اعتصاب عمومی در کردستان در سالروز قتل مهسا!

گفتگو با نسان نودینیان و شهلا دانشفر

انترناسیونال: اعتصاب عمومی ۲۵ شهریور در چه شرایط سیاسی و امنیتی برگزار شد؟ با توجه به تهدید کسبه و حضور گسترده نیروهای سرکوب، از دامنه اعتصاب، میزان مشارکت و تفاوت آن در شهرهای مختلف کردستان چه ارزیابی‌ای دارید؟

نسان نودینیان: فراخوان به اعتصاب عمومی توسط ۸ حزب و سازمان سیاسی اعلام شد. با وجود زمان بسیار محدود در فاصله اعلام فراخوان تا روز ۲۵ شهریور حدود سه روز فعالین سیاسی و نهادهای اجتماعی و تشکلهای مدنی تلاش کردند، حمایت بیش از ۴۰ سازمان و نهاد را به حمایت از اعتصاب عمومی متحد کنند، این سازمان‌ها طی اطلاعیه ای مشترک از اعتصاب عمومی حمایت کردند و مردم در کردستان و نهادها و تشکل های مختلف را به حمایت و شرکت فعال فرا خواندند.

اعتصاب عمومی ۲۵ شهریور در شرایطی برگزار شد که جمهوری اسلامی از چند روز پیش، عملاً خود را برای جلوگیری از شکل‌گیری این اعتصاب بسیج کرده بود. نیروهای نظامی را در شهرها مستقر کرد. تلاش های زیادی کرد فضای شهرهای کردستان را نظامی – امنیتی کند. گزارش‌ها از احضار و تهدید کسبه، تماس نهادهای امنیتی با بازاریان و حتی تلاش برای گرفتن تعهد از برخی مغازه‌داران برای باز نگه داشتن مغازه‌ها حکایت دارد.

هم‌زمان در شهرهایی مانند سقز، سنندج، مریوان، مهاباد و دیواندره حضور نیروهای امنیتی و نظامی بسیار گسترده تر بودند. مسیرهای منتهی به آرامستان آیچی سقز بسته شد و حضور خانواده‌ها و مردم بر مزار ژینا امینی نیز با ممانعت روبه‌رو شد.

با وجود این شرایط، اعتصاب در بیش از ٢٠ شهر، شهرهای؛ سقز، سنندج، مهاباد، بوکان، دیواندره، اشنویه، قروه، بیجار، مریوان، کامیاران، پیرانشهر، بانه، کرمانشاه، کرند غرب، هرسین، ارومیه، ثلاث باباجانی، پاوه، ربط، دهگلان، تکاب، ایلام، میاندوآب و بناب. برگزار شد. سقز، سنندج، مهاباد و بوکان از شهرهایی بودند که اعتصاب گسترده‌تر بود.

در مجموع به نظر من برای ارزیابی اعتصاب نباید فقط به تعداد مغازه‌های بسته نگاه کرد. نکته مهم این است که اعتصاب در شرایطی اتفاق افتاد که حکومت برای جلوگیری از آن تهدید، احضار، بازداشت و حضور سنگین امنیتی را به کار گرفت. در بعضی شهرها فشار امنیتی شدیدتر بود و نیروهای حکومتی حتی برخی مغازه‌داران را مجبور به بازگشایی کردند.

در سقز، به‌عنوان زادگاه ژینا، اعتصاب بسیار گسترده و کامل گزارش شده و در برخی شهرهای دیگر نیز مشارکت گسترده بوده است. در مجموع مشارکت حدود ۷۰ درصد و بیشتر برآورد شده است.

از نظر من، اهمیت اعتصاب ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ اینها هستند: این اعتصاب نشان داد که چهار سال پس از آغاز خیزش ژینا، امکان شکل گیری اعتراضات مردمی و جمعی در کردستان از بین نرفته و در شرایط امنیتی سنگین نیز بخشی از جامعه حاضر است هزینه مشارکت سیاسی و مدنی خود را بپردازد.

اعتصاب ۲۵ شهریور را باید در متن فشار و سرکوب گسترده‌ای که پیش از آن اعمال شد ارزیابی کرد؛ نه در شرایط عادی. تعطیلی بازارها در چندین شهر، در کنار خلوت‌شدن خیابان‌ها و مشارکت بخش‌هایی از جامعه، بیانگر تداوم یک اعتراض اجتماعی بود.

اعتصاب نشان داد که کسبه و بازاریان یک نیروی مهم در اعتراضات اجتماعی هستند، که بخش‌های اقتصادی جامعه می‌توانند در کنار جنبش‌های زنان، جوانان، خانواده‌های دادخواه و فعالان اجتماعی وارد یک حرکت مشترک شوند.

انترناسیونال: این اعتصاب در چهارمین سالگرد انقلاب زن، زندگی، آزادی چه معنای سیاسی‌ای داشت؟ پیوند مطالبات علیه اعدام و سرکوب با اعتراض به فقر و بی‌حقوقی را در این اعتصاب چگونه می‌بینید؟

شهلا دانشفر: اعتصاب عمومی کردستان در بیش از ۲۰ شهر، در روز ۲۵ شهریور، بهترین گرامیداشت سالروز انقلاب زن، زندگی، آزادی و یاد مهسا امینی و همه جان‌باختگان این انقلاب در چهارمین سالگرد آن بود. کردستان یکی از کانون‌های داغ انقلاب زن، زندگی، آزادی است و معنای سیاسی این اعتصاب عمومی را نیز باید در چهارچوب فضای ملتهب سیاسی در کل جامعه جست‌وجو کرد. به باور من، این اعتصاب فریاد رسای “زن، زندگی، آزادی” در سراسر جامعه بود که در کردستان تبلور یافت و سرفصل جدیدی از اعتراض را در فضای ملتهب سیاسی جامعه گشود.

اگر به تحرکات گسترده برای گرامیداشت سالگرد انقلاب در همین یک ماه اخیر نگاه کنیم، نخستین نکته‌ای که به چشم می‌آید این است که در این مناسبت، شاهد فریاد رساتر شعار “زن، زندگی، آزادیگ نسبت به سال‌های پس از انقلاب مهسا بودیم. شعار “زن، زندگی، آزادی” که اهداف و مضمون واقعی انقلاب مهسا را بیان می‌کند، در چهارمین سالگرد انقلاب بیش از پیش به نمادی از اتحاد مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی و ساختن جامعه‌ای آزاد، برابر، شاد و انسانی تبدیل شد.

در چهارمین سالگرد انقلاب، این شعار بر در و دیوار شهرهای مختلف نوشته شد؛ به سرسخن مشترک بیانیه‌های مختلف کارگری و اجتماعی تبدیل شد، چه در بیانیه‌های مشترک و چه در بیانیه‌های مستقل، و در پیام‌های بسیاری از اکتیویست‌ها و چهره‌های شناخته‌شده اجتماعی از میان کارگران، معلمان، فعالان حقوق زنان و کودکان، دادخواهان، وکلا، دانشجویان و هنرمندان موج می‌زد.

به مناسبت چهارمین سالگرد انقلاب، چهره‌های شناخته‌شده‌ای با نام و نشان خود سخن گفتند، ترانه سرودند و در کنار یکدیگر بر دستاوردهای انقلاب زن، زندگی، آزادی و تداوم آن تأکید کردند. با همین شعار، بر فراز آرامستان آیچی ــ که حکومت از ترس و وحشتی که داشت راه‌های منتهی به آن را مسدود کرده بود ــ بادکنک‌های سفید به آسمان فرستاده شد. این شعار به بنرِ سردر دانشگاه بهشتی، که یکی از کانون‌های داغ اعتراضات دانشجویی است، تبدیل شد و عکس مهسا، نماد انقلابی که “زنانه” خوانده شد و قتل حکومتی او شعله‌های انقلاب زن، زندگی، آزادی را فروزان کرد، در مقابل دانشگاه اصفهان نصب شد.

و بالاخره، پژواک “زن، زندگی، آزادی” را در بیانیه هفتگی کارزار “سه‌شنبه‌های نه به اعدام” که با چهارمین سالگرد انقلاب مصادف بود نیز شنیدیم. این بیانیه، با تأکید بر مقابله با بساط سرکوب و اعدام حکومت، بار دیگر بر اتحاد و همبستگی تأکید کرد و خواستار اقدام عملی‌تر نهادهای بین‌المللی در قبال جنایات جمهوری اسلامی شد.

بدین‌گونه، در چهارمین سالگرد انقلاب مهسا، نیروها و اکتیویست‌های “زن، زندگی، آزادی” در کنار یکدیگر ایستادند و با فریاد “به عقب برنمی‌گردیم”، آینده را فریاد زدند. اعتصاب عمومی در کردستان نقطه درخشش این اتفاق مهم سیاسی بود.

بازتاب این اتفاق مهم در چهارمین سالگرد انقلاب و اتحاد مردمی حول اهداف انقلاب زن، زندگی، آزادی را در واکنش‌های تند جریان‌های فاشیست سلطنت‌طلب نیز می‌توان دید؛ جریان‌هایی که با ادبیاتی لمپن‌مآبانه به این صف اعتراضی حمله و آن را آماج فحاشی قرار دادند. این نیز وجه دیگری از اهمیت سیاسی اعتصاب عمومی کردستان و اتفاقاتی است که در این سالگرد شاهد آن بودیم.

از سوی دیگر، معنای سیاسی اعتصاب عمومی در کردستان، همراه با فریاد رساتر “زن، زندگی، آزادی” ــ”ژن، ژیان، ئازادی”ــ پاسخ محکمی به یاوه‌گویی‌های رادان، از فرماندهان جمهوری اسلامی، و کل بساط جنایت و سرکوب حکومت بود. رادان با رجزخوانی درباره بازداشت ۶۵۰۰ نفر از معترضان از آغاز جنگ تاکنون و به میدان آوردن “۳۰ میلیون جان‌فدا” و انگشت گذاشتن بر ماشه، کوشید در میان نیروهای سرکوبگر و جنایتکار حکومت که مستأصل و روحیه‌باخته‌اند، دل و جرأت ایجاد کند و در دل مردم نیز وحشت بیندازد؛ اما اعتصاب عمومی کردستان پاسخ این تهدیدات را به روشنی به او داد.

و در آخر در پاسخ به سوال شما در مورد پیوند مطالبات علیه اعدام و سرکوب با اعتراض به فقر و بی‌حقوقی را در این اعتصاب ارجاع من به اعتراضات و اعتصابات کارگران و دیگر بخش های جامعه است. از جمله، کارگر اعتصابی راه‌آهن در تهران در همین روزهای اخیر با فریاد “تو سفره‌ها هیچی نیست، جواب ما پلیس نیست” و پرستاری که می‌گوید “ما می‌گیم حقوق نداریم، می‌رید پلیس میارید”، به روشنی نشان می‌دهند که اعتراض به فقر و بی‌حقوقی با اعتراض به سرکوب و سیاست‌های امنیتی حکومت پیوند خورده است.

به باور من، اعتصاب عمومی کردستان و آنچه در چهارمین سالگرد انقلاب گذشت، می‌تواند نقطه جهش دیگری برای پیشروی جنبش زن، زندگی، آزادی و برای به پیروزی رساندن انقلاب ناتمام آن باشد.

انترناسیونال: حمایت زندانیان سیاسی، خانواده‌های دادخواه، تشکل‌های زنان و ده‌ها حزب و سازمان از اعتصاب چه نقشی در شکل‌گیری و گسترش آن داشت؟ تجربه این اعتصاب درباره ظرفیت سازمان‌یابی و هماهنگی مبارزات در کردستان چه نشان می‌دهد؟

نسان نودینیان: به نظر من، یکی از نقاط مهم اعتصاب ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ فقط گستردگی آن در شهرهای مختلف کردستان نبود؛ مهم‌تر از آن، شکل‌گیری یک همبستگی اجتماعی و سیاسی گسترده حول یک اقدامات مشترک بود. گرامیداشت چهارمین سالگرد خیزش زن زندگی آزادی، گرامیداشت یاد عزیز مهسا/ژینا امینی و گرامیداشت یاد عزیز جانباختگان و اعدامی‌ها بیش از چهار دهه گذشته و علیه دستگیری و اعدام‌ها!

پشتیبانی زندانیان سیاسی از داخل زندان، خانواده‌های دادخواه، تشکل‌ها و فعالان زنان، فعالان مدنی و اجتماعی و ده‌ها حزب و سازمان سیاسی، فراخوان اعتصاب را از یک فراخوان حزبی فراتر برد و به یک مطالبه و حرکت اجتماعی تبدیل کرد. برای نمونه، چهار زندانی سیاسی زینب جلالیان، وریشه مرادی، سکینه پروانه و مطلب احمدیان در زندانهای یزد و اوین اعلام کردند که در روز اعتصاب عمومی در زندان دست به اعتصاب غذا می‌زنند؛ این اقدام نشان داد که زندان هم نتوانسته ارتباط مبارزان با جامعه و مبارزه اجتماعی را قطع کند.

اهمیت این حمایت‌ها در این بود که پیام واحدی را از موقعیت‌های مختلف به جامعه منتقل کرد، یک شکل سیاسی و جمعی برای بیان اعتراض و همبستگی است.

اما تجربه ۲۵ شهریور یک نکته مهم‌تر را هم نشان داد: جامعه کردستان ظرفیت بالایی برای هماهنگ‌کردن مبارزات متنوع دارد. وقتی زندانی سیاسی، خانواده دادخواه، زنان مبارز، فعال اجتماعی، کسبه و بازاری و جریان‌های سیاسی، هرکدام از جایگاه خود، حول یک اقدام مشخص همسو می‌شوند، امکان تبدیل اعتراض‌های پراکنده به یک حرکت هماهنگ بسیار بیشتر می‌شود. درس مهم اعتصاب این است که باید این ظرفیت‌های موجود را به شبکه‌های پایدارتر و سازمان‌یابی اجتماعی تبدیل کرد؛ شبکه‌هایی در محلات، محل‌های کار، در میان معلمان، دانشجویان و دانش‌آموزان به وجود بیاید که بتوانند درباره مسائل روزمره مردم، سرکوب، اعدام، حقوق زنان، کارگران، معلمان، محیط زیست و دیگر مطالبات اجتماعی نیز هماهنگ عمل کنند.

در شرایطی که حکومت برای جلوگیری از اعتصاب، فضای امنیتی سنگینی ایجاد کرده بود، برگزاری اعتصاب در شهرهای متعدد اهمیت این ظرفیت را بیشتر نشان می‌دهد.

مهم‌ترین درس اعتصاب ۲۵ شهریور این است که ظرفیت سازمان‌یابی در کردستان وجود دارد؛ مسئله، ایجاد پیوندهای ماندگار میان این ظرفیت‌هاست. فعالیتی که به امر روتین فعالین در عرصه‌های مختلف تبدیل شده است و به مناسبت‌های مختلف شاهد این فعالیت‌ها هستیم، از جمله مراسم‌های گرامیداشت یاد عزیز جانباختگان خیزش‌های گذشته، جان باختن مادران مبارز و یا فعالین سیاسی و زیست‌محیطی و…

اعتصاب نشان داد که هماهنگی عملی، حتی میان نیروهایی با گرایش‌ها و دیدگاه‌های متفاوت، وقتی بر یک اقدام روشن و مشترک متمرکز شود، امکان‌پذیر است.

این تجربه می‌تواند فراتر از یک روز اعتصاب، به ایجاد شبکه‌ای از ارتباط و همکاری میان تشکل‌های اجتماعی، خانواده‌های دادخواه، زنان، کارگران، جوانان، معلمان، فعالان مدنی و نیروهای سیاسی کمک کند. چنین شبکه‌هایی می‌توانند پایه‌ای برای تداوم و سازمان‌یافتگی مبارزات اجتماعی در کردستان باشند.

انترناسیونال: پس از اعتصاب ۲۵ شهریور، چه امکانات و موانعی برای گسترش اعتصاب عمومی به دیگر نقاط ایران وجود دارد؟ جنبش کارگری و تشکل‌های اجتماعی برای تبدیل همبستگی با اعتصاب کردستان به هماهنگی عملی و سراسری چه می‌توانند بکنند؟

شهلا دانشفر: این اتفاق در شرایطی رخ می‌دهد که جامعه به‌شدت در التهاب و تلاطم مبارزاتی است. افزایش نجومی نرخ دلار و سقوط ارزش ریال، بازار را ــ که نبض اقتصادی جامعه است ــ با بن‌بست روبه‌رو کرده و مردم پولی برای خرید ندارند و با انباشته شدن کالاها در بازار مواجهیم. در خیزش دی‌ماه نیز جرقه اعتراضات از اعتصابات در بازار، که دماسنج کاهش قدرت خرید مردم است، زده شد و دامنه‌اش به اعتراضات مردمی در ۲۰۰ شهر کشیده شد. اکنون نیز شاهد جنب‌وجوش‌های اعتراضی گسترده در میان کسبه و کارکنان بازار هستیم. شروع اعتصابات عمومی بازار در شهرهای مختلف می‌تواند بار دیگر فضای مبارزاتی در جامعه بر سر معیشت را شدت بخشد.

ما همچنین در این چند ماه شاهد تجمعات مردمی در مقابل زندان‌ها برای نجات جان زندانیان در خطر اعدام و برای توقف اعدام‌ها بوده‌ایم. تجربه اعتصابات عمومی در سمیرم و کردستان را نیز داریم. اعتصاب عمومی در سالروز انقلاب، راه را برای اعتصابات عمومی علیه زندان و اعدام، به‌عنوان یک راه‌حل فوری و ضروری، باز می‌کند.

از سوی دیگر، ادامه جنگ‌افروزی‌های حکومت و تحریم‌های اقتصادی آمریکا، امر صادرات و واردات و اقتصاد کشور را مختل کرده و وضعیت اقتصادی را بیش از پیش بحرانی کرده است. بسیاری از کارخانه‌ها و مراکز تولید و بخش حمل و نقل کشوری با بحران و بیکارسازی‌های گسترده روبه‌رو هستند. نپرداختن دستمزدها، زندگی هزاران نفر از کارگران و خانواده‌هایشان را با معضلات جدی ای روبه‌رو کرده است. در نتیجه، گرانی‌های کمرشکن، فقر، گرسنگی، بیکاری و بی‌تأمینی مطلق بیداد می‌کند و زندگی و معیشت مردم زیر فشار حکومتی که هزینه‌های سرکوب و جنگ‌افروزی‌هایش را نیز از سفره مردم تأمین می‌کند، قرار دارد. در چنین شرایطی، راهی جز اعتراض متحد و سراسری برای مردم باقی نمانده است.

هم‌اکنون اعتراضات گسترده بر سر معیشت از سوی بخش‌های مختلف کارگری و مردم، گفتمان اعتصاب را به‌عنوان پاسخی مهم به این اوضاع به درجه‌ای جلو آورده و دارد آن را به شعاری در اعتراضات خیابانی تبدیل می‌کند. این فضای دست از کار کشیدن و اعتصاب در مراکز کارگری نیز خود یک پاسخ است و باید برای تدارک آن آماده شد. از جمله زمزمه‌های اعتصابات در میان رانندگان کامیون و کارگران راه آهن و پرستاران بالاست.

و بالاخره اینکه به‌زودی سال تحصیلی جدید آغاز می‌شود. همین حالا استادان دانشگاه به حکومت اولتیماتوم داده‌اند که اگر مصوبه ترمیم حقوق، مبنی بر افزایش ۶۰ درصدی حقوقشان، اجرا نشود، از اول مهر اعتصاب خواهند کرد؛ بحث بر سر حدود ۵۰ هزار استاد دانشگاه است. دانشجویان نیز به فضای سرکوب و پادگانی دانشگاه‌ها، احضارها و ادامه بازداشت شماری از دانشجویان و همچنین مشکلات معیشتی و آموزشی و کالایی بودن تحصیل اعتراض دارند و یکی از سنگرهای مهم اعتراضات مردمی هستند. اعتصابات در دانشگاه‌ها نیز گوشه دیگری از چشم‌انداز گسترش اعتصابات در سطح جامعه است.

بنابراین، سالروز انقلاب با اعتصاب عمومی در کردستان و بلند شدن فریاد “زن، زندگی، آزادی” به این مناسبت، می‌تواند سرآغاز جدیدی برای اعتراضات مردمی در چنین ابعادی باشد.

به‌ویژه اینکه امروز ما با یک جمهوری اسلامی تضعیف‌شده و در محاصره جامعه روبه‌رو هستیم. این حکومت از نظر اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و بین‌المللی ضربات سختی خورده است. صفوف آن از هر زمان دیگری متشتت‌تر است. اقتصادش در نقطه نابودی قرار گرفته و ریشه این وضعیت را باید در سیاست‌های ساختاری شکست‌خورده حکومت جست‌وجو کرد؛ سیاست‌هایی که راه علاجی برای آنها باقی نگذاشته است.

از نظر بین‌المللی نیز حکومت در انزوای گسترده‌ای قرار دارد.از جمله، گزارش اخیر عفو بین‌الملل که هم‌زمان با چهارمین سالگرد انقلاب زن، زندگی، آزادی منتشر شد، بازتاب جهانی اعتراضات مردمی و ابعاد بین‌المللی آن را نشان می‌دهد. در این گزارش، عفو بین‌الملل از این سخن می‌گوید که ایران در سال ۱۴۰۱ مرتکب جنایات علیه بشریت شده است و معماران این جنایات در جریان سرکوب اعتراضات باید در سطح بین‌المللی به دست عدالت سپرده شوند. این گزارش همچنین زنجیره فرماندهی مسئول اجرای سیاست حکومتیِ توسل به قوای قهریه مرگبار برای سرکوب اعتراضات را نام می‌برد و خواستار محاکمه مسئولان آن می‌شود. عفو بین‌الملل همچنین هشدار می‌دهد که جمهوری اسلامی با تشدید اجرای احکام اعدام، از این مجازات به‌عنوان ابزاری برای سرکوب معترضان و ایجاد فضای رعب استفاده می‌کند.

در چنین شرایطی است که بحث بر سر تداوم انقلاب و گسترش اشکال مبارزاتی در سطحی سراسری‌تر از جمله اعتصابات عمومی مطرح می‌شود. اعتصاب عمومی در کردستان، بیش از پیش باب این گفتمان را برای کل جامعه باز کرد.