مجتبی خامنهای که چند روز پس از کشته شدن علی خامنهای غیابا به رهبری جمهوری اسلامی انتصاب شد تا حالا که حدودا پنج ماه میگذرد نه تصویری و نه حتی صدایی از او منتشر شده و معلوم نیست زنده است یا نه و اگر زنده است از هوشیاری برخوردار است یا نه. او که بنابر گزارشهای رسمی حکومتی روز نهم اسفند که خامنهای و تعدادی از مقامات سیاسی و فرماندهان نظامی و سپاهی به همراه همسر علی خامنهای و همسر و فرزندان خود مجتبی در نتیجه بمباران سنگین بیت علی خامنهای کشته شدند، در بیت حضور داشته و بارها از طرف منابع خبری داخلی گزارش شده که وی مجروح و در بیمارستان بستری است.
هنوز هم گفتههای ضدونقیض در مورد سرنوشت و وضعیت جسمانی و روانی مجتبی بر سر زبان سران جمهوری اسلامی است. یکی میگوید: “فقط چند نفر توانستهاند مجتبی را از زمانی که به رهبری انتصاب شده است ببینند”، شخص دیگری مانند حداد عادل که پدر زن مجتبی هم هست، می گوید: “تا حالا هیچ کسی مجتبی را از جنگ ۳۹ روزه ندیده، ولی انشاءالله که سلامت است”! اما با اینحال هر از گاهی بیانیهها و نقل گفتههای متناقضی منتسب به او رسانهای میشوند.
گذشته از اینکه خبرها و اطلاعات غیررسمی در گفتمانهای سران و وابستگان حکومتی نسبت به وضعیت مجتبی حداقل حکایت از شرایط جسمی و روحی غیرطبیعی او دارد و همانطور که گفته شد، از زمانی که مجتبی را رهبر کردهاند تا حالا هیچ تصویر یا مکالمهای صوتی چه به طور زنده و چه از پیش ضبط شده از وی منتشر و رسانهای نشده است تا ثابت شود که این تناقضگوییها واقعا از زبان اوست. بهعلاوه پیامها و بیانیههای منتسب به مجتبی به دو دسته متناقض تقسیم میشوند و هر قسمت از طرف یکی از جناح های حکومتی به پرچم حمله علیه دیگری تبدیل میشود. در نتیجه این ظن بیشتر تقویت میشود که اصلا مجتبایی به طور واقعی در کار نیست و از او عروسکی ساخته شده که هر بار توسط یکی از باندها به بازی گرفته میشود.
باند مخالف مذاکره با آمریکا با امضای مجتبی به نفع خود نامه جعل میکند و نقل قول میسازد که حضرت آقا موافق مذاکره با آمریکا نیست و خونخواه خون ریخته شده آقای شهیدان (علی خامنهای) و نابودی اسرائیل و چرندیاتی از این قبیل است و به اعتبار جعلیات خود به نام به اصطلاح رهبر جدید، موافقان با مذاکره را با اتهاماتی مانند خائن و سازشکار و غیره مورد حمله قرار میدهد. موافقان مذاکره هم متقابلا برای خنثی کردن حملات مخالفان دست به جعلیات مشابه میزنند. اینها هم ادعا میکنند که هیچ تصمیم و هیچ اقدامی بدون هماهنگی و گرفتن تأیدیه و مجوز از مجتبی خامنهای انجام نگرفته و مهمتر از همه، مدعی هستند که مذاکرات با آمریکا با موافقت او انجام گرفته است.
به این ترتیب عروسک بیاراده و بیزبان مجتبی هر بار توسط یکی از عروسکگردانان در پشت پرده نمایشهای خیمهشببازی حکومتی به بازی گرفته میشود تا به نفع خود و برای به عقب راندن طرف مقابل از آن استفاده کند. به این طریق در این “گیرودار” و در این اوضاع “درهم و برهمی” که قرار بود با انتصاب مجتبی به رهبری، نزاع میان باندهای حکومتی کاهش یابد و به انسجام درونی رژیم کمک کند، عملا به عامل تفرقه تبدیل شده است. او به جای آنکه در حل اختلافات درونی حکومت فصلالختام باشد، نام و عنوانش به ابزار حمله در دست باندها علیه یکدیگر تبدیل شده و مابهازا عملی آن تا امروز در سیاست خارجی و در رابطه با آمریکا ادامه چرخه جنگ و آتشبس بوده و در سطح داخلی بردن جامعه به سوی بحرانهای عمیقتر اقتصادی و ناامنی است.
در سطح داخلی و تقابل با مردم جامعه که تکلیفشان روشن است و نه تنها نمیتوانند از جعلیات منتسب به مجتبی، بلکه از وجود واقعی او چنانچه زنده باشد هم نمیتوانند برای کنترل اعتراضات و نارضایتیهای عمومی استفاده کنند. در رابطه با سیاست خارجی و جنگ نیز نمیتوانند از مجتبی برای تعیین تکلیف و منجسم کردن قوای خود استفاده کنند.
دوگانگی موجود در ارکان رژیم تا آنجا که مربوط به جنگ است، کل رژیم را به سوی بنبستهای سختتر میکشاند. یکی خواهان و در تلاش برای ادامه مذاکره و رسیدن به توافق با آمریکا به عنوان تنها راه خلاصی از بحران بقا و سرنگونی است و دیگری خواهان ادامه جنگ به عنوان تنها ابزار حفظ نیروهای ایدئولوژیک وفادار به رژیم است و تا حالا با ادامه جنگافروزیها و شلیک موشک به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز و بابالمندب و حتی پالایشگاههای نفتی در شمال آفریقا، جنگطلبی خود را بر تسلیمطلبی جناح مقابل چیره کرده است. حاصل چیرگی جنگطلبان بر تسلیمطلبان در میدان عمل هم تا حالا این بوده که توان حکومت به شدت تضعیف و موقعیت منطقهای و بینالمللیاش را با انزوای بیشتر مواجه کند.
روشن است که چنانچه به هر دلیلی در درون حکومت ورق به نفع طرفداران مذاکره با آمریکا برگردد و فعلا رژیم شان را از شر بحران ناشی از جنگ خلاص کنند، از دست مردم در داخل که جنگشان با حکومت ریشهایتر و دیرینهتر از هر جنگی با آمریکا و اسرائیل و منطقه و غیره است، نجات نخواهند یافت.
در نتیجه، این اوضاع زیاد دوام نخواهد یافت و علیرغم نیاز همه باندهای حکومت به حفظ “وهم” و شبح مجتبی با وخیمتر شدن بحرانهای رژیم، وضعیت واقعی مجتبی هم به ناگزیر در یقهگیریهای درون حکومتی افشا خواهد شد.
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران