نه سرما نه گرما، نیست جلودار ما! جمال صابری

حرکت‌ها و تجمعات اعتراضی بازنشستگان شایسته بیشترین حمایت‌ها از سوی تمامی عرصه‌های اجتماعی است. این دوره از اعتراضات بازنشستگان با افشا شدن دزدی‌ها و مفقود شدن بیش از ۵۰ صندوق بازنشستگی در دوران احمدی‌نژاد آغاز شده ‌و تا به امروز مدام و مدام در حال گسترش و رادیکال‌تر شدن بوده است. انسان‌های شریفی که در پی دهه‌ها کار و تلاش، به امید آنکه پس از خلاصی از دوره کاری بتوانند دوران دیگری از زندگیشان را با اندکی امنیت و آسایش سپری نمايند، اما حال باید برای به دست آوردن اندوخته‌های‌شان و حذف بیمه‌های درمتن و سلامت و معیشت و منزلت شان هر روز و هر هفته به خیابان ها بیایند و مطالبات و خواسته‌هایشان را بر علیه دزدان حکومتی فریاد کنند.

 بی‌تردید دزدی از پس‌اندازهای میلیون‌ها انسان که در طول دهه‌ها انباشته شده است، یکی از بزرگ‌ترین دزدی و فسادهای حکومتی محسوب می‌شود. به همین دلیل نیز، و بدون هیچ تردیدی باید اعلام داشت که اعتراضات بازنشستگان ایران در قیاسی جهانی پدیده‌ای نادر و کم‌سابقه محسوب می‌شود. اعتراضاتی که باید به مفهوم واقعی کلمه مایه شرم و ننگ دزدسالاران اسلامی محسوب شده و محکوم بشود.دروغ و توخالی بودن ادعاها در مورد عدالت و انصاف و امنیت زندگی اجتماعی شهروندان از سوی جمهوری اسلامی خیلی وقت است که برای اکثریت جامعه آشکار شده است. بی‌دلیل نیست که شعارهای بازنشستگان به عنوان عمق اعتراصات اجتماعی این چنین از سوی جامعه مورد استقبال قرار می‌گیرید: “حسین حسین شعارشون، دروغ و دزدی کارشون”، ” معیشت، منزلت، سلامت، حق مسلم ماست”.

قلدری و رجزخوانی‌های منطقه‌ای و جهانی جمهوری اسلامی در میان چنین فضایی از اعتراضات و طرح مطالبات بازنشستگان انجام شده و می‌شود. اما در برابر این رجزخوانی‌ها شعارهای هوشمندانه بازنشستگان به عنوان نمایندگان بر حق جامعه تحویل حکومتی‌ها داده شد: “دشمن ما همینجاست، دروغ میگن آمریکاست”، “جنگ‌افروزی رو رها کن، فکری به حال ما کن”.

افکار عمومی جهانی بی‌تردید شاهد این بی‌حقوقی‌های تحمیل شده به اکثریت جامعه ایران هست. نه امنیت و آسایش و نه حق بیمه و درمان و معیشت و منزلت انسانی تحت سیطره حکومت اسلامی برای مردم ایران وجود خارجی دارد.

 اعتراضات بازنشستگان اما هیچگاه محدود به مطالبات خودشان نبوده است. هر چند که پیگیری مجدانه مطالبات معیشتی و حق بدیهی برخورداری از زندگی انسانی شامل اکثریت جامعه می‌شود، اما بازنشستگان همواره سعی داشته‌اند تا حمایتشان را از مطالبات و مبارزات عرصه‌های متعدد اجتماعی نیز اعلام حمایت بنمایند. از جمله حمایت از حقوق زنان و اعتراضات تاریخی‌شان در دوران خیزش انقلابی زن زندگی آزادی، دفاع از زندانیان سیاسی،  اعلام مخالفت علیه احکام شنیع و وحشیانه اعدام، دفاع از  اعتراضات دانشجویی و معلمان و یا مطالبه تحصیل رایگان و با کیفیت برای کودکان و غیره. آخرین مورد از این نوع اعتراضات نیز به درست محکوم کردن احکام وقیحانه شلاق علیه کارگران معترض توسط رژیم هار و ضد انسانی اسلامی است: “دزدی و غارت می کنید، کارگر را شلاق می زنید‌”.

بر همین اساس بایسته است تا فعالین تمامی عرصه‌های اعتراضی و مبارزاتی نیز شایسته‌ترین و گسترده‌ترین حمایت‌ها را از اعتراضات بازنشستگان عزیز، شریف و مبارز به عمل بیاورند. در این رایطه بازنشستگان خود راه را نشان داده‌اند‌. باید شعارهای انباشته از خرد اجتماعی و خشم و اعتراض بازنشستگان را گسترده‌تر فریاد بزنیم و همچون دانشجویان اعلام داریم که “فرزند کارگرانیم، کنارشان می‌مانیم”!