محسن ابراهیمی: بعد از اعلام تشدید تحریمها از جانب ترامپ و لحن تندتر او درباره اینکه جمهوری اسلامی نباید اتمی شود، خامنهای از بیاعتمادی به آمریکا و آمادگی جمهوری اسلامی برای مقابله “تهدیدات سختافزاری” سخن گفت و رجزخوانیها علیه آمریکا شروع شد. فرماندهان سپاه از آمادگی مقابله با اسرائیل و آمریکا و عملیشدن وعده صادق ۳ حرف میزنند. آیا راه مذاکره و تعامل با آمریکا و غرب بسته شده و خطر حمله نظامی به برنامههای هستهای و جنگ میان اسرائیل با حمایت آمریکا و جمهوری اسلامی جدیتر شده است؟
حمید تقوایی: به نظر من باید بین تبلیغات و رجزخوانیهای جنگی، و عملکرد حکومت تمایز قائل شد. همانطور که اشاره کردید این رجزخوانیها بعد از فرمان تشدید تحریمها از جانب ترامپ شروع شد؛ اما این فقط برای حفظ ظاهر است. جمهوری اسلامی عملاً ناگزیر است نهتنها به مذاکره تن بدهد؛ بلکه بسیاری از شرایط دولت آمریکا را بپذیرد. مشکل جمهوری اسلامی تنها مخالفت غرب با پروژه هستهای و یا ازدستدادن نفوذ منطقهایاش نیست. اگر چنین بود میتوانستند همچنان بر طبل مرگ بر شیطان بزرگ بکوبند و همان سیاست نه جنگ نه مذاکره خامنهای را ادامه بدهند. مشکل حکومت اساساً فروپاشی اقتصادی و وضعیت انفجاری جامعه است. چرخ اقتصاد رو به توقف کامل است، ریال با سرعتی سرسامآور در حال سقوط و قیمتها با شتابی بیسابقه روبهافزایش است.
حکومت حتی از تأمین ابتدائیات زندگی مردم عاجز است و جامعه را عملاً به تعطیلی کشیده است. این وضعیت قابل ادامه نیست. دولت پزشکیان حتی در حرف هم مدعی پاسخگوئی و حتی تخفیف بحران و بنبست کامل حکومت نیست. همه حکومتیها، حتی خامنهای و سرسختترین طرفدارانش، میدانند شرایط انفجاری است و برای نجات حکومت خود باید راه چارهای پیدا کنند. این “راه چاره” چیزی بهجز مذاکره با آمریکا و تخفیف فشارهای غرب نمیتواند باشد. همه میدانند بدون دست شستن از پروژه هستهای و درجهای از تعامل با غرب ابر بحران اقتصادی – سیاسی – اجتماعی که با آن دستبهگریبان هستند شدیدتر خواهد شد. اما مشکلشان این است که این امر ضربهای به هویت ایدئولوژیک سیاسی حکومت خواهد بود و این به نوبه خود موقعیت لرزان حکومت در خود ایران را سستتر و ضعیفتر خواهد کرد. به نظر من جمهوری اسلامی در یک موقعیت باختباخت قرار گرفته؛ ولی نهایتاً ناگزیر خواهد بود راه تعامل با غرب را برگزیند. به نظر من سیاست “نه جنگ نه مذاکره” رژیم شکل “مذاکره عملی، جنگ لفظی” را به خود خواهد گرفت. یعنی “نرمش قهرمانانه” بعلاوه تبلیغات ضد اسرائیلی ضدآمریکایی با این امید که سقوط آزاد ریال و گرانی و تورم تخفیف پیدا کند و درعینحال در تبلیغات با سیلی صورتش را سرخ نگاه دارد. البته این “راهحل” هم، حتی در کوتاهمدت، در ضعف و درماندگی حکومت و شرایط انفجاری جامعه تخفیفی نخواهد داد.
تا آنجا که به خطر حمله نظامی مربوط میشود به نظر من در حال حاضر این در دستور دولت آمریکا نیست. ترجیح ترامپ این است که با تشدید فشار اقتصادی جمهوری اسلامی را بهپای میز مذاکره بکشد و شرایطش را به او تحمیل کند. اسرائیل هم بدون تأیید آمریکا دست به اقدامی نخواهد زد. به نظر من این روندی که شروع شده نهایتاً به مذاکره و تسلیم جمهوری اسلامی ختم خواهد شد.
اما مهمترین نکته این است که سیر اوضاع هرچه باشد، مذاکره و تعامل و یا حمله نظامی، بحران وجودی حکومت پایان نخواهد یافت. نه بنبست اقتصادی و گرانی و تورم و فقر و فلاکت ناشی از آن با حکومت ترامپ شروع شده و نه نوع این رابطه میتواند سایه سیاه فقر و فساد و گرانی را از سر مردم کم کند. سرنوشت جمهوری اسلامی را نه مناسباتش با غرب بلکه رابطهاش با جامعه ایران، رابطهای که بر نفرت مردم از حکومت سرکوب کشتار و جنایت است، رقم خواهد زد و این مردم ایران هستند که میتوانند با سرنگونی جمهوری اسلامی بر چرخه جهنمی فقر و گرانی و فساد و سرکوب و کشتار نقطه پایان بگذارند.
مندرج در ژورنال شماره ۹۷۳ (لینک به فایل پی دی اف نشریه ژورنال برای پیاده کردن روی تلفن همراه)