در جریان اعتراضات گسترده دانشآموزان و دانشجویان فرانسه در سپتامبر و اکتبر ۲۰۲۶، در دانشگاه رِن ۲ شعار تاریخی “زنده باد کمون” بار دیگر بر دیوار ساختمان دانشگاه نقش بست و توسط دانش آموزان و دانشجویان فریاد زده شد. شعار “زنده باد کمون” همچنین در تجمعات و تظاهرات خیابانی به اشکال مختلف از جمله در پلاکاردها همراه با پرچمهای سرخ و همسرایی سرود آنترناسیونال به نمایش درآمده است. شعاری که به کمون پاریس در سال ۱۸۷۱ اشاره دارد؛ انقلابی که تنها ۷۲ روز دوام آورد، دستاوردهایی ماندگار بر جای گذاشت و با سرکوب خونین پایان یافت.
این شعار فقط به دانشگاه رِن و اعتراضات اخیر محدود نبوده است. در جریان اشغال دبیرستان ویکتور هوگو در پاریس در سال ۲۰۲۳ نیز دانشآموزان شعار “زنده باد کمون” را بر دیوار مدرسه نوشته بودند. سالن مدرسه را به محل برگزاری مجمع عمومی و بحث و تصمیمگیری جمعی تبدیل کرده و بر دیوارهای آن، در کنار شعار “زنده باد کمون”، شعار “اشغال ضدفاشیستی دبیرستان” نیز نقش بسته بود.
برای این دانشآموزان، کمون پاریس صرفاً خاطره یک انقلاب شکستخورده نبود، بلکه الگویی برای دگرگونی بنیادی جامعه به شمار میرفت. تکرار آن در دورههای مختلف اعتراض دانشجویی نشان میدهد که نام کمون پاریس همچنان در سنت مبارزاتی نسلهای پیدرپی دانش آموزان و دانشجویان فرانسه حضور دارد.
اما چرا ۱۵۵ سال بعد، در میان نسل جوانی که در دنیایی کاملاً متفاوت زندگی میکند، هنوز نام کمون پاریس مطرح میشود و شعار “زنده باد کمون” بر دیوارهای دانشگاه و مدرسه نقش میبندد؟ آن هم پس از دههها تبلیغات ضدکمونیستی در دوران جنگ سرد، تبلیغات سازمانیافته و ادعاهای بیپایه مبنی بر اینکه تجربه استبداد استالینی محصول اجتنابناپذیر انقلاب روسیه بود، پس از فروپاشی شوروی و در شرایطی که شاهد تحرک و قدرتگیری جریانهای راست افراطی در کشورهای مختلف هستیم؟
آیا این صرفاً نشانه اعتبار تاریخی کمون پاریس است، یا نشانهای از زنده بودن آرمانهای کمونیستی در جهان امروز؟
کمون پاریس چه چیزی برای نسل جوان امروز دارد؟
کمون پاریس فقط یک قیام علیه حکومت وقت فرانسه نبود. تلاشی بود برای سازمان دادن جامعه بر پایه مناسباتی متفاوت از نظام سیاسی حاکم و مناسبات طبقاتی سرمایهداری؛ جامعهای که در آن همه شهروندان بتوانند مستقیماً در تعیین سرنوشت خود نقش داشته باشند. جامعهای که در آن کارگران، کشاورزان، تهیدستان، زنان و همه اقشار محروم و تحت تبعیض بتوانند در تصمیمگیریهای اقتصادی و سیاسی و برنامهریزی برای زندگی خود نقشی برابر داشته باشند.
کمون پاریس نمایندگان انتخابی و قابل عزل را در نهادهای اداره جامعه جایگزین مقامات غیرپاسخگو کرد، اقداماتی بیسابقه در دفاع از حقوق کارگران، زنان، سالمندان و کودکان انجام داد. از جمله، کار شبانه نانوایان را ممنوع کرد، برای واگذاری کارگاههای رهاشده به تعاونیهای کارگری تصمیم گرفت و اقداماتی برای حمایت از خانوادههای کموناردهای کشتهشده به تصویب رساند. در ۶ آوریل ۱۸۷۱ نیز گارد ملی و مردم منطقه یازدهم پاریس، گیوتینها را بهعنوان نماد مجازات اعدام و سرکوب به آتش کشیدند؛ اقدامی نمادین علیه مجازات اعدام.
همه اینها در آن مقطع بسیار مهم بودند، اما تا آنجا که به بحث ما مربوط است، اقدامات کمون در زمینه آموزش اهمیت ویژهای دارند. بسیاری از معضلات نظام سرمایهداری آن دوران، امروز در ابعاد و اشکال دیگری همچنان وجود دارند و به همین دلیل، پاسخهای کمون به مسائل آموزش هنوز میتوانند الهامبخش باشند.
یکی از برجستهترین عرصههای فعالیت کمون، آموزش بود؛ عرصهای که امروز نیز در مرکز اعتراضات دانشآموزان و دانشجویان فرانسه قرار دارد.
کمون برای آموزش عمومی، غیرکالایی، رایگان و غیرمذهبی تلاش کرد. خواهان دسترسی برابر دختران و پسران به آموزش شد. آموزش اجباری برای همه کودکان را در دستور کار قرار داد، بر رایگان بودن لوازم تحصیلی نیز تأکید کرد، برای جایگزینی آموزش مذهبی با آموزش علمی و غیرمذهبی اقدام کرد و مدارسی را از مدیریت نهادهای مذهبی خارج ساخت. همچنین مدارس حرفهای برای دختران و پسران ایجاد کرد و کوشید آموزش نظری را با مهارتهای فنی، هنر و کار عملی پیوند دهد. مشارکت آموزگاران و خانوادهها در سازماندهی آموزش نیز مورد توجه قرار گرفت. در برخی مناطق، تأمین غذا و پوشاک کودکان برای تسهیل دسترسی آنان به مدرسه مطرح شد. برابری دستمزد آموزگاران زن و مرد را تصویب کرد. کمون بر این اصل تأکید داشت که آموزش نباید امتیازی وابسته به ثروت خانواده، جنسیت یا مذهب باشد؛ بلکه باید حقی اجتماعی برای همگان باشد.
ارجاع نسل جدید فرانسه به کمون پاریس صرفاً یادآوری یک شعار تاریخی نیست. کمون در سال ۱۸۷۱ پرچم آموزش عمومی، رایگان، اجباری و غیرمذهبی را برافراشت؛ اصولی که بعدها، بهویژه با قوانین آموزشی سالهای ۱۸۸۱ و ۱۸۸۲، به بخش مهمی از نظام آموزش عمومی فرانسه تبدیل شدند. امروز، بیش از یکونیم قرن بعد، دانشآموزان و دانشجویان فرانسه علیه کمبود امکانات آموزشی، کاهش بودجه و نابرابری فرصتهای تحصیلی اعتراض میکنند. از این منظر، میان آرمان برابریخواهانه کمون و مطالبات نسل جوان امروز پیوندی روشن وجود دارد: دفاع از آموزش بهعنوان حقی همگانی، نه امتیازی وابسته به ثروت و موقعیت اجتماعی خانوادهها.
آیا عجیب است که چنین تجربهای هنوز بتواند برای دانشآموزان و دانشجویانی که علیه نابرابری امکانات آموزشی میان محلههای حاشیهای و محلههای اعیاننشین، کمبود امکانات و آیندهای نامطمئن اعتراض میکنند، الهامبخش باشد؟ در شرایطی که دولتها بودجههای کلانی به امور نظامی اختصاص میدهند، مقایسه این هزینهها با نیازهای نظام آموزشی نیز پرسشی اساسی درباره اولویتهای جامعه مطرح میکند.
از فروپاشی شوروی در ۱۹۹۱ تا برافراشتن شعار کمون پاریس در ۲۰۲۶
پس از فروپاشی شوروی، پایان کمونیسم بارها اعلام شد. پیش از آن نیز در دوران جنگ سرد، تبلیغات گستردهای تلاش میکرد کمونیسم را با نظام سیاسی شوروی، بهویژه استبداد دوران استالین، یکسان معرفی کند.
اما آیا میتوان آرمان رهایی انسان از استثمار، نابرابری و سلطه را با عملکرد دولتهایی که بر دوش انقلابهایی با آرمانهای کمونیستی و با هدف آزادی، برابری و رفاه برای همه شهروندان به قدرت رسیدند، اما در عمل بسیاری از آرمانهای آزادیخواهانه و برابریطلبانه کمون پاریس را زیر پا گذاشتند، یکسان دانست؟
نسل جوان امروز به منابع تاریخی متنوعی دسترسی دارد و میتواند روایتهای رسمی دوران جنگ سرد را با واقعیتهای تاریخی و دستاوردهای عمر کوتاه کمون مقایسه کند و به تمایز بنیادی میان کمونیسم بهعنوان جنبشی اجتماعی برای آزادی، برابری و رفاه همه شهروندان، و تجربه دولتهایی که مدعی نمایندگی آن جنبش بودهاند، پی ببرد.
بازگشت شعار “زنده باد کمون” به محیطهای دانشآموزی و دانشگاهی فرانسه را نیز میتوان نشانهای از زنده بودن این سنت تاریخی دانست. در جنبشهای دانشجویی سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۱۸ نیز ارجاع به کمون با بحث درباره خودمختاری دانشگاهها، مخالفت با اداره تجاری آموزش عالی و دفاع از اداره جمعی محیطهای آموزشی همراه بود. از این منظر، کمون برای بخشی از جوانان فرانسه نه فقط نام یک واقعه تاریخی، بلکه یادآور امکان سازمان دادن جامعه و نهادهای آن به شیوهای متفاوت است.
دو پاسخ متفاوت به بحرانهای وضع حاکم
نسل جوان فرانسه با مسائلی مانند نابرابری اجتماعی، ناامنی اقتصادی، دشواری تأمین مسکن و مشکلات نظام آموزشی روبهروست.
جریان راست ناسیونالیست مارین لوپن و حزب اجتماع ملی، بهجای تمرکز بر ریشههای طبقاتی این وضعیت، پاسخ سیاسی خود را بر مقصر قلمداد کردن و محدود کردن مهاجرت و پناهندگی متمرکز میکند. پاسخی پوپولیستی و منحرفکننده توجه از نابرابریهای ساختاری. در مقابل، سنت سیاسی کمون پاریس مناسبات طبقاتی و تقدم سود سرمایه بر رفاه عمومی را در مرکز نقد اجتماعی خود قرار میدهد و بر حق همگان برای برخورداری از رفاه، امنیت اقتصادی، برابری اجتماعی و مشارکت مستقیم در اداره جامعه تأکید میکند.
در اعتراضات اخیر فرانسه، در کنار مطالبات آموزشی، شعارهایی علیه راست افراطی نیز مطرح شده است. پرسش این است که برای جوانانی که خواهان زندگی بهتر، آموزش برابر، آزادی و امنیت اقتصادی برای آینده خود هستند، کدام سنتهای تاریخی میتوانند افقی فراتر از وضعیت موجود پیش رویشان بگذارند؟ سنت راست افراطی جریان مارین لوپن یا سنت کمونیستی کمون پاریس؟
شعارهای ضدراست افراطی و بازگشت شعار “زنده باد کمون” در محیطهای دانشآموزی و دانشگاهی فرانسه نشان میدهند که در جریان اعتراض به وضع موجود، سنت کمون پاریس همچنان برای بخشی از جوانان تداعی میشود و یاد آن گرامی داشته میشود.
آرمانی که با شکست یک انقلاب از میان نرفت
کمون پاریس در جریان “هفته خونین” مه ۱۸۷۱ به دست ارتش حکومت ورسای، به رهبری آدولف تیر، سرکوب شد. دولت پروس به رهبری بیسمارک نیز با آزاد کردن شماری از اسیران جنگی فرانسوی، به تقویت ارتش ورسای کمک کرد.
از ۲۱ تا ۲۸ مه، ارتش ورسای محله به محله پاریس را تصرف کرد. مدافعان سنگرها، کارگران و اعضای گارد ملی در بسیاری از موارد پس از دستگیری بدون محاکمه تیرباران شدند. در گورستان پرلاشز، یکی از آخرین سنگرهای مقاومت، دهها کمونارد در برابر دیواری که بعدها به “دیوار فدرهها” شهرت یافت، تیرباران شدند. برخی منابع تاریخی شمار کشتهشدگان سرکوب کمون را نزدیک به ۲۰ هزار نفر برآورد کردهاند، هرچند درباره رقم دقیق اختلافنظر وجود دارد. هزاران نفر نیز بازداشت، زندانی یا به تبعید محکوم شدند.
اما با تمام این قساوت و خشونت، نه پرسشهایی که کمون مطرح کرد فراموش شدهاند و نه پاسخهای آن به این پرسشها.
چه کسانی باید جامعه را اداره کنند؟ چرا ثروت عظیمی که حاصل کار اجتماعی است، با چنین نابرابریهایی توزیع میشود؟ آیا آزادی سیاسی بدون برابری اقتصادی و اجتماعی میتواند آزادی واقعی برای همگان باشد؟ آیا میتوان جامعهای ساخت که در آن رفاه، آموزش، فرهنگ و مشارکت در قدرت، حقوق عمومی انسانها باشند؟
شیادان جمهوری اسلامی در ژست دفاع از حقوق بشر دانشآموزان فرانسه!
نمیتوان این بحث را بدون پاسخی کوتاه به شیادان حاکم در ایران به پایان برد. حکامی که ژست حمایت از حقوق بشر دانشآموزان فرانسه و اعتراض به رفتار دولت فرانسه میگیرند.
سخن من با این “ویرانگران انسانیت” روشن است: دهان کثیفتان را ببندید. شما در موقعیتی نیستید که از برخورد دولت فرانسه، حتی پلیس فرانسه، با دانشآموزان، که قطعاً باید مورد اعتراض قرار گیرد، ایراد بگیرید. کارنامه شما سرشار از جنایت علیه دانشآموزان و دانشجویان است.
شما مسئول مستقیم مسمومیتهای گسترده دانشآموزان در مدارس هستید. زندان و شکنجه سهل است. حتی اعدام دانشآموزان، نوجوانان و افراد زیر ۱۸ سال در کارنامه جنایت شما هست.
شما در دیماه همین امسال هزاران جوان را فقط در دو شب متوالی به خاک و خون کشیدید و جنازههایشان را در کیسههای سیاه به نمایش گذاشتید. تصاویری که از پیکرهای قربانیان منتشر کردید ابعاد هولناک جنایت شما را نشان داد.
شما وارثان ایرانی همان سنت سرکوب خونینی هستید که کموناردها را قتلعام کرد؛ با این تفاوت که جنایتهای شما به یک “هفته خونین” محدود نمانده است. شما در دهها هفته خونین، هزاران انسان را به خاک و خون کشیدهاید؛ انسانهایی که برای آرمانهای انسانی مشابه آرمانهای کموناردها به مبارزه برخاستند و مبارزهشان همچنان ادامه دارد.
شما “معماران جنایت” هستید که باید به جرم جنایت علیه بشریت محاکمه شوید. بهتر است پوزه خونینتان را از فضای اعتراض دانشآموزی فرانسه بیرون بکشید و منتظر پاسخگویی به جنایات خودتان باشید.
اما از سرکوب خونین کمون پاریس تا سرکوب مبارزات آزادیخواهانه در ایران، یک واقعیت تاریخی همچنان پابرجاست: حکومتها میتوانند انقلابیون را سرکوب کنند، اما نمیتوانند پرسشها و آرمانهایی را که آنان برای تحققشان مبارزه کردهاند، و اراده انسانها برای تحقق این آرمانها را از میان ببرند.
تا زمانی که این پرسشها مطرحاند، اندیشهها و جنبشهایی که برای پاسخ دادن به آنها شکل گرفتهاند نیز میتوانند دوباره مطرح شوند. بیدلیل نیست که خاطره مبارزه کمون برای رهایی کارگران، زنان و همه شهروندان از سلطه طبقاتی سرمایهداری همچنان زنده است. بازگشت شعار کمون در اعتراضات دانشآموزی و دانشجویی فرانسه یکی از نشانههای تداوم این میراث تاریخی است. نشانه این است که شکست یک انقلاب در برابر خشونت حکومت سرمایهداری، لزوماً به معنای پایان آرمانهایی نیست که آن انقلاب با خود به میدان آورده است.
۱۵۵ سال پس از کمون پاریس، هنوز پرسش آزادی، برابری و اداره جامعه به دست خود مردم زنده است. راز ماندگاری نام کمون نیز همین است.
۲۵ مهر ۱۴۰۵- ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶
نشریه انترناسیونال شماره ۱۱۹۹
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران