Screenshot

معضلات “نه جنگ و نه صلح”- کاظم نیکخواه

صف‌بندی‌های منطقه‌ای از جمله کشاکش‌های جدید میان آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، و پیمان‌های دفاعی میان کشورهای منطقه خاورمیانه علیه نیابتی‌های حکومت اسلامی، حملات حوثی‌ها به مراکز نفتی و مدنی در عربستان، حملات این جریان در تنگه هرمز و باب‌المندب به کشتی‌های نفتی، اینها همچنان رویدادهای داغ منطقه هستند و همه آنها حکایت از آن دارند که اوضاع از حالت نه جنگ و نه صلح، به سرعت دارد به سوی یک رودررویی جدید نظامی پیش می‌ رود. در واقع عملا اوضاع کنونی نیز بیش از آنکه حالت نه جنگ و نه صلح باشد، یک فضا و واقعیت هر روزه نظامی و جنگیاست که بیشتر از طریق نیروهای نیابتی پیش می‌رود.

اخیرا دولت‌های منطقه از جمله عربستان، ترکیه و پاکستان مستقیما وارد معاهدات نظامی شده‌اند که هرکدام را به دفاع از دیگری در صورت حمله به دیگری، موظف می‌کند. مصر نیز برای پیوستن به این پیمان اعلام آمادگی کرده و تعهد خود را به دفاع از عربستان در صورت حملات بیشتر حوثی‌ها به مراکز مختلف در این کشور، اعلام کرده است. بنا به گزارش‌ها در نشستی در استانبول میان این دولت‌ها، نمایندگانی از سه دولت اروپایی یعنی فرانسه، آلمان و بریتانیا نیز شرکت کرده‌اند و همراهی خود را با این کشورها اعلام نموده‌اند.

این اوضاع گویای انزوای بیشتر جمهوری اسلامی در سطح بین‌المللی است. وجود جمهوری اسلامی و بحران‌سازی‌ها و جنگ‌افروزی‌هایش، به قیمت گزافی برای دولت‌های منطقه تمام شده و امنیت و آرامش را از این کشورها گرفته است و در نتیجه وضعیت این کشورها را ناامن کرده و باعث فرار سرمایه‌ها و سرمایه‌گذاران از این کشورها شده و شدیدا به مصالح اقتصادی دولت‌های بزرگ از جمله چین و دولت‌های اروپایی نیز آسیب زده است. بنابراین اوضاع و فاکتورهای متعدد دیگری که ناشی از وجود جمهوری اسلامی است، طبیعی است که دولت‌های منطقه و هم‌پیمانان آنهامستقل از این که این را ابراز کنند یا نه، تمایل جدی به تمام کردن کار جمهوری اسلامی داشته باشند. این تمایل از ابتدای روی کار آمدن جمهوری اسلامی وجود داشته است. به‌ویژه حکومت عربستان هیچگاه این تمایل خود را مخفی نکرده است. اما اکنون که اوضاع به شرایط جنگی و موشک‌پرانی و حملات تروریستی به فرودگاه‌ها و مراکز شهری توسط نیابتی‌های جمهوری اسلامی کشیده شده است، این دولت‌ها بسیار جدی‌تر در پی این هستند که به نحوی کار حکومت اسلامی یکسره شود. در عین حال کنار زدن جمهوری اسلامی برای آنها خطرات و پیچیدگی‌های زیاد دارد و ساده نیست و طبیعی است که این دولت‌ها نمی‌خواهند مستقیما وارد کشاکش با حکومت اسلامی شوند و یا ترکش‌های کشاکش و بحران و جنگ با جمهوری اسلامی، دامن آنها را بگیرد.

در این میان دولت ترامپ نیز در وضعیت روشنی قرار ندارد و آلترناتیوهای مختلفی را مزمزه می کند. مجله آتلانتیک در گزارشی با عنوان “قمار ترامپ برای پایان دادن به جنگ ایران” نوشته است که رئیس‌جمهور آمریکا دو راه پیش‌رو دارد. راه نخست تشدید فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی است. راه دوم دور تازه‌ای از حملات گسترده نظامی با هدف سرنگونی حکومت ایران است.

به نوشته نانسییوسف و جاناتان لمیر، نویسندگان این گزارش، هر یک از این دو پیشنهاد در هفته‌های اخیر از سوی افرادی مطرح شده که مورد اعتماد ترامپ هستند.

احتمال جنگی دیگر؟

روشن است که موانع متعددی بر سر راه ترامپ برای حملات جدید به جمهوری اسلامی وجود دارد. انتخابات میان‌دوره ای نوامبر می‌تواند کنترل مجلس نمایندگان و سنا را از دست جمهوریخواهان خارج کند و مشکلات جدی ای برای سیاست‌های ترامپ ایجاد نمایند. افکار عمومی در آمریکا با درگیر شدن بیشتر آمریکا در جنگ مخالف است.

اما برای ترامپ و همچنین نتانیاهو که او نیز در روزهای آتی با یک انتخابات دردسرساز مواجه است، همچنان احتمال ادامه جنگ و درگیری وجود دارد. اختیارات ویژه رئیس جمهور آمریکا به او امکان می‌هد که با توسل به بهانه شرایط اضطراری، با کشورهای دیگر وارد جنگ شود. نتانیاهو نیز احتمال دارد با اکثریتی ضعیف یا در حالت عدم وجود یک اکثریت، همچنان بر سر قدرت باقی بماند. اما حتی رقبای اصلی او با جنگ و مقابله نظامی با جمهوری اسلامی مخالفتی ندارند.

محاصره دریایی ایران توسط ارتش آمریکا فشارهای اقتصادی زیادی را به اقتصاد جمهوری اسلامی وارد آورده است و فلج اقتصادی را جدی‌تر نموده است. اما انتظاری که ترامپ از این محاصره داشته هنوز برآورده نشده است. و آن آمدن نمایندگانحکومت اسلامی بر سر میز مذاکره و امضای سند تسلیم است. برای جمهوری اسلامی چنین تسلیم شدنی، به معنای تمام شدن کار است و سران باقی مانده این حکومت به هیچ قیمتی حاضر به امضا گذاردن زیر سند پایان حیات خود نخواهند شد.

یک فاکتور مهم در این کلاف سردر گم سیاسی، موضع چین و روسیه است که هر دو دولت مراوداتی با جمهوری اسلامی و دولت‌های مخالف آن دارند. نشانه‌هایی از سازش میان دولت ترامپ و پوتین بر سر اوکراین به زیان جمهوری اسلامی مشاهده می‌شود. دولت چین نیز از ناامن کردن کشورهای منطقه زیان میبیند و گزارش‌هایی از فشار چین به جمهوری اسلامی برای ممانعت از حمله به این کشورها منتشر شده است.

بن بست سیاسی و جنگ نظامی

آنچه شاهدیم یک بن‌بست آشکار است. مدتهاست که این بن‌بست را شاهد بوده‌ایم و اکنون با دو جنگ نسبتا جدی، که سران رده بالای حکومت اسلامی را نابوده کرده، بسیار پیچیده تر شده است. یک مشکل اینست که جمهوری اسلامی دیگر اتوریته‌ای را بالای سر خود ندارد که بتواند “نرمش‌های قهرمانانه” را به خورد حکومتش بدهد. کسی جرات بلند کردن پرچم سازش با آمریکا را ندارد. زمزمه‌هایی شنیده می‌شود. اما به اقدامی واقعی منجر نمی‌شود.

بنابراین حقیقت تکرار شونده همانست که بارها گفته ایم که تا زمانی که جمهوری اسلامی سرکار است، منطقه روی آرامش نخواهد دید. این حکومت با بحران زاده شده است و جنگ افروزی در ذات آنست. سالهاست صفوفش را با شعارهای ایدئولوژیک علیه شیطان بزرگ و نابودی اسرائیل نگه داشته است. و امروز می داند که بیش از هر زمان پشت کردن به این نوع تبلیغات و شعارها هزینه های سنگینی برایش در بر خواهد داشت.

نکته مهم دیگر این است که تکلیف این اوضاع را مردم می‌توانند یک‌سره کنند. ما مردم هزینه‌های زیادی در مقابله با جمهوری اسلامی داده‌ایم. عزیزان بسیاری را از دست داده‌ایم. در برابر جنایات حکومت، یک جنبش دادخواهی فراگیر و سراسری در این کشور شکل گرفته و هر روز گسترده تر می شود که همه مردم را در بر میگیرد.

فشارهای اقتصادی ناشی از فلج اقتصادی و اختلاس و فساد و همچنین جنگ‌افروزی‌های حکومت نیز برای مردم کمرشکن شده است. در این شرایط علیرغم جنایات باورنکردنی حکومت، اوضاع جامعه به شدت انفجاری است و بدون تردید دور نیست روزی که شاهد یک انفجار جدید اجتماعی علیه جمهوری اسلامی باشیم. انفجاری که قطعا از انفجارات و خیزش‌های قبلی گسترده تر خواهد بود و اشکال متنوعتری از اعتراضات را در بر خواهد گرفت و هدف اصلی خود را پایان دادن به حکومت جنایت و جنگ و اختلاس و فساد خواهد گذاشت. اگر راه حلی برای خلاصی از بن بست سیاسی و اقتصادی وجود داشته باشد، با قدرت همین خیزش و جنبش مرخواسته‌های‌شاندمی است که قطعا با تجربه گرفتن از خیزشهای قبلی و دست زدن به اشکال متنوع اعتصابات و اعتراضات به جریان خواهد افتاد.

بازگشت صلح و آرامش و امنیت به دیگر کشورهای منطقه نیز با پیروزی این جنبش و خیزش مردمی علیه جمهوری اسلامی ممکن است نه با حملات نظامی و جنگ دولتها.