بیانیهای با عنوان «جنگ ویرانگر و موقعیت و ماهیت اپوزیسیون جنگطلب» از سوی جریانی با عنوان «شورای نیروهای چپ و کمونیست» منتشر شده است. در این بیانیه، بدون ارائه حتی یک سند یا نقلقول مشخص، حزب کمونیست کارگری ایران در کنار جریاناتی نظیر سلطنتطلبان و حامیان جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی قرار داده شده است.
نویسندگان این بیانیه حتی به خود زحمت ندادهاند توضیح دهند این نتیجهگیری بدون تناسب بر کدام موضع، اطلاعیه، مصاحبه یا سند رسمی حزب استوار است. صرفاً به این دلیل که مواضع حزب کمونیست کارگری با دیدگاه «چپ محور مقاومتی» همسو نیست، آن را به حمایت از جنگ متهم کردهاند. نقد سیاسی بدون استناد، چیزی جز اتهامزنی نیست.
حزب کمونیست کارگری مواضع خود را بهطور منظم در اطلاعیهها، رسانهها و برنامههای تلویزیونی منتشر کرده است. هر کس قصد نقد این حزب را دارد، موظف است به همین اسناد مراجعه کند، نه اینکه مواضعی را به حزب نسبت دهد که هرگز بیان نکرده است.
در بیانیه مذکور آمده است:
«… برخی از گرایشهای مدعی چپ نیز به بهانه مبارزه با جمهوری اسلامی، بهطور ضمنی و بعضاً علنی از جنگ حمایت کرده و حتی در آن “انقلاب” را جستجو میکردند؛ همانند حزب کمونیست کارگری ایران«… و در ادامه ادعا میکنند »این مدعیان چپ که در خیزش انقلابی ۱۴۰۱ با اتخاذ سیاست پوپولیستی “همه با هم” و اینکه ما “اپوزیسیونِ اپوزیسیون نیستیم”، همکاری و صف مشترک با سلطنت طلبان فاشیست را توجیه میکردند، در جنگ اخیر نیز عملا با اتخاذ سیاست استقبال از جنگ، در کنار جریان رضا پهلوی و سایر جنگطلبان قرار گرفتند».
اولا ادعای حمایت حزب از جنگ کاملا پوچ و بی اساس است. اگر حزب کمونیست کارگری «ضمنی» یا «علنی» از جنگ حمایت کرده است، نویسندگان بیانیه موظفاند دقیقاً نشان دهند این حمایت در کدام سند، بیانیه یا سخنرانی بیان شده است. صرف صدور یک حکم کلی، جای استدلال را نمیگیرد. ثانیا بیشترین و عمیقترین نقدها به سلطنت طلبان همیشه و از جمله در دل جنگ از جانب حزب ما مطرح شده است. کسی که از سیاست باهم بودن کارگر و معلم و پرستار و بازنشسته و دادخواه و دانشجو در مبارزه با جمهوری اسلامی همکاری با سلطنت طلبان را نتیجه بگیرد تنها درک نازل و مخالفت هیستریک خود با حزب را به نمایش میگذارد.
ما از دولتهای جهان خواستهایم جمهوری اسلامی را همانند رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی منزوی کنند؛ سفارتخانهها، مراکز بهاصطلاح فرهنگی و شبکههای جاسوسی و لابی آن را تعطیل کنند و آنرا بعنوان حکومت ایران برسمیت نشناسند. کسی که دارای حداقل امانت داری سیاسی باشد میفهمد که این سیاست هیچ سنخیتی با حمایت از جنگ ندارد. دوستانی که این بدیهیت را نمیبینند به این دلیل است که با سیاستهای ضد جمهوری اسلامی حزب در دل جنگ: تمام تفنگها به سوی دولت خودی، مسبب جنگ جمهوری اسلامی است، هر صلحطلب واقعی باید سرنگونیطلب باشد، مخالف هستند. این دوستان یا مقابله با جمهوری اسلامی را در جریان جنگ کلا کنار گذاشتند و بر طبل ضدیت با آمریکا و اسرائیل کوبیدند و یا عملا مقابله با جمهوری اسلامی را تحتالشعاع مقابله با “تجاورگران امپریالیست” قرار دادند.
از نظر ما، سیاستی که امروز تحت عنوان «قطع فوری جنگ» و در عمل به معنای سازش دولتها با جمهوری اسلامی تبلیغ میشود، عملا پرو جمهوری اسلامی است. مردم به درست جمهوری اسلامی را عامل اصلی جنگ، سرکوب و ناامنی میدانند و خواهان پایان حیات این حکومت هستند. سیاستی که به تثبیت موقعیت بینالمللی جمهوری اسلامی بینجامد، هر نامی که بر خود بگذارد، در خدمت این هدف مردم نیست.
در عین حال، حزب کمونیست کارگری هرگونه آسیب به مردم غیرنظامی را، از هر طرف و در هر شرایطی، محکوم کرده است. این مواضع علنی و در دسترس همگان است.
اگر نویسندگان بیانیه واقعاً قصد نقد سیاسی دارند، باید همین سیاستها و همین مواضع را نقد کنند، اگر چنین نمیکنند به این دلیل است که در دیدگاه آنان وزنه ضدآمریکائی- ضد امپریالیستی بر ضدیت با جمهوری اسلامی ثقل بیشتری دارد. برخی از این دوستان در دوره حمله دوم آمریکا به عراق نیز اعلام کردند در خارج کشور شعار سرنگونی جمهوری اسلامی را کنار میگذارند. برخی حتی در جنگ ۳۹ روزه شعار “نه جنگ نه جمهوری اسلامی” را نشستن روی صندلی وسط نامیدند و تماما در کنار جمهوری اسلامی در مقابل ” تجاوزگران امپریالیست و صهیونیست” قرار گرفتند. این وجه مشترک این دوستان با چپ محور مقاومتی است که در همین نوشته آنرا نقد کرده اند. اساس مساله این است.
حزب کمونیست کارگری ایران
۱۷ تیر ۱۴۰۵، ۸ جولای ۲۰۲۶
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران