جدید ترین

حمله چپ مکتبی به اعتصاب عمومی در کردستان- مهران محبی

روز ۲۵ شهریور دنیا شاهد یک اعتصاب عمومی موفق در ۲۰ شهر کردستان بود. اعتصابی گسترده به مناسبت گرامیداشت چهارمین سالگرد قتل حکومتی ژینا امینی و شروع یک خیزش و انقلاب قدرتمند توده‌ای و اجتماعی که حکومت جنایتکار ضد زن و به طور کلی ضد انسان جمهوری اسلامی را تا آستانه سرنگونی هل داد. اعتصابی به مناسبت گرامیداشت انقلابی که علیرغم سرکوب خونینی که شد، خاکریز فتح شده حجاب را رها نکرد و امروزجامعه و در صف مقدم آن زنان بعد از چهار سال به شکست کشاندن همه پروژه‌ها و طرح‌ها و به بایگانی فرستادن قانون “عفاف و حجاب”، بی‌حجابی و فراتر از آن، نوع پوشش اختیاری را بر رژیم تحمیل و در اجتماع تثبیت کرده است، اما از طرف بخشی از احزاب و نیروهای سیاسی که خود را چپ و کمونیست می‌دانند، هدف حمله قرار گرفته است.

این نیروهای سیاسی همان جبهه و همان مدعیان چپ و کمونیسیتی هستند که از همان آغاز انقلاب “زن، زندگی، آزادی” همراهی و حمایت سرراستی با آن نداشتند. قبل از اینکه حمایت کنند، به انتقاد، آن هم انتقادی ایدئولوژیک با رجوع به کلیشه‌های نافهمیده از مارکسیسم و بدون اندکی رجوع به اصل و مضمون مبارزه و خواست‌ها و نیروهای اجتماعی درگیر، از انقلابی که در جریان بود و رژیم را در سه‌کنج دیوار گیر انداخته بود، می‌پرداختند. با شعار “زن، زندگی، آزادی” که سه رکن اساسی یک جامعه انسانی و سوسیالیستی یعنی برابری و رفع هر گونه تبعیض، حق زندگی و برخورداری از رفاه و سعادت، و آزادی و برچیده شدن هر نوع حکومت مافوق مردم را در خود خلاصه می‌کند و با نام “زنانه” آن که جهانی شد، مخالفت کردند. گفتند: “این شعار هر چند چپ و رادیکال است، اما سوسیالیستی نیست، یا از شعارهای سوسیالیست‌ها عقب‌تر است. دربرگیرنده بیان خواست‌ها و مطالبات طبقه کارگر و فرودستان جامعه نیست” و غیره. منشور ۲۰ تشکل کارگری و اجتماعی که منشور انقلاب “زن، زندگی، آزادی” نام گرفت را لیبرالیستی و رفرمیستی نامیدند و به تخطئه تشکل‌های امضاء کننده آن پرداختند. اعتصاب سراسری آن زمان در کردستان را تلاش ناسیونالیسم کرد برای به خانه فرستادن مردم تعبیر و ادعاهای دیگری علیه انقلاب کردند تا حمایت های نیم بند و شرمگینانه خود را در شرایطی که می‌بایست قاطعانه و با تمام قدرت از ان دفاع می‌کردند، توجیه کنند.

حالا هم بعد از چهار سال که انتظار می‌رفت واقعیات میدانی و تغییر توازن قوا و تثبیت پیشروی‌های اجتماعی که ریشه در انقلاب ژینا دارند، چشم “چپ مکتبی” را اندکی باز کند، ولی این چپ همچنان حاضر نیست اندکی سرش از پنجره برج عاجی که در آن جا خوش کرده، بیرون بیاورد و واقعیات را ببیند. همچنان سرگرم تکرار کلیشه‌ها است، و همچنان از بر زبان آوردن نام خیزش یا انقلاب “زن، زندگی، آزادی” پرهیز می‌کند، و باز هم با هر حرکت اجتماعی‌ای که شعار “زن، زندگی، آزادی” شناسه‌اش باشد، مخالفت و سر عناد دارد. 

اعتصاب سراسری ۲۵ شهریور کردستان در گرامیداشت یاد ژینا و انقلاب زنانه در چهارمین سالگرد آن بهانه‌ای برای چپ ضد امپریالیسم فراهم کرده تا اینبار نه تنها انقلاب را دیگربار به نقد ایدئولوژیکی خود بکشند، بلکه به پاپوش‌دوزی مغرضانه برای تفرقه‌اندازی میان مردم کردستان با بقیه ایران بپردازند.

یکی مدعی است که اعتصاب در کردستان، اعتصاب کسبه و بازار بوده، و اعتصاب بورژواها و طرفدارن ناسیونالیسم کرد بوده است. ادعا می‌کند که کردستان صنعتی نیست و کارگر به آن معنا وجود ندارد و چنین اعتصابی نمی‌تواند سیاسی باشد، در نتیجه نباید از آن حمایت کرد. دیگری ادعا می‌کند “نه خیر” در کردستان چپ و کمونیسم و کارگر نفوذ زیاد دارد، اما مشکل شعار “زن، زندگی، آزادی” است که از نظر سوسیالیست‌ها عقب است. سومی و چهارمی هم معتقد هستند اعتصاب به فراخوان احزاب ناسیونالیست و فاقد مطالبات سیاسی بوده و سر مردم کلاه گذاشته شده است و خیلی‌های دیگر نیز از این دیدگاه‌ها و موضعگیری‌ها حمایت کرده‌اند.

به این راحتی چپ مکتبی اگر در زمان در جریان بودن انقلاب “زن، زندگی، آزادی” نتوانست و حالا هم نمی‌تواند خود را صریح و آشکارا در برابر انقلاب و جنبشی که همچنان زنده و رو به جلو گام بر می‌دارد قرار دهد، اما در تخطئه و تضعیف آن نقش ایفا کرده و می‌کند. این همان چپی است که معتقد بود تبعیض علیه زن یک مسئله طبقاتی نیست و مبارزه علیه حجاب یک خواست بالاشهری‌های تهرانی است و بخشی از چپی که برای دوره‌ای منتقد آن دیدگاه بود، مدت‌ها است با آن همسو شده است.

در ساختار فکری این چپ بنیان و اساس سوسیالیسم نه انسان به معنای اجتماعی آن، بلکه انسان دسته‌بندی شده بر مبنای تفکر و اندیشه است و باید به ایدئولوژی سوسیالیستی پایبند باشد. به همین خاطر نمی‌تواند جنبش‌ها و انقلابات را از نقطه نظر اجتماعی و عمومی به رسمیت بشناسد. برای این چپ حضور و دخالت در جنبش‌ها و انقلابات زمانی مجاز است که همه شعارها و پرچم هایی که به حد کافی سوسیالیستی و سرخ نباشند، در تجمعات و اعتراضات جمع‌آوری شده و تنها شعار “زنده باد سوسیالیسم” و تنها پرچم سرخ با آرم داس و چکش، شعار و پرچم مبارزه باشند. چپ مکتبی عدم حمایت جدی اش در سال ۴۰۱ از انقلاب زنانه و مخالفت امروزش با اعتصاب کردستان به بهانه فراخوان احزاب و سازمان‌های ناسیونالیست را استقلال سیاسی و طبقاتی خود می‌نامد و بر این مبنا تا هنگام تصفیه جنبش از هر گونه شعار و خواست عمومی و اجتماعی و چیرگی مطلق کارگران سوسیالیست در برج عاجشان به نظاره می‌نشیند.

چپ ضد امپریالیسم مختار است “ذره‌بین به دست” به دنبال یافتن نشانه‌های سوسیالیسم در جنبش‌ها و انقلابات اجتماعی و توده‌ای بنشیند و با گذر زمان خود را “موزه ای” کند. اما جامعه، اعم از کارگر و زن و دانشجو، و مدافع محیط زیست و غیره، برای رسیدن به خواست‌ها و مطالبات خود از طریق سرنگون کردن جمهوری اسلامی منتظر این چپ‌ها و سوسیالیست‌ها نخواهد ماند. نیروی میدانی امروز انقلاب و رهایی از قید و بندها و نابرابری‌ها و رسیدن به جامعه آزاد، برابر و انسانی (سوسیالیسم) کارگران و زنان و دانشجویان و دادخواهان، و اقلیت‌های تحت ستم قومی و مذهبی و ال جی بی تی کیوها و هر انسانی که به هر گوشه‌ای از ناهنجاری‌های اجتماعی که رژیم بانی آن است، هستند که اکثریتشان از نظر فکری خود را سوسیالیست نمی‌دانند، ولی در عمل بنابر دایره منافعشان تا مراحل متفاوتی می‌توانند نیرو و یاری‌رسان به انقلاب سوسیالیستی باشند. این دیگر به درجه حضور و دخالت نیروهای چپ و کمونیستی در میدان دارد که سوسیالیسم برایشان نه یک ایدئولوژی برای مرزبندی با جنبش‌های اجتماعی که از ابتدا شعارشان “زنده باد سوسیالیسم” نیست یا لزوما سوسیالیستی نیستند، بلکه از هر حرکت اجتماعی آزادیخواهانه و رادیکالی با تمام توان دفاع کند.

چنین نیرویی (حزب کمونیست کارگری) ده‌ها سال است که در میدان است. حزبِ متحد کننده اعتراضات و جنبش‌های اجتماعی برای به سرانجام رساندن انقلاب کارگران و زنان و همه مردم تحت ستم، حزب کمونیست کارگری است.