از تاریخ ۱۹ اکتبر یعنی نخستین جلسه دفتر سیاسی پس از برگزاری پلنوم ۶۰ کمیته مرکزی حزب، تا پیش از برگزاری این نشست جاری یعنی پلنوم ۶۱، در مجموع ۲۵ جلسه دفتر سیاسی برگزار شده است. در این دوره اتفاقات تحولساز مهمی را داشتهایم که هرکدام به نوبه خود نقطه عطفهایی در اوضاع سیاسی جامعه بوده است. از جمله خیزش دیماه، قتلعام معترضین توسط حکومت، عروج جریان سلطنتطلب ، قد علم کردن فوری جامعه بعد از دیماه خونین، کشیده شدن سیاستهای جنگافروزانه حکومت به جنگ، قتل خامنهای، آتشبس و اوضاع الاکلنگی بعد از جنگ و بحث داغ آلترناتیو آینده، موضوعاتی بوده که مباحث اصلی جلسات دفتر سیاسی را تشکیل داده است.
خیزش دیماه (هفتم دیماه ۱۴۰۴-۲۸ ژانویه ۲۰۲۶) ، خیزشی در ادامه مبارزات قبلی مردم ایرانو در امتداد انقلاب زن زندگی آزادی بود که با تاکیدی بیشتر بر “زندگی”، رقم زده شد. اتکا به دستاوردهای سازمانی مبارزاتی انقلاب زن زندگی آزادی و اتحاد صف سرنگونیطلبی و فعالین اجتماعی حول خواستهای رادیکال آن، اعتصابات سراسری و سازماندهی محلهمحور سه محور مهم مورد تاکید مباحث دفتر سیاسی دراین مقطع بود. یک اقدام مهم حزب در این دوره فراخوان به اعتصاب عمومی در کردستان همراه با حزب کمونیست ایران و هفت سازمان کردستانیبود. اعتصابی که حمایت شماری از زندانیان سیاسی در زندانهای کردستان و در زندانهای دیگر شهرها راهمراه داشت. طبق گزارشها این اعتصابمجموعا ٥٠ شهر در کردستان و دیگر مناطق را در برگرفت وحزب در شکلگیری این اعتصاب نقش فعالی ایفا کرد.
قتلعام معترضین توسط حکومت در ۱۹ دیماه برابر با ۹ ژانویه برای عقب راندن سیل خروشان مردمشروع فاز جدیدی در اوضاع سیاسی ایران بود. کشتاری از سر استیصال که باعث شداوضاع شکل عادی خود را از دست بدهدو در واقع جامعه به یکپارچه خشم و صحنه مستقیم تقابل حکومت با مردم تبدیل شد. در واکنش اولیه مردم دچار شوک شدند. اما بلافاصله همراه با مراسمهای هزاران نفره با فریاد مرگ بر دیکتاتور و رقص عصیان سر بلند کردند. دانشگاه به کانون مهم این دادخواهی تبدیل شد و در متن بدتر شدن وضعیت معیشتی با سربلند کردن دوباره اعتراضات در بخشهای مختلف جامعه روبرو شدیم. وضعیت جدید فورا در دستور دفتر سیاسی قرار گرفت و در مباحث آن بر نمایندگی کردن غم و اندوه وخشم و نفرت مردم، تمرکز بر جنبش دادخواهی و در عین حال بر دامن زدن به گفتمان دست از کار کشیدن و متوقف کردن همه چرخها و به لحاظ سازماندهی بر ایجاد تشکلهای محلهمحوربرای خودیاری و سازمانیابی جوانان در جهت شکلدهی و گسترش اعتراضات تاکید شد.
یک موضوع دیگر بحث در جلسات دفتر سیاسی عروج جریان سلطنتطلب و نقش مخرباین جریان در جنبش سرنگونی بود. با این تاکید که این عروجنشانه به راست چرخیدن جامعه و جنبشهای جاری نیست بلکه نشانه توسل تاکتیکی-ابزاری مردم به نیرویی است که گمان میکنند میتواند رژیم را بیندازد. یک نکته مهم در این مبحث تاکید این بود که با جلو راندهشدن سلطنتطلبان و بهدنبال آن کشتار بیسابقه حکومت شعار “زن، زندگی، آزادی” به حاشیه رانده شد، اما آرمانها و خواستهای انقلابی مردم و دستاورهای مبارزاتی- تشکیلاتی آن از بین نرفته است. و همانجا بر اتکا به دستاوردهای سازمانی-مبارزاتی جنبش “زن زندگی آزادی” و خواستهای رادیکال آن و قرار دادن مضمون و محتوای جنبش انقلابی مردم در سه سال اخیر در مرکز و محور مبارزات فعالین و مردم در داخل و خارج و جلو کشیدن دوباره “شعار زن، زندگی، آزادی” تاکید شد.در بیانیه حزب نیز به این مناسبت به خطر تحولات سیاسی از طریق بند و بستهایی در بالا، با کمک مدیای دست راستی و یا دخالت مستقیم و غیرمستقیم دولتهای خارجی و نقش مخرب نیروهای سلطنتطلب اشاره شد و اینکه سیاستهای بندوبست از بالا و رفتار نیروهای راستبه نفع جمهوری اسلامی و به زیان انقلاب مردم تمام میشود.
آغاز جنگ در نهم اسفند ۱۴۰۴، نقطه عطف دیگری در سیر تحولات سیاسی ایران بود. قتل خامنهای در جریان حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی اتفاق سیاسی مهم دیگری بود که در تضعیف جمهوری اسلامی و روند اوضاع سیاسی تاثیر گذاشت. صفوف حکومت متشتتر شد و تضادهایشان در برابر مردم و جنگ شدت گرفت. در عین حال کشیدن شدن دامنه جنگافروزیهای جمهوری اسلامی به منطقه، این کشورها را نیز به مخالفان رژیم ایران تبدیل کرد . بستن تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی که هم برگه برندهای در دست جمهوری اسلامی بود و هم موجب دامن زدن به بحران انرژی در جهان شد، انزوای بیشتر حکومت اسلامی را در پی داشت. بهدنبال آن محاصره دریایی جمهوری اسلامی توسط آمریکا، کل این منطقه را به یک بحران گرهی در سایه جنگ وصل و تبعات اقتصادی این وضعیت اقتصاد حکومت اسلامی را وخیمتر کرد. از سوی دیگر در برابر بحران انرژی، آمریکا نیز زیر فشار سنگینی قرار گرفت. در نتیجه، این وضعیت و بحران انرژی جهانی هم آمریکا و هم جمهوری اسلامی را در بنبست قرار داد و نتیجه این وضعیت به آتشبس کشیده شد.
بخش مهمی از مباحث دفتر سیاسی در این دوره به موضوع جنگ، موقعیت جمهوری اسلامی و چشم انداز آتی اختصاص داشت.
اولین تاکید حزب در مباحث دفتر سیاسی بر این بود که جنگ ادامه سیاست و در تحلیل نهایی از غربستیزی جمهوری اسلامی نشات گرفته است.به این معنا کهجمهوری اسلامی با سیاستهای جنگافروزانه هم مسبب جنگ و هم عامل تداوم آن بوده است. حزب نفس حمله آمریکا و اسرائیل به مراکز نظامی و سران حکومت را محکوم نکرد و حذف خامنهای و لاریجانی و سران رژیم را به نفع مبارزات مردم ایران خواند. در عین حال هرجا و هر اندازه جنگ به جان و مال مردم صدمه زد آنرا محکوم نمود و بر اینکه سرنگونی جمهوری اسلامی با انقلاب مردم، راه حل نهایی و پایهای و با دوام ختم جنگ جاری و کل فضای جنگی است.
در هفتم آوریل ۲۰۲۶ پس از۳۹ روز جنگ، آتشبس برقرار شد. حزب در بیانیهای بر این نکته که جنگ مردم با این حکومت آتشبس ندارد بر تداوم جنبش زن زندگی آزادی تاکید کرد.حزب طی بیانیهای خطاب به دول غربی و همه دولتها گفت جنگ و حمله نظامی و سازش و تحریم اقتصادی و نظایر آن مسالهای را حل نخواهد کرد. جمهوری اسلامی را بهعنوان حکومت ایران بهرسمیت نشناسید. جمهوری اسلامی نماینده مردم ایران نیست، قاتل آنهاست. این حکومت را بایکوت کنید.
در این دوره در کوران همه این جدالها بحث آلترناتیو و رهبری انقلاب داغ شد. جامعه سرنگونی را فرض میگیرد و همه گفتمانها و تحرکات سیاسی بر سر رهبری انقلاب و جامعه آینده است. در مباحث مربوط به این موضوع در دفتر سیاسی یک تاکید مهم قرارداشتن دو چشمانداز متفاوت، جمهوریو نظام پادشاهی،در برابر جامعه بود. با تاکید بر اینکه کمونیستها در کمپ جمهوریخواهان قرار میگیرند اما نوع مشخصی از جمهوری، که جمهوری شورایی با مضمون اقتصادی سوسیالیستی است. در این راستا برافراشتن پرچم جمهوری شورایی و مخالفت با هر نوع اعمال قدرت مافوق مردم کلیدی است. در راستای همین مباحث در سیزدهم اسفند (چهارم ماه مارس) منشورزن زندگی آزادی برای دوره گذار و حکومت آتی در ایران منتشر شد. این منشور با اشاره بر موقعیت تضعیف شده حکومت و قرار گرفتن آن در سراشیبی سقوط و تحرکات نیروهای مختلف اپوزیسیون در جهت ارائه آلترناتیو برای دوره گذار و حکومت آتی،بر عاجل بودن ارائه طرح و چشمانداز روشن جنبش عظیمِ زن زندگی آزادیدر پاسخ به این دوران تاکید کرد.
و بالاخره در آخرین نشست دفتر سیاسی تاکیدات مهمی بر تغییر موضوعات و سوالات پیشرو در جنبش سرنگونی در جریان تحولات سیاسی این دوره و برجسته شدن نقش احزاب و اهمیت پاسخگویی به ابهامات جنبش سرنگونی از سوی حزب تاکید شد. و همانجا بر ضرورتِداشتن یک طرح و نقشه کلان سیاسی برای آلترناتیو آینده و ارائه آن بهصورت سندی روشن رو به جامعه اشاره گشت.با این جمعبندی که جامعه بهطرف یک انفجار میرود و کسی که میخواهد فقر نباشد و از این جهنم خلاص شود باید بداند که حزبی هست که راه دارد. و اینکه یک جامعه آزاد و برابر و انسانی فقط میتواند سوسیالیستی باشد و میتواند به ریشه کل سیستم و حکومت بزند. بدینگونه در این دوره جلسات دفتر سیاسی جلساتی پرحرارت و بسیار پرمحتوا بودند.
نتیجه اینکه در این دوره مباحث دفتر سیاسی اساسا بر رصد کردن اتفاقات سیاسی مهم، پاسخ به مهمترین نقطه عطفهای این دوره و آلترناتیو آینده و پاسخ حزب به عمل مشترک صف سرنگونیطلبان متمرکز بود.همین جا مناسب میدانم که از نقش حمید تقوایی در پیشبرد مباحث و انسجام بخشیدن به حزب در این دوره بهشدت متحول سیاسی قدردانی کنم.
زنده باد حزب
شهلا دانشفر، ژوئن ۲۰۲۶
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران