قیاس مع الفارق و مکارانه کارشناس طرفدار پهلوی- مهران محبی

شهرام خلدی به اصطلاح کارشناس روابط بین الملل و از طرفداران سرسخت رضا پهلوی چندی پیش در یک مصاحبه در برنامه خبری با تلویزیون ایران اینترنشنال در ارتباط با آمادگی ترامپ برای انجام حملات گسترده و در عین حال باز بودن مسیر دیپلماسی برای وادار کردن جمهوری اسلامی به پذیرش توافق، به یک به زعم خودش مقایسه تاریخی پرداخته که حائز بررسی است. او استراتژی آمریکا در جنگ با ویتنام را با استراتژی امروز ترامپ در رابطه با جنگ با جمهوری اسلامی مقایسه می کند و به این نتیجه می رسد که شرایط امروز در رابطه با جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی شبیه شرایط حنگ آمریکا و ویتنام است.

اساس این قیاس خلدی هم این است که استراتژی “جنگ و مذاکره” امروز آمریکا همان استراتژی “جنگ و مذاکره” با ویتنام است. او می گوید”در جنگ ویتنام مذاکرات میان ویتنام شمالی و آمریکائی ها در پاریس در حال انجام بود ولی هر وقت ویتنام کارهائی می کرد که آقای کسینجر معتقد بود که دارند توی مذاکرات سنگ اندازی می کنند و می خواهند امتیازات غیر معقولی بگیرند یا حتی طرف ویتنام جنوبی از روند مذاکره راضی نبودند، ایشان به پریزدنت نیکسون تلفن می زدند و” B52″ ها را می فرستادند و شعاع عظیمی را از هر جائی که نیروهای کمونیستی یا نیروهای “ویت کنگ” طرفدار ویتنام شمالی بودند را بمباران می کردند”

تا آنجا که موضوع به خواست و اراده آمریکا برای به تسلیم درآوردن طرف های مقابل چه در جنگ با ویتنام و چه امروز در جنگ با جمهوری اسلامی مربوط می شود، حق با خلدی است. اما او با تردستی حیله گرانه ویژه همه هم پالگی ها و هم کیشان خود از توضیح دلائل و ریشه های متفاوت و غیرقابل قیاس در جنگ های ذکر شده خودداری می کند ولی در عین حال نمی تواند از برخاستن بوی تعفن ضد انسانی و مجاز دانستن کشتار انسان های عدالتخواه و استقلال طلب و خواهان برخورداری از زندگی آرام و بدور از جنگ و خونریزی به اتهام کمونیست بودن از دهانش جلوگیری کند.

امروز همه دنیا با جمهوری اسلامی آشنا هستند و می دانند یک حکومت اسلامی جنایتکار و تروریست و جنگ افروز و ضد امنیت منطقه ای و بین المللی است و دولت آمریکا درگیر یک چرخه “جنگ و مذارکره” با آن است تا بتواند مهارش کند و امنیت سرمایه گذاری و کشتیرانی در منطقه و ثبات بازار جهانی سرمایه را تأمین کند که این خود در سطح بین المللی به وجهه آمریکا در جنگ با جمهوری اسلامی اعتبار و مشروعیت بخشیده است. کسی مانند خلدی که در زمان جنگ های ۱۲ و ۳۹ روزه به هیجان آمده بود و برای ترامپ و نتانیاهو هورا می کشید و تشویق می کرد تا می توانند بی ملاحظه بزنند و نابود کنند تا بلکه شرایط برای بازگشت رضا پهلوی مهیا شود و همچنان چشم انتظار لطف و عنایت ترامپ است، با سؤاستفاده از همین فضای نفرت به حق جهانی نسبت یه جمهوری اسلامی تلاش می کند تا با تحریف مبارزات ده ها ساله مردم تحت ستم ویتنام علیه استعمارگران فرانسه و آمریکا، از آن واقعه تاریخی یک همانند سازی با حکومت اسلامی امروز در جهت محق جلوه دادن آمریکا برای همه دوران ها کند.

بر این اساس است که او از زبان کسینجر می گوید ویتنام شمالی و نیروهای “ویت کنگ” امتیازات غیر معقولی می خواستند و به این طریق در مذاکرات سنگ اندازی می کردند، ولی نمی گوید که آن امتیازات نامعقول چه بودند که کسینجر را بر آن داشتند B52 های غول پیکری که توانائی حمل حجم بسیار بالائی از بمب های ناپالم و بمب های شیمائی مانند فسفر سفید داشتند را به بمباران ویتنام شمالی و روستاهای ویتنام جنوبی بفرستد؟

جمهوری اسلامی از روز اول، هویت خود را بر مبنای ایدئولوژی خصومت با فرهنگ غربی و دشمنی با آمریکا و نابودی اسرائیل اعلام کرده و برنامه ریزی های تروریستی و هسته ای و موشکی خود را در جهت بالا بردن توان سهم خواهی منطقه ای اش پیش برده و با جنگ افروزی ده ها سال است که امنیت منطقه و جهان را به چالش کشیده است. مردم ویتنام کدامیک از این سیاست ها را پیگیری کرده بودند و کدامیک از این نوع اقدامات تروریستی و ناامن سازی های منطقه ای و بین المللی و تهدیدات هسته ای را انجام داده بودند؟ جرم مردم ویتنام غیر از این بوده که خواهان استقلال کشور خود از یوغ استعمار و اعلام بی طرفی نسبت به بلوک های متخاصم در زمان جنگ سرد بوده اند؟ غیر از این بوده خواستار اصلاحات سیاسی و اقتصادی و برخورداری از یک زندگی راحت تر و بهتر بوده اند که آن زمان کسینجر، وزیر خارجه آمریکا آن را امتیازات غیرمعقول نامیده و امروز مزدوران و بی شرمانی مانند شهرام خلدی همان را تکرار می کنند؟

مردم ویتنام از سال ۱۹۴۶ علیه تسلط فرانسه بر کشورشان جنگیدند و در نهایت در سال ۱۹۵۴ آن را شکست دادند و باعث شدند تا دولت ها در کنفرانس همان سال در ژنو استقلال کشورشان را به رسمیت بشناسند. طبق قراردادهای ژنو سرزمین ویتنام سرزمینی واحد اعلام شده که سرنوشت آن را می بایست یک انتخاب آزاد و سراسری تعیین کند. اما بعد از شکست فرانسه به بهانه اینکه که گویا ویتنام شمالی به جنوب تجاوز کرده و آمریکا چون به اصطلاح موظف به دفاع از استقلال و آزادی مردم و حکومت قانونی! جنوب بوده، قرارداد ژنو را نقض کرده و دخالت نظامی خود در حمایت از حکومت دست نشانده اش در ویتنام جنوبی برای سرکوب و کشتار مردم ناراضی از حکومت از سر می گیرد که به جنگ پنهان معروف گردید.

با نقض پیمان ژنو، آمریکا دولتی متشکل از مالکان زمین دار مسیحی و خانواده های “نگودین دیم و نهو” یک حکومت مطلقه خانوادگی در جنوب برپا کرد. همین دولت طی یک دوره ۸ ساله ۱۶۰ هزار کشته و حدود ۷۰۰ هزار از مردم و دهقانان را شکنجه کرده بود. دهکده های استراتژیک ایجاد کرده بود و مردم و دهقانان ساکن هر منطقه وسیعی را به این دهکده ها که با سیم خادار احاطه شده و با نگهبانان مسلح و سگ ها محافظت می شدند منتقل می کردند تا از پیوستن آن ها به چریک ها و ارسال آذوقه برایشان جلوگیری کنند.

در طول این دوره علاوه بر حضور نیروهای زمینی آمریکا در کنار نیروهای دولت ویتنام جنوبی برای سرکوب مردم و دهقانان و کمونیست ها، بمب افکن های آمریکا مدام روستاها و مزارع دهقانان را با بمب های ناپالم و حاوی مواد شیمیائی که سریعا درختان و مزارع را نابود و باعث مرگ زجرآور انسان و حیوان می شدند، بمباران کرده اند، و در دوره بعد که دوره جنگ علنی آمریکا با ویتنام بوده، آمریکا با جنون بیشتری از زمین هوا دست به کشتار مردم زد که B52 ها در آن شرکت کردند و امروز شهرام خلدی با افتخار از آن یاد می کند.

مردم ویتنام در دفاع از سرزمین و روستاها و مزارع خود در برابر زورگوئی های دولت جنوبی مبارزه می کردند و به این جرم قتل و کشتار و شکنجه و اعدام می شدند. آن مردم می خواستند از دست بختک دست نشانده و شریک جنایات آمریکا خلاص شوند که کسینجر جانیتکار آن را امتیاز غیر معقول نامیده بود. مردم ویتنام خواهان گرفتن هیچ امتیازی از هیچ حکومت و کشوری نبودند، بلکه خواستار بازپس گیری حق زندگی خود در سرزمین آبا و اجدادی شان بدون مورد تعقیب و شکنجه قرار گرفتن بودند. می خواستند سرنوشت خود را به دست بگیرند و خودشان دولت تشکیل بدهند.

شهرام خلدی با همانندسازی از طریق تعمیم دادن جنبش اسلام سیاسی و جمهوری اسلامی به جنگ ها و جنبش های استقلال طلبانه و آزادیخوانه قرن گذشته که آمریکا در طرف مقابل شان بوده، به عبث تلاش می کند در فضای عمومی جامعه “کمونیسم گریزی” ایجاد کند تا مردم خواهان ادامه حملات آمریکا تا بر تخت نشاندن رضا پهلوی شوند و به این طریق دولتی “آزاد” به معنائی که کسینجر در قرن گذشته معنی کرده و امروز ترامپ و رضا پهلوی و طرفداران عربده کش او معنی می کنند، برپا گردد.

ننگ بر این قماش جریانات که برای به تخت نشستن ولیعهد شاه از تخت به زیر کشیده شده شان حاضرند چاپلوسی هر جنایتکاری بکنند و از جنایات تاریخی پیشینیان او خون شوئی کنند.