عباس عراقچی در یک گفتگوی تلویزیونی با جواد مگوئی، مستندساز حکومتی لب به اعترافاتی در رابطه با جنگ ۳۹ روزه و پیشتر از آن در رابطه با خیزش دی ۱۴۰۴ مردم و کشتار جنایتکارانهای که حکومت به خاطر نجات خود از سرنگونی از معترضین در خیابانهای شهرها گشوده که تاکنون واکنشهای مختلفی را برانگیخته است.
عراقچی به عنوان یک مهره اصلی باند طرفدار مذاکره حکومت با آمریکا به نفوذ اطلاعاتی عمیق موساد در ارکان رژیم حتی در خود بیت خامنهای و همچنین وجود تونلهای طولانی متصل به بیت معترف میشود که بااینحال نتوانستند خامنهای و دهها نفر از مقامات سیاسی و سرداران سپاهی و نظامی حکومت را از ترور نجات دهند. سپس به غافلگیر شدن کل حکومت در برابر خیزش عظیم دیماه و دستور خامنهای و لاریجانی و دیگر جنایتکاران در دولت و در شورای عالی امنیت ملی به قتلعام گسترده و بهعلاوه به نقش خود برای توجیهات آن جنایت و نسلکشی بیسابقه در مجامع و رسانههای داخلی و خارجی اعتراف میکند.
همه میدانند که اعترافات سران رژیم به پنهانکاریهای سیاسی و اقتصادی و امنیتی و طرح و نقشههای جنایتکارانه حکومت قدمتی دهها ساله دارد و موضوع و پدیده تازهای نیست، اما عمق و تنوع، و حساسیت زمانی اعترافات عراقچی تازه و حائز توجه ویژهای است و به همین خاطر خیلی سریع واکنش مهرهها و رسانههای داخلی حکومتی و همچنین توجه رسانهها و تحلیلگران فارسیزبان زیادی در خارج را برانگیخته است.
در درون حکومت، خبرگزاریها و روزنامههایی مانند “تابناک” و “جوان” که وابسته به سپاه و باند مخالف مذاکره هستند، علیه عراقچی مواضع تند گرفته و او را به دادن “گاف” اطلاعاتیای که برای دستگاههای امنیتی اسرائیل و آمریکا جذاب و مفید هستند، متهم کردهاند و به این ترتیب محور دیگری به محورهای پیشین اما با شدت و حدت بیشتری برای تقابل درونی افزوده شده است. در خارج از کشور نیز بر مبنای نگاه و نگرشهای متفاوت جریانات و رسانهها به این اعترافات عراقچی برخورد کردهاند. رسانههای دست راستی و مزدبگیر اساسا بر تشدید اختلافات میان باند طرفدار مذاکره با باند مخالف، شامل سپاه و به اصطلاح به سرکردگی مجتبی خامنهای و همچنین نتیجه تاکنونی جنگ به عنوان دلایل چنین اعترافاتی متمرکز هستند و از آن به عنوان اسناد رسمی حکومتی برای اعتبار بخشیدن به ادعاهای پیشین خود در زمینههای مذکور استفاده میکنند. رسانهها و تحلیلگران از این دست، اعترافات عراقچی مخصوصا در رابطه با جنگ را بنابر رسالت گزارشگری با هدف صرفا پر کردن برنامههای رسانهای منحصرا در چهارچوب یک تقابل دو سویه میان دو حکومت و دو نیروی نظامی متخاصم که یکی برتریهای نظامی و امنیتی و تکنولوژیکی جنگی بر دیگری دارد تفسیر میکنند.
اما نگاه و نگرشی دیگر در برخورد به افشاگریها و “زد و خوردهای” درون حکومتی وجود دارد که در سطحی بسیار گسترده و فراتر از نگاه به لحظات وقوع اتفاقات مینگرد و آن، نگاهی ریشهای و ترسیمکننده افق رهائی در راستای مبارزات اجتماعی در جامعه است. این نگاه، نه منطبق با نزاعهای میان باندهای رژیم است و نه همسو با رسانهها و مفسران حرفهای مزدبگیر است، بلکه نگاهی ریشه گرفته از بطن جامعهای است که خود نقش اساسی در سیر تحولاتی داشته که سرنوشت امروز جمهوری اسلامی را رقم زده و برای هر لحظه دیگری تا نابودی آن رقم خواهد زد. مردم ناراضی و متنفر از جمهوری اسلامی و کل جنبش سرنگونیطلبانه جامعه اینگونه اعترافات و افشاگریهای سران حکومت علیه یکدیگر و هر رسوایی دیگری که کلیت رژیم به بار میآورد را نه تنها اسنادی برای اعتبار بخشیدن به ادعاهای خود که همیشه در شعارهای اعتراضی علیه رژیم سر میدهند، بلکه از آن ها به عنوان نقطه ضعفها و بنبستهای حکومت درمیانه تحولات جاری به نفع جنبش اعتراضی خود استفاده میکنند.
عراقچی در این گفتگو نه تنها به شکستهای حکومتش از اسرائیل و آمریکا اعتراف میکند و همچنین نه تنها به تصمیمگیری کلی سران رده بالای حکومت برای به گلوله بستن مردم معترض در دیماه و کشتار وسیع در خیابانها اعتراف می کند، بلکه اعتراف به وحشت خود و جناح خواهان مذاکره از تضعیف بیشتر رژیم در صورت ادامه جنگ که سرنگونی آن را با وقوع خیزش خیابانی آتی قابل تحققتر خواهد کرد، میکند. در صحبتهای عراقچی کاملا مشهود است که اختلافات و نزاعهای درونی حکومت به نقطه تعیین تکلیف رسیده است. او خواهان رفتن به پای میز مذاکره و تسلیم شدن در برابر آمریکا به عنوان تنها راه نجات جمهوری اسلامی است و برای از میان برداشتن مانع مخالفان مذاکره ناچار به وجود نفوذیهای موساد در میان باند مخالف اعتراف میکند که از نظر او با هدف ممانعت از مذاکره و رسیدن به توافق با آمریکا مأموریت یافتهاند. از آن طرف هم این نوع حملات و حملات دیگری مانند “وطن فروش”، “سازشگر” و “خائن” وغیره را پیشتر و بهویژه در مراسم جنازهچرخانی خامنهای توسط خونخواهان رهبر و مخالفان مذاکره به تیم مذاکره کننده و از جمله همین عراقچی کرده بودند. چون بنابر تصورشان توافق با آمریکا و گذشت از خون خامنهای به تضعیف و نهایتا نابودی رژیم منجر خواهد شد و امروز نوبت به عراقچی رسیده تا اقدام به مقابله به مثل کند. و این شکافها و نزاعهای بیسابقه که هر روز عمیقتر و شدیدتر خواهند شد، همان مجالهای تعرض بیشتر و حقبهجانبتر به حکومت را برای مردم معترض بیشتر و بیشتر فراهم خواهند کرد.
بر همین اساس جامعه این اوضاع بحرانی حکومت و تحولات داخلی و پیرامونی آن را زیر نظر دارد و متناسب با آن مبارزات و اعتراضات خود را پیش میبرد. مردم به خوبی متوجه هستند که وقتی عراقچی و دیگر مهرههای رژیم اعتراف میکنند که بنبست معیشتی، مردم را باز هم به خیابان خواهد آورد و تنها راه حل را در اعدام و گسترش آن میبینند، نشان از عمق بیسابقه بحران رژیم برای حفظ بقای خود دارد و بیشتر یقین حاصل میکنند که وحشت جمهوری اسلامی نه از دشمن (به بیان دقیقتر رقبای) خارجی، بلکه از دشمن واقعی در داخل یعنی از یک جامعه معترض و به نقظه انفجار رسیده با جمعیت بالای ۹۰ میلیونی است. و از این رو است که علیرغم تمام درندهخویی و جنون سرکوب و اعدام و کشتار حکومت، پا پس نمیکشد و با عزمی راسختر به تعرض خود بر دشمن دیرینه دهها سالهاش ادامه میدهد.
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران