اعتراضات فرانسه در واکنش به تشدید سیاستهای ریاضت اقتصادی دولت مکرون و حذف روزافزون خدمات اجتماعی آغاز شد. جرقه این اعتراضات را دانشآموزان زدند؛ دانشآموزانی که در اعتراض به وضعیت اسفبار آموزش و مدارس و عدم اختصاص بودجه کافی به این بخش به میدان آمدند. اما اعتراضات بهسرعت از محدوده مدارس فراتر رفت و تمام جامعه را دربرگرفت. دهها هزار نفر به خیابانها آمدند، در مارشهای اعتراضی شرکت کردند و تظاهرات گستردهای به راه انداختند. این اعتراضات هر روز ابعاد وسیعتری پیدا میکند.
در این میان، جریانات راست با تبلیغات فاشیستی خود به مقابله با این اعتراضات برخاستند. با نسبت دادن اعتراضات به تحریک جریانات چپ، تلاش کردند آن را تخطئه کنند و با طرح ادعاهایی درباره آشوب پناهندگان و رنگینپوستان، آنرا حاشیه ای قلمداد کنند. اما مردم در شهرهای مختلف و از جمله در پاریس، در صفوف دهها هزار نفری به خیابان آمدند و علیه این تبلیغات و تبعیضات نژادپرستانه و فاشیستی مارش رفتند.
اعتراضات فرانسه بیش از یک ماه است که ادامه دارد. اتحادیههای دانشجویی، اتحادیههای بزرگ کارگری و “جلیقه زردها” در کنار یکدیگر در سازماندهی و فراخوان این اعتراضات نقش دارند و برای پنجم نوامبر نیز به برگزاری اعتراضات بزرگ سراسری فراخوان دادهاند.
نکته مهم اینجاست که این اعتراضات به فرانسه محدود نمانده است. در کشورهای مختلف، اعتراضات مشابهی شکل گرفته و دامنه آن ابعادی جهانی پیدا کرده است. این اعتراضات را میتوان جرقههای یک عصیان جهانی علیه بربریت سرمایهداری حاکم بر جهان دانست؛ سرمایهداری بحرانزدهای که میکوشد با تشدید سیاستهای ریاضت اقتصادی، بار بحران خود را بر دوش مردم بیندازد. در مقابل، مردمی که زندگی و معیشتشان هر روز بیش از پیش مورد تعرض قرار میگیرد، به میدان آمدهاند تا از زندگی، حقوق و آینده خود دفاع کنند.
اعتراضاتی با چنین ابعاد، نقطه عطف مهمی است و درسهای بسیاری برای مردم در کشورهای مختلف، بهویژه برای ما در ایران، دارد. ما که با یکی از خشنترین و سرکوبگرترین نظامهای سرمایهداری حاکم روبهرو هستیم. همین امروز شاهدیم که اعتراضات در فرانسه، با شکلها و مطالبات مختلف، در کشورهایی چون ایتالیا، آلمان، اسپانیا، یونان، پرتغال، بلژیک، برزیل و آرژانتین نیز بازتاب پیدا کرده است. در کانادا نیز در حمایت از اعتراضات فرانسه تظاهراتی برگزار شده و در آمریکا هم اعتراضات متعددی با مطالبات مشابه جریان داشته است.
یکی از نمونههای اخیر، اعتراضات گسترده مردم در لیسبون پرتغال بر سر بحران مسکن بود؛ اعتراضی که در آن جمعیت کثیری به خیابان آمدند و مطالبات خود را در برابر سیاستهای حاکم مطرح کردند. در صربستان نیز اعتراضات مردمی به سقوط دولت انجامید.
اعتراضاتی با چنین گفتمانهایی به ما نیرو میدهد و بیشترین همبستگیها را طلب میکند.
شعارهایی که در این اعتراضات سر داده میشود نیز قابل توجه است: آزادی، برابری، نه به فقر، نه به مافیا و نه به فاشیسم. در فرانسه، مردم از کمون پاریس سخن گفتند، یاد کموناردها را گرامی داشتند و سرود انترناسیونال را همخوانی کردند. اعتراضاتی با چنین ابعادی که سیاستها و مناسبات ستمگرانه سرمایهداری را مستقیماً به چالش میکشد، رخدادی مهم در تحولات اجتماعی و سیاسی جهان است.
بازتاب این اعتراضات جهانی را امروز در ایران نیز میتوان دید.
در ایران، بازنشستگان تأمیناجتماعی و تشکلها و نهادهای کارگری و اجتماعی با شعارهایی چون “از فرانسه تا ایران، رفاه میخوایم ماندگار”، “از فرانسه تا ایران، تحصیل رایگان” و “از فرانسه تا ایران، مرگ بر مافیا”، هم در کف خیابان و هم در مدیای اجتماعی، همبستگی خود را با اعتراضات مردم فرانسه اعلام میکنند. این همبستگیها در عین حال فرصتی است برای رساتر کردن صدای مطالبات مردم ایران؛ مطالباتی چون رفاه، آزادی و برخورداری از یک زندگی شایسته.
نمونه قابل توجه دیگر این همبستگیها، بیانیههای تشکلهای مختلف کارگری و اجتماعی در حمایت از اعتراضات مردم فرانسه و دیگر کشورهاست. از جمله این تشکلها میتوان به شورای بازنشستگان ایران، شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان، اتحاد بازنشستگان، سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، سندیکای کارگران فلزکار مکانیک و جمعهایی از بازنشستگان اشاره کرد.
در این بیانیهها از وضعیت مشقتبار زندگی مردم در ایران سخن گفته میشود. بر این تأکید میشود که راه رهایی، اعتراضات مشترک و سراسری و به میدان آمدن خود مردم است.
واقعیت این است که اقتصاد ویران، بساط اختلاس و چپاول، ادامه جنگافروزیهای حکومت و سرکوب وحشیانهای که در سایه این شرایط برای عقب راندن جامعه تشدید شده، خشم و اعتراض مردم را هر روز بیشتر میکند. و در چنین شرایطی است که مردم با پیامهای همبستگی خود با مردم فرانسه و دیگر کشورهای جهان، صدای اعتراضشان را رساتر میکنند و بر ضرورت تشکلیابی و متحد شدن تأکید دارند. از جمله در این برزخ نه جنگ و نه صلح، در شرایطی که حکومت با نگه داشتن شبح جنگ بر سر جامعه و ادامه جنگافروزیهای خود، زندگی مردم را بیش از پیش در معرض خطر قرار داده است، تأکیدات اکتیویست های کارگری- اجتماعی بر این است که پاسخ را باید خود مردم بدهند. پاسخ، اتحاد فعالان و اکتیویستهای کارگری و اجتماعی و همکاری و هماهنگی میان آنان با هدف سازماندهی اعتصابات و اعتراضات سراسری است. پاسخ، آماده شدن برای مقابله با شرایطی است که سیاستهای حکومت بر جامعه تحمیل کرده و هدف اصلی آن چیزی جز حفظ بقای خود نیست. و این تاکیدات مهم هستند.
به این اعتبار، جدا از همه گفتمانها و بحثهای جاری، ما امروز شاهد شکلگیری تحرک و جنب و جوشی جدی بر سر اتحاد و تشکلیابی در میان جنبشهای اجتماعی مختلف و در میان رهبران و فعالان این جنبشها هستیم. در کف خیابان، تأکیدات بر ضرورت تشکل و تحزب، حق تجمع و حق اعتراض است. تأکید بر آزادی بیقید و شرط تمامی زندانیان سیاسی، پایان دادن به اعدامها و گرفتن این ابزار سرکوب از دست حکومت به عنوان بخشی جداییناپذیر از این مبارزه است. و هدف، فراهم کردن شرایط پیشروی بیشتر مبارزات و متحد کردن بخشهای مختلف جامعه معترض، از جمله کارگران و بازنشستگان، و حرکت به سوی اعتصابات سراسری و مستحکم کردن صف اعتراض برای رهایی از جهنم جمهوری اسلامی است.
به عبارت روشنتر، جامعه ایران، هم تحت تأثیر انقلاب زن، زندگی، آزادی گامهای بسیاری به جلو برداشته و مبارزاتش تعمیق یافته است و هم امروز از تحولات سیاسی جهان و اعتراضات گسترده علیه مناسبات سرمایهداری تأثیر میپذیرد. این تأثیرگذاری متقابل، افقهای تازهای برای همبستگی و مبارزه مشترک میگشاید.
فراخوان ما، گسترش همبستگی با مردم فرانسه و معترضان در کشورهای مختلف جهان است. ما یک صف مشترک هستیم؛ صف اعتراض جهانی در برابر بربریت سرمایهداری. گسترش چنین همبستگی و همصداییای، جریانات راست و فاشیستی در سطح جهان و همچنین نیروهای راست سلطنتطلب در ایران را به چالش میکشد.
در عین حال، فراخوان ما به تشکلیابی، تحزب و حضور فعال اکتیویستهای کارگری و اجتماعی در سازماندهی اعتراضات است. این امر بهویژه در شرایط خطیر سیاسی امروز، با توجه به تشدید سرکوبها و گسترش اعدامها، اهمیتی دوچندان دارد.
و سرانجام، باید تأکید کرد که اعتراضات و تحرکات اجتماعی در ایران به هیچوجه محدود به همبستگی با مردم فرانسه و اعتراضات جهانی نیست. بازنشستگان در میدان مبارزهاند و اعتراضات گستردهای را پیش میبرند. کارگران نفت، کامیونداران و بخشهای مختلف کارگری نیز هر یک با مطالبات و اعتراضات خود در صحنه حضور دارند. کارزارهای اعتراضی علیه زندان و اعدام نیز جریان دارد. و این فهرست بسیار گستردهتر از اینهاست.
همه این اعتراضات و مبارزات، ظرفیت عظیمی برای پیوند خوردن و شکل دادن به یک صف متحد و سراسری دارند. مسئله محوری امروز، به میدان آمدن این ظرفیت، تقویت پیوند میان جنبشهای اجتماعی و حرکت به سوی اتحاد، تشکل و اعتصابات سراسری است.
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران