Screenshot

جنگی که با جمهوری اسلامی پایان ندارد! کاظم نیکخواه

تنش نظامی میان جمهوری اسلامی و آمریکا بار دیگر شدت گرفته است؛ حملات موشکی جمهوری اسلامی به مواضعی در منطقه و حملات آمریکا به اهدافی در ایران، بار دیگر سایه جنگ و ناامنی را بر سر مردم سنگین کرده است.اما نکته‌ای که از همین ابتدا باید تاکید و تکرار کنیم اینست که مسئله فقط این دوری از درگیری نیست. تا زمانی که جمهوری اسلامی بر سر کار است، بحران، تنش و خطر جنگ بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی مردم خواهد بود.

جمهوری اسلامی پیش‌تر تلاش کرد با تهدید به بستن تنگه هرمز و ایجاد اختلال در عبور نفتکش‌ها، از این گذرگاه حیاتی به‌عنوان اهرم فشار استفاده کند. اما تحریم‌های خفه کننده آمریکا، مسیرهای جایگزین انتقال نفت و مهم‌تر از همه فشار متحدان خود حکومت، از جمله چین، این اهرم را به‌شدت محدود کرده است. حکومت از یک سو برای ادامه سیاست‌های ضدآمریکایی و منطقه‌ای خود به بحران نیاز دارد و از سوی دیگر، اقتصاد ورشکسته‌اش برای ادامه حیات به ارتباط با جهان و کاهش فشارهای بین‌المللی محتاج است.

در سوی مقابل نیز آمریکا الزاماً به دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی نیست. نگرانی از بی‌ثباتی پس از فروپاشی حکومت، محاسبات قدرت‌های غربی را به سمت فشار نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک برای وادار کردن جمهوری اسلامی به عقب‌نشینی سوق داده است.این وضعیت، جمهوری اسلامی را در یک بن‌بست واقعی قرار داده است: تسلیم شدن در برابر فشار خارجی، از نگاه بخش‌هایی از حاکمیت، می‌تواند به فروپاشی ساختار قدرت منجر شود؛ اما ادامه تقابل نیز هزینه‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی سنگینی بر حکومت تحمیل می‌کند و عاقبتی جز رسیدن به همان نقطه سرنگونی نخواهد داشت. این یک بن‌بست واقعی است. و منشاء جنگ و بحران ها نیز همین بن‌بست حکومت است.

هزینه این بن‌بست را چه کسی می‌پردازد؟ پاسخ روشن است: مردم! اقتصاد ایران سال‌هاست در بحران و رکود ویرانگر گرفتار است و جنگ و تحریم این وضعیت را چند برابر کرده‌اند. سقوط هر روزه ارزش پول، گرانی، کاهش قدرت خرید و دشواری تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی، میلیون‌ها کارگر، بازنشسته، معلم، پرستار و خانواده‌های کم‌درآمد را تحت فشار جدی قرار داده است.دلار که همین سال گذشته نزدیک به ۵۰ هزار تومان بود اکنون از مرز ۲۰۰ هزار گذشته است. این یعنی سقوط قدرت خرید مردم و گرانی نجومی و باور نکردنی! صدای اعتراض به فقر و اختلاس و چپاول و کمبود و گرانی هر روز بلند است. مردم نه فقط از جنگ، بلکه بیش از آن با وجود خودِ این حکومت هزینه می‌پردازند؛ با فقر، بیکاری، سرکوب، اعدام، فساد، اختلاس و نابودی امکانات و امنیت اجتماعی.جمهوری اسلامی فقط در جنگ قربانی نمی‌گیرد؛ خودِ وجود این حکومت برای مردم یک بحران و فشار و رنج دائمی است.

جامعه‌ای در پی تغییر

جمهوری اسلامی از آغاز بر پایه بحران، دشمن‌سازی و تقابل با آمریکا و غرب بخش مهمی از مشروعیت و انسجام خود را ساخته است. به همین دلیل، کنار گذاشتن این سیاست برای حکومت ساده نیست. حتی می‌توان گفت عملی نیست. چون بحران موجودیت تمام صفوفش را خواهد گرفت و در فضای انقلابی، جامعه طومار حکومت را در هم خواهد پیچید. جامعه‌ای که از فقر، سرکوب و بی‌حقوقی به ستوه آمده، دیگر حاضر نیست هزینه سیاست‌های حکومت را بپردازد.

به همین دلیل، مسئله اصلی فقط این نیست که دور بعدی حملات نظامی چه زمانی آغاز می‌شود یا چه زمانی پایان می‌یابد. مسئله اصلی، سرنگونی حکومتی است که خود به مهم‌ترین عامل ناامنی، فقر و بحران و نابودی زندگی مردم تبدیل شده است.

تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که اعتراض و خشم اجتماعی در ایران عمیق و گسترده است. کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان، زنان و جوانان بارها اعتراض و خشم خود را به وضعیت موجود بیان کرده‌اند.امروز خواست فوری اکثریت قریب به اتفاق جامعه روشن است: پایان جنگ‌افروزی، پایان سرکوب و پایان فقر و فلاکتی که حکومت بر مردم تحمیل کرده است و بیش از همه پایان حکومت سرکوب و اختناق و ارتجاع.

مردم حق دارند در کشوری امن، آزاد و برخوردار از رفاه زندگی کنند؛ بدون آنکه هر روز نگران جنگ، موشک، گرانی، سرکوب و آینده نامعلوم خود باشند.حقیقتی که می‌خواهم بگویم ساده و روشن است:

با جمهوری اسلامی، بحران پایان نمی‌یابد.
با جمهوری اسلامی، خطر جنگ پایان نمی‌یابد.
با جمهوری اسلامی، فقر و سرکوب تخفیف نمی‌یابد.

پایان این چرخه، در گرو پایان دادن به حکومتی است که بحران و جنگ را به بخشی از شیوه بقای خود تبدیل کرده است.مردم ایران حق دارند و می‌توانند و می‌خواهند که از جنگ و جمهوری اسلامی تماما خلاص شوند و آینده‌ای انسانی، امن و مرفه برای خود بسازند. این یک چشم انداز واقعی در برابر جامعه است و بطور واقعی راه دیگری هم جز این مقابل مردم نیست. جنبش‌ها و خیزش‌های ضد حکومتی در چند سال اخیر در ایران همه با هدف خلاصی از جمهوری اسلامی به جریان افتاده است و مردم علیرغم قربانیان بسیار به خیزش و شورش و مقابله با حکومت ادامه داده‌اند. امروز اکثریت عظیم مردم یعنی کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشتسگان، زنان، جوانان و همه مردم، متحدتر و همبسته‌تر از هر زمان مقابل جمهوری اسلامی صف کشیده‌اند و مترصد فرصتند تا در ابعادی وسیع‌تر و سازمان‌یافته‌تر دست به خیزش و انقلاب علیه این حکومت مافیای سرمایه‌داری بزنند و یک بار برای همیشه از نکبت این حکومت جنایتکار و چپاولگر خلاص شوند.