ما مردم در این جامعه مورد یورش بیرحمترین قاتلان و آدمکشان قرار گرفتهایم. در دوره کنونی مردم هیچ نقطهای از جهان با چنین یورش و درندهخویی ای روبرو نیستند. قاتلان چپاولگر به درون خانههایمان وارد شدهاند. چپاول میکنند، ثروتهای نجومی تلانبار میکنند، عزیزانمان را از خیابانها میربایند. با اذان و روضه منحوسشان گوشهایمان را میخراشند، عربدهکشی میکنند، طناب دار به پا میکنند، و یکی یکی جوانانمان را به جرم اعتراض به شرایط جهنمی که برپا کردهاند، به دار میکشند. با کشتار و اعدام میخواهند سنت کثیف محمد و اماماشان را به قرن بیست و یکم بیاورند و بر ما مردم حاکم کنند.
حکومت اسلامی این بار گستاخی و دهنکجی به مردم این کشور و به کل بشریت را به اوج رسانده است. روز ۶ مرداد دو معترض زندانی ابوالفضل سپاهی و امیر حسین صفری را در ملاء عام در اصفهان به دار آویختند. طی چند ماه اخیر بیش از ۵۰ تن از معترضین را اعدام کردهاند. این ددمنشی ادامه قتلعام دیماه خونین است که هزاران نفر را در خیابانها به گلوله بستند. ادامه دهه شصت، ادامه خمینی جلاد و ادامه جمهوری اسلامی است که مردم بارها برای به زیر کشیدنش به پا خاستهاند. جلادان حاکم با این خونریزیها تصور میکنند میتوانند به حیات کثیف خود ادامه دهند. کشتار معترضین را تنها راه بقای خود تلقی میکنند. یک مشت جانی و خونخوار را به عنوان قاضی جلو گذاشتهاند و پیدرپی حکم اعدام صادر میکنند.
این دو زندانی و همچنین علیرضا سپاهی در پرونده موسوم به “میدان علیخانی” اصفهان محکوم به قتل ماموران جمهوری اسلامی شدند و با اینکه بنا بر گزارشها، دوربینهای مداربسته نشان میدهد که آنها هنگام قتل در مکان دیگری بودهاند اما زیر شکنجه از آنها اعتراف گرفتند و به اعدام محکومشان کردند. علیرضا سپاهی یکی دیگر از زندانیان که قرار بود در این روز اعدام شود، دچار سکته قلبی شد و به بیمارستان منتقل شد و همچنان خطر اعدام بالای سر او قرار دارد. این اعدامها مستقیما علیه ما مردم است. جلادان حاکم دارند از ما مردم به دلیل خیزش و اعتراض انتقام میگیرند. میخواهند ما را ساکت کنند. میخواهند ما را به تمکین بکشانند اما کور خواندهاند.
خشم در بند بند جامعه جاری است. نفرت علیه کل حکومت جلادان در سراسر جامعه موج میزند. همبستگی و همراهی مردم با یکدیگر به اوج خود رسیده است. جنبش علیه اعدام در ابعاد گستردهای در داخل و خارج کشور حتی در درون زندانها به جریان افتاده است. ما مردم با همین خشم بیپایان خود کل این سنت اعدام و توحش اعدام را با کلیت حکومت اسلامی از جامعه جارو خواهیم کرد. ما مردم با به هم پیوستن، تار و پود ارتجاع ضد زندگی وضد بشر را از هم خواهیم گسست.
حاکمان اسلامی میدانند که جایی در جامعه ندارند. میدانند که منزوی و مطرود و منفورند. میدانند که حکومتشان به ته خط رسیده است. اقتصادشان فروپاشیده است. در سطح بینالمللی منفور و زیر فشار هر روزه اند. گروههای نیابتیشان در عراق و لبنان و یمن و فلسطین در حال ضربه خوردن و آب رفتن و جمع شدن هستند. خامنهای و سردارانشان را در جنگهای اخیر از دست دادند. صفوفشان به هم ریخته است. بنبست و درماندگی از سراپای ماشین حکومتیشان میبارد. مورد نفرت عموم مردم از زن و مرد و کودک و پیر و جوان هستند. و حتی جایی برای فرار هم در این دنیا برایشان باقی نمانده است. اینها را میدانند و با علم به این بنبست و درماندگی، راه کشتار را در پیش گرفتهاند تا شاید چند صباحی دیگر به حاکمیت خود ادامه دهند.
همه ما مردم خود را در کنار خانوادهها و بستگان ابوالفضل سپاهی و امیر رضا صفری و دیگر جانباختگان میدانیم. در غم و درد و خشم آنها خود را شریک میدانیم. جای عزیزان و گلهایی که پرپر شدند، همیشه خالی خواهد بود. نامهایشان فراموش نخواهد شد. عهد میکنیم که در راه به زیر کشیدن حکومت قاتلان ذرهای کوتاهی نخواهیم کرد. تردیدی نداریم که این روزها به پایان میرسد. این جهنم را با عزم و اراده اجتماعی، با خیزشها و اعتصابات و اعتراضات به اشکال مختلف در هم خواهیم پیچید. جامعهای مدرن و امن و تهی از اعدام و چپاول و ترور و یکهتازی ارتجاع اسلامی را برپا خواهیم کرد. نابود باد حکومت قاتلان اسلامی!
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران