کل سیستم قضائی جمهوری اسلامی باید به موزه عصر توحش سپرده شود- حمید تقوائی

“روز سه‌شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ بار دیگر قوانین ضدانسانی قصاص به اعدام و قتل یک زندانی انجامید. نام این زندانی ۳۵ ساله، کاوه رفوشه، بود که روز یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ برای اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی زندان سنندج منتقل شده بود.

کاوه رفوشه، اهل سنندج، حدود سه سال پیش در جریان یک نزاع خیابانی در این شهر، ناخواسته مرتکب قتل شد. او پس از حادثه متواری نشد و خود را به پلیس معرفی کرد، اما دادگاه کیفری او را به قصاص محکوم کرد.

از چند روز پیش از اجرای حکم اعدام کاوه رفوشه، فعالان و معتمدان شهر سنندج با مراجعه به خانواده کیانوش اشرفی، که متأسفانه سه سال پیش در این نزاع خیابانی جان خود را از دست داده بود، تلاش کردند رضایت این خانواده را جلب کنند و مانع از کشته‌شدن جوان دیگری شوند.

در آخرین ساعات پیش از اجرای حکم اعدام، یعنی سحرگاه روز سه‌شنبه ۲۷ مرداد، شماری از فعالان مدنی و شهروندان سنندجی در مقابل زندان مرکزی سنندج تجمع کردند و با سر دادن شعار «نه به اعدام»، تلاش کردند رضایت خانواده مقتول را جلب کنند و مانع اجرای حکم شوند. متأسفانه این تلاش‌ها نتیجه‌بخش نبود و در نهایت، کاوه رفوشه اعدام شد.”

از اطلاعیه کمیته بین المللی علیه اعدام

این جنایت یک بار دیگر جوهر ضد انسانی و فوق ارتجاعی قصاص و قضاوت اسلامی را در برابر چشم همگان قرار میدهد.

فلسفه و نقطه عزیمت قصاص و کل سیستم قضائی اسلامی اساسا جامعه مدنی و روابط انسانی بین افراد جامعه نیست بلکه جوامع قبیله ای و عشیرتی است. نوعی که اسلام به جامعه نگاه میکند و به مقوله جرم و کیفر و حقوق و مسئولیت افراد در قبال یکدیگر و روابط افراد با یکدیگر نگاه میکند تماما در عصر برده داری و جوامع عشیرتی ریشه دارد. اینها همه مربوط به هزار چهارصد سال قبل است و هیچ ربطی به دوران امروز ندارد. بعنوان مثال بر اساس این سیستم کسی که زنا کند – زنا اسم منفی است که مذهب به رابطه جنسی غیر شرعی افراد داده است- جرم سنگینی مرتکب شده است. بموجب قوانین شرعی اگر زنی رابطه جنسی خارج از ازدواج داشته باشد حتی اگر شوهر هیچ اعتراضی نداشته باشد حکومت از او نمی گذرد؛ جرمی مرتکب شده که مستحق سنگسار است! باید تا نیمه در خاکش کرد و آنقدر سنگ بر سر و رویش کوبید که زجرکش بشود. حتی تاکید بر اینکه رابطه جنسی امر خصوصی افراد است و اصلا نباید جرم محسوب بشود خود جرم محسوب میشود.

از سوی دیگر در قوانین اسلامی اگر قتلی اتفاق بیفتد رضایت خانواده تعیین کننده مجازات یا عدم مجازات است؛ یعنی قتل امری است خصوصی ولی رابطه جنسی امریست اجتماعی!

این سیستم کلا سر و ته است. این واژگونگی را در این هم می بینید که رابطه جنسی جرم است اما زجرکش کردن با سنگ جرم نیست! بی حجابی و رقص و شادی جرم است اما شلاق و قطع دست و کور کردن چشم و پرتاب از بلندی جرم نیست! در واقع در سیستم قضائی اسلامی کیفر جنایت است، قاضی مجرم است و قوانین توجیه کننده جنایت اند. کل این سیستم را باید از جامعه جارو کرد و به موزه عصر توحش سپرد.

حمید تقوائی

۲۷ مرداد ۱۴۰۵ ـ ۱۸ اوت ۲۰۲۶