با انقلاب زن زندگی آزادی، جامعه شخم خورد! شهلا دانشفر

انترناسیونال: انقلاب زن، زندگی، آزادی چه اهدافی داشت، به کدام‌ها رسید و پس از آن چه خواهد شد.

شهلا دانشفر: انقلاب زن، زندگی، آزادی فوران خشم و اعتراض مردم ایران علیه ۴۷ سال حاکمیت جهنمی جمهوری اسلامی بود. جرقه آن با قتل مهسا امینی به‌خاطر حجاب زده شد، اما به‌سرعت به اعتراضی سراسری علیه فقر، فساد، تبعیض، نابرابری و کل بساط سراسر نکبت جمهوری اسلامی تبدیل شد. مردم با فریاد “این دیگه انقلابه، به آن نگید اعتراض”، هدف و عزم راسخ خود را برای سرنگونی جمهوری اسلامی اعلام کردند. و شعار “زن، زندگی، آزادی” اهداف و مضمون واقعی این انقلاب را بیان کرد و به شعار متحدکننده و سراسری کل جامعه تبدیل شد.

انقلاب از اعتراض علیه حجاب جرقه خورد و یک هدف فوری آن فتح خاکریز حجاب برای سرنگونی جمهوری اسلامی این حکومت ضد زن و آپارتاید جنسی بود. چرا که حجاب، نماد خونین آپارتاید جنسیتی حکومت بود  که همراه با فریاد کریه «الله‌اکبر»، از همان روز اول حاکمیت جمهوری اسلامی، موضوع اعلام جنگ آن با کل جامعه بود.  تظاهرات پرشور مردمی، با به‌آتش‌کشیدن حجاب‌ها توسط زنان، کف‌زدن و هورا کشیدن جمعیت، رقص و شادی و بلندشدن فریاد “آزادی، آزادی، آزادی” در این اعتراضات، نماد بارز آن بود. صحنه‌هایی تاریخی که به انقلاب زن، زندگی، آزادی شهرت جهانی بخشید و از آن به‌عنوان نخستین انقلاب زنانه قرن نام برده شد.

تأکید بر “زندگی” وجه مهم دیگر شعار “زن، زندگی، آزادی” بود.  فریادی علیه  فقر و فلاکت و نابودی هر روزه معیشت،  علیه تبعیض و نابرابری و بساط چپاول و غارت حاکم و علیه اعدام و سرکوب.  چرا که جمهوری اسلامی همه وجوه زندگی را از مردم گرفته و به‌جای آن،  نابودی هر روزه معیشتی را برای مردم به ارمغان آورده است. در انقلاب مهسا، مردم با شعار “فقر، فساد، گرونی، میریم تا سرنگونی” علیه این حکومت فقر و فلاکت و نابودکننده معیشت قد علم کردند.

 امروز نیز، در شرایطی که وضعیت معیشتی به نابودی کشیده شده، شاهد اولتیماتوم‌ها به اعتصاب و فریاد “زندگی” از سوی همه مردم هستیم. زندگی یعنی نه به اعدام و آری به زندگی، یعنی محیط زیست سالم و امن برای زندگی انسانها. جنبش برای آزادی زندانیان سیاسی و علیه اعدام که صدایش جهانی شده است، نیز نماد دیگری از فریاد زندگی و رهایی از  حکومت جنایت و کشتار است.

یک نیروی مهم انقلاب زن زندگی آزادی نسلZ  بود. نسلی که از چیزی ترس ندارد و  تصویر دیگر جامعه پر تلاطم امروز اعتراضات و نقش آفرینی های این نسل است. موتورسواری مختلط دختران و پسران در پهنه خیابان‌ها با پخش موزیک، موسیقی‌های خیابانی، آوازخوانی زنان و شب‌های شادی در کافه‌ها و رستوران‌ها، امروز عصیان جامعه برای باز پس گرفتن زندگی از چنگ این حکومت ضد زندگی و ضدانسان را بازتاب میدهد که کل ارزشهای هویتی ارتجاعی اسلامی حکومت را به چالش میکشد. و همه اینها  عمق جنبش “زن، زندگی، آزادی” را بیان می‌کند.

بنابراین، شعار “زن، زندگی، آزادی” به باور من اهداف اصلی و مضمون انقلاب زن، زندگی، آزادی را بیان کرد. این شعار فقط سه کلمه جدا از هم نیست، بلکه اعتراضی به تمامیت بساط توحش و بربریت حاکم است و برای تداوم انقلاب و به پیروزی رساندن آن این شعار همچنان بیان کننده اعتراض عمیق صف سرنگونی طلب مردمی علیه جمهوری اسلامی است.

منشور ۱۲ بندی بیست تشکل کارگری ـ اجتماعی ، این سند تاریخی و ماندگار که در جریان انقلاب زن، زندگی، آزادی ارائه شد، به باور من مانیفست انقلاب زن، زندگی، آزادی و پرچم اتحاد کل جامعه است. این منشور بیان همان خواست‌ها و اهدافی است که در انقلاب ۱۴۰۱ از سوی مردم فریاد زده شد و طی چهار سال اخیر، پس از سرکوب انقلاب، در اعماق جامعه ریشه دوانده و مضمون شعارهای اعتراضی مردم در کف خیابان بوده و به جنبش زن، زندگی، آزادی عمق بخشیده است.

به‌ویژه اینکه یکی از تأکیدات منشور ۲۰ تشکل، پایان‌دادن به حاکمیت صد سال بردگی و استثمار و اعمال قدرت از بالای سر مردم و تأکید بر شوراها بود. امروز نیز این تأکید، سرفصل بیانیه‌های اعتراضی در مناسبت‌های مختلف را تشکیل می‌دهد.

انقلاب زن، زندگی، آزادی یک تحول سیاسی تاریخی در عصر معاصر بود. در این انقلاب، ما شاهد رنسانسی در این جامعه علیه مذهب، خرافه و هرگونه عقب‌ماندگی و تحجر فکری بودیم که در نبرد با حکومت اسلامی شکل گرفت. در این انقلاب، کل بساط آپارتاید جنسی و جنسیتی حاکم به چالش کشیده شد و حجاب، این نماد خونین حکومت آپارتاید جنسی که خود حکومت آن را خاکریز اولش خوانده بود، فتح شد.

انقلاب زن، زندگی، آزادی به‌خاطر سرکوبگری‌های حکومت نتوانست به هدف اصلی خود، که همانا سرنگونی جمهوری اسلامی است، برسد؛ اما دستاوردهای آن، و مهم‌تر از همه تسخیر خاکریز حجاب، ضربات کاری‌ای بر پیکر این حکومت وارد کرده است.

ما امروز با یک جمهوری اسلامی تضعیف‌شده و در حلقه محاصره جامعه روبه‌رو هستیم. این حکومت از نظر اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و بین‌المللی ضربات سختی خورده است. صفوف آن از هر زمان دیگری متشتت‌تر است. اقتصادش در نقطه نابودی کامل قرار گرفته و ریشه این وضعیت در سیاست‌های ساختاری به شکست‌کشیده‌شده حکومت است و راه علاجی برای آن وجود ندارد. از نظر بین‌المللی نیز در انزوای کامل قرار دارد و محاصره اقتصادی آمریکا و رفتن پرونده اتمی آن به شورای امنیت، وضعیتش را وخیم‌تر کرده است. هر عقب‌نشینی این حکومت نیز فضای اعتراضی جامعه را تشدید خواهد کرد و مردم با قدرت و توان بیشتری به میدان خواهند آمد.

در مقابل، جامعه پرتلاطم قرار گرفته است و اعتراضات گسترده بر سر معیشت، گفتمان اعتصاب را به‌عنوان یک پاسخ مهم به این اوضاع جلو آورده و آن را به شعاری خیابانی تبدیل می‌کند.

نکته مهم این است که در انقلاب زن، زندگی، آزادی، جامعه شخم خورد و خواست‌هایی که امروز، چه در قالب بیانیه‌های اعتراضی و چه در شعارهای اعتراضی، از سوی مردم فریاد زده می‌شوند، بُعد انسانی و عمیق جنبش زن، زندگی، آزادی را بیان می‌کنند. مردم به‌طور واقعی دارند مفاد قانون اساسی جامعه آزاد و برابر فردا را رقم می‌زنند. این‌چنین است که پایه‌های انقلابی و اجتماعی برای رفع تمامی مظاهر ستم طبقاتی در جامعه در حال شکل‌گیری است.