شهلا دانشفر: کارگرا ن و مضحکه انتخابات رژیم

 

مضحکه انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر ها نزدیک است و بازارگرمی برای داغ کردن تنور شرکت در آن داغ است. در عین حال جنگ و نزاع در میان باندهای مختلف حکومتی بر سر گرفتن کرسی های قدرت بالا گرفته است. از جمله بساط مناظره های کذایی و تبلیغات انتخاباتی نشان میدهد که چگونه در مقابل فشار اعتراضات مردم، به یکدیگر حمله میکنند و حتی  پرونده های سرکوبگری ها و جنایات و اختلاس های یکدیگر را رو میکنند. می بینیم که در این دعوا ها پرونده های قتل های سال شصت و هفت  شان را جلو کشیدند. طرحهای گازانبری برای سرکوب اعتراضات دانشجویان و پرونده های سرکوبگری هایشان را در دانشگاهها را جلو چشم گذاشتند  و افشا کردند. از طرح های حجاب وعفاف و کشاکش هایشان گفتند. از سرکوب تشکلها و ان جی او ها مثال آوردند، از وضع نابسامان اقتصادی جامعه و فضای اعتراض در میان مردم به یکدیگر هشدار دادند. از شکست برجامشان هوار کشیدند. از کارگران و اعتراضاتشان از جمله از وضع نابسامان  آتش نشانان که اعتراضاتی دارند و بدنبال آتش سوزی در ساختمان عظیم پلاسکو به مرکز توجه جامعه تبدیل شده اند، و از  اعتراضات کارگران شرکت واحد با خواست حق مسکن برای همه، شاهد مثال آوردند. بر سر فاجعه معدن بر سر یکدیگر کوبیدند. از سوی دیگر بازار وعده و وعید دادن ها داغ است. با متوسل شدن به لغو طرح تفکیک جنسیتی و حماسه سرایی بر سر اینکه برای زنان اشتغال ایجاد کرده اند، فراخوان میدهند که هر کس با ١١ نفر پای صندوق رای برود. و خلاصه کلام اینکه صحنه این مناظرات و افشاگری هایشان از یکدیگر و رجزخوانی های انتخاباتی شان  بطور واقعی صحنه به جان هم افتادن مشتی جنایتکار، دزد و فاسد است که برسر گرفتن قدرت و چپاول بیشتر، چنین به جان هم افتاده اند. و در فضای بحث ها و جدالهایشان سایه سنگین جنبش کارگری، جنبش قدرتمند رهایی زن و اعتراضات مردم علیه قوانین ارتجاعی اسلامی و بنیادهای پایه ای حکومتی و فضای پر اعتراض جامعه را میشود دید. قدرت کارگران و مردمی را می شود دید که هر روز قدرتمند تر، با خواستها و اعتراضاتشان به جلو می آیند. مردمی که کل این بساط جهنمی را نمیخواهند.

کسانیکه تنور انتخابات را داغ میکنند

اینبار نیز مثل بارهای گذشته، “اصلاح گرایان” درون حکومتی و گرایشات راست توده ایستی، تحت عنوان انتخاب بین بد و بدتر سعی میکنند تنور انتخابات را داغ کرده و برای روحانی بازار گرمی کنند. از جمله این تبلیغات را در گروههای تلگرامی و در جمع ها ومناسبتهای مختلف در میان کارگران، معلمان و بخش های مختلف جامعه پمپاژ میکنند. ضمن اینکه همه تلاششان اینست که فضا را آرام نگاهدارند، تا مبادا بساط مضحکه شان برهم ریزد. یک نمونه اش اطلاعیه شورای سراسری تشکلهای صنفی معلمان به مناسبت ١٢ اردیبهشت بود که مشخصا با گفتن اینکه “چون  کشور ما در برهه خاصی از حیات سیاسی – اجتماعی خود به سر می برد” و ضرورت دارد که مردم در شرایطی آرام و به دور از چالش و دغدغه به “انتخاب” دست بزنند، به “احترام این حق بزرگ ملت” و به منظور جلوگیری از استفاده ابزاری جناح های سیاسی و جریان های قدرت از اعتراض های معلمان، از برگزاری تجمع اعتراض آمیز و بحق خود در هفته معلم، چشم می پوشند. بدین ترتیب با ردیف کردن این عبارات، هم تبلیغ انتخاباتی شان را میکنند و هم تمام توانشان را بکار میبرند تا اعتراضات معلمان را متوقف کنند. اینان در بحث هایی هم که در کانالهای تلگرامی و در مجامع معلمان جاری میکنند، تحت عنوان اینکه حرفی نزنید که فضا امنیتی شود، عملا تلاش میکنند به فضای امنیتی دامن زده و با این کار جلوی هر گونه اعتراضی را سد کنند. در عین حال در پشت پرده نیز با دیدار تنی چند از نمایندگان “اصلاحگرای” مجلس قول و قرارهایشان را گذاشته، میکوشند با دستمایه کردن نیروی وسیع اعتراض معلمان، برای خود سهم و موقعیتی جستجو کنند. خصوصا مبارزات درخشان معلمان و معلمان بازنشسته در دو سه ساله اخیر، اینان را به شدت هراسناک کرده است. و تمام کوششان را به کار میبرند که کنترل اوضاع را در دست داشته باشند. در کانالهای تلگرامی نیز، همه تلاششان اینستکه مبادا بحثی رد و بدل شود که فضا به سمت دیگری بچرخد. چرا که جایگاه مدیای اجتماعی در شکل دادن به اعتراضات سراسری معلمان را خود بخوبی تجربه کرده اند.

نظیر همین تبلیغات را خانه کارگری های حکومت اسلامی دارند. وقیحانه از ضرورت رای کارگران به “روحانی” سخن میگویند. پوستر چاپ میکنند. اما جواب این آبروباختگان را کارگران در قطعنامه های اول مه دادند. جواب آنها را معلمان و کارگران در اعتراضات هر روزه شان دارند میدهند.

جالب اینجاست که تبلیغات بر سر کاندیداتوری شوراهای اسلامی شهرها تحت عنوان مشارکت کارگران، معلمان، زنان و.. در سیاست، چاشنی تبلیغات برای کل مضحکه انتخاباتشان شده است. زیر پرچم آپارتاید جنسی که ساختار کل این حکومت است، بطور مسخره ای از سهمیه سی درصدی زنان در انتخابات سخن میگویند. و یا میکوشند که تحت عنوان امکان کاندید شدن کارگران و یا معلمان برای “دخالتگر شدن در امور جامعه” نیروی بیشتری از کارگران و معلمان را پای این مضحکه بکشانند. نمونه چنین تبلیغاتی در کانالهای تلگرامی جریاناتی چون سندیکای فلزکار مکانیک که جولانگاه گرایشات راست توده ایستی است، را به وفور میشود دید. اما همه اینها در جهت مشروعیت دادن به ساختارهای این حکومت و کل بساط سرکوب و جنایتش است.

خلاصه کلام اینکه در تبلیغات تمامی طیف های ارتجاعی رنگارنگ مدافعت حکومت همه چیز حول انتخاب بد و بدتر میچرخد و با جلوی چشم آوردن اعدام های سال ٦٧ و طرح های گازانبری قالیباف برای سرکوب دانشجویان و طرحهای تفکیک جنسیتی او در شهرداری و غیره، چنین تصویر میدهند که گویا اگر روحانی روی کار بماند، فضا باز تر خواهد بود. انگار روحانی در این چهل سال کارنامه ای پر از جنایت و دزدی ندارد.

اما با تجربه ای که مردم از دولت خاتمی و امروز روحانی دارند، میدانند که بد و بدتری وجود ندارد. دوره روحانی رکورد اعدام ها را داشته و اساس سیاستش تشدید بیشتر ریاضت اقتصادی وتحمیل فقر و بدبختی بیشتر بر گرده مردم بوده است.

بطور واقعی نیز انتخاب یا در واقع انتصاب هیچ یک از این جک و جانواران بخودی خود نمیتواند کوچکترین بهبودی در وضع ما کارگران و ما مردم ایجاد کند. هر کدام که سرکار بیاید به معنای تداوم عمر این حکومت و جهنم سرمایه داری حاکم است. اما تقویت توازن قوا به نفع مردم متیواند فضا را بدرجه ای عوض کند و این حکومت را در سیاستهایش اینجا و آنجا عقب براند. در واقع این قدرت مبارزات ما مردم است که بخشی از خود حکومت را وادار کرده که پز اصلاح طلبی بگیرد تا بتواند کل نظام را از زیر ضرب اعتراض مردم بیرون بکشد و برای کل حاکمیت عمری بخرد. و در لباس و هیئت “اعتدال” و “اصلاح طلبی” کل جامعه را چپاول و سرکوب کرده اند. بنابراین چیزی که میتواند اوضاع را به نفع ما کارگران و ما مردم و برای رسیدن به خواستهایمان  تغییر دهد مبارزات خود ما ست. هیچ تردیدی در این زمینه نباید داشت. اگر ما متحد و متعرض و متشکل باشیم، حکومت اسلامی حتی بیشتر از امروز دچار شکاف و انشقاق و چند دستگی میشود و فرجه نفس کشیدنی برای مردم ایجاد میشود.

خواست واقعی کارگران و کل مردم جارو شدن کل این بساط توحش داعش ایران است. مردم این را در اعتراضات هر روزه شان دارند بیان میکنند. و امروز با جامعه ای روبروییم که از اعتراض و مبارزه به حد انفجار رسیده است. جنبش اعتراضی کارگری هر روز با خواستهای سیاسی تر و  اجتماعی تری به جلو می آید و وزن سنگینی در فضای سیاسی جامعه دارد. کارگران با اعتراضاتشان علیه فقر و با شعارهایی چون خط فقر ٤ میلیون، حقوق ما یک میلیون، یک اختلاس کم بشه، مشکل ما حل میشه، معیشت، منزلت حق مسلم ماست، و با فریاد زیر بار ستم نمی کنیم زندگی، دارند اعتراضشان را به کل این سیستم تبعیض و نابرابری بیان میکنند. معنای واقعی اعتراضات کارگران، معلمان، بازنشستگان و بخش های معترض جامعه یعنی نه به جمهوری اسلامی و نه به مضحکه انتخاباتش. خواستهای واقعی کارگران و کل مردم جامعه بندهای قطعنامه های اول ماه مه آنها به مناسبت روز جهانی کارگر است. پلاتفرم کارگران علیه مضحکه انتخابات رژیم نیز بطور واقعی همین قطعنامه ها ست. همین فضا و اعتراضات را باید گسترش داد و تقویت کرد.

ما چه میگوییم؟ چه باید کرد؟

انتخابات رژیم اسلامی، مضحکه ای بیش نیست. مضحکه است چون انتخابی در کار نیست. حکومت میخواهد در اذهان عمومی به سیستم سرکوب و دزدی و چپاولش مشروعیت مردمی بدهد. مشتی جنایتکار و دزد و فاسد را جلوی مردم میگذارند و میخواهند به یکی از این اوباشان رای دهند. حرف همیشه ما این بوده که باید این بساط مضحکه انتخابات را روی سرشان خراب کرد. و معنای عملی آن گسترش اعتراضاتمان در تمام عرصه ها و تصرف کل فضای سیاسی جامعه و حاشیه ای کردن بساط مضحکه انتخابات است. به علاوه اگر  انتخابات رژیم مضحکه است، حتی صحبت کردن از تحریم به نوعی جدی گرفتن نمایشی است که اسمش را انتخابات گذاشته اند. حرف ما صرفا تحریم نیست که نظاره گر و پاسیو باشیم. پاسخ ما به این مساله شرکت نکردن و گسترش اعتراضاتمان است. پاسخ ما کنار زدن هر گونه تبلیغاتی است که با تشویق مردم به شرکت در رای گیری میکوشد برای کل این حکومت مشروعیت بخرد. شاخص موفقیت ما، کساد کردن هر چه بیشتر حوزه های انتخاباتی شان است. از نظر ما هر چه بیشتر مردم در این نمایشات شرکت کنند، دشمن خود را قویتر کرده اند و شرکت در این مضحکه  بشدت به زیان مردم است.

از همین رو باید فعالانه در مباحثی که در مدیای اجتماعی و در کوچه و خیابان و همه جا بپاست شرکت کنیم و با افشای تبلیغات پوچ جریانات اصلاح طلب و توده ایستی و راست بساط تبلیغاتی شان را به هم زنیم. هر کجا که کاندیدهای انتخاباتی برنامه تبلیغاتی میگذارند، تجمعات اعتراضی آلترناتیوی خود را به پا کنیم و با بدست گرفتن خواستها و مطالباتمان چون نه به اعدام، زندانی سیاسی آزاد باید گردد، معیشت، منزلت حق مسلم ماست، تشکل، اعتصاب حق مسلم ماست، و دیگر خواستهایمان، بساط انتخاباتی شان را مختل کنیم.

بوِیژه در شرایطی که جنگ و نزاعشان چنین بالا گرفته است، بهترین فرصت است که اعتراضاتمان را در تمام عرصه ها گسترش دهیم. گسترش اعتراضات کارگری، پیگیری خواستهای معلمان و پرستاران، گسترش اعتراضات بازنشستگان، اعتراض در دانشگاهها و در مقابل قوانین ارتجاعی اسلامی، گسترش کارزار علیه امنیتی کردن مبارزاتمان و ایستادن در مقابل سرکوبگری های رژیم، حمایت از مبارزات یکدیگر همه و همه پاسخ درخور ما به این رژیم و مضحکه انتخاباتش است.

بویژه مدیای اجتماعی میدان وسیع و مناسبی برای به راه انداختن همه این گفتمان ها و تدارک اعتراضات گسترده ما مردم است. گفتمان هایمان را از این کانال ها وسیعا به میان مردم ببریم.

ضمن اینکه همه میدانیم “انتخابات” مقطعی است گذرا و جمهوری اسلامی ممکن است به هر شکلی آنرا از سر بگذراند و بخشی از مردم هم به اشتباه در آن شرکت کنند. مساله اینجاست راه ما گسترش مبارزاتمان و سرنگونی این حکومت و جمع کردن کل این بساط سرکوب و جنایت و ساختن جامعه ای آزاد، برابر و انسانی است. ساختن جامعه ای سوسیالیستی که اساسش انسان است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *