جوان، قهرمان کاراته، کشتیگیر، کوهنورد حرفهای، نوازنده تار، ورزشکار، نصاب و هنرمند، اینها کسانی هستند که جمهوری اسلامی به اتهامات ساختگی و تحت عناوینی چون “جرایم امنیتی”، “دشمنی با خدا”و “افساد فیالارض”اعدام میکند. اما جرم واقعی آنها چیزی جز اعتراض به فقر و گرسنگی و نبود آزادی در جامعه نبوده است.
حتی آنهایی که به اتهام جرایم عادی اعدام شدهاند، قربانیان همان جهنمی بودهاند که این رژیم برای مردم ایران ساخته است. کسانی از بخشهای محروم جامعه که به ورطه تنگدستی و نداری رانده شده بودند و برای تأمین معاش خود و خانوادهشان به مسیر نادرستی کشیده شده بودند.
عطش سیریناپذیر ماشین آدمکشی جمهوری اسلامی، هر روز و هر چند ساعت، شماری از شهروندان این جامعه را به کام مرگ میکشاند. مرگی که قرار است به تداوم حیات رژیمی بینجامد که جز نابودی و نیستی، چیزی برای مردم به ارمغان نیاورده است. رژیم جنایتکار اسلامی خیال میکند با این اعدامها میتواند ما را ساکت کند و از ادامه مبارزه برای سرنگونی خود بازدارد. اما این خیال باطلی بیش نیست!
اما خیال رژیم سفاک اسلامی بدون تلاش همه ما به خیالی باطل تبدیل نخواهد شد. مبارزه برای معیشت و منزلت، مبارزه برای آزادی، مبارزه علیه آپارتاید جنسیتی و تلاش جمعی برای دور انداختن ارزشهای متحجرانه جمهوری اسلامی ادامه دارد و هر روز گستردهتر میشود. در عین حال، باید بتوانیم با اتحاد و نیروی جمعی خود، جلوی اعدامها را بگیریم و این سلاح مرگبار را از دست رژیم اسلامی خارج کنیم.
اگرهر اعدام با اعتراض ما روبهرو شود، اگر بر در و دیوار شهر و در همهجا بنویسیم و فریاد بزنیم “نه به اعدام”، اگر در هر اعتراض اجتماعی، خواهان توقف فوری اعدامها شویم، اگر در بیانیههای تشکلهای مردمی، خواهان لغو این مجازات ضدانسانی شویم، اگر صدای زندانیانی باشیم که هر سهشنبه در اعتراض به اعدام دست به اعتصاب غذا میزنند و وظیفه خود بدانیم که این جنبش را نیرومندتر کنیم، اگر همچون نمونه اصفهان، به فراخوان خانوادههای محکومان به اعدام پاسخ دهیم و برای نجات جان عزیزانمان در مقابل درِ زندانها تجمع کنیم، اگر همچون مردم سمیرم و کردستان، در اعتراض به جنایات جمهوری اسلامی و برای جلوگیری از اعدامها اعتصاب عمومی برپا کنیم، و اگر به حکومت آدمکش هشدار دهیم که در صورت تداوم اعدامها، دست به اعتصاب خواهیم زد، اگر در خارج از کشور نیز، در دهها شهر جهان، دوشادوش یکدیگر، گستردهترین اعتراضات علیه جمهوری اسلامی را سازمان دهیم و خواهان توقف فوری اعدامها در ایران شویم، اگر لیست قاضیان مرگ درهمه جا پخش شود ومورد تحریم قرارگیرند، اگر از مجامع بینالمللی یکصدا بخواهیم که رژیم قاتل و جنایتکار جمهوری اسلامی را بهعنوان نماینده مردم ایران به رسمیت نشناسند و آن را بایکوت کنند و اگر…، آنگاه اطمینان داشته باشید که جمهوری اسلامی عقبنشینی خواهد کرد؛ یا عملاً اعدامها را متوقف خواهد ساخت یا دستکم دیگر قادر نخواهد بود در چنین ابعادی به اعدام دست بزند.
متحقق ساختن این “اگرها” شدنی است و نباید آن را به فردا موکول کرد. این امر شدنی است، زیرا چنین تلاشهایی هماکنون در جریان است. آنچه لازم داریم، بههم پیوستن این تلاشها و جاری شدن همه جویبار هایی است که به راه افتادهاند، در بستری بزرگتر برای اعمال فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی. این امر از مبرمیت بالایی برخوردار است، زیرا همه ما میدانیم که شمار زیادی از شهروندان این جامعه، در سلولهای مرگ جمهوری اسلامی، در انتظار اعدام به سر میبرند.
فراخوان ما، ایجاد اتحادی بزرگ علیه اعدام است. همه نیروهایی که مخالف اعدام هستند، با حفظ اختلافنظرهای خود، باید نیرویشان را یکی کنند و به چنان قدرتی تبدیل شوند که بتوانند ماشین آدمکشی جمهوری اسلامی را از کار بیندازند. تنها در این صورت است که ما میتوانیم جان همه کسانی که در معرض خطر اعدام قرار دارند را نجات دهیم وبه سوی ممنوعیت مجازات اعدام در این جامعه گامی بزرگ به جلو برداریم!
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران