قطعنامه در مورد: تحولات تازه در شرایط سیاسی ایران و در صفوف اپوزیسیون

مصوب پلنوم ٦١ کمیته مرکزی حزب کمونیست کارگری

۱- طی سال گذشته ( از آغاز جنگ ۱۲ روزه تا امروز)  شرایط ، فضا و چشم‌انداز سیاسی در ایران کاملا متحول شده است. مشخصا کشتار دی‌ماه، جنگ و عروج سلطنت‌طلبان سه عامل اصلی تغییر شرایط سیاسی ایران هستند.

۲ – تکان‌دهنده‌ترین، بی‌سابقه‌ترین و فاجعه‌بار‌ترین تحول سیاسی در ایران معاصر در دی‌ماه ۱۴۰۴ رخ داد. جمهوری اسلامی، که به‌دنبال خیزش توده‌ای دی‌ماه موجودیت خود را در خطر می‌دید، با کشتار هزاران نفر در عرض ۴۸ ساعت یکی از وحشیانه‌ترین قتل‌عام‌های تاریخ معاصر را رقم زد. این کشتار آخرین تیر ترکش یک رژیم مفلوک و درمانده برای حفظ سلطه خود بر دریای خشم و تنفر یک جامعه به‌پاخاسته بود. اما از سر گرفته شدن مجدد اعتراضات یک هفته پس از این کشتار، نشان داد که توحش حکومت حتی به‌طور موقت هم نتوانسته است جامعه را آرام کند. 

۳- حملات نظامی آمریکا و اسرائیل در خرداد و اسفند ۱۴۰۴ که عمدتاً سران حکومت و سپاه و مراکز نظامی را هدف قرار داده بود، گرچه فضای اعتراضی در ایران را تحت‌الشعاع قرار داده و باعث شده است در رسانه‌ها و در افکار عمومی در ایران و جهان، جنگ مردم با حکومت به حاشیه رانده شود، اما جمهوری اسلامی را، هم از نظر نظامی و هم سیاسی و اقتصادی، بسیار تضعیف کرده است. صفوف حکومت با حذف خامنه‌ای به‌هم‌ریخته‌تر و نامنسجم‌تر از گذشته است، از نظر اقتصادی کاملاً ورشکسته شده است و از لحاظ سیاسی نیز موقعیت بسیار ضعیف‌تری در منطقه و در جهان یافته است.

۴- جمهوری اسلامی از بدو به قدرت رسیدنش با سیاست‌های غرب‌ستیزانه، ضدآمریکایی‌گری، و موضع رسمی نابودی اسرائیل، و به‌ویژه با حمایت فعال از نیروهای تروریستی در جهت این اهداف، عامل اصلی ایجاد شرایط خصمانه و تنش جنگی بوده است. جنگ ۱۲ روزه و ۳۹ روزه در ادامه این سیاست‌های جنگ‌افروزانه، که برای حکومت جایگاهی هویتی و استراتژیک دارد، رخ داد و از این رو تا زمانی که جمهوری اسلامی در قدرت است، شرایط و فضای جنگی، که اکنون به چرخه جنگ-مذاکره-جنگ تبدیل شده است، کماکان ادامه خواهد داشت.

۵- برزخ نه جنگ، نه صلح و تفاهم‌نامه حاصل از آن، فضا و تنش جنگی را پایان نداده است. تفاهم‌نامه اساساً بر سر باز شدن تنگه هرمز است و به مسائلی که باعث جنگ شد نپرداخته است. این مسائل به ادامه مذاکرات که قرار است در دو ماه آتی به فرجام برسد، احاله شده است. از این رو مذاکرات و شرایط بی‌ثبات و نامعین نه جنگ، نه صلح حداقل تا دو ماه دیگر ادامه خواهد داشت.

۶- جمهوری اسلامی که نفس سرنگون نشدنش در اثر جنگ را پیروزی خود می‌داند، تلاش می‌کند تا به ازای باز کردن تنگه هرمز، به شرایط دیگر آمریکا تن ندهد و حتی امتیازات بیشتری به دست آورد. از سوی دیگر، رژیم می‌خواهد هم از شرایط تنش جنگی و هم توافق احتمالی با آمریکا برای تقویت موقعیت لرزان خود در مقابل مردم استفاده کند و به خیال خود «خطر» خیزش مجدد مردم را خنثی نماید.

۷ – جنگ و پیامدهای آن زندگی مردم را دشوارتر کرده است. سرکوب، اعدام، گرانی، بیکاری و محدودیت‌های امنیتی افزایش یافته‌اند. بخش مهمی از این مشکلات، از گسترش بازداشت‌ها و اعدام‌ها تا قطعی و محدودیت اینترنت و حکومت نظامی اعلام‌نشده، از مصائب مستقیم جنگ نیست، بلکه ناشی از سیاست‌های ضدمردمی حکومت به بهانه جنگ است. حتی عامل اصلی تشدید گرانی و بیکاری و شرایط معیشتی غیرقابل‌تحمل در شرایط مشخص امروز، تعطیلی مشاغل اینترنتی و بستن تنگه هرمز از سوی رژیم و پیامدهای آن نظیر محاصره دریایی است. رژیم تلاش دارد در نتیجه و به بهانه جنگ و شرایط جنگی، پایه‌های حکومت لرزان خود را در مقابله با مردم محکم کند.

 ۸* جریان سلطنت‌طلب، که پس از خیزش دی‌ماه و جنگ اخیر نفوذ بیشتری در جامعه و به‌خصوص در میان دیاسپورای ایرانی یافته و عقبگردی را در فضای سیاسی ایجاد کرده بود، به دلیل بی‌پایگی و بی‌ربطی تبلیغات و وعده‌هایش به اوضاع جامعه و فعالیت‌های نازل سیاسی، هر روز بیشتر رنگ می‌بازد. سلطنت‌طلبان به‌معنی صریح کلمه دیدگاه و سیاست‌های ارتجاعی، ارتجاعی به معنی بازگشت به دیکتاتوری سلطنتی ۵۰ سال قبل، را نمایندگی می‌کنند، اما گرایش بخشی از مردم به این جریان بیشتر ناشی از تصور امکان سرنگونی رژیم با کمک قدرت‌های غربی است، نه پذیرش برنامه سیاسی‌شان. در عمل، سلطنت‌طلبان مانعی در برابر جنبش انقلابی مردم به شمار می‌روند.

۹ – در بخش وسیعی از نیروهای اپوزیسیون گرایش‌هایی شکل گرفته که با آرمان‌های برابری‌طلبانه و آزادی‌خواهانه جنبش زن، زندگی، آزادی فاصله زیادی دارد. تأکید بر آزادی و برابری و هم‌سرنوشتی همه مردم ایران که از جمله در شعار خیابانی «کرد، بلوچ، آذری، آزادی و برابری» بازتاب می‌یافت، و شعارهایی که امیال و خواست‌های مشترک و برحق توده مردم سراسر ایران را نمایندگی می‌کرد، عملاً جای خود را به تأکید بر هویت‌های قومی اتنیکی تحت عنوان تکثرگرایی داده است. این دیدگاه در واقع بر فدرالیسم قومی و نوعی دموکراسی موزائیکی پست‌مدرنیستی مبتنی است.

۱۰- طرح مباحث پست‌مدرنیستی که بر فضای سیاسی جاری سایه انداخته است، عکس‌العملی به مواضع شوونیستی سلطنت‌طلبان است. اما در یک سطح پایه‌ای‌تر، این تحولات در میان صفوف اپوزیسیون خود از پیشروی و پالایش جنبش سرنگونی‌طلبانه مردم و تقابل منافع و چشم‌اندازهای طبقاتی مختلف در سطح جامعه ناشی می‌شود. ارتجاع سلطنتی به مقابله با مضمون چپ جنبش زن، زندگی، آزادی برخاسته و به‌همراه خود بحث و گفتمان در فضای سیاسی بخش وسیعی از اپوزیسیون را هم تنزل داده است.

۱۱-  شرایط «نه جنگ، نه صلح»، تفاهم‌نامه شکننده و تداوم مذاکرات به‌مدت ۶۰ روز، نوعی انتظار و بلاتکلیفی در جامعه ایجاد کرده است. اما با ختم این شرایط برزخی فعلی، فضای سیاسی و دینامیسم حرکت‌های اعتراضی کاملاً به نفع مردم و به ضرر حکومت تغییر خواهد کرد.

 ۱۲-  با وجود همه دشواری‌ها، نشانه‌های رشد دوباره اعتراضات دیده می‌شود؛ از اعتراضات دانش‌آموزان و بازنشستگان و کارگران تا فعالیت خانواده‌های دادخواه و تشکل‌های جنبش زن، زندگی، آزادی. جامعه همچنان در وضعیتی انفجاری قرار دارد و با پایان وضعیت برزخی کنونی، بی‌تردید مبارزات سرنگونی‌طلبانه بار دیگر به محور تحولات سیاسی تبدیل خواهد شد.

۱۳- در شرایط حاضر، ارتجاع سلطنتی مانعی مهم بر سر راه گسترش و تقویت جنبش انقلابی برای سرنگونی رژیم است. دیدگاه و گفتمان پست‌مدرنیستی حاکم بر فضای اپوزیسیون نیز عملاً صف انقلاب و آرمان‌ها و خواست‌های انسانی و آزادی‌خواهانه مردم را به عقب می‌کشد. جنبش سرنگونی تنها با نقد و خنثی کردن این فضا و گرایشات و با تأکید بر هویت انسانی همه مردم ایران و با اهداف و آرمان‌هایی که در بیانیه‌ها و منشورهای انقلاب زن، زندگی، آزادی بیان شده است، می‌تواند گسترش بیابد و به پیروزی برسد.

حزب کمونیست کارگری در کنار فعالیت‌های پیگیر و همیشگی‌اش برای تقویت و سازمان‌دهی مبارزات میدانی بخش‌های مختلف جامعه و صفوف انقلاب، با تمام توان در جهت رفع این موانع و برافراشتن پرچم زن، زندگی، آزادی مبارزه می‌کند.

نشست وسیع کمیته مرکزی حزب کمونیست کارگری ایران

۶ تیرماه ۱۴۰۵– ۲٧ ژوئن ۲۰۲۶