جنگی که فرومیخوابد و جنگی که سر بلند میکند! حميد تقوايي

تشدید تحریمها و محاصره اقتصادی زندگی مردم را بیش از هر زمان و به شکل فزاینده ای تحت فشار قرار داده است. ریال هر روز بی ارزش تر میشود، تورم و گرانی بیداد میکند و مردم هر روز بیشتر توان تامین حتی ابتدائی ترین مایحتاج خود را از دست میدهند. بنا به گزارش خبرگزاری حکومتی ایلنا خط فقر در ایران به ٩۰ میلیون تومان رسیده است. این در حالی است که سطح متوسط دستمزد کارگر با احتساب همه مزایا به ۲۵ میلیون تومان نمیرسد. این شرایط چنان وضعیت غیر قابل تحملی را برای اکثریت مردم ایجاد کرده است که حتی قالیباف هشدار میدهد این وضع قابل ادامه نیست.

مقامات حکومتی معمولا شریط جنگی را موجب این وضعیت جلوه میدهند. اما بر همه روشن است که گرانی و تورم نجومی و بی آبی و بی برقی و بی تامینی اقتصادی با جنگ شروع نشده است. نه سقوط ارزش ریال حاصل شرایط جنگی است و نه تورم و گرانی و فلاکت اقتصادی. جنگ و شرایط جنگی بحران اقتصادی و فقر و فلاکت عمومی را تشدید کرده است، اما جنگ و تنش جنگی نیز خود حاصل سیاستهای غربستیزانه جمهوری اسلامی است. فلاکت و گرانی و شرایط سخت معیشتی، همانند گسترش اعدامها و سرکوب و بازداشت و امنیتی شدن فضای جامعه، از پیامدهای جنگ نیست بلکه نتیجه سیاستهای حکومت به بهانه جنگ است. از جنگ دوازده روزه، که میتوانست با پذیرش شرایط ویتکاف از سوی رژیم اصلا رخ ندهد، تا امروز که حکومت با بستن تنگه هرمز موجب تشدید تحریم و محاصره اقتصادی علیه خود شده است، این جمهوری اسلامی است که به جنگ و تنش و کشاکش جنگی دامن میزند. در پایه ای ترین سطح غرب ستیزی فوق ارتجاعی حکومت که امر هویتی اوست مایه و پایه شرایط جهنمی است که امروز به مردم تحمیل شده است.

مردمی که شعار میدهند جنگ افروزی را رها کن فکری بحال ما کن بر همین واقعیت تاکید میکنند. اولویت حکومت مانند همیشه پروار کردن نیروهای نظامی و انتظامی، بودجه نجومی برای نهادهای مذهبی و حمایت مالی از نیروهای تروریستی در منطقه است. در دل همین شرایط بنا به گزارش رسانه های حکومتی بیش از هفت هزار میلیارد تومان صرف مراسم جنازه گردانی و تدفین علی خامنه ای میشود، فولاد مبارکه بیش از ۱۱۰ میلیارد تومان برای مراسم حکومتی اربعین و مصلای خمینی و نهادهای مذهبی در اصفهان صرف میکند، و در یک قلم یک میلیارد دلار به حزب الله لبنان کمک مالی میشود. این تنها نمونه های اعلام و افشا شده از اولویتهای مالی حکومت در شرایط جنگی است. این حکومت چپاولگر جمهوری اسلامی است که هم باعث و بانی جنگ و هم عامل مستقیم فقر و فلاکتی است که تلاش میکند آنرا نتیجه جنگ جلوه بدهد.

این شرایط قابل دوام نیست. همه مقامات حکومتی از هر دو جناح بخوبی میدانند که وقتی گرد و خاک جنگ فرو بخوابد، جنگ مردم علیه کل موجودیتشان گسترده تر از قبل سر بلند خواهد کرد و این جنگ دیگر مذاکره و سازش بردار نیست. هم اکنون وضعیت نه جنگ نه مذاکره فعلی و سیاست تشدید و تحریم و محاصره اقتصادی دولت آمریکا، بحران و بن بست و تلاشی اقتصادی که جنگ و تنش جنگی بر آن سایه انداخته بود را هر چه بیشتر عریان کرده و رژیم را بیش از پیش در منگنه قرار داده است. این روند در ادامه خود بحران بقای حکومت را حادتر خواهد کرد.

مساله رابطه با غرب همیشه برای حکومت یک پارادوکس باخت باخت بوده است و امروز بیش از هر زمان دیگری چنین است. تعامل باغرب ممکن است برای حکومت وقت بیشتری بخرد ولی هویت و اصل وجودی آنرا بزیر سئوال میبرد و از این نقطه نظر رژیم را با یک بحران عمیق هویتی و استراتژیک مواجه میکند. از سوی دیگر تداوم تقابل با غرب و سیاست آمریکا و اسرائیل ستیزی گرچه انسجام هویتی-ایدئولوژیک رژیم را بویژه در جنبش اسلام سیاسی حفظ میکند اما تلاشی کامل اقتصادی حکومت را بدنبال خواهد داشت. این پارادوکس برای حکومت یک وضعیت متناقض و کشمکش داخلی بی پایانی را ایجاد کرده است که گرچه امری قدیمی است اما جنگهای یکسال اخیر و شرایط جنگی حاضر آنرا به مرحله نهائی رسانده است. مساله باید یکسره شود و این توده مردم ایران هستند که تعیین تکلیف خواهند کرد. رابطه غرب با رژیم را نیز نهایتا جنگ مردم با حکومت تعیین خواهد کرد اما مساله محوری تقابل مردم با حکومت ربط چندانی به رابطه غرب با حکومت ندارد. مردم از فقر و بی امکاناتی و شرایط معیشتی که هر روز وخیم تر میشود به ستوه آمده اند اما محور رابطه جامعه با حکومت را نه رابطه رژیم با غرب و یا شرایط اقتصادی بلکه سیاستهای سرکوبگرانه و ضد انسانی حکومت واز جمله و بویژه کشتار و نسلکشی دیماه تشکیل میدهد.

گرچه کشتار مردم بوسیله حکومت چه در خیابانها و چه در زندانها و چه بر چوبه دار سابقه ای به قدمت عمر ننگین حکومت دارد اما کشتار دیماه سطح تازه و بیسابقه ای از جنایت و توحش بود. توحش و جنایتی چنان عظیم و مهیب که اعتراف به کشتار ۳۰۰۰ نفر در عرض ۴۸ ساعت در نظر مقامات تخفیف بحساب می آید! این کشتار نه تنها درهم کوبیدن جمهوری اسلامی بلکه محاکمه جانیان حاکم را به امر بخش اعظم جامعه تبدیل کرده است. حتی اگر شیر و عسل در خیابانها روان شود مردم این کشتار را فراموش نخواهند کرد و از آن نخواهند گدشت. زخم و ترامای این جنایت تنها با سرنگونی و محاکمه جانیان حاکم تسلی خواهد یافت. رابطه حکومت با غرب و آمریکا هر چه باشد و شرایط اقتصادی هر وضعیتی پیدا کند امر اساسی مردم تسویه حساب با قاتلین خود خواهد بود.

اجتماعات بازنشستگان، اعتراض دختران موتور سوار و جوانانی که در خیابانها میرقصند، و جنبش علیه اعدام که هر روز گسترده تر میشود، اولین طلایه های این تسویه حساب اجتماعی است. زمان آن فرارسیده است که در چهارمین سالگرد جنبش زن زندگی آزادی و با اتکا به دستاوردها و سرمایه مبارزاتی این جنبش، با تمام توان برای کرامت زن، پاسداشت زندگی و رسیدن به آزادی بمیدان بیائیم.

حمید تقوائی

۱ شهریور ۱۴۰۵، ۲۳ اوت ۲۰۲۶