افزایش شمار اعدامها و صدور پیدرپی احکام مرگ توسط قضات جنایتکار جمهوری اسلامی، بحث بر سر اعدام را به یکی از مهمترین محورهای اعتراضات اجتماعی در ایران تبدیل کرده است. در کنار اعدام گسترده محکومان پروندههای مواد مخدر، صدور احکام اعدام برای معترضان سیاسی و بازداشتشدگان اعتراضات نیز نگرانیهای گستردهای را برانگیخته است. در چنین شرایطی، اعتصاب گسترده زندانیان واحد دو زندان قزلحصار، نقطه عطفی در شکلگیری و گسترش جنبش مخالفت با اعدام به شمار میآید.
اعتصاب حدود ۱۵۰۰ زندانی واحد دو زندان قزلحصار که از ۲۲ تیر آغاز شد، واکنشی به افزایش اجرای احکام اعدام بود. این اعتصاب با وجود فشارهای شدید مسئولان زندان، از جمله تلاش برای قطع ارتباط زندانیان با بیرون، ادامه یافت و زندانیان با انتشار بیانیهها، تصاویر و ویدئوها خواستار حمایت افکار عمومی، نهادهای حقوق بشری و سازمانهای بینالمللی شدند. در شعارها و پیامهای منتشرشده از سوی آنان، تأکید بر “حق زندگی” و مخالفت با مجازات اعدام، محور اصلی اعتراضات بود. آنها میگویند حق جوانان ایران اعدام نیست. استمرار این اعتصاب موجب شد که حمایتهای گستردهای در داخل و خارج از کشور شکل گیرد و جنبش علیه اعدام وارد مرحلهای تازه شود.
یکی از مهمترین تحولات این جنبش، پیوستن خانوادههای زندانیان به اعتراضات بود. تجمع خانوادههای زندانیان اعتصابی در برابر زندان قزلحصار و سر دادن شعار “نه به اعدام”، یک بار دیگر نشان داد که مخالفت با اعدام از دیوارهای زندان فراتر رفته و به مطالبهای اجتماعی تبدیل شده است. پیش از این نیز خانوادههای زندانیان زندان لاکان رشت با انتشار بیانیههایی مخالفت خود را با اجرای احکام اعدام اعلام کرده بودند. گسترش چنین حرکتهایی در سایر شهرها و پیوند آن با اعتراضات کارگران، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان، پرستاران و دیگر اقشار جامعه، میتواند دامنه جنبش علیه اعدام را بیش از پیش گسترش دهد.
بخش بزرگی از محکومان به اعدام، بهویژه در پروندههای مواد مخدر، از میان اقشار محروم جامعه هستند؛ افرادی که فقر، بیکاری و نابرابری اجتماعی که عامل آن حکومت اسلامی است، آنان را به سوی چرخه جرم سوق داده است. شبکههای اصلی قاچاق و فساد اقتصادی که آبشخورشان خود حکومت است، مطلقا با چنین مجازاتهایی روبهرو نمیشوند.
اجرای احکام اعدام علیه معترضان سیاسی و بازداشتشدگان اعتراضات، خشم جامعه را بیش از پیش برانگیخته است. جمهوری اسلامی با هدف ایجاد فضای رعب و جلوگیری از گسترش اعتراضات، علیه زندانیان احکام اعدام صادر میکند. غافل از اینکه با این سیاست، فضای خشم و نفرت را بیش از پیش علیه خود و تمام دست اندرکارانش بیشتر دامن میزند و کارنامه حکومتیان را در برابر مردم سنگین تر میکند.
در هفته اخیر، تشکلهای مختلف کارگری، صنفی و مدنی با انتشار بیانیههایی از اعتصاب زندانیان قزلحصار حمایت کردهاند. آخرین آن بیانیه حمایتی ۹ تشکل کارگری-اجتماعی- دادخواهی در حمایت از زندانیان اعتصابی قزلحصار و علیه اعدام است. در بخشی از این بیانیه چنین آمده است: “حکومتی که دهها هزار انسان را در خیابانها طی دو روز سلاخی کرد در وحشت از دادخواهی و مطالبهی حق زندگی ما، ادامه کشتار را با پوشش حقوقی و احکام قضایی برایمان تیز کرده تا مبارزات ما را به سکوت بکشاند ولی خود بهتر میداند که چنین نخواهد شد و هر دم شعله انقلاب مردم فروزانتر خواهد گشت. همه با هم علیه اعدام به صف شویم. سایه این قتل حکومتی را برای همیشه از سر زندگیمان دور کنیم.خانواده های محکومین به اعدام را تنها نگذاریم، اعدام برای هر کس و هر بهانهای، قتل حکومتی است.”
در بخش پایانی این بیانیه با اشاره به اضطراری بودن شرایط مینویسد: “باید کاری کرد. برای نجات جان زندانیان و علیه اعدام به اعتراض برخیزیم، اعتصاب، آکسیون، شعارنویسی و هر حرکتی که بتواند ارابهی اعدام را در هم شکند، ارزشمند است. ما امضا کنندگان به همراهی خانوادههای زندانیان محکومین به اعدام و دادخواهان دست در دست کارگران، معلمان، دانشجویان، بازنشستگان، پرستاران و زنان شجاع سرزمینمان در حمایت از زندانیان قزلحصار، با فریاد “علیه اعدام، زنده باد زندگی” متحدانه برای لغو و پایان دادن به اعدام و پیشبرد مبارزات برحقمان، همصدا میشویم.” همچنین شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان با تأکید بر حق حیات به عنوان حقی بنیادین، مجازات اعدام را مغایر کرامت انسانی و اصول حقوق بشر دانسته و خواستار توقف اجرای تمامی احکام اعدام شده است. کارزار “سهشنبههای نه به اعدام” نیز که در دهها زندان کشور ادامه دارد، به یکی از مهمترین نمادهای مخالفت مستمر با مجازات اعدام تبدیل شده و با حمایت فعالان مدنی، خانوادههای زندانیان و گروههای مختلف اجتماعی همراه است.
حضور فعالان اجتماعی با دستنوشتههای “نه به اعدام” در مقابل زندانها، شعارهای اعتراضی در تجمعات صنفی و تلاش برای تبدیل شعار “نه به اعدام” به مطالبهای عمومی، از دیگر جلوههای این حرکت اعتراضی است. بهعلاوه در دفاع از زندانیان اعتصابی قزلحصار و علیه اعدام شاهد ابتکاراتی شجاعانه و زیبا از سوی فعالین اجتماعی هستیم. نمونهاش بهدست گرفتن دستنوشته “نه به اعدام” از سوی فعالینی چون یونس آزادبر، فعال کارگر بازنشسته و زندانی سیاسی سابق که خود قبلا ۱۲ سال در زندان بوده و یا نگار جهانتاب، هنرمند و فعال سیاسی است. یونس آزادبر مقابل زندان لاکان رشت این بنر را در دست میگیرد و صدای اعتراضش را بلند میکند و نگار جهانتاب در مقابل خانه هنر ایران ایستاده و از همگان میخواهد با گرفتن چنین دستنوشتههایی مقابل زندانها دست به اعتراض بزنند. اینگونه اعتراضات ابعاد اجتماعی دیگری از جنبش علیه اعدام است. حرکت اعتراضی یادآور اعتراض دختران انقلاب بود که بر روی بلندی ایستادند و با سرچوب کردن حجاب نه گفتند به آپارتاید جنسی و امروز با در دست گرفتن بنر “نه به اعدام” میشود این شکل اعتراض را توده ای و اجتماعی همه جا تکثیر کرد.
تجربه اعتراضات پیشین در مناطقی مانند کردستان و سمیرم نیز نشان داده است که اعتراضات گسترده مردمی و اعتصابهای عمومی میتواند در جلوگیری از اجرای برخی احکام اعدام مؤثر باشد.
نتیجه اینکه جنبش علیه اعدام امروز به یکی از مهمترین عرصههای مطالبه حق زندگی و دفاع از کرامت انسانی در ایران تبدیل شده است. جنبش علیه اعدام بخشی از جنبش سرنگونی است. اعتصاب زندانیان قزلحصار، همراهی خانوادههای زندانیان، حمایت تشکلهای صنفی و مدنی و گسترش اشکال مختلف اعتراض، نشان میدهد که مخالفت با مجازات اعدام به مطالبهای فراگیر در بخشهای وسیعی از جامعه بدل شده است.
این حرکتها میتواند زمینهای برای همبستگی گستردهتر اجتماعی علیه اعدام فراهم کند. تداوم این همبستگی و گسترش حمایتهای مدنی، نقش مهمی در تقویت جنبش مخالفت با اعدام و طرح مطالبه توقف اجرای احکام اعدام خواهد داشت.
اعدام بدترین نوع قتل یعنی قتل عمد دولتی با هدف سلطه حاکمان علیه مردم است. این حکم بیش از هر جایی در جمهوری اسلامی مصداق دارد. این حکومت میکشد تا بتواند حکومت چپاول و ارتجاع و عقبماندگی را بر سر مردم نگه دارد. و مردم به تجربه دریافتهاند که باید به هر قیمتی خود را از شر این حکومت خلاص کنند تا بتوانند به زندگی دست یابند.
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران