شکست سخت جمهوریخواهان در انتخابات میان دوره ای آمریکا از بالانس قدرت بین دو حزب حکومتی در این کشور بسیار فراتر میرود.
معمولا در انتخابات میان دوره ای کنگره آمریکا حزبی که کاخ سفید را در دست ندارد، یعنی حزب اپوزیسیون رئیس جمهوری و دولت حاکم، برنده میشود. (در انتخابات میان دوره ای در تاریخ مدرن آمریکا – بعد از جنگ جهانی دوم – تنها دوبار این اتفاق نیفتاده است). علت این امر هم روشن است. معمولا وعده های انتخاباتی و روی آوری مردم به حزب و رئیس جمهوری که انتخاب کرده اند چنان بی مایه و سطحی است که دو سال برای رنگ باختن توهمات رای دهندگان کافی است. تبلیغات و وعده های انتخاباتی رنگ می بازد و مردم به بی ربطی سیاستها و اقدامات حزب حاکم به خواستها و زندگی هر روزه خود پی میبرند.
اما انتخابات اخیر صرفا نشاندهنده رویگردانی مردم از حزب و رئیس جمهور حاکم نبود. در این انتخابات ایالتهائی نظیر تگزاس و کانزاس و کارولینای جنوبی و جورجیا که در ده ها سال گذشته جمهوریخواهان را انتخاب میکردند، در مقیاسی بی سابقه و با تفاوتی فاحش به کاندید دموکراتها رای دادند. علت این پیروزی نیز از نارضایتی های سنتی از حزب و رئیس جمهور حاکم فراتر میرود. این بار انتخابات میان دوره ای نشاندهنده نه قاطع مردم به کل آن فضا و پارادایم سیاسی ای بود که ترامپیسم، ناسیونالیسم عظمت طلب و فاشیسم نویی که ترامپ و ترامپیسم نماینده و آیکون آنست، در آمریکا و اروپا و دیگر کشورها دامن زده بودند. در این انتخابات مردم نه تنها علیه ترامپیسم بلکه علیه یک در صدیهائی بودند که تفرقه و ریاضت کشی اقتصادی را به مردم تحمیل میکنند.
به این سخنان جیمز تالاریکو کاندید دموکرات منتخب از ایالت تگزاس در سخنرانی پیروزی اش توجه کنید: “افرادِ در رأس قدرت، ما را بر اساس حزب، نژاد، جنسیت، مذهب و فرهنگ از یکدیگر جدا میکنند تا متوجه نشویم که دارند جیبهای ما را خالی میکنند. آنها بودجه مدارس ما را قطع میکنند، سیستم بهداشت و درمان ما را نابود میسازند و در حالی که مالیات خودشان را کاهش میدهند، مالیات همه ما را بالا میبرند. این قدیمیترین استراتژی جهان است: تفرقه بینداز و حکومت کن”.
این نوع افشاگری و آگاهگری ای است که جنبش “نوکینگ” و ضد الیگارشی مالی در آمریکا و جنبش علیه ریاضت کشی اقتصادی در آمریکا و فرانسه و اسپانیا و ایتالیا و آلبانی و چندین کشور دیگر در جهان پرچمش را برافراشته است. انتخابات اخیر در واقع رفراندومی علیه ترامپ و ترامپیسم و سیاستهای ریاضت کشی اقتصادی حاکم بر همه کشورها بود.
اعتراض مردم آمریکا برخلاف تحلیلهای سطحی هوادارن ترامپ، صرفا علیه جنگ و گرانی بنزین نبود. فساد دارودسته ترامپ، از ایلان ماسک و خانواده اش تا خود او که در دوسال اخیر بیش از دو میلیارد دلار بر ثروت شخصی اش افزوده است، خشونت شبه گشتاپو نیروی انتظامی اداره مهاجرت و گمرک آمریکا(آیس) علیه مکزیکی ها و دیگر مهاجرین، کمکهای نجومی دولت آمریکا به دولت اسرائیل، و وضعیت وخیم بیمه های بهداشتی و درمانی در آمریکا همه از مسائل مهم مردم در انتخابات اخیر بودند. سندرز و کورتز و ممدانی و امروز عبدل سید و تالاریکو بر همین نکات تاکید میکنند. این محورها نه تنها در تقابل کامل با سیاستهای حزب جمهوریخواه است بلکه از سیاستها و رهبری سنتی حزب دموکرات نیز کاملا متفاوت است. در آمریکا در مقابل ترامپیسم و یک درصدیهای بیلیونر و فاشیسم و عظمت طلبی عریانشان، نسل تازه ای بمیدان می آید که هر دو حزب سنتی آمریکا و کل نظم موجود را زیر سوال میبرد. این تحولی در ادامه جنبش ۹۹ درصدیها در غرب، هم جهت با انقلابات موسوم به بهار عرب، و از سنخ خیزش زن زندگی آزادی در ایران است.
این واقعیات در عین حال نشان میدهد که در رابطه با شرایط سیاسی ایران نیز شکست ترامپ و حزبش در این انتخابات، برخلاف آنچه در ظاهر به نظر میرسد، نه تنها تحولی به نفع جمهوری اسلامی نیست بلکه نشانه تقویت نیروی سیاسی ای در آمریکا است که در نقطه مقابل همه ارزشها و سیاستهای مافوق ارتجاعی جمهوری اسلامی قرار دارد. مردم و فعالینی که به انقلاب و جنبش زن زندگی آزادی شکل داده اند شکست فاشیسم ترامپیستی را در راستای شکست فاشیسم اسلامی در ایران میبینند و از این تحول نیرو میگیرند.
ترامپیستهای وطنی، یعنی سلطنت طلبان نیز بازندگان دیگر این انتخابات بودند. طرفداری دوآتشه آنان از ترامپ صرفا امری تاکتیکی و بخاطر سختگیری او علیه جمهوری اسلامی نیست، بلکه مهمتر از آن همراهی و همجهتی ارزشی عقیدتی استراتژیک آنان با عظمت طلبی نوع ترامپ است. انتخابات اخیر در آمریکا در واقع پیام جنبش “نوکینگ” به پادشاهی خواهان در ایران نیز بود.
۱۳ آبان ۱۴۰۵، ۴ اکتبر ۲۰۲۶
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران