بیانیه درباره دور جدید  خیزش مردم ایران: انقلاب زن زندگی آزادی در فاز نوین! 

تظاهرات هایی که بدنبال اعتصاب بازار تهران و در اعتراض به گرانی و اوضاع وخیم اقتصادی از هفت دیماه ۱۴۰۴ شروع شد، روز به روز وسیعتر و رادیکالتر شده، فریاد مرگ بر دیکتاتور و سرنگونی خیابانهای شهرهای بزرگ و کوچک کشور را به لرزه انداخته و مبارزه مردم ایران برای رهایی از جمهوری اسلامی بار دیگر توجه جهان را جلب کرده است. این اعتراضات در ادامه مبارزات قبلی مردم ایران است و مشخصا این انقلاب زن زندگی آزادی است که بار دیگر، ولو در شرایطی دیگر و اینبار با تاکیدی بیشتر بر “زندگی”، قدم در خیابان گذاشته است. اکنون چشم ها به این خیره میشود که این انقلاب در فاز نوین  چگونه راه پیشروی خویش را می یابد، چگونه مردم ایران با پیروزی بر جمهوری اسلامی و با در اختیار گرفتن همه وجوه زندگی بدست خود، تاریخ نوینی را رقم میزنند. 

اعتراضات اخیر در شرایطی رخ میدهد که وضع معیشتی و زندگی بسیار وخیم تر شده و جای هیچگونه تحمل و مدارا برای مردم باقی نمانده و در نتیجه بخش های هرچه وسیع تری از اقشار اجتماعی ناگزیر از ورود به نبرد و تعیین تکلیف با قدرت حاکم میشوند.  از آنسو، جمهوری اسلامی ضعیف تر و بحران زده تر از همیشه هیچ پاسخ اقتصادی یا سیاسی به این اوضاع ندارد وهمچنان بر گلوله، زندان، اعدام و قوای سرکوب اتکاء خواهد کرد.

.  انقلاب برای فائق آمدن بر جمهوری اسلامی نیاز دارد نیروی اجتماعی هرچه وسیعتری به میدان آورد و اهرم هایی نظیر اعتصابات سراسری و اعتصاب عمومی که مقابله با آن برای حکومت بسیار دشوار است را، بیش از پیش بکار گیرد. لازم است وسیعترین بخشهای مردم در شهرهای بزرگ و کوچک سراسر کشور، و در هر شهر در محلات مختلف، فعالانه به انقلاب بپیوندند و همزمان به حرکات اعتراضی مداوم و متعدد در اشکال گوناگون از تظاهرات، شعاردهی شبانه، کنترل محلات تا حمله به نیروها و مراکز حکومتی دست زنند. کارگران مراکز صنعتی، معلمان، پرستاران، بازنشستگان، کارکنان ادارات و دانشجویان می توانند و ضروری است که نقشی بمراتب فعالتر و کلیدی تر ایفا کنند. لازم است در هرجا کمیته های اعتصاب، کمیته های کنترل محلات، کمیته های همیاری  و شبکه های هماهنگی انقلاب را تشکیل داد و برای گسترش میلیونی جنبش سیاسی و کسب آمادگی برای وارد کردن ضربات نهایی بر جمهوری اسلامی آماده شد. 

اما انقلاب فقط با جمهوری اسلامی و سرکوب و جنایاتش روبرو نیست. خطری که اکنون پیشروی و پیروزی انقلاب مردم را تهدید میکند تلاش هایی است معطوف بر اینکه  تحولات سیاسی در ایران از طریق بند و بست هایی در بالا، با حفظ اساس سرکوب و دیکتاتوری و دستگاه مذهب و ماشین دولتی، با کمک میدیا و مهندسی افکار عمومی ویا دخالت مستقیم و غیر مستقیم دولت های خارجی، صرفا به نوعی انتقال قدرت از یک بخش صاحبان سرمایه به بخشی دیگر محدود بماند. در شرایطی که انقلابی با این قدرت در صحنه حاضر است طبعا اینگونه تلاش ها به نام انقلاب و حتی بعنوان هدف و سرانجام و نتیجه مشروع انقلاب عرضه میشود اما عملا به نفع رژیم حاکم و بر علیه انقلاب عمل میکند. یک مصداق بارز اینگونه خطر تلاش هایی است که نیروهای سلطنت طلب و پادشاهی خواه به آن مشغولند. آنها با انواع تقلب و دروغ تبلیغاتی، با صادر کردن فرمان مرگ و مرعوب کردن هر کس که مخالف آنهاست، با انواع برخوردهای لمپنی، فحاشی، زن ستیزی و در یک کلام با الگوبرداری از فاشیسم نوع ترامپ میکوشند سایر رقبا یعنی رهبران و شخصیت های مورد توجه مردم را از صحنه بدر کنند تا به خیال خود رهبری بلامنازع را بدست گیرند. این مالیخولیایی است که بشدت به نفع جمهوری اسلامی و به زیان انقلاب مردم تمام شده و میشود. لذا مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی امروز به مبارزه برای خنثی کردن و کنار زدن فاشیسم وطنی نوع ترامپ گره خورده است.

 انقلاب زن زندگی آزادی در ایران ناگزیر است حتی قبل از پیروزی نهایی، فرمان های انسانی اش نظیر آزادی بی قید و شرط بیان و تشکل و فعالیت سیاسی، ممنوعیت اعدام و مجازات مرگ، برچیدن هرگونه زن ستیزی را چنان جایگاهی در فرهنگ سیاسی جامعه ایران بخشد که هیچ کس نتواند از این خطوط عبور کند و رسوا و منزوی نشود. در هر حال مقابله با تلاشهای مختلف برای قیچی کردن انقلاب و زد و بند از بالا و رهبر تراشی پلاستیکی نیز در گرو دخالت میلیونی مردم در پیش راندن انقلاب در سراسر کشور است. با مخالفت با هرگونه تفرقه افکنی بین مردمان ساکن جغرافیای ایران، تاکید بر شعار زن زندگی آزادی بعنوان شعار متحد کننده همه بخش های مردم، مخالفت با هر نوع دیکتاتوری و دولت مافوق مردم، تاکید بر شعارها و مطالباتی که  متضمن ریشه کن سازی دستگاه سرکوب و اختناق است، منع اکید اعدام و شکنجه و زندان، آزادی بی قید و شرط بیان و نظایر آن باید به تقویت و تعمیق انقلاب کمک کرد. 

در شرایط انقلابی کنونی تلاش جمعی و اقدام مستقیم برای مقابله با مسائل معیشتی از اعتصاب و مبارزه برای افزایش دستمزدها و دیگر خواست های رفاهی گرفته  تا اعتراضات جمعی برای تامین خدمات شهری، تا تشکیل گروههای همیاری پزشکی، انواع صندوق های تعاونی و نهادهای حمایت از کودکان و دیگر نهادهای کمک به یکدیگر تا گروههای نجات محیط زیست و غیره نیز اهمیت مبارزاتی می‌یابد. در این مورد نیز جنبش انقلابی مردم ناگزیر است حتی قبل از اینکه قدرت سیاسی حاکم را تماما خلع کرده باشد، بسته به توازن قوا دست به اعمال اراده مستقیم بزند. انقلاب فقط در شکل اعتراضات خیابانی و کنترل محلات و یا اعتصابات بروز نمی یابد، بلکه میتواند در اشکال دیگری نظیر اقدامات انقلابی کارکنان آب، برق، بیمارستانها، مخابرات و دیگر موسسات در جهت رفع یا تخفیف مشکلات مردم نیز خود را نشان دهد. این مساله ما را به این حقیقت رهنمون میشود که انقلاب کنونی در ایران برای پیروزی کامل و همه جانبه بر جمهوری اسلامی نه فقط ناگزیر است به اقدامات اقتصادی و رفاهی انقلابی دست زند بلکه برای اداره اوضاع بعد از جمهوری اسلامی ضروری است که بسوی سوسیالیسم یعنی در اختیار گرفتن تولید و توزیع اجتماعی توسط ارگانهای مستقیم مردم گام بردارد. 

فاز نوین انقلاب زن زندگی آزادی چشم انداز پیروزی بر جمهوری اسلامی را بیش از پیش در برابر جامعه ایران گشوده است اما در عین حال این حقیقت را هم عیان تر از همیشه در برابر جامعه ایران قرار میدهد که پیروزی قطعی بر جمهوری اسلامی تنها میتواند همزمان با  عقب راندن همه تلاش و گرایشات ارتجاعی، سنتی و عقب مانده ای باشد که گذشته، استبداد، بردگی و نابرابری را به مردم وعده میدهند. 

سرنگون باد جمهوری اسلامی!

پیروز باد زن زندگی آزادی!

زنده باد جمهوری سوسیالیستی!

حزب کمونیست کارگری ایران

۱۵ د‌ی‌ماه ۱۴۰۴، ۵ ژانویه ۲۰۲۶

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *