلوههایی از تداوم این همگرایی در سطح رهبران و فعالان اجتماعی هستند.
این بیانیهها در جامعه گفتمان میسازند و به سراسری شدن خواستها و مطالبات اعتراضی بخشهای مختلف جامعه کمک میکنند. نمونه آن را میتوان در شعارهای مشترک اعتراضی در تجمعات بازنشستگان و نیز در سطوح مختلف اعتراضات اجتماعی مشاهده کرد.
همه این تحولات، زمینه شکلگیری اتحادی گسترده و سراسری میان رهبران و فعالان کارگری و اجتماعی را فراهم کرده است. بنابراین، گام نخست در ادامه این روند، برداشتن قدمی آگاهانه برای شکلگیری این اتحاد و مشخص کردن شکل و چارچوب آن است. و این نکته همواره یکی از محورهای مورد تأکید ما در قطعنامهها، بیانیهها و فراخوانهای حزب کمونیست کارگری خطاب به جامعه بوده است.
بیانیه چهار تشکل
اما نکته مهم و قابل توجه در شرایط کنونی این است که امروز این صدا از درون خود جامعه بلند شده است. نمونه برجسته آن، بیانیه چهار تشکل مستقل کارگری،یعنی سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه، گروه اتحاد بازنشستگان، کمیته پیگیری برای ایجاد تشکلهای کارگری و کارگران بازنشسته خوزستان، با عنوان”ضرورت ایجاد شبکه ارتباطی پیشروان و فعالان جنبش کارگری” است.
ایجاد چنین شبکهای، نکتهای کلیدی و گامی فوری در برابر ماست؛ گامی که ما نیز بر ضرورت آن تأکید داریم. از همین رو، لازم میدانممقدمتا به نکات مهم این بیانیه بپردازم.
در این بیانیه، با اشاره به اعتراضات در مراکزی مانند هپکو، این مرکز مهم کارگری با ۱۲۰۰ کارگر، تجمعات کارگران واحدهای صنعتی، نیروهای عملیاتی نفت و گاز، پرستاران، کارکنان راهآهن و جوانان جویای کار در شهرهای مختلف و همچنین اعتراضات هفتگی بخشهای گوناگون بازنشستگان، بر اجتنابناپذیر بودن اعتصابات و اعتراضات سراسری کارگری تأکید شده است. با این تاکید که محور مشترک همه این اعتراضات، سقوط قدرت خرید و مطالبه افزایش دستمزدهاست.
بیانیههمچنین با اشاره به اوضاع اقتصادی و شرایط فلاکتباری که بر کارگران و اکثریت جامعه تحمیل شده است، تأکید میکند که اولویت جمهوری اسلامی ادامه نظامیگری و حفظ شرایط جنگی است و حکومت حاضر نیست بهبودی در زندگی کارگران و زحمتکشان ایجاد کند. همچنین حکومت از هرگونه عقبنشینیهراس دارد چرا که هرگونه عقب نشینی میتواند روحیه تعرضی را در جنبش کارگری و دیگر جنبشهای اعتراضی تقویت کند. در ادامه بیانیه بر تداوم مبارزه بعنوان تنها راه پیش روی کارگران سخن میگوید.
اشاره دیگر بیانیه به دستاوردهای مبارزاتی کارگران و بخشهای مختلف طبقه کارگر در عرصه سازمانیابی و تجربههای بهدستآمده است و تاکید میکند:
“این تجارب نشان میدهند که ایجاد تشکلهای طبقاتی ـ تودهای و مستقل کارگران در هر شرایطی از اهمیت بسیاری برخوردار است و نباید آن را به تأخیر انداخت. بلکه باید برای ایجاد این تشکلها آستینها را بالا زد.”
این بیانیه همچنین با اتکا به تجربه اعتصابات و اعتراضات سالهای اخیر، مطالبات مشترک و وجود تشکلها و سازمانهای سراسری را از پیششرطهای پیوند خوردن و سراسری شدن اعتراضات و اعتصابات کارگری میداند و در این زمینه مینویسد:
“اما در شرایط کنونی بهرغم وجود مطالبات مشترک، همین فقدان تشکلهای تودهای و طبقاتی کارگران، بهویژه فقدان تشکلهای پایه در مراکز صنعتی و خدماتی بزرگ، مانع سراسری شدن اعتصابات و اعتراضات کارگران در مجتمعهای صنعتی، مراکز تولیدی و خدماتی مختلف و مانع ایجادتشکل سراسری شده است. با توجه به نبود تشکلهای تودهای و طبقاتی، این وظیفه بر دوش رهبران و فعالان کارگری در مراکز مختلف کارگری قرار گرفته است.”
بیانیه در ادامه، راهکار را در ایجاد شبکهای بههمپیوسته از رهبران و فعالان کارگری میبیند و در جمعبندی خود مینویسد: “رهبران و فعالان کارگری که در کانونهای داغ مبارزه کارگران حضور دارند و از روابط زنده و ارگانیکی با کارگران برخوردار هستند، میتوانند با هدف سراسری کردن اعتراضات و اعتصابات کارگران در یک شبکه بههممرتبط شوند و ارتباطات خود را نهادینه کنند”.
شورای همکاری رهبران و فعالین
بر همین اساس، بیانیه بهدرستی ضرورت ایجاد تشکل و نهادی مانند شورای همکاری رهبران و فعالان کارگری را برای برقراری ارتباط و پیوند میان آنها مطرح میکند و در این باره مینویسد:
“این شورای همکاری میتواند نمایندگان تشکل سراسری معلمان و تشکلهای بازنشستگان، پرستاران، رانندگان کامیون و هم رهبران و فعالین دیگر بخشهای طبقه کارگر را در بر گیرد.
البته ایجاد چنین نهادی نمیتواند جایگزین تشکلهای تودهای و طبقاتی کارگران در محیطهای کار و سازمان سراسری کارگران شود. بااینحال، در شرایط کنونی میتواند تا حدودی خلأ ناشی از نبود تشکلهای تودهای، طبقاتی و سراسری کارگران را پر کند؛ به پیوند خوردن اعتراضات و اعتصابات کارگری و سراسری شدن آنها یاری رساند و تا آنجا که ممکن است، به ایجاد تشکلهای پایه کارگری کمک کند.”.
من، بهعنوان یک فعال کارگری که بخش اصلی فعالیت سیاسیام در این جنبش متمرکز بوده است، همدلی و حمایت خود را از این بیانیه اعلام میکنم و ایجاد شورای همکاری رهبران و فعالان کارگری را گامی مهم در راستای همان تأکید همیشگیمان بر ضرورت عمل متحد و سراسری رهبران و فعالان کارگری میدانم.
امابه نظر من جدا از تشکیل چنین شبکه ای از فعالین و اکتیویست های جنبش کارگری و ایجاد شورای هماهنگی میان این رهبری به عنوان یک ابزار مهم برای شکل دادن به اعتصابات و اعتراضات سراسری کارگری ، ضروریست فراتر رفت و در کنار آن شبکه رهبران و اکتیویست جنبش های مختلف اجتماعی را نیز شکل داد . در شرایط امروز ایران، جنبش کارگری با دیگر جنبشهای اجتماعی پیوندی عمیق دارد؛ پیوندی که آن را در بیانیههای اعتراضی مشترک تشکلها، نهادها و گروههای مختلف کارگری و اجتماعی نیز شاهد بودهایم. این پیوند بستر شکل گیری شبکه اکتیویست های کارگری و اجتماعی در کنار هم را ایجاد کرده است.
از همین رو، ضرورت ایجاد شورای همکاری را نهفقط در میان رهبران و فعالان کارگری، بلکه در سطحی گستردهتر، بلکه میان رهبران و کنشگران جنبشهای اجتماعی مختلف نیز مطرح میدانم. شکلگیری چنین پیوند و همکاری سراسریای، هم ممکن است و هم ضرورتی فوری دارد. باید در این جهت نیز گام برداشت و برای ایجاد اتحاد گستردهتر میان جنبشهای کارگری و اجتماعی تلاش کرد.
شهلا دانشفر
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران