گامی دیگر در انزوای جهانی جمهوری اسلامی- کاظم نیکخواه

ارجاع پرونده جمهوری اسلامی به شورای امنیت

بحران بین‌المللی جمهوری اسلامی با ارجاع پرونده اتمی حکومت به شورای امنیت سازمان ملل، وارد مرحله تازه‌ای شده است. تصویب قطعنامه شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و رأی مثبت اکثریت قاطع کشورهای عضو، بار دیگر موقعیت جمهوری اسلامی و انزوای آن در سطح جهانی را برجسته کرده است.

روز سه‌شنبه ۸ سپتامبر، شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با تصویب قطعنامه‌ای، پرونده هسته‌ای ایران را به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داد. این قطعنامه با حمایت و همراهی آمریکا و سه کشور اروپایی، یعنی فرانسه، بریتانیا و آلمان، ارائه شد و بنا بر گزارش خبرگزاری فرانسه، با ۲۳ رأی موافق، ۳ رأی مخالف و ۸ رأی ممتنع در شورای حکام آژانس به تصویب رسید.

این نخستین بار در ۲۰ سال گذشته است که شورای حکام آژانس بین‌المللی اتمی، پرونده ایران را به دلیل نقض تعهدات به شورای امنیت گزارش می‌دهد.

جمهوری اسلامی، به همراه نمایندگان چین و روسیه، این اقدام را محکوم کردند. کاظم غریب‌آبادی، نماینده وزیر خارجه جمهوری اسلامی، گفت دولت‌های غربی با حمله به تأسیسات اتمی امکان راستی‌آزمایی را از بین می‌برند و سپس همین موضوع را بهانه‌ای برای عدم همکاری جمهوری اسلامی قرار می‌دهند.

قرار گرفتن دولت‌های اروپایی در کنار دولت ترامپ علیه جمهوری اسلامی و از سوی دیگر، رأی مثبت ۲۳ کشور از مجموع ۳۴ کشور صاحب رأی شورای حکام به قطعنامه علیه حکومت اسلامی، در کنار ۸ رأی ممتنع، بیانگر انزوای جدی جمهوری اسلامی در سطح جهانی است.

این وضعیت می‌تواند پیامدهای جدی برای جمهوری اسلامی داشته باشد؛ از تشدید تحریم‌ها گرفته تا افزایش فشارهای دیپلماتیک و محدودتر شدن فضای مانور حکومت در عرصه بین‌المللی.

در ماه‌های گذشته، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی اتمی، اعلام کرده بود که جمهوری اسلامی در اطراف نطنز، در تأسیسات کوه کلنگ، مشغول ساخت‌وسازهای جدید و مشکوکی است، اما آژانس از درون این مجموعه اطلاعی ندارد.

جمهوری اسلامی نیز تهدید کرده است که اگر شورای امنیت به قطعنامه علیه جمهوری اسلامی رأی دهد، از قرارداد منع سلاح هسته‌ای، NPT، خارج خواهد شد. جمهوری اسلامی امیدوار است که دولت‌های چین و روسیه قطعنامه مزبور علیه جمهوری اسلامی را وتو کنند.

مخمصه هویتی حکومت

حکومت اسلامی در یک مخمصه هویتی قرار گرفته است. این حکومت خود را در تقابل ماهوی با آمریکا و اسرائیل تعریف و قلمداد کرده، اما از نظر توان تقابل با این دولت‌ها در وضعیت بسیار پایین‌تری قرار دارد.

تمام سران رده اول و دوم خود را طی جنگ‌های ۱۲ روزه و ۳۹ روزه از دست داده است و اکنون با اقتصادی ورشکسته و به گل نشسته، با میلیون‌ها انسان خشمگین و ناراضی روبه‌روست و هم‌زمان باید با فشارهای گسترده بین‌المللی نیز دست و پنجه نرم کند.

شانس حکومت اسلامی این است که دولت آمریکا و دولت‌های غربی در پی شکست همه‌جانبه و سرنگونی جمهوری اسلامی نیستند؛ وگرنه می‌توانند یک‌شبه نیروی نظامی جمهوری اسلامی را قلع‌وقمع کنند و اوضاع را به سمت دیگری ببرند.

دولت ترامپ و دیگر دولت‌ها از به‌هم ریختن اوضاع کشور و ورود به فازی غیرقابل پیش‌بینی که در آن مردم سکان امور را به دست گیرند، نگرانند. از همین رو تلاش می‌کنند با حملات موضعی، مذاکرات و فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک، جمهوری اسلامی را رام کنند و به تسلیم بکشانند.

در درون حکومت، صداهای متعددی شنیده می‌شود که خواهان پایان دادن به این وضعیت و ورود به مذاکره و سازش با آمریکا شده‌اند. اما وحشت حکومت از این است که هرگونه عقب‌نشینی در تقابل و کشاکش‌هایش با غرب، موضع و موقعیت آن را در برابر مردم داخل کشور تضعیف کرده و آن را در موقعیتی خطرناک قرار دهد.

این یک بن‌بست کامل برای جمهوری اسلامی است.

حکومت اسلامی امیدوار است موقعیت ترامپ در انتخابات مجلس نمایندگان در ماه نوامبر تضعیف شود و در نتیجه دولت ترامپ نتواند به فشارهای خود علیه جمهوری اسلامی ادامه دهد. اما آنچه در سطح بین‌المللی شاهدیم، صرفاً مقابله دولت ترامپ با جمهوری اسلامی نیست.

همه دولت‌های اصلی دنیا، بجز چین و روسیه ــ که خود درگیر یک جنگ جدی در اوکراین است ــ در صف مقابل حکومت اسلامی قرار گرفته‌اند. بنابراین، حتی تضعیف موقعیت ترامپ نیز کمکی به جمهوری اسلامی نخواهد کرد.

در بهترین حالت، چنین وضعیتی می‌تواند مانع حملات نظامی گسترده به حکومت اسلامی شود. اما تحریم‌های خفه‌کننده آمریکا و دولت‌های غربی علیه جمهوری اسلامی همچنان ادامه خواهد یافت و اقتصاد جمهوری اسلامی را بیش از پیش به سمت نابودی کامل خواهد کشاند.

***

کاملاً روشن است که نتیجه این شرایط بحرانی، همان‌گونه که تاکنون بوده، تشدید تحریم‌ها، گسترش کشاکش‌های نظامی و نهایتاً وارد شدن به یک جنگ همه‌جانبه است.

تمام این فشارهای اقتصادی و ناامنی در نهایت بر دوش مردم قرار می‌گیرد. بی‌ارزش شدن پول ایران به معنای کاهش فوری قدرت معیشتی اکثریت مردم کارگر، زحمتکش و محروم است. جنگ و درگیری‌های نظامی نیز فضای زندگی را از هر نظر برای همه مردم تنگ‌تر می‌کند.

جمهوری اسلامی حکومت بحران است؛ حکومتی بحران‌آفرین و بحران‌ساز.

روشن است که تنها راه دستیابی به فضایی امن، بدون جنگ، بدون تحریم، بدون کشاکش‌های بین‌المللی و محدودیت‌های ناشی از آن، خلاص شدن از شر جمهوری اسلامی است.

این را همه مردم به‌روشنی می‌دانند و مترصد فرصتی برای برداشتن آخرین گام در جهت تحقق چنین هدفی هستند.