چند روز پیش سایت جماران که وظیفه نشر آثار خمینی را بر عهده دارد، یاداشتی از “امید محدث” از چهرههای نزدیک به اصلاحطلبان تحت عنوان “جامعه بدون آینده، به گذشته پناه میبرد” را منتشر کرده که طرفداران پهلوی را به وجد آورده است.
از نظر این به اصطلاح کارشناس حوزه اجتماعی حکومتی، که در دو سال پایانی دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد مورد غضب حکومت قرار گرفته و گفته میشود مدتی زندانی شده، ناامیدی جامعه از داشتن آیندهای مطلوب که حاصل غفلت رسانهای جمهوری اسلامی از تصویرسازی از آینده در ذهن جامعه است، باعث رویآوری به پهلوی شده است. وی رونق نمادها و نشانههای یادآوری کننده دهههای ۴۰ و ۵۰ و ۶۰ مانند پوستر و موسیقی و طرحهای گرافیکی، و دکور مغازهها و اسباببازیها و نحوه پوشش مردم در شرایط حاضر را به عنوان عناصر نوستالژیک مثال میزند که در نتیجه کار دقیق رسانههایی مانند “منوتو” تبدیل به رویکرد عاطفی اجتماعی نسبت به دوران گذشته شدهاند.
محدث که به اصطلاح کارشناس حوزه اجتماعی است با پز داشتن توانمندی روانشناسی اجتماعی موضوع را تشریح میکند و به این نتیجه میرسد که آنچه امروز در جامعه مشاهده میشود صرفا یک نوستالژی فرهنگی نیست، چون در کنار عناصر فرهنگی یاد شده، عناصر و مؤلفههای اجتماعی دیگری مانند عدم امید به آینده،عدم اعتماد به نهادهای سیاسی و حاکمیتی،عدم احساس برخورداری از فرصتهای برابر، امکان پیشرفت اجتماعی و اقتصادی و احساسی که بتوان با تلاش و مشارکت تغییری در زندگی خودو جامعه ایجاد کرد، قرار گرفتهاند و جامعه را دستخوش رویآوری به یک نوستالزی سیاسی ساختگی کردهاند.
البته امید محدث جنبههای منفی دوران پهلوی مانند نابرابری و شکنجه و ساواک و غیره را با هدف تطهیر جمهوری اسلامی از قلم نمیاندازد، اما معتقد است که آدمها چون دوست ندارند قسمتهای آزاردهنده گذشته را به یاد بیاورند و دلشان فقط برای گذشتههای خوب تنگ میشود، رسانههایی مانند “منوتو” با پخش برنامههایی مانند “تونل زمان” توانستهاند یک عصر طلایی خیالی در ذهن بخشی از جامعه بسازند و همین باعث اقبال امروز جامعه به پهلوی شده است.
همانطور که در ابتدا اشاره شد، این یادداشت امید محدث بهانهای شده که طرفداران پهلوی در شرایط افسردگی سیاسیشان به دنبال ناامیدی از کمک ترامپ که به ایجاد شکافها و اختلافها و جداییها در میانشان منجر شده، کمی اعتماد به نفس برای مانور دادن پیدا کنند. به این مناسبت فروغ کنعانی به اصطلاح جامعه شناس طرفدار دو آتشه رضا پهلوی برای تحلیل یادداشت امید محدث از جنبه جامعهشناسی در بخش خبری تلویزیون ایران اینترنشنال، گزینش شده است.
پاسخ فوری کنعانی طرفدار پهلوی به محدث حکومتی با این ادعا شروع میشود که “جمهوری اسلامی با وجود سالها سانسور نتوانسته است مانع اقبال جامعه از خاندان پهلوی شود”، و در ادامه به زعم خودش یک اشتباه استراتژیک در یادداشت مذکور را کشف میکند.اشتباه استراتژیک محدث از نظر کنعانی این است که محدث باور دارد چون جمهوری اسلامی امید را از جامعه گرفته بنابراین گذشته جایگزین آینده شده است.اما فروغ کنعانی معتقد است اقبال مردم از خاندان پهلوی، چایگزینی گذشته با آینده نیست، بلکه پهلوی، خود آینده است. استدلالش هم این است که اگر مردم خواهان گذشته هستند میتوانستند به قاجار برگردند. او حقهبازانه با دادن افتخار جعلی انقلاب مشروطه به شاهان قاجار در ایجاد یک تحول مهم سیاسی در جامعه که با اینحال مردم به آنها اقبال نشان نمیدهند، تلاش میکند به زعم خودش دلیل محبوبیت خاندان پهلوی را چیزی فراتر از این به گفته خودش ریزه کاریهای دوران قاجار توضیح دهد و آن هم “ایرانگرایی” ای است که به گفته خودش هرگز از گفتمان اصلی این خاندان خارج نشده است!
بیچاره کنعانی نمیتواند همانطور که برای شاهان قاجار تحولخواهی و عبور داوطلبانه از حکومت مطلقه به قانونگرایی را جعل میکند، برای خاندان پهلوی هم یک تحول یا اتفاق حداقل ملیگراییپسندانه جعل کند و تنها چیزی که در این خاندان برای افتخارکردن به آن پیدا می کند، نیافتادن کلمه ایران از زبان آنها است.
واقعیت این است که خاندان به اصطلاح ایرانگرای پهلوی،گذشته از اینکه دو دوره استبداد و ضدیت با آزادی، مملو از سرکوب و شکنجه و اعدام، و نابرابریهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و غیره به واسطه ماشین نظامی و دستگاه امنیتی بر جامعه حاکم کرده بودند، کارنامه بسیار منفی و خائنانهای از جنبه ناسیونالیستی که تمامیت ارضی از خطوط قرمزش است، دارد. دردوره ۵۰ ساله حاکمیت خاندان پهلوی چندین ناحیه از ایران واگذار شدهاند؛ در دوره رضا خان آرارات به ترکیه، دشت ناامید به افغانستان، اروند رود به عراق، اترک به شوروی سابق واگذار شدهاند و در دوره محمدرضا شاه باغچهسرا و بهرام تپه به شوروی واگذار شده و بحرین جدا شده است. مطمئنا فروغ کنعانی از این خیانتهای خاندان پهلوی به ملیگرایی و ناسیونالیسم ایرانی خبر دارد، و همچنین میداند در عرصه داخلی از نظر رعایت حقوق بشر و موازین دمکراسی پارلمانی در رده حکومت های ننگین تاریخ هستند و به همین دلیل به زبان بازی حول گفتمان ایرانگرایی و نه عملکرد ایرانگرایی پهلویها متوسل میشود.
اما جامعه به ارتجاع اسلامی و فاشیسم سلطنتطلبی چه پاسخی میدهد؟ مردم ۴۷ سال است نه ارزشهای دین اسلام از زمان ظهور تا امروز و حکومت جمهوری اسلامی با همه قوانین و سنتهای ضد انسانی تاکنونی، و نه وعدههای موهوم آن برای آینده را پذیرفتهاند. جامعه طی این مدت بارها حکومت را تا لبه سرنگونی برده و همچنان مصصم است تا سرنگونش کند و قبل از جمهوری اسلامی هم سلطنت پهلوی را که زندگی برای اکثریت مردم از نظر اقتصادی تبدیل به جهنم و از نظر سیاسی و حق ابراز نظر و عقیده، با دستگاه مخوف ساواک تبدیل به زندان کرده بود، سرنگون کردهاند و به این طریق پاسخ خود را به هر دو حکومت دادهاند.
ولی امروز که جمهوری اسلامی به عنوان یک حکومت در آستانه سرنگونی به دست مردم قرار گرفته، بخشی از بقایای حکومت سرنگون شده پهلوی و طرفداران آنها با جلو انداختن رضا پهلوی به اصطلاح یک جریان و اپوزیسیون مخالف جمهوری اسلامی را برای بازگشت به گذشته تشکیل داده و به دنبال موجسواری و به انحراف کشاندن مسیر انقلاب مردم هستند. این جریان در خیزش ۴۰۴ موفق شد چنین کاری بکند و به انقلاب ضربه بزند و بر این اساس مدعی هستند که جامعه در خیزش ۴۰۴طرفدارش بوده و همچنان به خاندان پهلوی علاقهمند است.
این یک واقعیت است که بخش کوچکی از رضا پهلوی در خیزش ۴۰۴حمایت کردند و شعارهایی به نفع او دادند، اما واقعیتر آن است که اکثریت آن بخش کوچک نه به خاطر “ایرانگرایی در گفتمان خاندان پهلوی”، بلکه به این خاطر از رضا پهلوی حمایت کردند که دچار توهم شده بودند و فکر میکردند او قابلیت سرنگونی جمهوری اسلامی به پشتوانه هواپیماهای جنگی و پهبادهای آمریکا و اسرائیل را دارد و مردم را از شر حکومت اسلامی خلاص میکند، و این توهم را ایران اینترنشنال و منوتو به کمک کارشناسان و تحلیلگرانی مانند همین فروغ کنعانی در ذهن عدهای ایجاد کرده بودند. بااینحال این توهم زیاد دوام نیاورد و با “رو” شدن پوچی ادعاها و وعدههای جریان سلطنتطلبی بعد از آتشبس جنگ ۳۹ روزه، خیلی از آن متوهمان با واقعیت آشنا شدند و روزبروز تعداد بیشترشان به جنبش عظیم سرنگونیطلبی متکی به قدرت تودهای و اجتماعی میپیوندند.اوضاع جریان سلطنتطلبی بعد از ناامید شدن از ترامپ و اسرائیل برای به تخت نشاندن رضا پهلوی به حدی به هم ریخته است که حتی توان نگهداری مهرهها و حامیان مالی خارجنشین خود را هم ندارد و هر روز در صفش ریزش اتفاق میافتد.
در داخل هم زندگی و مبارزه و اعتراضات جاری نه تنها نشانی از تمایل به گذشته را با خود ندارد، بلکه کلا رو به جلو و در صیانت از انسانیتی است که اتفاقا در زمان پهلویها هم شدیدا مورد تعرض حکومتی قرار گرفته است. این جامعه خواهان رفاه و برچیدن کلیه تبعیضات است. علیه اعدام و علیه حکومت آقا بالادستیها،و خواهان آزادی و حذف جرایم سیاسی از قوانین قضایی و پایان دادن به پدیده زندانی سیاسی است. چنین جامعهای نه میخواهد و نه میتواند به سیستم متکی به شاه و ساواک و دیکتاتوری و حکومت موروثی بازگردد. مردم در خیزشهای متعدد خود و بهویژه در انقلاب زن زندگی آزادی و بیانیههای متعدد خود اعلام کردند که میخواهند به صد سال حاکمیت از بالای سر خود پایان دهند و این امر را فعالانه و در صفوف میلیونی به پیش خواهند برد.
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران