جنون جنگ افروزی در وحشت از فوران خشم مردم- مهران محبی

یکشنبه شب هفدهم خرداد چندین موشک بالستیک توسط جمهوری اسلامی به سوی اسرائیل شلیک شد و ارتش اسرائیل بلافاصله بعد از رهگیری اولین مرحله از موشک‌های حکومت اسلامی ، اقدام به حملات تلافی‌جویانه کرد و چندین پایگاه موشکی و صنایع نظامی و پتروشیمی ماهشهر را مورد حمله قرار داد. این حمله موشکی به اسرائیل به دنبال تهدیدات سپاه به تلافی حملات اسرائیل به مواضع و مکان استقرار حزب‌الله در ضاحیه بیروت انجام شده بود. سران جمهوری اسلامی پیشتر هم در جریان رد و بدل پیام‌ها و شروط و خواست‌های توافق با ترامپ، مصرانه بر توقف حملات اسرائیل به حزب‌الله تأکید کرده بودند، ولی علی‌رغم تمایل ترامپ به برآورده نمودن این خواست جمهوری اسلامی، اسرائیل نپذیرفته و همچنان بر حملات خود ادامه داده است.

حمله موشکی یکشنبه شب سپاه به اسرائیل در حالی صورت گرفته که همچنان پیغام‌هایی میان ترامپ و هیئت مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی در جریان بوده و ترامپ حتی بعد از این حمله سپاه ابراز امیدواری کرده بود که توافق به زودی انجام شود. این حملات متقابل بعد از بیش از ۱۵ ساعت از درگیری با وساطت ترامپ متوقف شده است. جمهوری اسلامی توقف ادامه حملات موشکی خود به اسرائیل را منوط به توقف حملات طرف مقابل به داخل ایران و همچنین توقف حملات به مواضع حزب‌الله در لبنان کرده و متقابلا اسرائیل مشروط به این‌که حزب‌الله به طرف اسرائیل موشک‌پرانی نکند، به بمباران‌های اش علیه حزب‌الله پایان خواهد داد. اما آن‌طور که گفته می‌شود این توافق هنوز رسما از سوی کابینه اسرائیل تأئید نشده و معلوم نیست که اسرائیل به دلائلی که مرتبط با امنیت خود بعد از مخالفت حزب الله با توافق صلح سه جانبه آمریکا، اسرائیل و لبنان می‌داند، واقعا از ادامه حمله به حزب‌الله دست بکشد.

از طرفی جمهوری اسلامی نیز همان‌طور که شب هفدهم خرداد با حمله موشکی به اسرائیل آتش‌بس بعد از جنگ ۳۹ روزه را نقض کرد، نشان داده است که توافق مجددش بر آتش‌بس قابل اعتماد و قابل دوام نیست و هر آن ممکن است آن را نقض کند. جمهوری اسلامی علی‌رغم اینکه در جنگ با اسرائیل و آمریکا همواره بازنده بوده و ضربات مهلکی خورده و در صورت از سرگیری مجدد باز هم ضربه خواهد خورد و از نظر نظامی و سیاسی ضعیف‌تر خواهد شد، به خاطر مواجه بودن با بحران مشروعیت در داخل نیاز به جنگ و ایجاد فضای جنگی در جامعه دارد.

این حکومت جنایتکار موقعیت درمانده‌تر و بحرانی‌تر خود در برابر جامعه بعد از کشتار بیش از ۴۰ هزار معترض در دی‌ماه و به دنبال آن بعد از براه انداختن جنگ ۳۹ روزه را درک می‌کند. جامعه‌ای که به خیال رژیم قرار بود بعد از آن جنایت هولناک و صدمات جانی و مالی ناشی از جنگ به مغاک برود، در مدت آتش‌بس و کنار رفتن گرد و غبار جنگ با از سرگیری اعتراضات خود نشان داد که قصد ندارد دست از دفاع از زندگی و دیگر حقوق سیاسی و اجتماعی‌اش بکشد و اتفاقا با درکی عمیق‌تر و روش‌هائی کارآمدتر دارد خود را برای رویاروئی‌هائی قدرتمندتر با حکومت سازماندهی می‌کند. این جامعه آسیب دیده از جمهوری اسلامی در دی‌ماه سال گذشته به این سو زخم بسیار عمیقی خورده و بنابراین امروز علاوه بر آن به خاطر اوضاع معیشتی‌ای که بر مردم تحمیل کرده، نفرت و انزجار بسیار بیشتری نسبت به کلیت حکومت پیدا کرده است. در نتیجه جنگ و قطع اینترنت توسط جمهوری اسلامی ده‌ها میلیون نفر کار و امکان کسب درآمد خود را از دست داده و به صف میلیون‌ها بیکار که از قبل از جنگ وجود داشت، پیوسته‌اند و ده‌ها میلیون کارگر و زحمتکش دیگر که فعلا شاغل و دارای اندک درآمدی هستند در برابر گرانی و تورم بالای ۱۳۰ درصد، درمانده و ناتوان از ادامه زندگی هستند. به یک معنا اکثریت جامعه با بحران بقاء روبرو است و یک میدان انفجاری به وسعت جغرافیای ایران در زیر پای حکومت ایجاد کرده است. این اوضاع را سران جنایتکار جمهوری اسلامی به خوبی دیده و درک کرده‌اند و به همین خاطر به دنبال براه انداختن جنگی دیگر هستند تا موشک‌باران و بمباران اجازه حضور مردم معترض در خیابان را ندهند و از طرف دیگر با رها کردن گله‌های مزدور سرکوبگرشان در سطح شهرها به بهانه مقابله با نفوذ موساد و سرعت بخشیدن به ماشین اعدام‌ فضای جامعه را در کنترل خود بگیرند.

اما تجربه ثابت کرده که نه جنگ و نه آتش بس نمی توانند جمهوری اسلامی را از زیر فشار و از کابوس سرنگونی رها کنند. در شرایط جنگی هر بار زیر حملات خرد کننده نظامی آمریکا و اسرائیل بیشتر ضربه می‌خورد و تضعیف می‌شود و در شرایط آتش‌بس، جامعه هر دوره بیشتر از پیش حلقه‌های فشارش را فشرده‌تر می‌کند. در همین دوره آتش‌بس جاری که شب هفدهم خرداد موقتا توسط جمهوری اسلامی نقض شد، شاهد ده‌ها اعتصاب کارگری، اعتراضات بازنشستگان و دانشجویان و دانش‌آموزان و غیره بوده‌ایم. دانش‌آموزان در ادامه تجمعات پراکنده روزها و هفته‌های قبل، روز ۱۶ خرداد (تنها یک روز قبل از حملات موشکی سپاه به اسرائیل) با یک اقدام هماهنگ در بیش از ۲۰ استان یک اعتراض سراسری و قدرتمند علیه تبعیض و بی‌عدالتی آموزشی به‌راه انداختند و لرزه بر اندام حکومت انداختند، و این تنها نشانه‌ای از بازگشت اعتراضات توده‌ای و خیابانی را نمایان کرد.

این پاسخ جامعه مصمم به سرنگونی جمهوری اسلامی به همه باندهای جنایتکار آن است که در گرداب سرنگونی گرفتار جنون جنگ شده‌اند و بیهوده فکر می‌کنند جنگ‌افروزی و توسل به جنگ همزمان با سیاست خرید وقت از طریق دیپلماسی می‌تواند راه گریزی برای‌شان بگشاید. اراما هی جز سرنگونی در برابر این حکومت نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *