وعده پوچ و ریاکارانه قالیباف به مردم- مهران محبی

قالیباف بعد از امضای تفاهم‌نامه توسط پزشکیان و ترامپ برای پایان دادن به جنگ و شروع مذاکرات بر سر موضوعات دیرینه مورد مناقشه هسته‌ای و موشکی و نیابتی، در یک گفتگوی خبری با صدا و سیمای جمهوری اسلامی به جزئیات تفاهم‌نامه و همچنین مراحل طی‌شده مذاکراتی که تا اینجا به امضای آن منتج شده، پرداخته است.

در این نوشته، هدف عمداً متمرکز بر آن بخش از توضیحات قالیباف است که به اصطلاح حول مسائل اقتصادی و معیشت مردم می‌دهد. او ادعا می‌کند که زمان آن رسیده تا با صرف بخشی از پول صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری (همان صندوقی که ترامپ وعده داده تا با مشارکت بخش خصوصی کشورهای آسیایی و آفریقایی و آمریکای شمالی و جنوبی ایجاد خواهد شد) برای بازسازی آسیب‌های ناشی از جنگ، مردم را از زیر فشار اقتصادی بیرون بیاورند!

قبل از هر چیز، این موضوع دو سؤال را متوجه خود می‌کند و باید به طور واقعی و نه با استناد به ادعاهای قالیباف و دیگر اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان نزدیک به او، پاسخ داده شوند. اول اینکه آیا “تفاهم” کنونی در مهلت 60 روزه یا حتی یکی دو بار تمدید آن، به توافق نهایی خواهد رسید؟ و بخش‌های خصوصی کشورهای مناطق یادشده حاضر به سرمایه‌گذاری در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی خواهند شد؟ و دوم و مهم‌ترین سؤال این است که در خوش‌بینانه‌ترین حالت اگر چنین توافقی صورت بگیرد و سرمایه‌گذاران خارجی “پیه” یک ریسک خیلی بزرگ برای سرمایه‌گذاری را بر تن بمالند، سهم مردم چه خواهد بود؟

اول؛ رسیدن به توافق نهایی میان ترامپ و جمهوری اسلامی اگرچه نه به‌طور قطع، ولی بسیار نامحتمل است. چون علی‌رغم گذشت چند روز از امضای تفاهم‌نامه که قرار بود بلافصله به جنگ پایان دهد و انسداد تنگه هرمز و محاصره دریایی رفع شود، درگیری‌های نظامی میان اسرائیل و حزب‌الله همچنان تا روز ۲۹ خرداد (سه روز قبل از اولین دور از مذاکرات هیئت‌های جمهوری اسلامی و آمریکا در سوئیس) ادامه داشته و وضعیت تنگه هرمز هم تا یک روز قبل از همین نشست سوئیس ناآرام بوده است. اسرائیل تهدید کرده تا خلع سلاح کامل حزب‌الله، دست از حمله به جنوب لبنان برنمی‌دارد و حزب‌الله هم حاضر به تسلیم نیست. قابل توجه است که نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله، در آخرین واکنش خود اعلام کرده که این گروه تصمیم کربلایی گرفته است. یعنی تا مانند حسین و یارانش در میدان جنگ کشته نشوند، دست‌بردار نیستند و به این ترتیب ممکن است هر لحظه این اولین شرط مذاکرات ۶۰ روزه نقض شود و روند مذاکرات را با چالش و اختلال مواجه کند و معلوم نیست مذاکرات به چه سرنوشتی دچار شود.

علاوه‌براین، در سمت جمهوری اسلامی، به خاطر بالا گرفتن درگیری‌های مجتبی خامنه‌ای و «پایداری‌ها» و طرفداران سپاهی‌اش با باندهای طرفدار تفاهم و ادامه مذاکرات، چشم‌انداز روشنی برای رسیدن به توافق نمایان نیست.

دوم؛ به فرض محال که جنگ میان اسرائیل و حزب‌الله خاتمه یابد و درگیری‌های میان باندهای رژیم به وحدت و انسجام تبدیل شوند و توافق هم به سرانجام برسد، بااین‌حال اگر به وعده قالیباف دقت شود، اولویتی از کاستن از بار فقر و گرانی از گرده مردم به گوش نمی‌خورد. قالیباف وعده می‌دهد که با بخشی از ۳۰۰ میلیارد دلار وعده داده‌شده از سوی ترامپ، آسیب‌های ناشی از جنگ را بازسازی خواهند کرد.

اولا که بر سر تعریف صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری مذکور میان جمهوری اسلامی (قالیباف) و ترامپ اختلاف است. ترامپ نام صندوق را “صندوق برای بازسازی و توسعه صنعتی در ایران” گذاشته و طبق این تعریف، ۳۰۰ میلیارد دلار وعده داده‌شده، در صورت نهایی شدن توافق، باید صرف صنایع در ایران شود و به‌طور منطقی هم، جدا از اینکه تفاهم به توافق برسد یا نرسد و این وعده عملی بشود یا نه، کشورهایی که بخواهند در تأمین این صندوق مشارکت کنند، سرمایه‌های خود را برای سودآوری در صنایع به کار می‌اندازند. در حالی‌که تعریف قالیباف از صندوق، صندوقی اعتباری است که قرار است به جمهوری اسلامی پول بدهد و رژیم هم هر طور که خود صلاح و ضروری بداند، آن را خرج کند. و ثانیا، گیریم تعریف قالیباف از این صندوق موهوم درست باشد. پس چرا مشخص نمی‌کند که منظورش از بازسازی آسیب‌ها، بازسازی کدام آسیب‌هاست؟ و علاوه‌براین چرا در مورد طرح‌ها و زمینه‌هایی که قرار است این به اصطلاح بقیه پول برای آن‌ها صرف شوند، هیچ توضیح مشخصی نمی‌دهد؟

پاسخ از نظر ما مردم روشن است. با یقین می‌توان گفت که اولویت بازسازی برای قالیباف و جمهوری اسلامی، مراکز هسته‌ای و موشکی و مراکز و پایگاه‌های نظامی و انتظامی خواهد بود و با بقیه پول هم ماشین سرکوب را ترمیم و تقویت و شکم تروریست‌های منطقه‌ای و حساب‌های شخصی خود را پر خواهند کرد. در این گفتگو، قالیباف کوچک‌ترین اشاره‌ روشنی به بازسازی منازل آسیب‌دیده مردم در زمان جنگ و همچنین نحوه، به زعم خودش، بیرون آوردن جامعه از زیر فشار اقتصادی نمی‌کند. نمی‌گوید با بقیه پول، هزاران ساختمان سرپناه آسیب‌دیده مردم را بازسازی خواهند کرد و هزینه‌های درمان و بهداشت و خوراک و پوشاک و تحصیل را تا حد قابل تحمل برای مردم کارگر و زحمتکش پایین خواهند آورد و حقوق‌ها را افزایش داده و به ده‌ها میلیون بیکار، بیمه بیکاری خواهند پرداخت. و جالب‌تر این است که او حتی برای کاستن از فشار معیشتی مردم حاضر نیست قول تأمین هزینه آن را از پول‌های بلوکه‌شده که احتمالاً بخشی از آن در همین مهلت ۶۰ روزه، هرچند به‌طور غیرنقدی آزاد شوند، بدهد. دلیل قالیباف برای این کار روشن است. او نمی‌خواهد وعده “نقد” بدهد و ترجیح می‌دهد حتی وعده‌اش هم به اصطلاح “نسیه” و موهوم باشد.

این روش دیرینه وعده‌دادن‌های بی‌پایه و اساس سران جمهوری اسلامی است که فقط با هدف، به خیال خود، کنترل خشم مردم داده می‌شوند و به‌طور واقعی نتیجه عکس به دنبال داشته‌اند. بقای جمهوری اسلامی نه متکی به تأمین رفاه و ارتقای سطح معیشت و آزادی مردم در داخل و ایجاد یک رابطه متعارف با دنیای خارج، بلکه متکی به سرکوب جامعه و سازمان‌دهی تروریسم اسلامی و ناامن کردن منطقه و جهان بوده است. سران رژیم که همیشه وعده‌های “سرخرمنی” به مردم می‌دهند، بلافاصله وحشت‌ها و هشدارهای خودشان را هم ابراز می‌کنند.

پزشکیان می‌گوید: “از آنچه می‌ترسم این است که نتوانیم به مردم به‌درستی خدمت بدهیم، ناراضی شوند و به خیابان بیایند و اعتراض کنند. آن وقت ابهت ما فرو می‌ریزد!” همین هشدار پزشکیان خود کاملاً گویاست که باور عمیق دارند با وعده نمی‌توانند خشم مردم را مهار کنند و این بار به خیابان آمدن مردم ممکن است به قیمت سرنگونی‌شان تمام شود. او در این گفته هشدار می‌دهد “ابهت‌شان فرو می‌ریزد”، اما خود او می‌داند که ابهتی برای‌شان باقی نمانده و منظورش دقیقاً فرو ریختن و سرنگون شدن حکومت‌شان است.

واقعیت این است که سران رژیم نمی‌توانند معیشت و رفاه مردم را تأمین کنند، چون هم اوضاع اقتصادی‌شان از هم فروپاشیده شده است و هم اساساً رفاه جامعه با ساختار حکومتی و مکتب فکری حکومت‌شان در تضاد کامل است و باید فقط به فکر توان و روحیه دادن به دستگاه سرکوب و کشتار و مزدوران سرکوبگر و آدمکش‌شان باشند.

اما جنبش قدرتمند سرنگونی‌طلبی که امروز با محوریت دفاع از آزادی و زندگی و برابری، در ادامه جنبش “زن، زندگی، آزادی” در جریان است، خود حکومت و همه ماشین سرکوب و کشتارش را با بن‌بست مواجه کرده است و تقلاهای مذبوحانه و تناقض‌گویی‌ها و هذیان‌گویی‌های قالیباف و پزشکیان و بقیه جنایتکاران حکومتی دقیقاً از همین واقعیت سرچشمه می‌گیرند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *