مصاحبه “کارگر کمونیست” با شیوا محبوبی: زندانی سیاسی خودی و غیرخودی نداریم

کارگر کمونیست: “کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی” یکی از نهادهای بسیار فعال است که صدای زندانیان سیاسی شده است. از شما گلایه می شود که فرقی بین زندانیانی که دوره ای دست اندرکار شکنجه و سرکوب بودند با زندانیانی که مثلا فعال شناخته شده کارگری هستند، قائل نیستید. جوابتان به این مشاهده چیست؟

 

شیوا محبوبی: به عنوان یك اصل پایه “كمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی” علیه شكنجه، زندان، سركوب و اعدام تمام افراد است. از نظر ما حق زندگی بدور از شكنجه و سركوب حق بدون قید و شرط هر انسانیست. اساس كار این كمیته و فعالینش انسانیت است و در نتیجه  مواضع و اقداماتمان از این اصل و پرنسیب پیروی میكند. من مایلم از شما سوال كنم كه اگر شما چشمانتان بسته باشد و  صدای زجه و فریاد انسانی را بشنوید اولین سوالی كه به ذهنتان میاید چیست؟ آیا اینست كه این فرد چه خط سیاسی دارد و به چه جریانی متعلق است؟ و یا اینكه درد و زجه این فرد ناراحتتان میكند و میخواهید كاری برایش بكنید؟ به احتمال بسیار قوی اكثر ما عكس العمل دوم را داریم چرا كه اگر حتی ذره ای حس انسانی در ما باشد با درد فرد دیگری احساس ارتباط میكنیم. به همین دلیل ساده من فكر میكنم این انسانیت كمیته است كه انسانها را طبقه بندی نمیكند. ما كمیته‌ای هستیم با جهت گیری رادیكال و چپ اما بدون قید و شرط  و طبقه بندی علیه شكنجه و اعدام هر انسانی اعتراض میكنیم. نمیتوانیم بگوییم شكنجه و زندان را برای برخی از افراد قبول داریم و برای برخی قبول نداریم چون این یك تناقض است. همانطور كه وقتی مدافع آزادی بیان بدون قید و شرط هستید نمیتوانید برای تعدادی شرط و شروط بگذارید و از حقشان محرومشان كنید. همان فعال كارگری نیز برای رهایی همه مردم و برای جامعه ای بدون شكنجه و شكنجه گر فعالیت میكند.

در عین حال اولویتهایی در رابطه با برگزاری كارزارهایمان داریم. ما به این امر واقف هستیم كه اكثر كسانی كه طرفدار بخشهایی از رژیم بوده اند از جمله كسانی كه در اشكال مختلف جزو اصلاح طلبان رژیم هستند حتی در زندان شرایط متفاوتی با زندانیان دیگر داشته و امكانات و مزایایی دارند كه در اختیار زندانیان دیگر نیست. این نكته من بر اساس گزارشات رسیده از زندان در مورد شرایط و امكاناتی است كه در اختیار این قشر از زندانیان قرار داده میشود و همچنین نوع برخوردی كه به آنها و اتهاماتشان میشود. از طرفی این قشر از زندانیان مرتبا در سطح رسانه هایشان و از طریق روزنامه نگاران طرفدارشان در خارج از ایران مطرح میشود. برای مثال اگر موسوی و یا كروبی را به خاطر یك بیماری جزیی به بیمارستان میبرند از بی بی سی گرفته تا رسانه ها و ژورنالیستهای طرفدارشان اخبار آنها را وسیعا بازتاب میدهند. در حالیكه صدها زندانی سیاسی از درمان محروم هستند و تنها در موارد محدودی آنها را به بیمارستان میبرند و اگر هم اجازه رفتن به بیمارستان را داشته باشند به دست و پایشان دستبند و پابند میزنند، قبیحانه و توهین آمیز آنها را بازدید بدنی میكنند و مورد اهانت قرار میدهند. آرش صادقی یكی از زندانیانی بود كه بشدت احتیاج به درمان داشت و دارد اما او را پس از مدتها به بیمارستان بردند و همین حالا هم از ادامه درمان محروم است. چرا آرش را مانند موسوی و كروبی به جای زندان در حصر خانه قرار نداده اند؟ چرا حسین رونقی را در بدترین شرایط در زندان نگه داشتند تا كلیه اش را از دست داد؟ چرا بهنام ابراهیم زاده را با هدف از بین بردنش در بند زندانیان عادی و كسانی كه بیماریهای خطرناك مسری هستند، قرار دادند؟ ما قطعا وضعیت زندانیان سیاسی مختلف، شرایط نگهداری آنها، برخورد به آنها و انعكاس وضعیتشان را در اعلام كارزارهایمان در نظر میگریم و كارزارهای ما روی زندانیانی مانند آرش صادقی و بهنام ابراهیم زاده و گلرخ ابراهیمی و سعید شیرزاد و صدها زندانی دیگر مانند آنها میباشد. كارزارهای ما صدای این زندانیان هستند. ما در عین حال كسانی را كه در شكنجه و سركوب نقش داشته اند افشا كرده و خواهان محاكمه آنها هستیم. برای مثال موسوی یك جنایتكار و از آمرین و عاملین اصلی قتل عام زندانیان در سال شصت بود، ما مخالف شكنجه و اعدامش هستیم اما در عین حال خواهان به محاكمه كشیدنش در یك دادگاه مردمی هستیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *