از مدرسه تا خیابان؛ نگاهی به اعتراضات در فرانسه- شهلا دانشفر

اعتراضات دانش‌آموزان در فرانسه که از ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶ آغاز شد، در هفته نخست اکتبر به جنبشی سراسری تبدیل شد. آنچه ابتدا با اعتراض به کمبود معلم، کلاس‌های شلوغ و وضعیت نامناسب مدارس آغاز شده بود، به‌تدریج با مشارکت دانشجویان دانشگاه‌ها، معلمان، اتحادیه‌های کارگری و بخش‌هایی از جامعه گسترش یافت. در ادامه، برخورد پلیس و بازداشت گسترده نوجوانان نیز به یکی از محورهای اصلی اعتراضات تبدیل شد.

مطالبات دانش‌آموزان؛ از بهبود شرایط آموزشی تا اعتراض به خشونت پلیس

اعتراضات دانش‌آموزان در آغاز عمدتاً بر شرایط آموزش عمومی و مشکلات مدارس متمرکز بود، اما با گسترش جنبش، مطالبات اجتماعی و اعتراض به عملکرد پلیس نیز برجسته‌تر شد. مهم‌ترین خواست‌های دانش‌آموزان عبارت بودند از:

استخدام معلمان بیشتر: پر کردن جای خالی معلمان و کارکنان آموزشی و پایان دادن به کلاس‌هایی که به دلیل نبود معلم تشکیل نمی‌شوند، کاهش تراکم کلاس‌ها: اعتراض به کلاس‌های بسیار شلوغ که گاه تا ۳۶ دانش‌آموز دارند، افزایش بودجه آموزش عمومی: مقابله با کاهش منابع آموزشی و نابرابری میان مدارس برخوردار و مدارس مناطق کم‌درآمد، بهبود ساختمان‌ها و امکانات مدارس: تعمیر کلاس‌های فرسوده، رسیدگی به مشکلات ساختمانی و فراهم کردن شرایط مناسب برای تحصیل، اصلاح برنامه‌های آموزشی: بازنگری در برنامه‌های طولانی و نامناسب درسی، بازنگری در نظام پذیرش دانشگاه‌ها: رفع مشکلات سامانه سراسری پذیرش دانشگاه‌ها و موانعی که دانش‌آموزان در مسیر ورود به آموزش عالی با آن روبه‌رو هستند، به‌رسمیت شناختن حق مشارکت دانش‌آموزان: فراهم کردن امکان مشارکت بیشتر آنان در تصمیم‌گیری‌های مربوط به مدرسه و آینده تحصیلی خود.

با گسترش اعتراضات و تشدید برخوردهای پلیسی، پایان دادن به خشونت پلیس نیز به یکی از خواست‌های محوری جنبش تبدیل شد. استفاده از گاز اشک‌آور، نارنجک‌های ضدشورش و بازداشت نوجوانان، خشم معترضان و حامیان آنان را برانگیخته است.

“آموزش حق است، نه امتیاز” از شعارهای آغازین این اعتراضات بود. در روزهای بعد، شعارهای اعتراضی علیه خشونت پلیس نیز در تظاهرات برجسته شدند. تشکل‌های دانش‌آموزی همچنین خواهان اختصاص ۱۰ میلیاردیورو برای تأمین مالی اقدامات فوری آموزشی شده‌اند.

روند گسترش اعتراضات؛ از یک دبیرستان تا جنبشی سراسری

اعتراضات در ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶، برابر با ۳۰ شهریور۱۴۰۵، در دبیرستان سن‌اگزوپری در شهر کرِتِی، در حومه جنوب‌شرقی پاریس، آغاز شد. در آن روز، دانش‌آموزان، والدین و معلمان در اعتراض به کمبود معلم و امکانات آموزشی مقابل مدرسه تجمع کردند.

اعتراض به‌سرعت به مدارس دیگر منطقه پاریس گسترش یافت. اتحادیه دانش‌آموزی دبیرستان‌ها نیز در گسترش اعتراضات نقش داشت و خواستار مسدود کردن ورودی دبیرستان‌ها در سراسر کشور شد. از اواخر سپتامبر، مدارس شهرهای دیگر فرانسه نیز به این حرکت پیوستند و دامنه اعتراضات در اول اکتبر به بیش از هزار مدرسه رسید. هم‌زمان، برخوردهای پلیسی با معترضان شدت گرفت.

در دوم اکتبر، ادوار ژفره، وزیر آموزش‌وپرورش فرانسه، با نمایندگان تشکل‌های دانش‌آموزی و دانشجویی، والدین و اتحادیه‌های کارکنان آموزش دیدار کرد. او پیشنهاد ایجاد سازوکاری برای شنیدن مطالبات دانش‌آموزان و افزایش مشارکت آنان در تصمیم‌گیری‌های مربوط به مدارس را مطرح کرد. دولت همچنین وعده داد برای حل مشکل کمبود معلم، بهبود وضعیت ساختمان‌های مدارس و رسیدگی به مسائل مربوط به ساعات و برنامه‌های آموزشی اقداماتی انجام دهد.

اما دانش‌آموزان این وعده‌ها را پاسخگوی مطالبات خود ندانستند و اعتراضات در ابعادی گسترده‌تر ادامه یافت. با گسترش و تعمیق جنبش، خواسته‌های معترضان نیز از ایجاد تغییرات فوری در نظام آموزشی فراتر رفت و ابعاد اجتماعی و سیاسی گسترده‌تری پیدا کرد.

در ششم اکتبر، دانشجویان دانشگاه‌ها نیز به اعتراضات پیوستند و به یکی از نیروهای فعال در پیشبرد آن تبدیل شدند. شمار شرکت‌کنندگان در تظاهرات این روز، بنا بر اعلام برگزارکنندگان و تشکل‌های دانش‌آموزی و دانشجویی،۴۵۰ هزار نفر بود؛ در حالی که وزارت کشور فرانسه رقم۲۶۶ هزار نفر را اعلام کرد. در پاریس نیز آمار برگزارکنندگان ۱۰۰ هزار نفر و آمار رسمی۵۶ هزار نفر بود.

در هشتم اکتبر، تجمع بزرگی در میدان باستیل پاریس برگزار شد و دامنه بسیج اعتراضی به حدود دو هزار مدرسه رسید. بنا بر اعلام کنفدراسیون عمومی کارفرانسه(CGT)، بیش از ۱۳۰ هزار نفر در تظاهرات آن روز شرکت کردند. همچنین حدود ۵۵ هزار نفر در اعتراضات و تجمعات مقابل مدارس حضور داشتند.

ورود دانشجویان و زنده شدن خاطره کمون پاریس

در روزهای آغازین اکتبر، دانشجویان دانشگاه‌ها حضور فعال‌تری در اعتراضات پیدا کردند. در ششم اکتبر، در کنار تظاهرات دانش‌آموزان، دانشجویان نیز در راهپیمایی‌ها شرکت کردند. طبق گزارش لوموند، حدود ۴۰ درصد مؤسسات آموزش عالی دولتی در آن روز با اختلال مواجه شدند.

در شهر کلرمون‌فران، گروهی از دانشجویان ورودی‌های دانشگاه را مسدود کردند و با تأکید بر همبستگی میان دانشجویان و دانش‌آموزان، از مطالبات آنان حمایت کردند.

در دانشگاه رِن ۲ نیز دانشجویان ساختمان‌های این مرکز آموزشی را به تصرف خود درآوردند و پارچه‌نوشته بزرگی با مضمون “زنده‌باد کمون” بر نمای ساختمان دانشگاه نصب کردند. این عبارت در شعارهای دانشجویان بازتاب یافت و ویدئوی آن در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد.

اشاره به کمون پاریس،یادآور رویدادی تاریخی در سال ۱۸۷۱ است؛ رویدادی که در پی شکست فرانسه در جنگ با پروس و بحران سیاسی و اجتماعی آن دوره شکل گرفت. در جریان کمون، کارگران و نیروهای مردمی برای مدتی کوتاه قدرت را در پاریس به دست گرفتند و شهر را از طریق نهادهای منتخب و شوراهای مردمی اداره کردند. کمون پس از کمتر از سه ماه، در جریان سرکوب خونین آن شکست خورد، اما خاطره آن در تاریخ جنبش کارگری و جنبش‌های آزادی‌خواهانه جهان باقی ماند.

امروز، در شرایطی متفاوت، برافراشتن شعار “زنده‌باد کمون” از سوی دانشجویان رِن ۲ نشان می‌دهد که بخشی از معترضان می‌کوشند مبارزه کنونی را در پیوند با سنت تاریخی مبارزات کارگری و مردمی قرار دهند.

در هشتم اکتبر نیز حضور دانشجویان در تجمع میدان باستیل و دیگر شهرها ادامه یافت. تشکل‌های دانشجویی و دبیرستانی در ادامه این روند، فراخوان مشترکی برای اعتصاب و تظاهرات در روز سه‌شنبه ۱۳ اکتبر صادر کردند. در تجمع هشتم اکتبر میدان باستیل، طبق آمار وزارت کشور، حدود۷۱ هزار و ۵۰۰ نفر شرکت داشتند.

به این ترتیب، جنبشی که با اعتراض به شرایط دبیرستان‌ها آغاز شده بود، اکنون به عرصه‌ای مشترک برای اعتراض بخشی از دانش‌آموزان، دانشجویان، معلمان و دیگر نیروهای اجتماعی تبدیل شده است.

حمایت اتحادیه‌های کارگری و گسترش همبستگی اجتماعی

اعتراضات دانش‌آموزان با حمایت بخش‌هایی از جامعه، اتحادیه‌های کارگری و تشکل‌های آموزشی روبه‌رو شده است. اتحادیه‌های دانش‌آموزی دبیرستان‌ها، کنفدراسیون عمومی کار فرانسه (CGT)، اتحادیه معلماندبیرستان(SNES-FSU)، دیگر اتحادیه‌های آموزشی و کارکنان بخش عمومی، همچنین والدین، معلمان و فعالان اتحادیه‌ای از جمله حامیان این حرکت بوده‌اند.

CGT از اعتراضات دانش‌آموزان و دانشجویان حمایت کرده و با فراخوان بسیج اعتراضی برای۱۳ اکتبر، مطالبات آموزشی را در پیوند با دفاع از خدمات عمومی و مقابله با سیاست‌های ریاضتی قرار داده است.

اتحادیه SNES-FSU نیز از آغاز جنبش از دانش‌آموزان حمایت کرده و با تأکید بر استقلال آنان، خواستار احترام به حق اعتراض و تظاهرات شده است. این اتحادیه در نهم اکتبر فراخوان اعتصاب برای۱۳ اکتبر را منتشر کرد.

همچنین شماری از اتحادیه‌های کارکنان بخش عمومی و آموزش، اعضای خود را به همراهی با دانش‌آموزان فراخوانده‌اند. گزارش‌ها از مشارکت فعال معلمان در تجمعات و راهپیمایی‌ها حکایت دارد؛ شماری از آنان نیز در کنار دانش‌آموزان خود در تظاهرات شرکت کرده‌اند.

در عرصه سیاسی، حزب چپ “فرانسه تسلیم‌ناپذیر” (La France Insoumise) به رهبری ژان‌لوک ملانشون از اعتراضات حمایت کرده و برخورد پلیس را مورد انتقاد قرار داده است. دولت در واکنش، این حزب و نیروهای نزدیک به آن را به بهره‌برداری سیاسی از اعتراضات متهم کرده است.

این درحالی است که مطالبات آموزشی، دفاع از حق اعتراض و انتقاد از برخورد پلیس،بخش‌های مختلف جامعه و جریانات سیاسی را در بر گرفته است.

واکنش دولت؛ وعده‌های آموزشی در کنار تشدید سرکوب

واکنش دولت به جنبش اعتراضی، دو وجه داشته است: از یک سو، وعده اقدام برای حل مشکلات آموزشی و گفتگو با نمایندگان دانش‌آموزان؛ از سوی دیگر، افزایش حضور پلیس و برخورد با تجمعات.

در نهم اکتبر، ادوار ژفره، وزیر آموزش‌وپرورش، اعلام کرد که دولت در پی اعزام فوری حدود ۳۰۰۰ معلم آماده‌به‌کار به مدارسی است که با کمبود جدی نیرو مواجه‌اند. دولت این اقدام را برنامه‌ای اضطراری برای پاسخ به یکی از مطالبات اصلی دانش‌آموزان معرفی کرده است. با وجود این، تشکل‌های دانش‌آموزی تأکید کرده‌اند که اعتراضات باید ادامه یابد.

دولت همچنین با نمایندگان تشکل‌های دانش‌آموزی و انجمن‌های والدین وارد گفت‌وگو شده و مشورتی عمومی را برای دریافت نظرات دانش‌آموزان درباره وضعیت آموزش به راه انداخته است.

اما در کنار این وعده‌ها، برخوردهای پلیسی نیز ادامه داشته است. وزارت کشور از افزایش نیروهای ضدشورش و برخورد با آنچه “خشونت شهری” می‌نامد، خبر داده است. مقام‌های دولتی با تفکیک اعتراضات مسالمت‌آمیز از تخریب اموال و درگیری، اقدامات پلیس را توجیه کرده‌اند؛ در مقابل، منتقدان دولت بر ضرورت رعایت حق اعتراض و جلوگیری از اعمال خشونت علیه نوجوانان تأکید دارند.

بازداشت هزاران نفر و جراحات شدید نوجوانان

یکی از نگران‌کننده‌ترین ابعاد تحولات اخیر، گستردگی بازداشت‌ها و شدت برخوردهای پلیسی است. آمار رسمی منتشرشده درباره بازه زمانی۲۸ سپتامبر تا پنجم اکتبر از بازداشت ۶۰۵۹ نفر حکایت دارد که ۵۰۶۰ نفر از آنان به بازداشتگاه‌های پلیس منتقل شده‌اند. طبق همین آمارها، ۸۷ درصد افراد تحت بازداشت پلیس در این دوره زیر۱۸ سال بوده‌اند.

همچنین گزارش‌هایی از جراحات شدید معترضان نوجوان منتشر شده است؛ از جمله نوجوانانی که در جریان برخوردهای پلیسی از ناحیه صورت و چشم آسیب دیده‌اند و نوجوانی که بر اثر انفجار نارنجک ضدشورش دست خود را از دست داده است.

عفو بین‌الملل و دیگر منتقدان دولت، استفاده از زور علیه نوجوانان را مورد انتقاد قرار داده‌اند. زیر فشار این انتقادات، مقام‌های دولتی از بررسی موارد احتمالی تخلف پلیس سخن گفته‌اند. دولت همچنین اعلام کرده است که استفاده از نوعی نارنجک صوتی-انفجاری در کنترل اعتراضات را موقتاً متوقف می‌کند.

با این حال، برخوردهای پلیسی و بازداشت نوجوانان به یکی از عوامل تشدید خشم معترضان تبدیل شده است. فراخوان تازه برای اعتصاب و تظاهرات در ۱۳ اکتبر نیز در شرایطی صادر شده که اعتراض به سرکوب و دفاع از حق تظاهرات، در کنار مطالبات آموزشی، جایگاه برجسته‌اییافته است.

سیزدهم اکتبر؛ گام بعدی جنبش اعتراضی

در فراخوان ۱۳ اکتبر، تشکل‌های دانش‌آموزی و دانشجویی و اتحادیه‌های کارگری و آموزشی، در همراهی با یکدیگر، خواهان روز تازه‌ای از اعتصاب و تظاهرات سراسری شده‌اند.  CGTو
SNEF-SFUنیز حمایت خود را اعلام کرده‌اند.

این فراخوان در شرایطی صادر شده است که دانشجویان دانشگاه‌ها فعالانه وارد میدان شده‌اند، اتحادیه‌های کارگری از مطالبات دانش‌آموزان دفاع می‌کنند و اعتراض به خشونت پلیس و بازداشت نوجوانان به یکی از محورهای اصلی جنبش تبدیل شده است.

از این رو، ۱۳ اکتبر می‌تواند مرحله مهم دیگری در روند گسترش اعتراضات باشد؛ هرچند دامنه مشارکت و نتایج آن هنوز روشن نیست. آنچه تاکنون آشکار شده، پیوند فزاینده میان مطالبات آموزشی، دفاع از خدمات عمومی و اعتراض به برخوردهای پلیسی است.

چشم‌انداز سیاسی اعتراضات

اعتراضات فرانسه که از ۲۱ سپتامبر با مطالبه معلم، امکانات و شرایط بهتر آموزشی آغاز شد، در کمتر از سه هفته به جنبشی سراسری با مشارکت دانش‌آموزان، دانشجویان، معلمان، اتحادیه‌های کارگری و بخش‌هایی از جامعه تبدیل شده است.

در شرایطی که فرانسه به انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۲۷ نزدیک می‌شود و امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، بر اساس قانون اساسی امکان نامزدی برای سومین دوره متوالی را ندارد، این اعتراضات به یکی از مسائل سیاسی مهم ماه‌های پایانی ریاست‌جمهوری او تبدیل شده است.

با این حال، اهمیت این جنبش تنها در تأثیر احتمالی آن بر فضای سیاسی فرانسه خلاصه نمی‌شود. گسترش اعتراض از مدرسه به دانشگاه و پیوند خوردن مطالبات دانش‌آموزان با حمایت اتحادیه‌های کارگری، نشان‌دهنده ظرفیت این حرکت برای تبدیل شدن به عرصه‌ای گسترده‌تر از مبارزه بر سر آموزش عمومی، خدمات اجتماعی و حق اعتراض است. ادامه این روند و میزان همراهی دیگر بخش‌های جامعه، در روزهای آینده روشن‌تر خواهد شد.