اهمیت حزب و حزبیت در شرایط سیاسی امروز
دوستان خسته نباشید برای شرکت در جلسات فشردهای که داشتیم. ما تمام اسنادی که در نظر داشتیم را بررسی و تصویب کردیم. امیدوارم رفقای مهمان هم خسته نشده باشند و این جلسات کمک کرده باشد در شناخت اینکه حزب چطور کار میکند و سیاستهایش چه هست.
روند بحثهای پلنوم و اسنادش نشان میدهد که تمرکز ما این است که چطور میتوان راه را برای سرنگونی جمهوری اسلامی هموارتر کرد. چطور میتوان این جنبش را تقویت کرد و حزب چه نقشی میتواند در همه ابعاد ایفا کند.
یک سری اسنادی در پلنوم مطرح شد که به مسائل حاد روز مربوط میشد. مثل بیانیه در مورد کشتار دیماه، مثل قرار حمایت از پرستو احمدی در برابر حکم شلاق، مثل قرار علیه احکام و مجازات اعدام، علیه دستگیریهای گسترده و برای آزادی زندانیان سیاسی، و غیره. به این معنی بخشی از اسناد پلنوم مربوط میشود به موقعیت امروز جنبش سرنگونی و جنبشهای اعتراضی و وضعیت جامعه و نقش حزب در این شرایط.
یک سری اسناد هم هست که مواضع و تبیینها و تعبیر و نقطهنظرات و چشمانداز حزب را بیان میکند در رابطه با تحولاتی مثل جنگ، تحولات در صفوف اپوزیسیون، تغییرات در رابطه بین دولت آمریکا و جمهوری اسلامی و مذاکرات و تفاهمنامه و غیره. اینها مسائل کلانی است، که همانطور که صحبتهای مختلف هم بیان کردم، یک محور فعالیت حزب است. وقتی از اهمیت نقش حزب و حزبیت صحبت میکنیم پاسخگویی به این مسائل کلان یک بخش مهم وظایف حزب است.
حزب ما هم در میدان پا دارد، در مبارزات عرصهای و میدانی در خارج کشور و در داخل کشور – گزارشات کمیتهها و فعالین حزبی در روز اول پلنوم کاملاً این را نشان داد- و هم بهعنوان یک حزب در گذاشتن یک چشمانداز رهاییبخش واقعاً آزادیخواهانه و برابریطلبانه در برابر جامعه نقش مهمی ایفا میکند. اینجا بحث فقط بر سر تحلیل و تفسیر و قطعنامه دادن نیست بلکه این بخش فعالیت حزب هم مثل عرصه میدانی نیازمند اقدامات مشخص عملی است. اینطور نیست که مبارزه میدانی امری است عملی-آکسیونی و حرکت حزب برای پرداختن به مسائل کلان امری است ترویجی و تبلیغی و گفتمانی. بههیچوجه اینطور نیست. این دومی هم یک سری اقدامات سیاسی لازم دارد. فعالیتهایی که حزب باید آستین بالا بزند و سازمان بدهد. و در این دوره بهخصوص این اقدامات کلان بسیار مهمتر از هر دوره دیگری است بهخاطر اینکه افق سرنگونی جمهوری اسلامی در چشمانداز جامعه قرار گرفته است، بهخاطر اینکه جامعه بهخصوص بعد از کشتار دیماه نمیتواند این شرایط را تحمل کند.
یک موضوع در مباحثات پلنوم این بود که زخمی خورده است جامعه ایران که التیام پیدا نخواهد کرد تا وقتی این قاتلان بهزیر کشیده شوند و محاکمه شوند. این روندی است که جامعه ادامه خواهد داد ما چه بخواهیم و چه نخواهیم. این به نقشه عمل مربوط نیست. این یک حکم واقعی و عینی جامعهای است که زیر تیغ قرار گرفته، هزاران نفر از عزیزانش را از دست داده بدون آنکه اسمشان اعلام بشود، بدون آنکه پیکرشان به خانوادهها تحویل داده شود و بیآنکه خانوادهها حتی اجازه عزاداری داشته باشند. باید علناً و عملاً فریاد زد، در ایران و در خارج کشور، که این قاتلان را محاکمه کنید نه اینکه با آنها دست بدهید و قرارداد امضا کنید!
این وضعیت جامعه را در یک حالت انفجاری قرار داده است و کار حزب ما در پاسخگویی به این وضعیت این نیست که نقشه عمل گامبهگام تعریف کنیم. انقلاب جنگ نیست که شما نقشه نظامی داشته باشید که این تپه را بگیر و آن پل را بگیر و به آنجا حمله کن. انقلاب رخ میدهد و مردم با ابتکاراتشان مثل همیشه همه را غافلگیر خواهند کرد. انقلاب اگر به چیزی احتیاج دارد به افق و چشمانداز و آگاهگری در مورد مقولاتی مثل دموکراسی و آزادی و برابری و دوره گذار و غیره است. میبینید که این مسائل حاد شده و اینجاست که بحث اپوزیسیون مهم میشود.
ما در مورد سلطنتطلبان قطعنامهای تصویب کردیم. در این مورد هم کار ما این نیست که آن بحثهای همیشگی در نقد سلطنتطلبان را تصویب کنیم. آن نقدهای پایهای را داشتهایم و باز هم خواهم داشت. نقد پایهای ما به نهاد سلطنت ربط زیادی به اوضاع روز ندارد. اینکه جنبش سلطنتطلبی میخواهد جامعه را ۵۰ سال به عقب بکشد را ما همیشه نقد کردهایم. مسئله این است که امروز بهطور مشخص سلطنتطلبان بهعنوان یک مانع سیاسی بر سر راه پیشروی انقلاب عمل میکنند. و ما وظیفه خودمان میدانیم که این مانع را خنثی کنیم. همانطور که گفتم محور این پلنوم، مثل محور همه فعالیتهای حزب، سرنگونی جمهوری اسلامی است و یک وظیفه مهم ما این است که در برابر جریانی که به اسم اپوزیسیون عملاً بر سر راه جنبش سرنگونی مانع ایجاد میکند و جنبش را تحریف و مسخ و حتی لجنمال میکند قاطعانه بایستیم. این وظیفه ما است. این رقابت با سلطنتطلبها نیست. نقد سوسیالیستی ما به سلطنتطلبان بحث دیگری است که همیشه پی گرفتهایم. مسئله این است که این جریان مانعی بر سر راه سرنگونی جمهوری اسلامی است حال با هر برنامهای که دارد. میخواهد سلطنت را احیا کند میخواهد کودتا کند و یا هر کار دیگری. بحث ما در قطعنامهای که تصویب شدند بر سر اینها نیست. آن قطعنامه با اتکا بر فاکتها واقعیات زنده اعلام میکند این جریان بهعنوان یک مانع عمل میکند. ما از این پس در نقد هر نیرویی که خود را اپوزیسیون بنامد و به اسم دفاع از مردم آب بریزد در آسیاب جمهوری اسلامی همین نکته را باز میکنیم و توضیح میدهیم و وظیفه داریم جامعه را آگاه کنیم. این یکی از محورهای بحثهای پلنوم بود.
گفتمانهای دیگری هم در اپوزیسیون هست از نوع بحثهای پستمدرنیستی و دموکراسی موزائیکی که در این مورد هم حزب باید نقد خودش را مطرح کند و روشنگری کند. یک ویژگی پلنوم این بود که ما وارد تحلیل تأثیرات شرایط جدید در صفوف اپوزیسیون هم شدیم و گفتیم ما کجا ایستادهایم.
پلنوم وارد نقشه عملها نشد. این کار ارگانهای حزبی و هیأت اجرائی و دفتر سیاسی منتخب پلنوم خواهد بود. ولی من میخواهم اینجا بر این جهتگیری تأکید کنم که در این دوره ما باید نقشه عملهای ویژهای داشته باشیم برای پیشبرد دو رکن همیشگی کار حزب: فعالیت میدانی و اعتراضی در عرصههای مشخص مثل علیه اعدام، آزادی زن، برای آزادی زندانی سیاسی، دادخواهی و غیره و غیره. این بخشی است که باید فعالتر از هر دورهای به پیش ببریم. بخش دوم که بهخصوص در این دوره باید در محور قرار بگیرد این است که آن وظایف و آن نقشه عملی که در رابطه با مسائل کلان مربوط به قدرت سیاسی و مربوط به دوره گذار و مربوط به سرنگونی و مربوط به آینده، تلقی و تبیین ما از آزادی و رابطهاش با برابری، تلقی ما از تکثرگرایی، از فدرالیسم و نظایر آن لازم است را تدوین کنیم و در دستور بگذاریم. باید اینها را سازمان داد، ظرفهایش را معین کرد و به پیش برد. من فکر میکنم این دو رکن بیش از همیشه باید در دستور حزب قرار بگیرد و به پیش برده شود. حزب باید نقشه عملها و طرح اقدامات و مصوبات لازم را تدوین کند و این مهم بهعهده هیأت اجرائی و دفتر سیاسی آتی حزب است.
برای حزب و همه ارگانهای حزبی و بهخصوص ارگانهای رهبری آرزوی موفقیت میکنم. امیدوارم در این دوره بتوانیم به وظایف خطیری که در مقابل ما است جواب درخوری بدهیم. موفق و پیروز باشید.
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران