۱۱اکتبر، روز جهانی دختر است؛ روزی برای دخترانی که مهمتر از داشتن تاریخی به نام خودشان، به امنیت، آرامش، آگاهی، توجه و پذیرفته شدن، همانطور که هستند، نیاز دارند.
در کشورهای اسلامزده، شرایط زندگی دختران فاجعهبارتر از آن چیزی است که بتوان تصور کرد. قوانین متوحش اسلامی در این کشورها حاکماند و حتی در خصوصیترین مسائل زندگی دختران نیز دخالت میکنند. آموزشهای اسلامی چنان شرم و احساس گناهی نسبت به بدن در دختران ایجاد میکنند که بسیاری از زنان سالها از داشتن اندامهای زنانه خود احساس شرم، ناراحتی و غم میکنند.
اما رژیمهای اسلامی، با وجود برخورداری از تمام امکانات و ابزارهای قدرت در این کشورها، نتوانستهاند و نمیتوانند بهطور کامل بر دختران مسلط شوند. بهویژه نسل جدید که با شهامت و خلاقیت، جنبش “زن، زندگی، آزادی” را رقم زد. نسلی که نشان داد دختران و زنان نهتنها قربانیان شرایط موجود نیستند، بلکه میتوانند نیروی محرک تغییرات بنیادین در جامعه باشند.
به باور من، جنبش «زن، زندگی، آزادی» تنها برای نجات دختران و زنان در کشورهای اسلامزده نیست؛ بلکه ظرفیت آن را دارد که جهان را متحول کند و حتی در کشورهای بهاصطلاح مدرن نیز تغییرات عمیق و بنیادینی در شرایط زندگی دختران و زنان ایجاد کند. زیرا مبارزه برای آزادی، برابری، امنیت و کرامت انسانی، محدود به مرزهای جغرافیایییا نظامهای سیاسی و مذهبی خاصی نیست. مطالبات این جنبش میتوانند فراتر از مرزهای ایران و کشورهای اسلامزده گسترش پیدا کنند و به نیرویی برای به چالش کشیدن ساختارهای مردسالارانه، تبعیضهای جنسیتی و مناسبات قدرتی تبدیل شوند که در جوامع مختلف، به شکلهای متفاوت، زندگی و آزادی دختران را محدود میکنند.
این نسل قطعاً بهزودی طرحی نو درخواهد انداخت و برای پایین کشیدن اسلامِ متوحش و غیرانسانی از قدرت، مبارزه را ادامه خواهد داد تا دختران و زنان بتوانند به تمام حقوق خود دست یابند و کرامت انسانیشان بهطور کامل به رسمیت شناخته شود.
بااینحال، لازم میدانم به نکتهای دیگر هم اشاره کنم. درست است که وضعیت و شرایط زندگی دختران در کشورهای بهاصطلاح مدرن با کشورهای اسلامزده قابل مقایسه نیست، اما این به معنای مطلوب بودن شرایط دختران در جوامع مدرن نیست. وضعیت آنها نیز همچنان قابل تأمل است؛ بهخصوص در سالهای اخیر که همزمان با عروج راست افراطی، شاهد تداوم و در برخی عرصهها تشدید گفتمانهای زنستیزانه، تحقیر دختران، کشته شدن آنها و وجود فضاهای ناامن برایشان در جامعه هستیم. نمیتوان به نام مدرن بودن یک جامعه، چشم بر این واقعیتها بست یا تصور کرد که پیشرفت اقتصادی و برخورداری از ساختارهای مدرن، بهخودیخود امنیت و آزادی دختران را تضمین میکند.
برای مثال، طبق آمار رسمی منتشرشده از سوی مرکز آمار هلند (CBS) و مؤسسه پژوهشی WODC درباره سال ۲۰۲۴، ۳۶ درصد از دختران و زنان جوان ۱۶ تا ۱۸ ساله در هلند، یعنی بیش از یکسوم آنها، طی۱۲ ماه گذشته نوعی رفتار جنسی ناقض حریم و رضایت فردی را تجربه کردهاند. اینآمار شامل آزار جنسی آنلاین و حضوری و خشونت جنسی فیزیکی میشود. این رقم نشان میدهد که حتی در جامعهای مانند هلند نیز بخش بزرگی از دختران با چنین تجربههایی روبهرو هستند.
این واقعیتها ضرورت مبارزه فعال علیه تفکرات مردسالارانه و بهشدت ارتجاعی را نشان میدهند؛ تفکراتی که در بسترهای اجتماعی و سیاسی گوناگون بازتولید میشوند و آزادی، امنیت و حقوق دختران را تهدید میکنند. درعینحال، نمیتوان از مسئولیت دولتها و نهادهای اجتماعی در مقابله با این وضعیت چشمپوشی کرد. دولتهایی که در بسیاری از موارد، منافع اقتصادی و سرمایهداری را در اولویت قرار میدهند، باید در عمل نشان دهند که امنیت، آزادی و کرامت انسانی دختران نیز از اولویتهای واقعی آنهاست، نه صرفاً شعارهایی برای مناسبتهای خاص.
این مسئولیت در حوزههای مختلفی معنا پیدا میکند: از مقابله با باز گذاشتن دست مذهب در زندگی دختران و خانوادهها به نام “مالتیکالچرالیسم” گرفته تا فراهم کردن اطلاعرسانی و آموزش صحیح برای والدین و دختران؛ از ایجاد فضاهایی واقعاً امن، قابل اعتماد و بدون ترس برای گزارش خشونت گرفته تا برخورد جدی با عاملان خشونت و افزایش هزینههای اجتماعی و قانونی رفتارهای خشونتآمیز برای آنها. احترام به تفاوتهای فرهنگی نباید به توجیهیا نادیده گرفتن نقض حقوق دختران تبدیل شود. هیچ فرهنگ، مذهب یا سنتی نباید سپری برای توجیه خشونت و محدود کردن آزادیهای انسانی باشد.
دختران در هر جامعه، بخش پراهمیتی از آن جامعه در زمان حال و آینده هستند. کیفیت زندگی آنها نهتنها بر زندگی فردیشان، بلکه بر آینده کل جامعه تأثیر میگذارد. اگر دختران در فضایی امن، انسانی و مطلوب زندگی کنند و از آزادی، آموزش، آگاهی و فرصتهای برابر برخوردار باشند، قطعاً امکان شکلگیری جامعهای سالمتر، آزادتر و عادلانهتر فراهم خواهد شد.
بنابراین، تلاش برای هرچه باکیفیتتر کردن زندگی دختران، یک مطالبه یا فعالیت لوکس نیست؛ بلکه ضرورتی اجتماعی و سیاسی و مسئلهای اساسی برای آینده جامعه است. برای تحقق این هدف، متناسب با شرایط تاریخی، سیاسی و اجتماعی هر جغرافیا، باید تدابیر متفاوتی اندیشید.
در کشورهای اسلامزده، یکی از ضرورتهای اساسی، از قدرت انداختن مذهب در ساختار قدرت سیاسی و پایان دادن به سلطه قوانین و نهادهای مذهبی بر زندگی خصوصی و اجتماعی مردم است؛ زیرا تا زمانی که مذهب از قدرت سیاسی برای تحمیل قوانین تبعیضآمیز و محدود کردن حقوق دختران استفاده کند، دستیابی به آزادی و برابری واقعی با موانع جدی روبهرو خواهد بود.
در کشورهای بهاصطلاح مدرن نیز باید کیفیت رویکرد نظام آموزشی و رسانهها را هرچه بیشتر ارتقا داد، آموزش درباره برابری جنسیتی، رضایت، حقوق فردی و مقابله با خشونت را جدی گرفت و با گفتمانهای زنستیزانه مقابله کرد. البته، از مهمترین اقدامات سیاسی در این جوامع، روی کار آمدن احزابی است که در عین حال که مذهب را بهعنوان بخشی از فرهنگ و باورهای شخصی خانوادههای مذهبی به رسمیتمی شناسند، اما اجازه نمی دهند این باورها به ابزاری برای توجیه آزار دختران یا نقض حقوق آنها تبدیل شوند. باور مذهبی افراد نباید به معنای آزادی عمل برای تحقیر، کنترلیا آزار دخترانشان باشد.
روز جهانی دختر نباید صرفاً روزی برای تبریک گفتن و انتشار پیامهای زیبا باشد. این روز باید فرصتی برای بازنگری در ساختارهای قدرت، افشای تبعیضها و تأکید دوباره بر ضرورت مبارزه برای آزادی، امنیت، برابری و کرامت انسانی دختران باشد.
دختران به ترحم نیاز ندارند؛ آنها حق دارند آزاد، آگاه، امن و برابر زندگی کنند. تحقق این حقوق نه لطف دولتهاست، نه امتیازی از سوی خانوادهها و نه خواستهای فرعی؛ بلکه حقی انسانی و ضرورتی انکارناپذیر برای ساختن آیندهای بهتر.
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران