ژوئن ۲۰۲۶
حزب و تحولات سیاسی در جامعه
هشت ماه فاصله پلنوم ۶۰ تا ۶۱ جامعه ایران و اوضاع سیاسی کشور دورانی پرتحولتر از همیشه را از سر گذرانده است. خیزش بزرگ دیماه، عروج جریان سلطنتطلب، کشتار دیماه ۱۴۰۴، جنگ ۳۹روزه میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، قطع طولانیمدت اینترنت و تغییرات در حکومت بهدنبال کشتهشدن خامنهای و تعدادی از مقامات و فرماندهان از اتفاقات مهم این دوره بودند.
خیزش دیماه نقطه عطف تازهای در مبارزات مردم برای سرنگونی بود که از ۷ دیماه و اعتصاب و تجمع بازاریان شروع شد و بهسرعت گسترش یافت. خیزشی که ادامه اعتراضات بخشهای مختلف مردم علیه گرانی و فقر و بیبرقی و وضعیت فلاکتبار معیشتی بود و بهسرعت سراسر کشور را فراگرفت. حزب این خیزش را ادامه انقلاب زن زندگی آزادی و فاز دیگری از آن ارزیابی کرد که اینبار با تأکید بر زندگی به میدان آمده بود. در بیانیه حزب به این مناسبت به خطر تحولات سیاسی از طریق بندوبستهایی در بالا، با کمک مدیای دستراستی و یا دخالت مستقیم و غیرمستقیم دولتهای خارجی و نقش مخرب نیروهای سلطنتطلب اشاره شد و اینکه سیاستهای بندوبست از بالا و رفتار نیروهای راست به نفع جمهوری اسلامی و به زیان انقلاب مردم تمام میشود. و در نتیجه مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی به مبارزه برای خنثی کردن و کنار زدن فاشیسم وطنی نوع ترامپ گره خورده است. در این بیانیه ضمن تأکید بر ضرورت ایجاد کمیتههای اعتصاب، کمیتههای کنترل محلات، کمیتههای همیاری و غیره گفته شد که باید تلاش کنیم که اهدافی نظیر آزادی بیقیدوشرط بیان و تشکل و فعالیت سیاسی، ممنوعیت اعدام و مجازات مرگ، برچیدن هرگونه زنستیزی چنان جایگاهی در فرهنگ سیاسی جامعه ایران پیدا کند که هیچ کس نتواند از این خطوط عبور کند و رسوا و منزوی نشود.این خیزش اما در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه به فجیعترین شکلی به خاک و خون کشیده شد و نقطه عطف دیگری را در رابطه میان مردم و جمهوری اسلامی رقم زد و عمیقترین دو قطبی میان مردم و جمهوری اسلامی شکل گرفت.
اعتراضات قدرتمندی که به مناسبت چهلم جانباختگان در دانشگاهها به فراخوان شبکه سراسری زن زندگی آزادی سازمان داده شد و صدها مراسم پرشور بر مزار جانباختگان و رقص عصیان و دفع هر نوع آثار مذهبی در این مراسمها پاسخ قدرتمند مردم به هولاکاست دیماه بود. این اعتراضات نشان داد که حتی چنین قتلعام و فضای بگیر و ببند بعدی آن جامعه مرعوب و تسلیم نمیشود. از این نظر نیز این اعتراضات جایگاه بسیار مهمی در تاریخ مبارزه مردم برای سرنگونی دارد.
در اینجا لازم است به نقش مخرب جریان پهلوی اشاره کرد. این جریان سوار موج اعتراضی شد که شروع شده بود و داشت متناسب با شرایط و توازن قوا پیش میرفت. رضا پهلوی از یکسو تلاش کرد حرکات اعتراضی که آغاز شده بود را به نام خود ثبت کند و از سوی دیگر با وعدههای دروغین دهها هزار نیرو در سپاه و کمک آمریکا در راه است و حتی تهدید فعالینی که در تظاهرات شعارهای باب میل آنها نمیدادند، تأثیر مخربی بر سیر خیزش دیماه گذاشت.
در کردستان نیز همزمان با چهلم کشتار دیماه اعتصابی شکل گرفت که نقش حزب و کمیته کردستان حزب در پیشقدم شدن برای آن قابل توجه بود. فراخوان مشترک حزب و حزب کمونیست ایران برای اعتصاب و تماس با احزاب کردستانی تأثیر قابل توجهی در شکلگیری اعتصابی داشت که در دهها شهر در استانهای کردستان، کرمانشاه، ایلام و آذربایجان غربی بهعنوان یکی از بزرگترین اعتصابات عمومی در این منطقه سازمان داده شد. اپوزیسیون راست که بهدنبال خیزش دیماه فعال شده بود نه در اعتراضات دانشگاهها نقشی داشت نه در مراسمهای جانباختگان. تلاش این جریان برای کسب هژمونی در دانشگاهها آشکارا در مقابل جناح چپ دانشگاه شکست خورد.
حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی از روز ۹ اسفند یعنی ده روز پس از این اعتراضات اتفاق مهم دیگر در این دوره بود. در اولین روز حمله، خامنهای و تعداد دیگری از سران حکومت و فرماندهان کشته شدند و از این نظر جمهوری اسلامی ضربه سختی خورد. اما جنگ اعتراضات را هم قیچی کرد. جمهوری اسلامی اینترنت را هم قطع کرد و عاملیت اتفاقات این دوره در داخل کشور اساساً در دست دولتهای آمریکا و اسرائیل و جمهوری اسلامی بود و مردم در داخل کشور بهویژه با قطع اینترنت در چند ماه گذشته نتوانستند مهر خود را بر تحولات سیاسی بکوبند. اما جمهوری اسلامی که اعتراضات روزهای آخر دیماه را دیده است، همچنان از بازکردن کامل اینترنت وحشت دارد چون از فضای خشم و نفرت مردم و زمینههای شکلگیری مجدد خیزش مردم نگران است. گرانیهای بیسابقه و بیکارسازیهای صدهزار نفره از جمله بهدلیل قطع اینترنت یکی دیگر از تأثیرات جنگ بر زندگی مردم بود که این نیز زمینه اعتراضات و اعتصابات مجدد و نگرانی حکومت را تشدید کرده است. حشدالشعبیچرخانی و تهدیدهای هر روزه مقامات بیان وحشت حکومت است. سپاه پاسداران در بیانیهای در اسفند علناً اعلام کرد: “در صورت وقوع اعتراض خیابانی ضربهای محکمتر از ۱۸ دی خواهیم زد. هرگونه تحرک مخل امنیت مصداق همکاری مستقیم با دشمن تلقی شده و با مشت محکم سازمان اطلاعات سپاه مواجه خواهد شد!”. رادان نیز تهدید کرد که با مردم معترض همان خواهیم کرد که با دشمن. برخی دیگر از فرماندهان حکومت نیز تهدیدهای مشابهی کردند.
حزب در تبیینهایش، جمهوری اسلامی و سیاستهای منطقهای حمایت از نیروهای نیابتی و سیاست موشکی و اتمی آن را زمینهساز جنگ و مسبب اصلی جنگ معرفی کرد. اینها بهعنوان اهداف جنگ، و مذاکرات قبل و بعد از آن، از جانب دولت آمریکا صریحاً اعلام شده بود. حزب حمله به جمهوری اسلامی را محکوم نکرد ولی هر جا بمبارانها به خسارت جانی و مالی مردم منجر شد آن را محکوم کرد. حزب سیاست همیشگی خود را مبنی بر اینکه چه جنگ باشد چه صلح و آتشبس و غیره، سرنگونی جمهوری اسلامی محور فعالیتهای ما را تشکیل میدهد در دل این جنگ و بهطور منسجم پیگیری کرد. همزمان حزب بر بایکوت جمهوری اسلامی تأکید گذاشت.
حزب همچنین تأکید کرد که اعتراضات بهدنبال آتشبس بهدلیل خشم و نفرت مردم از جنایت حکومت در دیماه و نیز بهدلیل وضعیت بسیار دشوارتر اقتصادی مردم بهسرعت رشد خواهد کرد. اعتراضات هفتههای اخیر بهویژه اعتراضات سراسری دانشآموزان نشان داد که تبیین حزب واقعبینانه بوده است.
حزب در داخل و خارج کشور ضمن تبیین اتفاقات اشکال مختلف فعالیت را در دستور گذاشت. از نظر سیاسی تمرکز حزب علیه جمهوری اسلامی و همزمان افشای فاشیسم جریان سلطنتطلب و از نظر عملی تلاش برای شکل دادن به همیاری و همبستگیهای مبارزاتی در داخل و گسترش اتحاد جمعها و شبکههای مختلف مبارزاتی در خارج بود. در شرایطی که جنگ بر همه چیز سایه انداخته و مبارزات مردم به حاشیه رفته بود و در خارج جریان راست میداندار شده بود، این فعالیتها جایگاه ویژهای داشت. فعالیتهای حزب در خارج کشور مهمترین عرض اندام جناح چپ جامعه در مقابل حکومت و در تمایز از جریان راست بود که حزب در شکلگیری آنها نقشی کلیدی داشت.
حضور حمید تقوایی در کنفرانس اسلو که با بیانیه مشترکی علیه اعدام پایان یافت و حضور او در کنگره آزادی لندن که هر دو مورد بهعنوان نماینده حزب حضور داشت، انعکاس قابل توجهی داشت و حزب را به خیلیها شناساند و موقعیت تازهای برای حزب و نشان دادن تفاوت حزب بهعنوان یک حزب باز، سالم و با اعتمادبهنفس ایجاد کرد. منشور مشترک با بخشی از جمهوریخواهان را نیز باید به این موارد اضافه کرد. همینطور باید به حضور رفقای دیگر حزبی در کنگره آزادی در لندن، حضور و حمایت حزب از شبکه فراگیر زن زندگی آزادی و اقدام آوریل اشاره کرد. دعوت از احزاب در این ایونتها یک پدیده تازه و محصول شرایط جدید است. شرکت گسترده احزاب در اقدام آوریل یک دستاورد تازه است که با فعالیت پیگیر حزب در همکاری با فعالین مدنی و دیگر احزاب امکانپذیر شد
.
در این دوره احزاب کردستانی و اتنیک نیز موقعیت بسیار تازهای در فضای سیاسی ایران پیدا کردند و بحث فدرالیسم و تکثرگرایی نیز به گفتمان عمومیتری در فضای سیاسی تبدیل شد.
به موازات این اتفاقات، حضور گسترده فعالین سیاسی و چهرههای سرشناس در کانال جدید در این دوره نیز هم موقعیت جدید و اعتماد بیشتر به حزب را نشان میداد و هم به سهم خود موقعیت تازهای برای حزب ایجاد نمود. در عین حال سه خواست علیه اعدام، آزادی زندانیان سیاسی و کلاً آزادیهای بیقیدوشرط سیاسی و خواست حق دسترسی مردم به اینترنت که در کنفرانس اقدام آوریل و در منشور آن برجسته شد، به درجاتی جایگزین گفتمان جنگ و سیاستهای آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی که تماماً بر فضای سیاسی و رسانهها حاکم بود، شد. تنها چند روز پس از اقدام آوریل رضا پهلوی به هوادارانش فراخوان داد حول همان سه خواست، و البته با رقیق کردن آنها، دست به تظاهرات در خارج کشور بزنند.
حزب نه برخلاف جریان پهلوی طالب جنگ بود و نه برخلاف بخش وسیعی از چپ، تمرکزش علیه جمهوری اسلامی را به تمرکز علیه آمریکا و اسرائیل تغییر داد که موجب حملات زیادی از جانب نیروهای چپ محورمقاومتی علیه حزب شد و تمایز حزب را بیش از پیش با این چپ نشان داد.
اما تفاوت حزب با سایر جریانات فقط در تبیین رویدادها و مواضع نیست بلکه تفاوت مهمتر در فعالیت میدانی است. حزب و فعالین حزب در داخل و خارج کشور بیوقفه فعال میدانی بودهاند و نقش مؤثری در ایده دادن و متحد و متشکل کردن داشتهاند و به همین دلیل و بهدلیل منش و رفتار سیاسی و غیرفرقهای و داشتن ایدههای عملی و مؤثر مورد اعتماد طیف وسیعتری از فعالین و نهادها و شبکهها قرار گرفتهاند و این یکی از دستاوردهای مهم این دوره بوده است. رویکرد حزب در مبارزه علیه اعدام و دفاع از زندانیان سیاسی، دفاع از دستاوردهای زن زندگی آزادی و عرصههای مختلف مبارزاتی در داخل و خارج این بوده است که امر حزب در هر عرصه از مبارزه نه مطرح کردن خودش بلکه واقعاً تقویت همان عرصه بوده است و در نتیجه از حضور هر جریان و فرد دیگری که در آن زمینه فعال بوده با آغوش باز استقبال کرده است. فعالین زیادی این رفتار سالم و صمیمانه حزب را دیدهاند و متوجه تفاوت فرهنگ سیاسی حزب با جریانات راست و چپ دیگر شده و بهتدریج فعالین بیشتری حزب را مورد اعتماد و قابل همکاری تشخیص دادهاند.
در مورد احزاب کردستانی حزب سیاست قبلی خود را ادامه داد و تلاش کرد حول مقابله با جمهوری اسلامی و اعدام و سرکوب با آنها همکاریهایی داشته باشد. نکته قابل توجه اینکه در مورد کردستان صحبت حمید در کنفرانس اسلو و بهویژه در کنگره آزادی که “جداییطلبی جرم نیست” مورد استقبال وسیعی بهویژه در کردستان قرار گرفت.
یک موضوع مهم دیگر در این دوره تداوم بیحجابی تودهای بود. فضای پس از کشتار دیماه و بگیر و ببندها مانع تداوم و تثبیت بیشتر بیحجابی نشد. برعکس مقاماتی از حکومت حتی زنان بیحجاب را با این توضیح که تعدادی از آنها در تجمعات شبانه حکومتی شرکت کردهاند دختر ایران خواندند و از آنها تجلیل کردند.
قبل از اینکه وارد فعالیت ارگانها و کارزارهای حزب بشوم لازم است به تبیین حزب در مورد عروج سلطنتطلبان در این دوره اشاره کنم. در مقالات و مصاحبهها بهویژه حمید تقوایی بارها تأکید کرد که رویآوری بخشی از مردم به این جریان بهدلیل محتوای سیاستهای آنها و مطالعه دفترچه کذایی اضطرار و برنامه آنها برای آینده کشور نبود بلکه این توهم عمومی، که بهوسیله رسانههای دستراستی دامن زده میشد، بود که رضا پهلوی قادر است به کمک ترامپ و نتانیاهو جمهوری اسلامی را بیندازد. اکنون این توهم به درجه زیادی رنگ باخته است.
موقعیت سلطنتطلبان بهدلیل عدم حمایت دول آمریکا و اروپا از آنها، نقش مخربشان در مقابل سایر نیروهای اپوزیسیون و همسوییهای زیاد با جمهوری اسلامی، که منجر به باز شدن دست عوامل جمهوری اسلامی در خارج و در شبکههای اجتماعی علیه جریانات چپ و چهرههای خوشنام شد و عملکرد منفی در خیزش دیماه و دلایل دیگر در حال افول است.
و بالاخره جنگ و قطع چندماهه اینترنت نقش مؤثری در کاهش اعتراضات، روحیه مبارزاتی، فعالیتهای سازمانگرانه و فعالیت حزب در داخل کشور داشته است. با پایان جنگ و نیمهباز شدن اینترنت اوضاع دارد به روال سابق برمیگردد.
ارگانهای رو به داخل حزب و سازمان جوانان
کمیته سازمانده یک ویژگی کمیته سازمانده این است که در زمینهها و در میان جنبشهای متنوعی نقش ایفا میکند از جمله در میان کارگران نفت و برخی مراکز بزرگ کارگری، بازنشستگان، پرستاران، کامیونداران، نانوایان، دانشجویان، دادخواهان و جنبشهای اعتراضی علیه زندان و اعدام. مشخصاً باید از حضور و تأثیرگذاری کادرهای حزب در میان کارگران، بازنشستگان، و نیز اعتراضات زنجیرهای کادر درمان و بهداشت صحبت کرد. عرصه دیگر تأثیرگذاری کمیته سازمانده در بیانیههای متعددی است که توسط فعالین و بسیاری از نهادها و تشکلها منتشر شده است.
همینطور حضور فعال در شبکههایی که در سی شهر از جمله در استانهای تهران و مرکزی، خوزستان، آذربایجان، کردستان، اصفهان، فارس، کرمانشاه شکل گرفته است. از مقطع جنگ به این طرف تمرکز کمیته سازمانده در داخل روی شکلگیری و گسترش شبکههای همیاری و همبستگیهای مبارزاتی بوده که مشخصاً در خوزستان نقش فعالی ایفا کردهاند. شبکههایی که از طریق بیانیهها و گفتمانهای مختلف در متحد کردن و متحد نگهداشتن فعالین حول سیاستهای رادیکال نقش مؤثری ایفا میکنند. کمیته سازمانده همچنان نقش خود را بهعنوان نقطه اتصال فعالیتهای داخل و خارج ایفا کرده است.
کمیته کردستان نیز در این دوره یکی از بهترین دوران فعالیت خود را پشت سر گذاشت. شاید هیچ چیز به اندازه مراسم بزرگداشت منصور کریمی، کادر حزب و کمونیست محبوب و شناختهشده در سنندج در ۲۰ آبان سال قبل موقعیت جریان چپ و کمونیست را نشان نمیدهد. بیش از هزار نفر در مراسم گرامیداشت او علیرغم فضای امنیتی حاکم با گلهای سرخ و سرود انترناسیونال شرکت کردند و به سخنرانی کوتاه یدی کریمی برادر منصور گوش دادند.
طبق گزارش کمیته کردستان اعتراضات گسترده و تودهای در آبدانان، ایلام و کرمانشاه به نقطه اتکایی برای تشویق مردم کردستان به پیوستن به اعتراضات دیماه تبدیل شد، هرچند این تلاشها در ابتدا با استقبال محدودی از جانب احزاب کردستانی مواجه شد. اما نهایتاً با فراخوان اعتصاب عمومی در کردستان توسط احزاب مختلف یکی از بزرگترین اعتصابات عمومی در کردستان و سه استان دیگر در غرب کشور شکل گرفت. کمیته کردستان در فعالیتهای خود بر روابط اجتماعی و سیاسی شورای کادرها و اعضای کمیته متکی است.
کمیته آذربایجان همچنان اساس کارش برنامه تلویزیونی همهروزه به زبان ترکی است. در این مدت حدود ۱۸۰ برنامه تهیه شده که خبری تحلیلی است. طبق گزارش کمیته آذربایجان بینندگان از شهرهای تبریز، اردبیل، زنجان، ارومیه، بناب، میانه، ماکو، میاندوآب و نقده با این برنامه تماس گرفته و در مورد برنامهها اظهار نظر کردهاند.
سازمان جوانان در این دوره نقش درخشانی داشت. در اعتراضات دانشجویی در ۹ دیماه، یعنی دو روز پس از شروع اعتراض بازار، که با شعار و پلاکاردهای زن زندگی آزادی شکل گرفت و تبدیل دانشگاهها به یک کانون مهم اعتراض و سپس برگزاری مراسمهای چهلم در دانشگاهها نقش مؤثری ایفا کرد و همزمان در ناکام کردن جریان سلطنتطلب برای کسب هژمونی در دانشگاهها تلاش زیادی کرد.
فراخوان داخلکشوری به مناسبت چهلم کشتهشدگان اعتراضات دیماه در سطح شهرها و بر سر مزار جانباختگان و دانشگاهها و حمایت احزاب و نهادهای مختلف از این فراخوان، نقش شبکه سراسری و چپ سازمانیافته را بهوضوح به نیروهای سیاسی نشان داد و نقطه عطفی در آن شد.
طبق گزارش سازمان جوانان در خلال فعالیتهای این دوره، طیف متنوعی از گروههای دانشجویی، دانشآموزی یا جوانان مبارز شهری به این سازمان و تشکیلات داخل کشور آن پیوسته و یا نزدیک شده و همکاری منظم و مستمری را آغاز کردهاند.
رشد ۹برابری اینستاگرام سازمان جوانان از ۸۰۰۰ به ۷۰۰۰۰ در این دوره با دهها میلیون بازدیدکننده، هم یک موفقیت چشمگیر است و هم ظرفیت این شبکه و اهمیت تمرکز خیلی بیشتر از گذشته بر آن را نشان میدهد.
فعالیت حزب در خارج کشور
تقریباً تمام فعالیتهای میدانی حزب در خارج کشور از طریق شرکت اعضا و کادرهای حزب در شبکهها و نهادهای غیرحزبی و مورد حمایت حزب انجام میشود. صدها آکسیون و چندین کارزار در کشورهای مختلف توسط این نهادها و شبکهها شکل گرفته که اعضا و کادرهای حزب نقش مهمی در شکلگیری آنها، گسترش جغرافیایی فعالیت آنها، جهتدهی و تحکیم اتحاد در میان آنها ایفا کردهاند.
اعدام و زندانیان سیاسی بهدلیل اهمیت این دو عرصه از جمله فعالیتهای محوری حزب در این دوره بوده است که همینطور که گفته شد از طریق تشکلها و شبکههای غیرحزبی پیش رفته است.
این شبکهها عملاً بخش زیادی از جناح چپ ایرانیان مقیم خارج را تشکیل میدهند. از مقطع جنگ که جریان راست عروج پیدا کرد بخشی از ایرانیهایی که قبلاً فعالیتهای ما را همراهی میکردند به جریان راست پیوستند و در برخی شهرها آکسیونهای ما با وقفه مواجه شد یا بهشدت ضعیف شد اما سمینارها و رشد شبکهها که از جمله در اقدام آوریل به ۱۷۵ جمع و نهاد ارتقا یافت نقش مهمی در تداوم فعالیت جناح چپ جامعه پیدا کرد و گفتمانها و فعالیتهای آن علیه اعدام و برای آزادی زندانیان سیاسی موجب فشار سیاسی آشکاری روی جریان پهلوی و تغییر نسبی گفتمانهای آن شد.
حضور پررنگ فعالین حزب در سازماندهی تظاهرات بزرگ کلن و بروکسل، حضور فعال در دو هفته کارزار جهانی نه به اعدام در آوریل که به فراخوان اقدام آوریل صورت گرفت، حضور فعال در برنامه ۶ساعته اقدام آوریل، حمایت فعال از فراخوان فری دم ناو در مقابل سازمان جهانی کار و کنفرانس متعاقب آن در بروکسل و کنفرانس کودکان مقدمند علیه کار کودک نمونههایی از فعالیت تشکیلات خارج کشور بوده است. همینطور باید به چند سمینار و پنل در تورنتو، کلن و فرانکفورت با حضور اعضایی از رهبری حزب و همینطور مراسمهای ۸ مارس و اول مه اشاره کرد. در این دوره در ادامه دو سه سال گذشته اتوریته تعدادی از کادرهای حزب در نهادها و شبکههای فراگیر غیرحزبی و حضور میدانی فعالین حزب در چندین شهر منجر به تقویت تعدادی از نهادها و شبکههای مبارزاتی شده و رابطه نزدیک و قابل اعتمادی را میان بسیاری از فعالین غیرحزبی و کادرهای حزب ایجاد کرده است. این یک موفقیت برای حزب و جنبش اعتراضی بوده است.
طبق گزارش کمیته خارج کشور برخی واحدها از جمله در آلمان و مشخصاً کلن نظم و نسق بیشتری یافتهاند. آموزش و ارتقای اعضا نیز یکی از فعالیتهای تشکیلات خارج است هرچند در این دوره کمرنگتر شده و پیشرفت قابل توجهی نداشته است.
کانال جدید
بهدنبال پلنوم کمیته مرکزی در اکتبر سال قبل تیم کیان آذر، شیرین شمس و میثم عتیق اعلام کردند که بهدلیل کمبود نیروی انسانی و فشار کار طاقتفرسا توان ادامه فعالیت در کانال جدید را ندارند. کیوان جاوید از این مقطع مدیریت کانال جدید را بهعهده گرفت که شاهد تلاشهای ارزنده و بیدریغ او برای ادامهکاری فعالیت کانال جدید همراه با ابتکارات جدید بودیم. از جمله دخیل کردن تعداد قابل توجهی از رفقا در فعالیتهای کانال جدید، مجریان بیشتر، تلاش برای حضور تعداد هر چه بیشتری از کادرهای حزب در برنامهها و همچنین تأمین مالی قابل ملاحظهای برای فعالیتهای این ارگان. یک جمع دهنفره بهعنوان هیئت مشاور نیز سازمان داده شد. کیوان در ماه مه اعلام کرد که مایل به ادامه فعالیت در کانال جدید نیست. هیئت اجرایی تیمی مرکب از سیامک بهاری، جمیل فرزان، پیام آذر، سیما بهاری، حسن صالحی و امیر توکلی را برای هدایت کانال جدید انتخاب کرد که از اول ماه ژوئن فعالیت در کانال جدید را شروع کردهاند و بهسرعت با تقسیم کار تلاش کردهاند برنامهها دچار اختلال نشود.
در این دوره نیز کانال جدید نقش مهمی در اشاعه سیاستها و انعکاس فعالیتهای حزب و اعتراضات جامعه داشته است. حضور تعداد بیشتری از کادرهای حزب در برنامهها و همینطور فعالین احزاب و نهادها، اکتیویستها و فعالین سیاسی، وکلا و نمایندگان احزاب سیاسی از جمله کارکرد کانال جدید بوده است. با قطع چندماهه اینترنت برنامههای تلویزیونی بیش از پیش اهمیت یافت و تصور میشود بر بینندگان آن نیز افزوده شده باشد.
مالی: حزب در این دوره بدترین وضعیت مالی خود را گذرانده است. منابع مالی حزب محدودتر شده است. در نتیجه در اولین قدم ۳۰ درصد از هزینهها را قطع کردیم و هزینه ماهانه ۲۱ هزار دلار را به ۱۵ هزار رساندیم تا از پس این مخارج برآییم.
کمپین مالی حزب در فوریه کمپین موفقی بود که اساساً با مسئولیت بالای کادرها و اعضای حزب توانست ۱۵۴۶۳۰ دلار تأمین کند. در اینجا لازم است از کیوان جاوید قدردانی کرد که حدود ۲۸۰۰۰ دلار در این فاصله کمک مالی جمعآوری کرد. همینطور از سینا پدرام و مصطفی صابر که مجموعاً در جریان کمپین مالی و ماههای قبل از آن حدود ۶۰ هزار دلار آمریکا به حزب کمک کردند.
مدیای اجتماعی حزب
تلگرام، شبکه ایکس، فیسبوک و اینستاگرام حزب بیوقفه و با تمرکز بالایی در این دوره به فعالیت ادامه دادند. پیشرفت قابل توجه در این دوره در اینستاگرام بود. شبکه ایکس به رشد تدریجی خود که خاص این شبکه است ادامه داد. فیسبوک هم ماهانه بالای ۱۶۰ هزار بازدید داشته است. اینستاگرام حزب رشد قابل توجهی در این فاصله داشت. در طول دو سه ماه قبل از قطع اینترنت بازدیدهای ماهانه آن از حدود ۴۰ هزار به بیش از ۴ میلیون رسید و تعداد فالورها حدود ۷۰۰۰ بیشتر شد. اما با قطع اینترنت دسترسی به آن بهشدت کاهش یافت ولی در طول یک ماه گذشته که اینترنت بهطور نسبی باز شده است مجدداً شاهد رشد سریع اینستاگرام حزب هستیم.
نشریات حزب:
در این دوره سردبیری انترناسیونال به درخواست میلاد رابعی به سیاوش آذری منتقل شد. کاظم نیکخواه بهعنوان ادیتور و بابک یزدی در صفحهبندی نشریه کمک میکنند. کارگر کمونیست نیز همچنان به سردبیری شهلا دانشفر و به کمک نویسندگانی عمدتاً از فعالین کارگری در داخل منتشر شده است.
اطلاعیهها و بیانیههای حزب کماکان یک عرصه فعال کار حزب بوده است. در این مدت بیش از ۲۵۰ اطلاعیه خبری تحلیلی فقط در عرصه کارگری و اعتراضات منتشر شده است.
علاوه بر کانال جدید، نشریات حزب، اطلاعیهها و بیانیههای حزب، سایت حزب و روزنه و مدیای اجتماعی حزب، از جمله فونکسیونهای تبلیغ و اشاعه مستقیم فعالیتها، تحلیلها و سیاستهای حزب و فعالیت نهادهای مورد حمایت حزب هستند که روزانه حجم انبوهی از اطلاعیه، مقاله و مصاحبه، کامنتها و خبرهای روز را منعکس میکنند.
سایتهای حزب و روزنه همچنان فعال بودهاند تغییر محسوسی در مراجعه به آنها ایجاد نشده است.
سرورها و سایتها نیز همچنان مورد رسیدگی قرار گرفتهاند.
رسیدگی به سرورهای حزب، استودیوهای کانال جدید، صفحهبندی نشریات و کتابها فونکسیونهای دیگری هستند که تعداد قابل توجهی از رفقا در آنها فعالیت میکنند.
علاوه بر ارگانها و فونکسیونهای حزبی، دهها نفر از اعضا و کادرهای حزب در خارج کشور در نهادهای مورد حمایت حزب فعالیت میکنند و بخش قابل توجهی از سیاستهای حزب از طریق فعالین در این نهادها و شبکهها در داخل و خارج کشور به پیش برده میشود. فعالیت اعضا و کادرهای حزب در نهادهایی مانند کمیته زندانیان سیاسی و کمیته علیه اعدام، فری دم ناو، فدراسیون پناهندگان ایرانی، نه به تابو نه به خشونت علیه زنان، برنامه یا در واقع نهاد با هم، کودکان مقدمند، کولبران و سوختبران و اکس مسلم، و شبکههای مبارزاتی فراگیر دیگر علیه اعدام و زندان و غیره که انواع کارزارها را به پیش میبرند، بیانیه صادر میکنند، در مدیای اجتماعی فعالیت چشمگیری دارند، برنامههای تلویزیونی دارند و غیره فعالیت متمرکزی را به پیش میبرند، یک وجه درخشان فعالیت حزب و کادرها و اعضای حزب در خارج را تشکیل میدهد.
دو نهاد کمیته زندانیان سیاسی و فری دم ناو علاوه بر فعالیت به زبان فارسی، به زبان انگلیسی نیز فعالیت دارند. کمیته زندانیان سیاسی میتوان گفت تنها نهادی است که صدای مردم ایران از جمله زنان و زندانیان سیاسی را در رسانههای معتبر کشورهای مختلف منعکس میکند.
به برنامه تلویزیونی با هم نیز باید اشاره کرد که جای معتبری در میان فعالان سیاسی، مبارزات زنان علیه طالبان و جنبش عدالتخواهی مردم افغانستان باز کرده و در میان بسیاری از فعالین سیاسی، روزنامهنگاران و نویسندگان و بهویژه عرصه زنان شناخته شده است. دهها نفر از فعالین افغانستانی در این فاصله در برنامههای با هم شرکت کردهاند و کلیپهای اعتراضی زیادی برای این برنامه ارسال میشود.
واقعیت این است که جنگ و خاموشی و سپس نیمهخاموشی چندماهه اینترنت ضربه سنگینی به مبارزات مردم وارد کرد. اعتراضات قابل توجه در دانشگاهها و مراسمهای باشکوه جانباختگان پس از کشتار دیماه نشان میداد که جامعه دارد در مقابل کشتار دیماه کمر راست میکند و به طرف اعتراضات قدرتمندتر گام برمیدارد. اما جنگ که حدود ۱۰ روز پس از این اعتراضات شروع شد همه چیز را قیچی کرد و همراه با قطع اینترنت رابطه فعالین و جامعه و مردم بهطور کلی را به حداقل رساند و علاوه بر فروکش اعتراضات به افت شدید فعالیتهای حزب نیز منجر شد. خارج کشور نتیجتاً نقش ویژهای پیدا کرد و حزب سهم ویژهای در نمایندگی جامعه به عهده گرفت.
اکنون که جنگ پایان یافته و اینترنت نیز به درجاتی باز شده است، جامعه خشمگین از کشتار دیماه و در حالیکه با فقر و گرانی وحشتناک دست و پنجه نرم میکند بهسرعت به جلو صحنه میآید. در بیانیه حزب در مورد تفاهمنامه دولت آمریکا و جمهوری اسلامی از جمله بر خواست بایکوت سیاسی جمهوری اسلامی تأکید کردیم و اعلام کردیم که آنچه امروز شاهد آن هستیم، نه پایان یک بحران، بلکه ادامه چرخهای است که به “جنگ ـ مذاکره ـ جنگ” تبدیل شده است؛ چرخهای که ریشههای آن در ماهیت سیاسی و راهبردی جمهوری اسلامی و تناقضات حلنشده میان آن و قدرتهای منطقهای و جهانی قرار دارد. تأکید کردیم که مردم حتی هر درجه عقبنشینی حکومت از استراتژی ضدآمریکایی-ضداسرائیلیاش را به تعرض و پیشروی بیشتر خود علیه کلیت جمهوری اسلامی تبدیل خواهند کرد
حزب باید به استقبال این شرایط برود و راهکارهای متشکل شدن و پیشروی مردم را نشان دهد، بر عرصههایی تمرکز بیشتر بکند و نقش مهمتری از دوره گذشته ایفا نماید. جامعه هم در مقابل جمهوری اسلامی از همیشه قطبیتر شده و هم چپ و راست جامعه از همیشه قطبیتر شدهاند. با توجه به شروع افول راست این زمینه هست که طیف وسیعی از جامعه به چپ و مشخصاً حزب روی بیاورد که لازمهاش این است که حزب وسیعاً شناسانده شود و نقش آن بهعنوان نماینده سرنگونی بیش از پیش پررنگ شود.
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران