جدید ترین

دور تازه تخاصمات نظامی و چشم انداز روند تحولات پاسخ حمید تقوائی به سئوالات فعالین داخل

توضیح: برخی از فعالین داخل کشور سئوالاتی در رابطه با درگیری‌های اخیر فرستاده‌اند. حمید تقوائی به این سئوالات پاسخ گفته است. از آنجا که ممکن است این سئولات برای بخش وسیعی از مردم مطرح باشد، پاسخ به این دوستان را علنا منتشر می‌کنیم.

دوستان عزیز

با سلام‌های گرم به دوستان عزیز و با تشکر از اینکه سئوالاتتان را برای ما فرستاده‌اید.

یک بخش از سئولات در مورد احتمال حمله زمینی آمریکا به غرب و جنوب کشور و اشغال آن مناطق و جداسازی جنوب است، و بخش دیگر سئوالات عمومی‌تری است در مورد روند آتی تحولات و رابطه غرب و اسرائیل با اسلام سیاسی، استراتژی غرب و اسرائیل، رابطه انقلاب با این تحولات و نظایر آن.  

الف- در مورد حمله به جنوب و احتمال جداسازی نکته اول این است که احتمال حمله زمینی آمریکا (و همچنین اسرائیل) به جنوب و یا جزایر ایران بسیار ضعیف است. دولت آمریکا با توجه به تجارب منفی گذشته‌اش و خط استراتژیکی که ترامپ دنبال می‌کند تمایلی به جنگ زمینی ندارد. به نظر من پیاده کردن سرباز آمریکائی یا اسرائیلی در خارک و یا منطقه جنوب و به‌ویژه درگیر کردن ناتو و ترکیه بسیار بسیار نامحتمل است. 

 نکته دوم اینکه اساس استراتژی آمریکا ادامه مذاکره و تحمیل شرایط خود به جمهوری اسلامی است و نه تصرف بخشی از ایران. باید توجه داشت که اوجگیری مجدد تخاصمات نظامی با حمله رژیم به کشتی‌ها شروع شد اما هدف آمریکا در پاسخ به جنگ‌افروزی جمهوری اسلامی این است که رژیم را مجددا به سر میز مذاکره بکشاند. روشن است که اگر موشک‌پرانی‌های اخیر حکومت به کشتی‌ها و کشورهای حاشیه خلیج صورت نمی‌گرفت آمریکا هم دست به حمله متقابل نمی‌زد. ترجیح آمریکا همچنان تحمیل شرایط خود به رژیم از طریق مذاکره است. (شرایطی مثل باز کردن تنگه هرمز و توقف پروژه هسته‌ای و موشک‌سازی و موشک‌پرانی و حمایت از نیابتی‌ها که مردم ایران نیز با آن موافقند.) بنابراین اینکه باید برای حمله زمینی و اشغال جنوب آماده بود و اینکه این امر چه تاثیری بر موقعیت رژیم خواهد داشت و در این شرایط چه باید کرد و غیره توجه و تمرکز ما را به بیراهه می‌برد. اساس مساله جنگ‌افروزی رژیم است. و تمرکز ما باید برجسته کردن همین مساله و بسیج جامعه علیه جنگ‌افروزی‌های حکومت باشد. واقعیت این است که جناح موثری از جمهوری اسلامی (قالیباف و پزشکیان و روحانی و ظریف و خاتمی و با هنر و کلا دو خردادی‌ها) خواهان مذاکره و توافق است اما بخش دیگری که کنترل سپاه را در دست دارد به شدت مخالف مذاکره و توافق است و در این راه سنگ‌اندازی می‌کند. دعوای این جناح‌ها و اینکه بالاخره کدامیک دست بالا پیدا می‌کند به روند آتی تحولات شکل خواهد داد. به نظر من با توجه به شرایط عینی سیاسی و بحران همه‌جانبه حکومت که بعد از جنگ‌های اخیر و کشته شدن خامنه‌ای بسیار تشدید شده است جناح طرفدار مذاکره شانس بهتری برای تثبیت خود دارد اما در هر حال فاکتور تعیین‌کننده که بر تناسب قوا میان حکومتی‌ها و کلا روند اوضاع تاثیر تعیین‌کننده ای خواهد داشت اعتراضات و مبارزات مردم است. 

ب- فکر کنم برخی از سئوالات بخش دوم نیز پاسخ گرفته باشد. با این حال من یک یک سئوالات را مطرح می‌کنم و جواب کوتاهی به هر یک می‌دهم.

۱- طی دو ماه آینده تحولات به کدام سمت است؟ سیاست آمریکا و اسرائیل در قبال رژیم ایران یا همین جریان اوباش مسلح در قدرت چیست؟ به‌طور واقعی چیست؟

سیاست واقعی آمریکا و کل غرب همان‌طور که بارها اعلام کرده‌اند “تغییر رفتار جمهوری اسلامی” است. به این معنی که از غرب‌ستیزی و اسرائیل‌ستیزی دست بکشد و در چارچوب سیاست‌های منطقه‌ای غرب قرار بگیرد. هدف سیاسی آمریکا به‌طور مشخص توقف پروژه هسته‌ای، توقف ساخت موشک‌های بالستیک و موشک‌پرانی رژیم، و قطع حمایت از نیروهای نیابتی‌اش در منطقه است. هدف حمله نظامی آمریکا نیز تحمیل همین شرایط به رژیم است. همان‌طور که بارها ترامپ اعلام کرده، در صورت قبول این شرایط آمریکا و کل غرب حاضر است با سرمایه‌گذاری‌های گسترده کمک کند اقتصاد جمهوری اسلامی شکوفا بشود و رابطه‌ای نظیر رابطه با کشورهای حاشیه خلیج با رژیم ایران برقرار کند. مساله غرب اوباش مسلح در حاکمیت نیست. از نظر آمریکا این اوباش کافی است علیه آمریکا نباشند تا از حمایت غرب برخوردار شوند. 

سیاست‌های اسرائیل هم اساسا در همین جهت است. با این تفاوت که معتقد است جمهوری اسلامی رام نخواهد شد و باید نهایتا با جنگ آن را سرنگون کرد. برای اسرائیل به‌خصوص به رسمیت شناختن دولت این کشور از جانب جمهوری اسلامی تعیین‌کننده است اما در صورتی که رژیم شرایط آمریکا را بپذیرد اسرائیل هم نه توجیهی برای ادامه حملات خود خواهد داشت و نه توان ادامه این حملات بدون حمایت آمریکا را.  

۲ – تحولات منطقه از دو سال پیش به این سو یا در واقع از ۱۴۰۱ به این سو چیست؟ 

تحولات منطقه مشخصا از ۷ اکتبر ۲۰۲۲ به ضرر جمهوری اسلامی به پیش رفته است. از سقوط بشار اسد تا ترور اسماعیل هنیه و حسن نصرالله و یحیی سنوار و تا اخیرا چرخش دولت عراق به سمت آمریکا و دستگیری طرفداران جمهوری اسلامی به خاطر فساد و تا واگذاری دولت از جانب حماس به تکنوکرات‌های فلسطینی و غیره. این اتفاقات ضربه کاری‌ای به نفوذ و موقعیت رژیم در منطقه وارد کرده است و این روند همچنان ادامه دارد.

۳ – رابطه انقلاب در ایران و تحولات منطقه‌ای را چگونه تحلیل میکنید ؟

انقلاب زن زندگی آزادی فاکتوری اساسی در روند شرایط بعد از ۱۴۰۱ بوده است. این انقلاب در سطح جهانی توجه و حمایت بسیاری از نیروهای جهانی از جمله نمایندگان پارلمان‌ها و دولت‌های غربی و نهادهای حقوق بشری و کلا افکار عمومی جهانیان را به ایران و جنبش زن زندگی آزادی جلب کرد و باعث رسوایی بیشتر رژیم شد. تا آنجا که به منطقه مربوط می‌شود نفوذ و اعتبار حکومت و جنبش اسلام سیاسی حتی در رابطه با نیروهای طرفدارش به زیر سئوال رفت و حکومت بیش از پیش در یک موقعیت کاملا تدافعی قرار گرفت. در شرایط امروز هم اعتراضات میدانی مردم که بعد از ختم جنگ ۴۰ روزه دوباره در حال گسترش است و اتفاقاتی نظیر ابراز شادی از مرگ خامنه‌ای و تمسخر مراسم تشییع جنازه او تاثیر مستقیم بر موقعیت حکومت در منطقه و در جهان دارد. به نظر من اگر جنبش زن زندگی آزادی و مبارزات مردم در ادامه آن نبود جنگ و کشمکش‌های اخیر بین رژیم و آمریکا و اسرائیل کلا شکل دیگری به خود می‌گرفت. 

۴ – جریان ۷ اکتبر و تداوم آن تا الان و رابطه کنونی امریکا و اسرائیل با اسلام سیاسی و الگوی حکومتی آن یعنی رژیم جمهوری اسلامی چی هست؟ و سیاست راهبردی یا همان استراتژی‌شان چیست؟ قرار است چه معامله‌ای با جمهوری اسلامی بکنند و چرا ؟

به این سئوال در توضیحات بالا پاسخ گفتم. بطور خلاصه غرب از نظر استراتژیک با جمهوری اسلامی به‌عنوان محور جنبش اسلام سیاسی و غرب‌ستیزی مشکل دارد و هدفش تبدیل جمهوری اسلامی به حکومتی در چارچوب سیاست و اقتصاد غرب نظیر عربستان و ترکیه و امارات و دیگر کشورهای منطقه است. در جنگ و مذاکره نیز این سیاست را دنبال می‌کند. از نظر رژیم –جناحی که خواهان مذاکره و توافق است- تعامل با آمریکا میتواند بحران‌های همه‌جانبه حکومت را تخفیف بدهد. با این همه با توجه به اینکه غرب‌ستیزی به جزئی از ماهیت جمهوری اسلامی تبدیل شده و منافع اقتصادی و سیاسی باندهای مافیایی حکومت که زیر سایه تحریم‌ها پروار شده‌اند در گرو مخاصمه با غرب است، احتمال تعامل جمهوری اسلامی با غرب ضعیف است اما حتی اگر این امر صورت بگیرد مبارزات و اعتراضات مردم و انتظارات و توقعاتشان از حکومتی که در برابر آمریکا کوتاه آمده به سرعت رشد و گسترش خواهد یافت و جمهوری اسلامی را بیش از پیش در سراشیب سقوط قرار خواهد داد. همان‌طور که همیشه گفته‌ایم برای جمهوری اسلامی رابطه با غرب پارادوکسی است که به هر سو بچرخد رژیم را با مسائل لاینحلی روبرو خواهد ساخت. این مساله تنها می‌تواند با سرنگونی حکومت به قدرت انقلاب مردم حل شود.

 امیدوارم این توضیحات روشن باشد. در صورتی که هر سئوال نظر دیگری داشتید خوشحال می‌شوم با ما در میان بگذارید.

با آرزوی موفقیت و سلامتی و بهروزی برای همه دوستان.

حمید تقوائی

۲۶ تیر ۱۴۰۵