جامعه د ر نقطه انفجار- شهلا دانشفر

چرخه جنگ، مذاکره،جنگ و اکنونحملات اخیر آمریکا به شهرهای جنوب ایران در ادامه جنگ‌افروزی‌های حکومت اسلامی بر خشم و نفرت مردم شدت داده است.امروز خشم مردم هم از جنگ‌افروزی‌های حکومت و هم حملات نظامی آمریکا و صدمات مردمی آن است. اما مردم مسبب اصلی را حکومت می‌دانند وقتی که در استوری‌هایشان می‌نویسند: “جنگ‌افروزی قاتل زندگی است.”

فضای جنگی و  بن‌بست اقتصادی جمهوری اسلامی هم‌اکنون روال عادی اداره جامعه را مختل کرده است. هزینه‌های کلان جنگ و سرکوب و نمایش‌هایی چون جنازه‌چرخانی خامنه‌ای جلاد با صرف میلیاردها پولتماماً بر گرده مردم سوار شده و  وضع معیشتی مردم را غیرقابل‌تحمل‌تر از هر زمان دیگر کرده است.

کاهش سطح دستمزدها و نپرداختن دستمزدها و دیگر طلبهای مزدبگیران جامعه به بهانه‌های مختلف چون شرایط جنگی، رها شدن جمعیت میلیونی مردمی که در اثر جنگ‌افروزی‌های حکومت و به بن‌بست رسیدن اقتصاد جمهوری اسلامی  کار و شغل خود را  از دست داده‌اند در بی‌تامینی مطلق بدون برخورداری از هر گونه بیمه‌ای، گرانی‌های کمر‌شکن و افزایش چند برابری قیمت نان و دارو و نیازهای اولیه مردم، و تعرضات هر‌روزه به معیشت جامعه به بهانه نبود بودجه و منابع مالی و معضلات انبوه دیگر معیشتی و در کنار همه این‌ها اختلاس‌های نجومیکل جامعه را به نقطه بحرانیرسانده است.

اعتراضات کارگران و بخش‌های مختلف مردمیعلیه وضع وخیم معیشتی و بدتر شدن هرروزه آن یک رکن مهم جنبش سرنگونی است. در همین راستا امروز این اعتراضات  بیش از پیش اعتراضاتی علیه جنگ‌افروزی‌های حکومت و علیه سیاست‌هایی است که کشور را به این وضعیت رسانده است.اعتراضاتی علیه بساط چپاول و دزدی حاکم و  سرکوبگری‌های حاکم است و اعتراضاتی است در تداوم جنبش زن زندگی آزادی برای آزادی و عدالت اجتماعی و رهایی از جهنم جمهوری اسلامی. از همین رو طیف‌های متنوع و گسترده‌تری از مردم را به میدان آورده  و به چالشی سیاسی علیه کلیت ساختار حاکم تبدیل شده است.

از جمله شاهدیم کهتظاهرات‌های سریالی پرستاران به راه افتاده است. آن‌ها برای پنجم مردادماه به اعتراضات سراسری فراخوان داده‌اند. بخش‌های مختلف بازنشستگان دوباره به میدان آمده‌اند. بخش‌های مختلفی از جامعه همچون نانوایان و رانندگان کامیون، وارد اعتراض شده‌اند. در بساط دزدسالار حاکم بخش‌های مختلف مال‌باختگان به اعتراض برخاسته و رانندگان کامیون مال‌باخته  در صفوف  صدها نفره به خیابان آمده‌اند. در نفت نیز کارگران با اولتیماتوم‌هایشان و این‌که اگر جواب نگیرند با خانواده‌هایشان به خیابان خواهند آمد آژیر خطر را برای حکومت کشیده‌اند.ضمن این‌که در مناطق محرومی مانند سیستان و بلوچستان و همچنین در استان‌های جنوبی و صنعتی، از جمله خوزستان، هم‌زمانی بحران معیشت، قطعی‌های گسترده برق و پیامدهای جنگ، بر فضای اعتراض مردمی شدت داده است.

در برابر این وضعیت، حکومت بیش از پیش به سرکوب متوسل شده است؛ اما هم‌زمان، جنبش‌های اعتراضیعلیه اعدام و زندان اشکال سازمان‌یافته‌تری به خود گرفته‌اند. گسترش کارزارهای مخالفت با اعدام، اعتصاب غذای زندانیان قزلحصار علیه اعدام و تداوم سه‌شنبه‌های”نه به اعدام” نشان می‌دهد که مطالبات آزادی‌خواهانه همچنان یکی از محورهای اصلی مبارزه اجتماعی است.

جنبش”زن، زندگی، آزادی” نشان داده است که برخلاف تصور حکومت، یک اعتراض مقطعی نبود، بلکه به یک جنبش ادامه‌دار اجتماعی سازمان‌یافته و با خواست‌های مشخص و روشن تبدیل شده است. تجربه سال‌های اخیر ثابت کرده که این جنبش توانسته در دشوارترین شرایط، انسجام اجتماعی را حفظ کند و چشم‌اندازی برای ادامه مبارزه فراهم آورد. از‌این‌رو، آینده تحولات ایران را نمی‌توان صرفاً در قالب یک انفجار اجتماعی خودجوش دید؛ بلکه احتمال شکل‌گیری اعتراضاتی گسترده، هماهنگ و سازمان‌یافته بیش از گذشته مطرح است.

تداوم جنگ، فضای انفجاری جامعه و  وضع به‌هم‌ریخته حکومت و  شدت گرفتن نزاع‌های حکومتی و تبدیل آن به تظاهرات‌های خیابانی علیه یکدیگر تصویر تمام عیار  یک حکومت  ناپایدار و بی‌ثبات در ایران است.

این شرایط به‌ویژه با نابودی خامنه‌ای و دیگر سران حکومت اسلامی و انزوای جهانی آن، این حکومت  را در نقطه بسیار ضعیفی قرار داده است. در برابر مردم  خشمگین‌تر از هر وقت دارند صف‌آرایی می‌کنند.

در چنین شرایطی، جامعه بیش از هر چیز با چند مطالبه فوری مانند توقف صرف هزینه‌های هنگفت جنگی، قطع بودجه نهادهای سرکوب و مذهب، پایان دادن به چپاولگری‌ها و دزدی‌ها و بهبود فوری معیشت مردم و تضمین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، می‌تواند جلو بیاید. 

همچنین تأکید بر مطالبات فوری مردم از جمله افزایش دستمزدها متناسب با هزینه واقعی زندگی، پرداخت مطالبات معوقه، بیمه بیکاری فراگیر، آموزش و درمان رایگان، تأمین مسکن مناسب و بازگرداندن ثروت‌های غارت‌شده به جامعه اهمیتی ویژه‌ و سیاسی دارد.

یک تاکید مهم در این شرایط تدارک و رفتن به سوی اعتصابات و تجمعات سراسری است. گسترش سازمان‌یابی در میان بخش‌های مختلف کارگری و تکثیر تجربیات موفقی از سازمان‌یابی چون تجربه شورای هماهنگی تشکل‌های صفنی فرهنگیان و شوراهای سازماندهی در نفت و در میان پرستاران زمینه‌ساز اعتراضات گسترده تر کارگری و اجتماعی است.

نکته کلیدی این است که امروز  بحث بر سر آینده ایران بیش از گذشته به موضوع آلترناتیو، سازمان‌یابی و نقش نیروهای سیاسی گره خورده است. و طبعا هر چشم‌اندازی برای آینده ایران ناگزیر باید بر نقش مردم در تعیین سرنوشت خود، گسترش سازمان‌یابی اجتماعی، تقویت همبستگی میان جنبش‌های اعتراضی و ارائه یک آلترناتیو روشن برای دوران گذار استوار باشد. آلترناتیوی که آزادی، برابری، عدالت اجتماعی و حاکمیتمستقیم مردم را در مرکز خود قرار دهد.

در این میان، گرچه جریان‌هایارتجاعی سلطنت‌طلب در مقاطعی توانستند بخشی از فضای سیاسی را تحت تأثیر قرار دهند، اما روند تحولات و مطالبات جامعه نشان داده است که خواست‌هایبرابری‌خواهانه، آزادی‌خواهانه و عدالت‌طلبانه همچنان جایگاه مهمی در میان بخش بزرگی از معترضان دارد.

جریانات راست سلطنت طلب هنوز ظرفیت مانع‌تراشی در مقابل انقلاب مردم را دارند و  جلو آوردن هر چه بیشتر دستاورهای انقلاب ۱۴۰۱ و  برافراشتن پرچم زن زندگی آزادی و خواست‌های عمیق و انسانی آن در عین حال یک پاسخ محکم برای خنثی کردن نقش مخرب آن‌ها  است.

یک تلاش ما رفع موانع پیشروی انقلاب و برافراشتن پرچم زن زندگی آزادی و  منشور زن زندگی آزادی، منتشر شده از جانب حزب است که پرچم متحد کننده مبارزات مردمی است.

تاکید ما بر تمام قدرت به‌دست مردم است. توجه و دنبال کردن سازمان‌یابی گسترده و سراسری صف جنبش زن زندگی آزادی، تکثیر تشکل‌های محله‌محور در سطح سراسری به‌عنوان یک محور مهم برای به میدان آمدن سازمان‌یافته قدرتمند مردم و ایجاد زمینه برای اعمال اراده مردمی امر مهم و مبرم ما در این شرایط است.