چرا با سیستم فدرالیستی در ایران مخالفید؟. مگر مثلا در آمریکا و یا آلمان فدرالیسم وجود ندارد؟ این چه بدی ای دارد؟

محمد آسنگران: ما با سیستم حکومتی فدرال مخالفیم زیرا این یک عقب گرد است نه طرحی برای پیشرفت جامعه. این طرح با هر تفسیری که بخواهد همراه بشود عملا و با توجه به تجربیات دو دهه گذشته طرحی بر مبنای قومیت و ملیت و مذهب خواهد بود. جامعه را از مدنیت و حقوق شهروندی دور میکند و به قومیت و ملیت و مذهب متکی میکند. در جوامعی مانند آلمان و آمریکا و سوئیس دوره ای که این طرح را بنانهادند به منظور تشکیل کشوری بزرگتر و همزیستی مردمان این کشورها بر اساس حقوق شهروندی بود و اتکایشان از نظر قانونی و سیستم حکومتی هیچ سنخیتی با قومیت و ملیت و مذهب نداشت. آنها دستاوردهای انقلاب کبیر فرانسه را مبنای سیستم خود قرار دادند و به حقوق شهروندی متکی شدند و ایالتهایی را بر اساس مناطق و استان تقسیم کردند نه بر اساس قومیت و ملیت و…

ما در ایران و یا کشورهای منطقه اکنون با کشورهای شکل گرفته ای مواجه هستیم که مردم مشکلی با همدیگر ندارند. مردم در همزیستی و همبسگی با هم میتوانند زندگی کنند و سالهای سال است که با هم و در کنار هم زندگی کرده اند.  مشکل خود حکومتها و نقض حقوق کل شهروندان است. مشکل وجود احزاب و سیاستهای قومی و ملی و مذهبی آنها است. مثلا حکومت اسلامی و عربی و یا انواع سیستمهایی که بر اساس ناسیون و مذهب بنا نهاده شده اند باعث و بانی تفرقه هستند. علت سرکوب و استبداد در ایران و کشورهای منطقه این نبوده است که یک دولت مرکزی وجود داشته است. علت این بوده است که بر اساس نیاز سودآوری سرمایه در این کشورها حکومتها از هر نوعش دیکتاتور و مستبد بوده اند که جامعه را بر اساس ایدئولوژی خود شکل داده اند. سیستمهای حکومتی در این منطقه و از جمله ایران همیشه از سیاست ایجاد تفرقه و قوانین تبعیض آمیز پیروی کرده اند. نقض حقوق شهروندان در این کشورها به دلیل ماهیت حکومت و قوانین بوده است نه تمرکز و یا تقسیم قدرت.

برای اینکه مسئله روشنتر بشود فرض کنید فردا در ایران همانند عراق بر اساس مذهب و ملیت و قومیت جامعه به حکومتهای فدرال تقسیم بشود. میبینیم باز هم مشکل مردم برای زندگی و توسعه و پیشرفت همانند سابق و بسیار بدتر از سابق سر جای خودش خواهد بود. زیرا فدرال بودن  معنایش فقط تقسیم قدرت در مناطق مختلف و امروز در میان اقوام و مذاهب مختلف است. آنچه که به اسم حقوق شهروندی میشناسیم و یا آنچه که سکولاریسم در مقابل حکومت مذهبی شناخته شده است ویا آزادی و رفاه شهروندان و … هیچکدام با فدرالیسم پاسخ نمیگیرد. بر عکس در عراق امروز و اخیرا در شمال سوریه میبینیم که فدرال بودن فقط معنی قبول حاکمیت احزاب و نمایندگان اقوام و مذاهب معینی معنی میدهد نه چیز دیگر.

حتی در کشورهای مستقل شده شوروی سابق و یا در کشورهای وابسته به بلوک شرق قدیم مانند یوگسلاوی و یا چکسلواکی سابق  و… میبینیم که باز هم کشورهای مستقل شده امروز بر مبنای همان فدرالهای قبلی از هم جدا شدند. برای تعیین مرزهای قومی و ملی در جایی مانند اوکرایین و آذربایجان و ارمنستان هنوز مشکل حل نشده باقی مانده و جنگ و خونریزی و تفرقه و نفرت قومی ملی باد زده میشود.

حال فرض کنیم در ایران فردا همین اتفاق بیفتد. فرض کنیم جامعه تحمیق شود و به طرح سازمانهای قومی و چپهای سنتی و افراد کوته بین رضایت دادند. آن هنگام آیا احزاب قومی و ملی کرد رضایت خواهند داد که کرمانشاه و ایلام و کنگاور و هرسین و… تا نزدیک همدان یک فدرال جدا از فدرال سنندج و پاوه و کامیاران و مریوان و… باشد. آیا فدرالیست چیهای آذری و کرد رضایت میدهند که آذربایجان غربی شامل رضائیه و مهاباد و بوکان وسقز و… یک فدرال باشند و مردم آذری و کرد در یک فدرال واحد زندگی کنند.

آیا در تهران بر سر اینکه اسم فدرال چی باشد و کدام قومیت و ملیت چه قدرت و نقشی داشته باشد به جان همدیگر نمی افتند؟ اینها سوالاتی واقعی است. شک نداشته باشید که اگر ایران را فدرالی کنند در شهرهایی مانند نقده و رضائیه و کرمانشاه و همدان و کنگاور و بیجار و قروه و…. همین فدارلیسم چیها برای کسب امتیاز قومی خود جوی خون روان میکنند. این در خوزستان و بلوجستان و آذربایجان و گیلک و… هم همین مشکل را خواهد داشت. مسئله این نیست که اسم فدرال را قومی میگذارند یا اعلام میکنند ایالتی و استانی و… است. مشکل این است که در دوره ما این سیستم حکومتی بر اساس نیاز احزاب قومی و ملی و مذهبی برای کسب قدرت و امتیاز به صحنه آورده شده است.

در همان شمال سوریه اگر حزب اتحاد دمکراتیک نزدیک به پ.ک.ک حرف اول و آخر را نزند و فدرالیسمشان بر مبنای نیازهای آنها تنظیم نشود نیروهای مخالف او اجازه فعالیت نخواهند داشت. در همین قدم اول هم نمایندگان اقوام و ملیتها و مذاهب طرح فدرالی را به تصویب رسانده اند. شهروند و انتخابات و حق رای و حقوق پایه ای مردم جایگاهی در این طرحشان نداشته است. نمونه کردستان عراق هم که یک نمانه شکست خورده است و فکر نکنم مورد مناقشه باشد.

اما با این حال آیا راه دیگری برای تقسیم قدرت وجود ندارد که مردم ناچار باشند به سیستم فدرالی تن بدهند. واضح است اگر کسی خواهان دخالت شهروندان در سیستم حکومتی و اداره کشور باشد راهش این است که مردم و نمایندگانشان در یک سیستم شورایی و با رای آزادانه شهروندان در هر استان و ایالت و کل کشور و حتی در هر شهر و محله و صنف هم نقش مستقیم در تصویب و اجرای قوانین داشته باشند.

آلترناتیو ما در مقابل همه طرحهای ارتجاعی و رو به عقب و مستبدانه و در مقابل طرحهای مختلف بر مبنای قومی و ملی و مذهبی این است که خود شهروندان مستقیما و بلا واسطه در تعیین سیستم حکومتی و تصوب و اجرای قوانین نقش ایفا کنند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *