در هفته اخیر، ماشین سرکوب جمهوری اسلامی، سردار رادان، فرمانده کل انتظامی، را روانه کرده است تا دور جدیدی از شاخ و شانه کشیدن علیه مردم معترض راه بیندازد.
رادان که یکی از لمپنترین مهرههای حکومت اسلامی است، میگوید: “از آغاز جنگ تا به الان بالغ بر ۶ هزار و ۵۰۰ نفر از وطنفروشان و جواسیس دستگیر شدند!” میگوید: “ما شرایطمون جنگیه. اگر وطنفروشی، به دعوت دشمن، خواست ناامنی ایجاد کند، ما اون رو مثل دشمن میبینیم.” میگوید: “الحمدلله مردم اومدن تو صحنه و خونخواهی از امام شهیدشون کردن و پای صحنه وایستادن.” میگوید: “سی میلیون جانفدا داریم. جانفدایی ما الان دیگه پسرویدادی نیستند، پیشرویدادی هستند.” میگوید: “انگشت ما روی ماشه است برای حفظ امنیت مردم!”
این زبان یک حکومت مطمئن به قدرت خود نیست؛ زبان حکومتی است که صدای پای مردم را شنیده و میکوشد وحشت خود را پشت هیاهوی تفنگ پنهان کند.
به این رجزخوانیها اضافه کنید مانور خیابانی ارعاب ۱۱۰ هزار نفری حکومت اسلامی را که قرار است با عنوان رزمایش “گردانهای جانفدای ایران” در شهرستانهای استان تهران، روز چهارشنبه ۲۵ شهریور، همزمان با چهارمین سالگرد انقلاب زن، زندگی، آزادی، برگزار شود!
ادعای بسیج ۱۱۰ هزار نیروی سرکوب در سالگرد انقلاب، نه نمایش اقتدار، بلکه نشانه ترس حکومت از بازگشت مردم به خیابان است.
یک هدف این رجزخوانیها و اقدامات، روحیهدادن به نیروهای سرکوب حکومت است؛ نیروهایی که به گواه فایلهای صوتی از نشستهای محرمانه سران حکومت در سالهای گذشته، بهشدت روحیهشان را باختهاند. در فایل صوتی هکشده خبرگزاری فارس از نشست محرمانه در جریان انقلاب زن، زندگی، آزادی، مقامات بلندپایه حکومت اعتراف کردند که “اخبار خوبی درباره وضعیت نیروهای ناجا نداریم. خسته شدند و خیلی ناراضیاند.” در گزارش درزکرده از جلسه فرماندهان سپاه با خامنهای، چهار ماه پس از آغاز انقلاب زن، زندگی، آزادی، فرماندهان از “ریزش مداوم نیروها”، “کاهش باور عقیدتی به نظام” و “دشواری مهار خیزش” سخن گفتند. از خروج پنج هزار روحانی از بسیج طلاب و موارد “ترک لباس روحانیت” و “ترک لباس بسیج” خبر دادند. فرمانده سپاه البرز نیز گزارش داد که “چند سرباز وظیفه و یک افسر، سهمیه انبار سپاه البرز را میان مردم محلات فقیرنشین کرج توزیع کردهاند!”
هدف دیگر و اصلی، ارعاب مردم است؛ مردمی که حتی پس از کشتاری در ابعاد دیماه، کشتاری که با معیارهای جنایتکارانه خود حکومت اسلامی نیز بیسابقه بود، مرعوب نشدند؛ مردمی که در همان فضای خونین کشتار، مزار عزیزانشان را با صحنههای تکاندهنده رقص سوگ، به سنگری برای ادامه مبارزه با حکومت اسلامی تبدیل کردند؛ مردمی که همچنان خاکریز فتحشده حجاب را حفظ کردهاند؛ مردمی که خیابانها را به میدان رقص و آواز و موتورسواری و اسکیتسواری تبدیل کردهاند و همچنان بر روح و روان عمامهداران فرتوت و سرداران رجزخوان سوهان میکشند! این مردم جانبهلبرسیده که برای بازپسگرفتن زندگی از مرگآفرینان حکومت اسلامی از پا نمینشینند، با شنیدن هر یک از رجزهای فرمانده انتظامی حکومت، به ریش و پشم سران جانی آن میخندند.
میخندند وقتی فرمانده نیروی انتظامی از دستگیری ۶ هزار و ۵۰۰ نفر از “وطنفروشان و جواسیس” سخن میگوید؛ چون رادان از طرف حکومتی رجز میخواند که رئیسجمهور محبوب خامنهای درباره دستگاه اطلاعاتی آن گفته بود: “بالاترین فردی که مسئول کنترل و مقابله با جاسوسان اسرائیل در وزارت اطلاعات بود، خودش جاسوس اسرائیل از کار درآمد.”
وطن ملک شخصی رادان و فرماندهانش نیست. وطن همان مردمی هستند که این حکومت آنان را میکشد، زندانی میکند و سپس “وطنفروش” مینامد.
رادان گفته است: “جانفدایی ما الان دیگه پسرویدادی نیستند، پیشرویدادی هستند.”
همین چند کلمه نشان میدهد که این حکومت است که مرعوب شده است؛ این حکومت است که مدام از شبح یک “رویداد” خطرناک بالای سرش به هراس میافتد؛ این حکومت است که نگران است و میخواهد پیش از وقوع “رویداد” کاری بکند. مردمی که انقلاب زن، زندگی، آزادی را در کارنامهشان دارند، خوب میدانند که “رویداد” اسم رمز خیزشهایی همچون انقلاب زن، زندگی، آزادی است! این حکومت اسلامی است که آینده خود را تیرهوتار میبیند و آنچنان مرعوب و آشفته شده است که از یک طرف، سردار رادان را میفرستد تا درباره “سی میلیون جانفدا” رجزخوانی کند و از طرف دیگر، سردار قالیباف اعتراف میکند که “هرچقدر قدرت نظامی داشته باشیم، ولی اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی، رشد اقتصادی و تولید ملی نداشته باشیم، دوام نمیآوریم.” آنچنان آشفته است که یک جناحش بر تعامل با آمریکا در سطح تسلیم پافشاری میکند و جناح دیگر بر طبل تقابل با آمریکا و جنگافروزی میکوبد. ترس مشترک از مردم همبسته و از خیزش بعدی، جناحهای حکومت را به جان یکدیگر انداخته است.
رادان گفته است انگشتشان روی ماشه است برای “حفظ امنیت مردم”. مردم اما میدانند که انگشتهای خونین حکام اسلامی نه برای حفظ امنیت مردم، بلکه برای حفظ حکومتی روی ماشه است که میداند مردم در کمین فرصتی برای واردکردن ضربه نهاییاند.
همهچیز روشن است. سالهاست نبردی سخت و تاریخساز میان مردم و حکومت اسلامی آغاز شده است. این نبرد برای هر دو طرف، نبرد مرگ و زندگی است. انقلاب زن، زندگی، آزادی یکی از لحظات پرشکوه این نبرد بود؛ انقلابی که آنچنان لرزه و ترکهای بزرگی بر بنیادهای حکومت اسلامی انداخت که این حکومت حتی با قتلعام دیماه نیز نتوانست و نخواهد توانست آنها را ترمیم کند.
پیروز این نبرد، خالقان انقلاب زن، زندگی، آزادی ــ زنان، جوانان، کارگران و میلیونها شهروندی ــ خواهند بود که چهار سال پیش، با این انقلاب، نقطهعطفی دورانساز نهفقط در تاریخ سیاسی ایران، بلکه در منطقه و جهان رقم زدند.
آینده نه از آن سرداران ماشهبهدست، بلکه از آن مردمی است که برای آزادی، برابری و بازپسگرفتن زندگی برخاستهاند.
حزب کمونیست کارگری ایران
۲۴ شهریور ۱۴۰۵ ــ ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران