بگذار زامبی‌ها همدیگر را بدرند؛ مردم آینده را می‌سازند! حسن صالحی

 مثلی هست که می‌گوید: “در سربالایی، اسب‌ها همدیگر را گاز می‌گیرند.” این مثل این روزها به‌خوبی درمورد جنگ باندهای حکومتی صادق است؛ با این تفاوت که اسب حیوان بسیار نجیبی است و برای توصیف باندهای حکومتی درست این است که بگوییم: “زامبی‌ها همدیگر را گاز می‌گیرند”.

 از یک طرف، باقر خرازی، دبیرکل حزب‌الله ایران، به نقل از مجتبی خامنه‌ای ــ که هنوز معلوم نیست زنده است یا مرده ــ به پزشکیان تاخته و مدعی شده است که او چندین بار استعفا داده و مجتبی خامنه‌ای هم گفته اگر یک بار دیگر استعفا بدهد، آن را خواهد پذیرفت. از طرف دیگر، پزشکیان این ادعا را رد کرده و گفته نه استعفا داده و نه قصد استعفا دارد و قرار است به‌زودی در تلویزیون با مردم صحبت کند. البته این را هم اشاره کنیم که دفتر مجتبی اظهارات خرازی را تکذیب کرد و او هم عجالتا این تکذیب نامه را پذیرفت ولی ماندگاری اش را زیر سئوال برد.

 یک مداح حکومتی به نام محمدعلی بخشی نیز پزشکیان را روی منبر تهدید کرد و گفت: “آقای رئیس‌جمهور، اگر شروطی که رهبری گفتند محقق نشه، ما می‌دانیم و تیغ و حلقوم شما”.

از این نمونه‌ها تا دلتان بخواهد وجود دارد و هر روز بیشتر و تندتر می‌شود. صفحه تلویزیون‌ها و شبکه‌های اجتماعی پر شده است از نمونه‌هایی که نشان می‌دهد درگیری‌ها و اختلافات درون حکومت به جاهای باریک‌تر کشیده شده است.

 باندهای حکومتی که همگی در غارت اموال و ثروت مردم و کشور سهیم بوده‌اند و با جنگ‌افروزی، سرکوب، کشتار و تحمیل فقر و فلاکت، جامعه را به ویرانی کشانده‌اند، حالا در سربالایی حسابی به جان هم افتاده‌اند. این وضعیت حتی در زمینه جنگ و آتش‌بس نیز فلج‌شان کرده و قدرت تصمیم‌گیری را به درجه زیادی از آنها گرفته است.

 ماهیت اختلافات باندهای حکومتی نه بر سر اقتصاد است و نه حتی سیاست خارجی. ریشه این اختلافات در چگونگی حفظ و بقای حکومتی نهفته است که در محاصره خشم و نفرت مردم قرار گرفته و موجودیتش با اعتراضات پی‌درپی و ادواری به خطر افتاده است. از همین رو، هر اختلافی بر سر اقتصاد یا سیاست خارجی، در نهایت به این پرسش گره می‌خورد که کدام رویکرد می‌تواند بقای حکومت را تضمین کند و عمر این رژیم را طولانی‌تر سازد.

طبعاً در پسِ هر نزاع حکومتی، منافع مادی باندهای مختلف حکومتی نهفته است. نزاع آنها بر سر این است که کدام باند بتواند سیادت خود را بر ساختار قدرت حفظ کند و سهم بیشتری از ثروت، رانت و منابعی را که این حکومت در اختیارشان گذاشته است، به چنگ آورد.

این اختلافات، در عین حال، آیینه هراس حکومتی است که می‌داند کاسه صبر مردم از جهنم جمهوری اسلامی لبریز شده است؛ مردمی که با جان و دل خواهان سرنگونی این رژیم‌اند و مصمم هستند زندگی دیگری، سرشار از آزادی، رفاه و کرامت انسانی، برای خود رقم بزنند.

تشدید اختلافات درون حکومت، فرصت خوبی در اختیار مردم قرار می‌دهد تا با دیدن ضعف، سردرگمی و تشتت در صفوف دشمنان خود، با قدرتی بیشتر به میدان بیایند و ارکان این رژیم سرکوبگر، فاسد و تبهکار را به لرزه درآورند. هر ضربه‌ای که مردم بر پیکر این حکومت وارد کنند، شکاف‌های درونی آن را عمیق‌تر و روند فروپاشی‌اش را شتابان‌تر خواهد کرد و راه را برای سرنگونی نهایی جمهوری اسلامی هموارتر می‌سازد.

کاری که مردم باید انجام دهند، ادامه مبارزه برای خواست‌های انسانی و برحق خود است؛ از مبارزه برای لغو اعدام و پایان دادن به سرکوب گرفته تا پیگیری مطالبات معیشتی، آزادی زندانیان سیاسی و دادخواهی. تک تک این عرصه‌ها مهم و حیاتی است.

ما می‌توانیم با تکیه بر قدرت مردم معترض، کارگران، زنان، جوانان، دانشجویان، بازنشستگان، دادخواهان و همه کسانی که برای آزادی، برابری و یک زندگی انسانی مبارزه می‌کنند، کاری کنیم که زامبی‌های اسلامی نه فقط همدیگر را بدرند، بلکه دیگر فرصتی برای نجات هیچ‌کدامشان باقی نماند و مردم بساط این حکومت را برای همیشه جمع کنند.